تحقیق در مورد جن

word قابل ویرایش
41 صفحه
4700 تومان

جن

یکی از آفریده های خداوند موجودی است به نام جن. این موجود همانند انسان دارای تکلیف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاریات آیه ۵۶ و سوره الرحمان آیه ۱۵ میفرماید:«جن موجودی است که از آتش آفریده شده است.» (و خلق الجان من مارج من نار(

جن اگرچه موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنایی و فوق العاده را دارد ولی از نظر وجودی، ضعیفتر از انسان و تحت تسخیر اوست؛ چنان که میدانیم همین موجودات در حکومت حضرت سلیمان پیامبر خداوند در تحت سلطه او بودند. پیامبری که از جنس انسانها برانگیخته شود پیامبر جنیان نیز هست.

امامان معصوم علیه السلام که به اذن خداوند، قدرت تصرف بر هر چیزی را دارند، بر جنیان نیز مسلط هستند. در تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام موارد متعددی در این مورد به چشم می خورد. گاهی نیز خود جنیان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی مینمودند، و پرسشهای دینی و مشکلات خود را با مراجعه به امام برطرف میکردند، زیرا امام برای گروه جن نیز امام است.

خلاصه سخن آن که جنیان در تکلیف و مسؤولیتها و اختیار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و یا فرو افتادن در دوزخ با آدمیان یکسان هستند .

بنابراین، این سخن که “جنیان به معنای میکروب و موجودات زنده ریز و ذره بینی هستند” باطل و نادرست است. آیا آنها هستند که با انسان ها و در ردیف آنها به جهنم میروند؟ آیا میکروب ها هستند که در مکه به حضور رسول خدا رسیدند و ایمان آوردند و آن محل اکنون به نام مسجد جن موجود است و مستحب است که حاجیان در آنجا دو رکعت نماز گزارند؟

منابع:
قرآن کریم، نور ملکوت قرآن، ج ۲ ص ۳۲۲-۳۲۱

« جن » موجودی است ناپیدا که مشخصات زیادی برای آن در قرآن ذکر شده است، از جمله:

۱- جن از شعله آتش آفریده شده؛ بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است. (سوره الرحمن، آیه ۱۵)
۲- جنیان دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است. آیات مختلفی از سوره جن بر این مطلب دلالت می کند.
۳- دارای تکلیف و مسئولیت هستند. آیات سوره جن و آیاتی از سوره الرحمن دلالت بر این دارند.
۴- گروهی از آنان مؤمن صالح و گروهی کافر هستند. (و انّا منا الصالحون و منّا دون ذلک ) (سوره جن، آیه ۱۱ )
۵- آنان نیز چون آدمیان دارای حشر و نشر و معادند. (و امّا القاسطون نکانوا لجهنم حطباً) (سوره جن، آیه ۱۵ )
۶- آنان قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگیری و استراق سمع داشتهاند ولی بعداً ممنوع شدند. (جن، آیه ۹ )
۷- در میان آنها جنهایی یافت میشوند که از قدرت زیادی برخوردارند، همان گونه که در میان انسان ها نیز چنین است. (سوره نمل،آیه ۳۹ (
۸- آنها قدرت انجام بعضی از کارهای انسان را دارند. (سوره سباء،آیه ۱۲ و ۱۳ (
۹- خلقت آنها بر روی زمین قبل از خلقت انسانها بوده. (سوره هجر، آیه ۲۷ (

منابع:
تفسیر نمونه،ج ۲۵،ص ۱۵۴ و ۱۵۵

شاید به جرات بتوان بحث در وادی موجودات ماوراءالطبیعه را به قدمت تاریخ بشری دانست،چه در میان عوام وچه در میان روشنفکران،دانش پژوهان و محققین هر عصر.از این رو بعد از گذشت قرن ها این بحث هنوز هم به همان تازگی دنبال شده و چنانچه وقتی نوشته

ای،گفتگویی،داستانی ویا حتی فیلمی در مورد آنها تهیه می شود از استقبال عموم برخوردار می گردد،چرا که بشر همیشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهای پیرامون خویش است،تا بتواند حس غریزی کنجکاوی خود را نسبت به این موجودات به طریقی تسکین بخشد.شاید یک وجه اشتراک را بتوان در میان عوام و روشنفکران و دانشمندان یافت وآن شک و تردید نسبت به واقعیت وجودی آنان است؛چراکه حتی سیر تکاملی علم در قاره اروپا و آمریکا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علی

رغم همه پیشرفت های علوم بشری هیچ راه حل علمی برای پی بردن به چگونگی این موجودات عنوان نشده و همه چیز مانند ازل در شک و تردید است؛اما در جهان بینی اسلامی همه چیز زیبا و بجا آفریده شده است،حتی موجود ماوراء الطبیعه ای با نام «جن»،موجودی که حتی برخی از مسلمانان،روشنفکران و دانش پژوهان در زمینه دینی یا به دیده شک و تردید در آن نگریسته،ویا سکوت کرده اند.

جن یک واقعیت است یا افسانه
در میان انسان ها بر خلقت نظام عالم دو دیدگاه کلی وجود دارد،عده ای که همه چیز را ناشی از خلقت ذات الهی می دانند و گروهی دیگر که سر منشاء خلقت نظام دو عالم را در طبیعت جستجو می کنند.اگر چه در میان آنان اختلاف نظرها بسیار عمیق واساسی است،ولی هیچ یک از این دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراء الطبیعه را انکار کنند.

آنهایی که خدا باورند و به روح و معاد معتقدند(غیر از مسلمانان)از آنها به عنوان ارواح خبیثه ویا ارواح شریر یا شیطان یاد می کنند،برخی هم آنها را موجودات فضایی قلمداد می کنند،مادیون هم اعتقادی به ذات الهی و قدرت پروردگار ندارند،این موجودات را همان انسان های اولیه ای می دانند که در سیر تکامل بین انسان ومیمون حیوان مانده وبه شکل و شمایل غریب در آمده اند و یا حتی برخی از آنها معتقدند که اینان انسان های وحشی و بدوی در اعماق جنگل هستند و گاهی خود را نمایان ساخته و موجب اذیت و آزار انسان های متمدن میشوند.

بنا به نص صریح قرآن،موجودات عالم به سه گروه تقسیم می شوند:
۱٫ جامدات
۲٫ نباتات
حیوانات؛که یا دارای عقلند مانند انسان،فرشتگان و جنیان و یا فاقد عقل و شعور مانند حیوانات وباز بنا به آیات نورانی قرآن کریم، باید بدانیم که بدون هیچ شک و تردیدی موجودی با نام«جن» در جهان آفرینش وجود دارد که از نظر تکلیف و شایستگی مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان می باشد، چرا که:

۱٫ سی و چهار بار نام جن در قرآن کریم آورده شده است.
۲٫ هفتادودومین سوره قرآن با نام این موجود مزین گردیده است.
۳٫ احادیث و روایات فراوانی از پیامبر اکرم (ص)،حضرت علی(ع)،امامان و بزرگان علوم دینی در این خصوص،موجود بوده ودر دسترس قرار دارد.
۴٫ به وسیله بسیاری از انسان ها رؤیت شده اند.
به آیاتی از قرآن کریم که وجود جن را مبرهن می داند اشاره می کنیم:
• سپاهیان سلیمان از جن و آدمی و پرنده گرد آمده و به صف می رفتند.(سوره نمل،آیه ۱۷)
• برای خدا شریکانی از جن قرار دادند و حال آن که جن را خدا آفریده است.(سوره انعام،آیه۱۷)
• بگو از جن و انس گرد آیند تا همانند این قرآن بیاورند،نمی توانند،هر چند که یکدیگر را یاری دهند.(سوره اسرا،آیه۸)

ازاین آیات چنین برمی آید که نه تنها آنها هم مانند انسان مرگ دارند بلکه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نیستند.
تکالیف جنیان در مقابل ذات پروردگار
همان طور که در مباحث قبل گفتیم انسان، فرشته و جن سه موجودی هستند که بنابر مصلحت خداوند خلق شده اند و هدف از آفرینش آنها نیز عبادت پروردگار است.
چنانکه در قرآن کریم آمده است:جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریده ام.(سوره ذازیان،آیه۵۶)
جن نیز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانین دینی مکلف است چگونگی عبادت و اجرای احکام در میان آنها مشخص نیست ولی آنچه مسلم است این است که پیامبرانی که برای هدایت مخلوق برگزیده شده اند جنیان را نیز هدایت گرند.
چنانکه علامه طباطبایی فرمودند:اتفاقاًدر این باره از خود جنیان هم سؤال شده که آیا پیغمبر شما از جنس خود شماست در پاسخ گفته اند:پیامبران ماانسانند و اینک ما به رسالت ختمی مرتبت ایمان آورده ایم و او را آخرین پیامبر می دانیم.(جن و شیطان)

از بسیاری از آیات روایت و احادیث نیز این طور استنباط می شود که در بعضی از جنیان کافرو بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها یهودی بودند که بعد از اسلام به پیشگاه حضرت محمد(ص)آمده و مسلمان شده اند و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسان ها در نظر گرفته می شود در قرآن آمده است:بعضی از ما مسلمانند و بعضی از دور.آنان که اسلام آورده اند در جست وجوی راه درست بودند ،اما آنان که از حق دور ند هیزم جهنم خواهند بود واگر بر طریق راست پایداری کند ازآبی فراوان سیرابشان کنیم(سوره جن آیه۱۴و۱۵و۱۶) از این آیه چنین برمی آید که جن ها همانند انسان به گونه ای مختلفند بعضی کافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نیز نیکوکار و صالح بوده و دارای عقاید مختلف و ادیان مختلف هستند.

در سوره احقاف آمده است که:حضرت رسول پس از آنکه از مکه به طایف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت کند کسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد در بازگشت به محلی رسید که آن را وادی جن شب را درآنجا ماند و به تلاوت آیات الهی مشغول شد در آن هنگام گروهی از جنیان صدای صوت آن حضرت را شنیدند پس از آنکه رسول اکرم از تلاوت فراغت یافت جنیان به سوی قوم برگشتند و این طور مشاهدات خود را بازگو کردند:ای قوم کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده و تصدیق کننده مطالب آن است و به حق و راستی هدایت می کند.(سوره احقاف،آیه۲۹و۳۰)
وروایت است که حتی برخی از جنیان از گروه شیعیان می باشند از آن جمله روایتی است که از

ابوحمزه ثمالی نقل شده:روزی جهت شرف یابی به حضور امام باقر اجازه خواستم گفتند که عده ای خدمت آن حضرت هستند لذا اندکی صبر کردم تا آنها خارج شوند پس کسانی خارج شدند که آنها را نمی شناختم و غریب به نظرم آمدند چون اجازه شرفیابی گرفتم داخل شدم و به حضرت عرض کردم فدایت شوم الان زمان حکومت بنی امیه است و شمشیرهای آنها خونریز می باشد.امام فرمود ای ابا حمزه اینان گروهی از شیعیان از طایفه جن بودند تا از مسایل دینی خود سؤال کنند.(جن و شیطان،ص۵۶)

آیا فرشتگان و شیاطین از تبار جنیانند؟
همان طور که گفته شد بنابر قرآن کریم سه موجود انسان، فرشته و جن دارای عقل و شعورند و بنابر مصلحت خداوند در صحنه گیتی ظاهر شدند و نامی از شیطان به طور مستقل به میان آورده نشده است.بنابراین شیطان یا باید از جنس فرشته باشد و یا از جنس جن بهتر است باز از قرآن کریم مدد بگیریم:آنگاه که به فرشتگان گفتیم تا آدم را سجده کنید همه جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش سربرتاخت سجده کردند(سوره کهف،آیه۵۰)

همچنین خداوند در قرآن کریم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا دانسته:فرشتگان هرگز نافرمانی خدا را نمی کنند و همان کاری را می کنند که به آن ما‏مور شده اند.(سوره تحریم،آیه۶)
وبنابر روایتی از زسول خدا :فرشتگان از نور آفریده شده اند بنابراین ابلیس که بزرگترین خطا را در درگاه خدا وند مرتکب شده هرگز نمی تواند از جنس فرشته باشد اگرچه با همه این مستندات هنوز در بین علمای اسلامی در نوع خلقت ذاتی شیطان اختلاف نظر وجود دارد.

ارواح شریر کدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و کنده کاری های غارها نشان می دهد که انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس کرده است موجوداتی که ترس و وحشت و حتی نوعی پرستش و کرنش را در آنها ایجاد می کرده است پس از اختراع زبان و خط هر قوم و قبیله ای نامی بر آنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنانکه امروز هنوز در آفریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات ویا دفع آنان صورت می گیرد به عنوان مثال در آیین

مسیحیت جن گیری یک سابقه دیرینه دارد که اغلب کشیش ها اقدام به آن می کنند و در واقع معتقدند که شیطان در قالب جسم فردی رسوخ می کند البته تقریباً به غیر از مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر می نامند وبرای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند.

مثلاًبرخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یک تفکر سنتی وقتی در خیابان راه می روند دست های خود را تکان می دهند تا از ارواح شریر دور بمانند ویا در روز معین از سال مراسمی برپا می کنند که در آن عده ای بسیار از مردم لباس شبیه به لباس اتاق عمل می پوشند،بوقی در دست می گیرند ودر آن می دمند.اما بنابراعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماواء الطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی کاملاًاز بدن انسان خارج شود نه تنها قدرتی ندارد بلکه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی بر آن داشته باشد مگر به خواست خداوند.

در کتاب ارتباط با ارواح این طور آمده :تسلط ارواح عقب مانده بر انسان ها را در اصطلاح جن زدگی می گویند که در واقع به همان مفهوم افسون وتسخیر است ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم اول این که جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند که بر طبق روایتی عامیانه معمولاًبرای ایجاد شر خلق گشته اند و همواره محکوم به بدی کردن می باشند حال آنکه هیچ موجودی به خاطر بدی کردن آفریده نمی شود معشیت پروردگار چنان است که راه تکامل و تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد دوم این که اصطلاح جن زدگی غالباًبدین

دو نوع سکونت درقالب یک بدن و این فقط یک نوع استثناست نه یک تصرف یا دشمن و آزار بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه برای ما قابل قبول نیست آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است که واژه جن در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموماً آن را شیطان ویا ارواح شریر می نامند در حالی که ما مسلمانان معتقدیم که در میان جنیان جن صالح و نیکوکار نیز وجود دارد.

اسماعیل حسین زاده سرابی در کتاب سیمای جن این طور می نویسد: سال ها پیش در مشهد مسئله احضار روح غوغایی عجیب به راه انداخته بود تا این که دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شرکت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزدیک جریان حرکت میز را مشاهده کردند در جلسه دیگر یکی از دو درخواست کرد که میز مقصود ،میز مخصوص احضار روح است که روی آن همه حرف ها نوشته شده و جن ها توسط اشاره ای میز را تکان می دهند تا روی حرف مورد نظر

بایستند را بگردانند این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مکالمه صحیح با موجودات نامرئی را بلد بود گرداننده میز را به اسمایی که حضرت سلیمان می دانست و با آن اسما جنیان را مسخره کرده بود،قسم داده و پرسیده بود شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر و شروع به خواندن حروف الفبا کرده که در نهایت این جمله ها حاصل شد«من جن هستم».

زمردیان نیز در کتاب شیطان کیست می گوید:مدت هاست ارتباط گیرندگان با روح به وسیله های گوناگون با جن تماس می گیرند البته جن خود را بانام روح یکی از افراد معرفی می کند وآنها بر این باورند که با روح آدمی تماس گرفته اند در حالی که اغلب تماس آنها با جن و شیطان است.
آیا جن علم غیب دارد؟

قابلیت های موجود در جن که ناشی از نوع خلقتش می باشد مانند پنهان بودن از چشم طی کردن مسافت و غیره این تصور را در ذهن انسان ها اجاد می کند که این موجودات از عالم غیب آگاهند البته بسیاری از ارتباط برقرارگنندگان آگاهانه به قصد سوء استفاده و فریب مردم ویا نا آگاهانه به این باورها دامن زده اند ولی حقیقت آن است که تنها خداوند است که آگاه به غیب می باشد ولاغیر.چنانچه می فرماید:خداوند دانای غیب است وغیب خود را بر هیچ کس آشکار نمی سازد مگر برآن پیامبری که از او خشنود باشد.

والبته بسیار دیده شده در جریان همین احضار روح که ما آن را احضار جن می دانیم.جنیان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی ارائه دهند که آن را نباید ناشی از علم غیب آنان دانست زیرا جن ها از آن جایی که براحتی می توانند طی چند لحظه مسافت طولانی راطی کنند می توانند از همنوعان خود که در جریان ماجرا قراردارند پاسخ را جویا شده و به شخص رابط اطلاع دهند ویا از امکانات دیگری استفاده کنند که ما از آن بی خبریم به هر حال علم غیب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای که از طرف خداوند این توانایی برایشان ممکن می شود.
ترس از جنس

آیا باید از جن ها ترسید برای در امان ماندن از آنها چه باید کرد ظرفیت ها و عکس العمل های انسان ها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسیار متفاوت است و غیر قابل پیش بینی است بنابراعتقاداتی که سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزار دهنده و موجب شر و فساد بوده اند و هرگاه بیماری لاعلاجی پیش آمده و یا اتفاق غیر قابل توجیهی روی داده به جن و شیطان نسبت داده شده است موارد زیادی از بیماران روان پریش دیده شده اند که

بیماری خود را ناشی از دیدن این موجودات می دانند و از سوی اطرافیان جن زده لقب گرفته اند.
مسلم است که وحشت ،ترس و اضطراب بیش از حد موجب بسیاری از اختلالات روحی وروانی خواهد شد.به راستی کدام انسان است که در برخورد با این موجودات بیم در دلش راه نیابد.ولی آیا می توان همه این بیماری ها را منسوب به جن و شیطان دانست.

به طور حتم شما هم عارضه آل زدگی را به کرات از سالخوردگان شنیده اید عارضه ای که مردم در قدیم در برخی از روستاها ومناطق دور افتاده آنرا باور داشته و معتقدند که این موجودات جان زن زائووطفلش را به خطر می اندازد چنانکه چند پیاز پوست کنده را در بالای سر زائو می گداشتند تاآل و جن از بوی بد پیاز فرار کند.
در حالی که امروزه از طریق علمی ثابت شده است عامل بسیاری از بیماری ها،میکروب زدایی پیاز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن.ویا عوام بیماری بسیاری از کسانی که به بیماری صرع گرفتارند را به جن نسبت می دهند حال این ها تا چه حد واقعیت دارد سؤالی است که می توان با استناد بر این آیه آن را پاسخ گفت:آنان که ربا می خورند در قیامت چون کسانی از قبر بر می خیزند که به افسون شیطان دیوانه شده اند.(سوره جن،آیه۲۶و۲۷)

بنابراین بسیاری از اعمال نادرست که جنبه شیطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شیطان در روح انسان اعمال می شوند موجب اختلالات روحی.روانی گشته و در واقع یک جنون شیطانی در فرد ایجاد می کند علامه طباطبایی(ره)می گوید:تشبیهی که در این آیه شده که ربا خوار را به کسی تشبیه کرده که از طریق تماسی با شیطان دیوانه شده خالی از این معنا نیست که چنین چیزی (یعنی دیوانه شدن)امری است ممکن چون هر چند آیه شریفه دلالت ندارد که همه دیوانگان در اثر مس شیطان دیوانه شده اند ولی این قدر دلالت دارد که بعضی از جنون ها در اثر مس شیطان رخ می دهد.(سوره بقره،آیه۲۷۵)

شاید بهترین راه بای در امان ماندن از آزار جنیان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست.چرا که جنیان نیز مانند انسان خوب وبد دارند و از آنجایی که در میان انسان ها زندگی می کنند و تعدادشان نیز بسیار زیادتر از انسانهاست دیدار با آنها برای هیچ کس غیر ممکن نیست ولی چه بسا بسیاری از اختلالات روحی،روانی که به جسم هم آسیب جدی وارد می سازد ناشی از دیدار با یک جن خوب و نیکوکار بوده و تنها ترس از دیدار با این موجود فرد را دچار عارضه ساخته و هیچ قصد و عمدی از سوی جنیان در کار نبوده است.

﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾
قل اوحی الی انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا ﴿۱﴾ یهدی الی الرشد فآمنا به ولن نشرک بربنا احدا ﴿۲﴾ وانه تعالی جد ربنا ما اتخذ صاحبه ولا ولدا ﴿۳﴾ وانه کان یقول سفیهنا علی الله شططا ﴿۴﴾ وانا ظننا ان لن تقول الانس والجن علی الله کذبا ﴿۵﴾ وانه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا ﴿۶﴾ وانهم ظنوا کما ظننتم ان لن یبعث الله احدا ﴿۷﴾ وانا لمسنا السماء فوجدناها ملئت حرسا شدیدا وشهبا ﴿۸﴾ وانا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن

یستمع الآن یجد له شهابا رصدا ﴿۹﴾ وانا لا ندری اشر ارید بمن فی الارض ام اراد بهم ربهم رشدا ﴿۱۰﴾ وانا منا الصالحون ومنا دون ذلک کنا طرائق قددا ﴿۱۱﴾ وانا ظننا ان لن نعجز الله فی الارض ولن نعجزه هربا ﴿۱۲﴾ وانا لما سمعنا الهدی آمنا به فمن یومن بربه فلا یخاف بخسا ولا رهقا ﴿۱۳﴾ وانا منا المسلمون ومنا القاسطون فمن اسلم فاولئک تحروا رشدا ﴿۱۴﴾ واما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا ﴿۱۵﴾ والو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا ﴿۱۶﴾ لنفتنهم فیه ومن یعرض عن ذکر ربه

یسلکه عذابا صعدا ﴿۱۷﴾ وان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا ﴿۱۸﴾ وانه لما قام عبد الله یدعوه کادوا یکونون علیه لبدا ﴿۱۹﴾ قل انما ادعو ربی ولا اشرک به احدا ﴿۲۰﴾ قل انی لا املک لکم ضرا ولا رشدا ﴿۲۱﴾ قل انی لن یجیرنی من الله احد ولن اجد من دونه ملتحدا ﴿۲۲﴾ الا بلاغا من الله ورسالاته ومن یعص الله ورسوله فان له نار جهنم خالدین فیها ابدا ﴿۲۳﴾ حتی اذا راوا ما یوعدون فسیعلمون من اضعف ناصرا واقل عددا ﴿۲۴﴾ قل ان ادری اقریب ما توعدون ام یجعل له ربی امدا ﴿۲۵﴾ عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا ﴿۲۶﴾ الا من ارتضی من رسول فانه یسلک من بین یدیه ومن خلفه رصدا ﴿۲۷﴾ لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربهم واحاط بما لدیهم واحصی کل شیء عددا ﴿۲۸﴾
مکان جنیان

از آنجایی که نوع خلقت جنیان با انسانها و حیوانات متفاوت است، واضح است که مکان زندگی آنها نیز متناسب با نوع خلقت آنها باشد، ولی آن مکانها کجاست. در بین عوام شایع است که زیرزمینها، جاهای تاریک و مرطوب مانند حمامها، چاهها و عمق جنگلها جایگاه جنیان است. اما بررسی ها حاکی از آن است که قطعا آنها در جایی زندگی میکنند که از انسانها به دور باشند. در روایتی از

امام صادق (ع) نقل شده که: «در وادی شقره (بیابانی که رنگ خاکش سرخ مایل به زرد است) نماز نخوان، زیرا در آن جا منازل جن است.» (وسائل الشیعه، ص ۴۵۲) قابل ذکر است یکی از معروفترین مساجد مکه با نام «مسجد الجن» در غرب شهر مکه محل نزول جنیان در مکه است و مستحب است حاجیان در آن مسجد رفته و دو رکعت نماز به جا آورند.

تولید مثل جنیان
آنچه مسلم است این است که بنابر ذات وجودی جنیان آنها نیز مانند انسان دارای غریزه جنسی بوده و توالد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقای نسلشان آمیزش جنس مونث و مذکر است، اما این سوال که آیا آنها هم مانند انسانها و یا سایر جانداران با عمل لقاح
و تشکیل نطفه تولد مییابند، چیزی نیست که از کلام خداوند بتوان استنباط کرد ولی ابن عربی در فتوحات گفته است: «تناسل بشر به القای آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القای هوا در رحم اثنی (جنس ماده) میباشد». (جن و شیطان ص ۵۷)

روایتی است از بخشی از وصیت حضرت رسول (ص) به امیرالمومنین (ع) که فرمود: «ای علی، در شب اول، وسط و آخر ماه آمیزش مکن و… همانا جنیان در این سه شب به پیش زنان خویش (برای مقاربت) میروند». (وسائل الشیعه، ص ۹۱) و در آیه ای برای وصف حوریان بهشتی آمده است: «حوریان بهشتی را قبل از شوهرانشان، نه آدمی و نه جن دست زده است». (سوره الرحمن، آیه ۵۶ و ۷۴)

خواب جنیان
«الله خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست. زنده و پاینده است. نه خواب سبک او را در برمی گیرد و نه خواب سنگین». (سوره بقره، آیه ۲۵۵) و از حضرت صادق (ع) روایت است که میفرمایند: «به غیر از خداوند متعال همه خواب دارند، حتی فرشتگان». (میزان الحکمه، ص ۲۵) و حدیثی است از رسول خدا(ص) که میفرمایند: «خواب به چهار گونه است، پیامبران به پشت میخوابند، مومنین به دست راست، کافرین و منافقین به دست چپ و شیاطین به رو میخوابند». (شیخ حر عاملی، ص ۱۰۶۷) آنچه از این مطالب میتوان دریافت این است که به غیر از ذات اقدس الهی همه موجودات دارای خواب هستند.

مرگ جنیان
جنیان نیز مانند هر جانداری همان طور که دارای حیات هستند مرگ هم شامل حالشان میشود. چنان که در قرآن کریم آمده: «و بر آنها (خطا کاران) نیز همانند پیشینیانشان از جن و انس عذاب مقرر شد». (سوره فصلت، آیه ۲۵) «به میان امتهایی که پیش از شما بوده اند، از جن و انس در آتش داخل شوید». (سوره اعراف، آیه ۳۸) از این آیات چنین برمی آید که نه تنها آنها هم مانند
انسان مرگ دارند، بلکه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نیستند.

تکالیف جنیان در مقابل ذات پروردگار
همان طور که در مباحث قبل گفتیم، انسان فرشته و جن سه موجودی هستند که بنابر مصلحت خداوندخلق شده اند و هدف از آفرینش آنها نیز عبادت پروردگار است. چنان که در قرآن کریم آمده است: «جن و انس را جز برای پرستش خود نیافریده ام». (سوره ذاریات، آیه ۵۶) ناصر خسرو نیز این طور میسراید: داخل اندر دعوت او جن و انس تا قیامت امتش هر نوع و جنس جن نیز مانند

انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجرای قوانین دینی مکلف است، چگونگی عبادت و اجرای احکام در میان آنها، مشخص نیست ولی آنچه مسلم است، این است که پیامبرانی که برای هدایت مخلوق برگزیده شده اند، جنیان را نیز هدایتگرند. چنان که علامه طباطبایی (ره) فرمودند: «اتفاقا در این باره از خود جنیان هم سوال شده که آیا پیغمبر شما از جنس خود

شماست؟ در پاسخ گفته اند: «پیامبران ما انسانند و اینک ما به رسالت حضرت ختمی مرتب ایمان آورده ایم و او را آخرین پیامبر میدانیم». (جن و شیطان) از بسیاری از آیات، روایات و احادیث نیز این طوراستنباط میشود که بعضی از جنیان کافر و بعضی مسلمانند و حتی قبل از ظهور اسلام برخی از آنها
یهودی بوده اند که بعد از اسلام به پیشگاه حضرت محمد(ص) آمده و مسلمان شده اند، و برای آنها عقوبتی همانند عقوبت انسانها در نظر گرفته میشود. در قرآن آمده است: «بعضی از ما مسلمانند و بعضی از حق دور و آنان که اسلام آورده اند در جست
و جوی راه راست بوده اند، اما آنان که از حق دورند هیزم جهنم خواهند بود و اگر بر طریق راست پایداری کنند، از آبی فراوان سیرابشان کنیم». (سوره جن، آیه ۱۴، ۱۵ و ۱۶) از آیه این چنین برمی آید که جنها همانند انسان به گونه های مختلفند، بعضی کافر و بعضی فاسق و ظالم البته برخی نیز نیکوکار و صالح بوده و دارای عقاید مختلف و ادیان مختلف هستند. در سوره احقاف آمده است که: «حضرت رسول (ص) پس از آن که از مکه به طایف رفت تا مردم را به سوی اسلام دعوت کند، کسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، در بازگشت به محلی رسید که آن را «وادی جن» میگفتند، شب را در آنجا ماند و به تلاوت آیات الهی
مشغول شد، در آن هنگام گروهی از جنیان صدای صوت آن حضرت را شنیدند، پس از آن که رسول اکرم (ص) از تلاوت فراغت یافت، جنیان به سوی قوم برگشتند و این طور مشاهدات خود را بازگو کردند: «ای قوم، کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده و تصدیق کننده مطالب آن است و به حق و راستی هدایت میکند». (سوره احقاف، آیه ۲۹ و ۳۰) و روایت است که حتی برخی از جنیان از گروه شیعیان میباشند از آن جمله روایتی است که از ابوحمزه ثمالی نقل شده: «روزی جهت شرفیابی به

حضور امام باقر (ع) اجازه خواستم، گفتند که عده ای خدمت آن حضرت هستند، لذا اندکی صبر کردم تا آنها خارج شوند. پس کسانی خارج شدند که آنها را نمی شناختم و غریب به نظرم آمدند. چون اجازه شرفیابی گرفتم، داخل شدم و به حضرت عرض کردم، فدایت شوم، الان زمان حکومت بنی امیه است و شمشیرهای آنها خونریز میباشد. امام فرمود: ای اباحمزه! اینان گروهی از شیعیان، از طایفه «جن» بودند و آمده بودند تا از مسائل دینی خود سئوال کنند». (جن و شیطان، ص ۶۵)

آیا فرشتگان و شیاطین از تبار جنیانند؟
همان طور که گفته شد بنا بر قرآن کریم سه موجود انسان، فرشته و جن دارای عقل و شعورند و بنا بر مصلحت خداوند در صحنه گیتی ظاهر شدند و نامی از شیطان به طور مستقل به میان آورده نشده است. بنابراین شیطان یا باید از جنس فرشته باشد و یا از

جنس جن. بهتر است باز از قرآن کریم مدد بگیریم: «آن گاه که به فرشتگان گفتیم تا آدم را سجده کنید، همه جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پرودگارش سر برتافت سجده کردند». (سوره کهف، آیه ۵۰) همچنین خداوند در قرآن کریم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا و گناه دانسته: «فرشتگان هرگز نافرمانی خدا را نمی کنند و همان کاری را میکنند که به آن مامور شده اند». (سوره تحریم، آیه ۶) و بنا به روایتی از رسول خدا(ص): «فرشتگان از نور آفریده شده اند». بنابراین ابلیس که بزرگترین خطا را در درگاه

خداوند مرتکب شده هرگز نمی تواند از جنس فرشته باشد. (اگر چه با همه این مستندات هنوز در بین علمای اسلامی در نوع خلقت ذاتی شیطان اختلاف نظر وجود دارد.)

ارواح شریر کدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و کنده کاریهای غارها نشان میدهد که انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس کرده است. موجوداتی که ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و کرنش را در

آنها ایجاد میکرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبیله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنان که امروز هنوز در افریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات و یا دفع آنان صورت میگیرد. به عنوان مثال در آیین مسیحیت، جن گیری یک سابقه دیرینه دارد که اغلب کشیش ها اقدام به آن میکنند و در واقع معتقدند که شیطان در قالب جسم فردی رسوخ میکند. البته تقریبا به غیر از

مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر مینامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یک تفکرسنتی وقتی در خیابان راه میروند دستهای خود را تکان میدهند تا از ارواح شریر دور بمانند و یا در روز معینی از سال مراسمی برپا میکنند که در آن عده ای بسیار از مردم لباسی شبیه به لباس اتاق عمل میپوشند، بوقی در دست میگیرند و در آن میدمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی کاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلکه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.

در کتاب «ارتباط با ارواح» این طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عامیانه «جن زدگی» میگویند که در واقع به همان مفهوم افسون و تسخیر است. ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم؛ اول این که، جن
واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند که برطبق روایتی عامیانه معمولا برای ایجاد شر خلق گشته اند، و همواره محکوم به بدی کردن میباشند حال آنکه هیچ موجودی به خاطر بدی کردن آفریده نمی شود، مشیت پروردگار چنان است که راه تکامل و

تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم این که اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدین معنی به کار میرود که جسم شخص جن زده را یک جن دیگر و یا روح متصرف شود. یعنی در واقع دو نوع سکونت در قالب یک بدن و این فقط یک نوع
استثناست نه یک تصرف یا دشمنی و آزار، بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه آن برای ما قابل قبول نیست».

آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است که واژه «جن» در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموما آن را شیطان و یا ارواح شریر مینامند. در حالی که ما مسلمانان معتقدیم که در میان جنیان، جن صالح و نیکوکار نیز وجود دارد.
اسماعیل حسین زاده سرابی در کتاب «سیمای جن»این طور مینویسد: «سالها پیش در مشهد مسئله احضار روح غوغایی عجیب به راه انداخته بود تا این که دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شرکت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزدیک جریان حرکت میز را مشاهده کردند. در جلسه دیگر یکی از آن دو درخواست کرد که میز (مقصود میز مخصوص احضار روح است که روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای میز راتکان میدهند تا روی حرف مورد نظر

بایستد) را بگردانند، این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مکالمه صحیح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده میز را به اسمایی که حضرت سلیمان (ع) میدانست و با آن اسما جنیان را مسخر کرده بود، قسم داده و پرسیده بود: شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا کرده در نهایت این جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمردیان نیز در کتاب «شیطان کیست» میگوید: «مدتهاست (ارتباط گیرندگان با روح) با وسیله های گوناگون با جن تماس میگیرند… البته جن خود را به آنها با نام روح یکی از افراد معرفی میکند و آنها بر این باورند که با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی که اغلب تماس آنها با جن و شیطان است.»

آیا جن علم غیب دارد
قابلیت های موجود در جن که ناشی از نوع خلقتش میباشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت کردن و غیره) این تصور را در ذهن انسانها ایجاد میکند که این موجودات از عالم غیب آگاهند. البته بسیاری از ارتباط برقرارکنندگان آگاهانه به قصد سوؤ
استفاده و فریب مردم و یا ناآگاهانه به این باورها دامن زده اند، ولی حقیقت آن است که تنها خداوند است که آگاه به غیب میباشد و لاغیر، چنان چه میفرماید: «خداوند دانای غیب است و غیب خود را بر هیچ کس آشکار نمی سازد، مگر بر آن پیامبری که از اوخشنود باشد». و البته بسیار دیده شده در جریان همین احضار روح که ما آن را احضار جن میدانیم، جنیان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندکه آن را نباید ناشی از علم غیب آنان دانست، زیرا جنها از آنجایی که به راحتی میتوانند طی طریق کنند، میتوانند از همنوعان خود که در جریان ماجرا قرار دارند پاسخ را جویان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و یا از امکانات دیگری استفاده کنند که ما از آن بی خبریم. به هر حال علم غیب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص که از طرف خداوند این توانایی برایشان ممکن میشود.
ترس از جن
آیا باید از جنها ترسید؟

برای در امان ماندن از آنها چه باید کرد؟ ظرفیتها و عکس العملهای انسانها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسیار متفاوت و غیرقابل
پیش بینی است. بنابر اعتقاداتی که سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزاردهنده و موجب شر و فساد بوده اند، هرگاه بیماری لاعلاجی پیش آمده و یا اتفاق غیرقابل توجیهی روی داده به جن و شیطان نسبت داده شده است. موارد زیادی از بیماران روان پریش دیده شده اند که بیماری خود را ناشی از دیدن این موجودات میدانند و از سوی اطرافیان جن زده لقب گرفته اند. مسلم است که وحشت، ترس و اضطراب بیش از حد، موجب بسیاری از

اختلالات روحی و روانی خواهد شد. به راستی کدام انسان است که در برخورد با این موجودات بیم در دلش راه نیابد. ولی آیا میتوان همه این بیماریها را منسوب به جن و شیاطین دانست؟ به طور حتم شما هم عارضه «آل زدگی» را به کرات از سالخوردگان شنیده اید، عارضه ای که مردم در ایام قدیم و امروزه در برخی از روستاها و مناطق دورافتاده آن را باور داشته و معتقدند که این موجود جان زن زائو
و طفلش را به خطر میاندازد. (چنان که چند سیخ پیاز پوست کنده را در بالای سرزائو میگذاشتند تا آل و جن از بوی بد پیاز فرار کرده و به زائو نزدیک نشوند.) در حالی که امروزه از طریق علمی ثابت شده است عامل بسیاری از بیماری ها، میکروب و موجودات
میکروسکوپی بوده و وجود میکروب و نفوذ آن در بدن ضعیف زائو و طفلش موجب بیماری میشده و خاصیت میکروب زدایی پیاز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن. و یا عوام بیماری بسیاری از کسانی که به بیماری صرع گرفتارند را به

جن ها نسبت میدهند. حال این ها تا چه حد واقعیت دارد، سوالی است که میتوان با استناد بر این آیه آن را پاسخ گفت:
«آنان که ربا میخورند، در قیامت چون کسانی از قبر برمی خیزند که به افسون شیطان دیوانه شده اند». (سوره جن، آیه ۲۶ و ۲۷) نابراین بسیاری از اعمال نادرست که جنبه شیطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شیطان در روح انسان اعمال میشوند موجب اختلالات روحی، روانی گشته و در واقع یک جنون شیطانی را در فرد ایجاد میکنند.علامه طباطبایی (ره) میگوید: «تشبیهی که در این آیه شده که رباخوار را به کسی تشبیه کرده که از طریق تماس با شیطان دیوانه شده، خالی از این معنا نیست که چنین چیزی (یعنی دیوانه شدن) امری است ممکن، چون هر چند آیه شریفه دلالت ندارد

که همه دیوانگان در اثر «مس شیطان» دیوانه شده اند ولی این قدر دلالت دارد که بعضی از جنونها در اثر مس شیطان رخ میدهد». (سوره بقره، آیه ۲۷۵) شاید بهترین راه برای در امان ماندن از آزار جنیان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست؛ چرا که جنیان نیز مانند انسان، خوب و بد دارند و از آنجایی که در میان انسانها زندگی میکنند و تعدادشان نیز بسیار زیادتر از انسانهاست دیدار با آن ها برای هیچ کس غیر ممکن نیست ولی چه بسا بسیاری از اختلالات روحی، روانی که به جسم هم آسیب جدی وارد میسازد، ناشی از دیدار با یک جن خوب و

نیکوکار بوده و تنها ترس از دیدار با این موجود، فرد را دچار عارضه ساخته و هیچ قصد و عمدی از سوی جنیان در کار نبوده است.
و رابعاً: هر کداماز ما بهنوبهخود در دورانزندگیخوابیاز مردهدیدهایمکهاو کمو بیشحالخود را
بیانکردهاست. و چهبسا خبرهائیدادهکههیچکساطّلاعنداشتهاست، مثلاً گفتهاستمنفلان
مبلغبهفلانکسکهساکنفلانمحلّ استقرضدارم، قرضمرا بدهید؛ چونبدیننشانیمراجعهشده
معلومشدهاستکههمانمقدار بدونکمو زیاد مقروضبودهو چهبسا خود شخصطلبکار نیز اطّلاع
نداشتهو پساز مراجعهبهدفتر محاسباتخود معلومکردهاست. و سپسخوابهمانشخصمردهرا
دیدهو گفتهاستراحتشدم، و از دهندهقرضاظهار تشکّر و امتناننمودهاست.
اینها ارتباطاتیاستکهنفسانسانبا عالممثالپیدا میکند، و یا در خوابو یا در هوشیاریمطالبیرا از آنجا اخذ نمودهو برایاینعالمحسّ میآورد. چهبسا افراد روشندلو پاکنیّتیدر عالمبیداریِ محضبا عالمبرزخسر و کاریپیدا کرده، با أرواحتکلّمنموده، کیفیّتمحاسباتعالمقبر کههمانعالمبرزخسترا برایما بیانکردهاند. و اینافراد اوّلاً آنقدر حائز مقامعدالتو تقویو صدقبودهاند کهدر هزار هزار احتمال، یکاحتمالدروغدر آنها نمیرود. و ثانیاً اینافراد گرچهنسبتبهقاطبهمردمو عامّهآنها مردمیاندکاند ولیفیحدّ نفسهافراد

کثیریبودهاند. و ثالثاً کیفیّتإخبار اینها نیز از نقطهنظر بیانواقع، با یکدگر مشابهو بصور و اشکالمختلفیهر یکبرایما از آنپردهغیبداستانهائیبیانکردهاند.
کسانیکهدر دنیا زندگیمیکنند و دلبهظاهر دنیا میدهند و ابداً با باطنکارینداشتهو از وجدانخود کهدر حقیقتمربوطبا خداستنیرو نمیگیرند، و حواسّ خود را جمعنمیکنند بلکهسرسریو بدونحسابو مسؤولیّتو بدونتعهّد زندگیمینمایند، پیوستهدر دلآنانمحبّتدنیا و آثار آنرو بهفزونیمیرود تا بهجائیکهگوئیهیچمحبوبیو مقصودیغیر از آننمیپندارند. مردنبرایاینافراد بسیار سختاست. چونیکعمر زندگیکرده، و آنعمر

سرمایهوجودیاو بودهو ساعاتعمر را برایبدستآوردنامور دنیویّهاز مالو جاهو اعتبار مصرفکردهو برایداخلکردنموقعیّتو هستیوجودیخود در دلمردمفعّالیّتنمودهو زحمتکشیده، برایاولاد رنجبردهو متحمّلمشکلاتشده، سرمایهایگرد آوردهو بداناعتماد کرده، در سرما و گرما ایّامو ساعاتعمر خود را برایبدستآوردناینامور مصرفنمودهاست؛ خلاصهتمامدورانعمر خود را کهمنطبقاستبر قطعاتزماناز سالها و ماهها و روزها و ساعتها و دقیقهها و لحظهها، برایبدستآوردناینچیزها مصرفکردهاست. بنابراینبههر یکاز آنها قهراً محبّتپیدا نمودهاستو هر یکاز آنها مانند زنجیریدلو خواستاو را بهخود میبندد؛ حالا میخواهد از دنیا برود، دلخود را متّصلبههزارانزنجیر میبیند کهاز هر طرفاو را بهاینامور دوختهاست. اموالاو هر یکدلاو را بسویخود میکشند، دوستانو احباببهسمتخود میکشند، اولاد و زنو

عشیرهبهسمتخود میکشند، آرزوهایدراز کهدر خیالخود پروریدهو بر اثر توهّمو تخیّل، موجودیّتتخیّلیو موهومیپیدا کردهبهسمتخود میکشند؛ و اینشخصمیخواهد برود، حرکتکند، یعنیچه؟ یعنیبار سفر آخرتبندد، وداعکند! رجوعینیست، دیگر حتّیبراییکلحظهرویاینعالمرا نمیبیند، و تمامایناندوختهها و محبوبها و مقصودها بهخاکنسیانسپردهمیشود. و حتّیدر مقابلدیدگانخود میبیند کهعشقیکهبا بدنخود میورزید و برایخراشپوستدستشبهطبیبمتوسّلمیشد، باید تمامبدنرا در خاکببیند و طعمهمارانو مورانزمینکند، و محلّ و مدفناو جایآمد و شد خزندگانزیر زمینگردد. سوراخهایبدناو محلّ رفتو آمد مارها و عقربها شود، و خاکسنگینبر رویپیکر او انباشتهگردد و خود در میانآنتبدیلبهخاکو خاکستر شود. همهاینها را در مقابلدیدگانخود مجسّممیبیند. و از طرفیهمبر اساسوجدانو عقلحرکتنکرده، راهآخرترا روشنننموده، با ناموسخدا آشنائیپیدا نکرده، با علومباطنیّهو موجباتتجرّد نفسپیوستهدر جنگو جدالو قهر بوده، از راهعدالتمنحرفو بهحقوقخود و سائر افراد مردمکهدر نزد مبدأ اصیلعالم، خداوند عزّوجلّ محترمند تجاوز کرده، و در مقامعبودیّتخدا نبوده، سر بهسجدهتسلیمو خاکساریدر مقابلظاهرکنندهاینمظاهر عجیبو اینمناظر شگفتعالمنگذارده، ایثار نکرده، دستگیریاز بیچارگانو

درماندگانننموده، و با اعمالصالحهجانخود را بهحیاتآنعالمزندهنکرده، و برایتاریکیها و عقباتو کورهراههایطبعیچراغینیفروختهاست. با اینحالو کیفیّتمیخواهد از دنیا برود! با اینمشکلاتیکهاز هر سو بدو رویآوردهو او را احاطهنمودهو درهمپیچیدهاست؛ حیرتزده، خسرانزده و زیانکار، با زیانو ندامتو حسرتیکهاز سر تا قدماو میبارد میخواهد کوچکند. بانگرحیلزدهشدهو دیگر وقتدرنگو تدارکنیست. بالاخصّ اگر بهاینامور فانیهدنیا با رنجو زحمترسیدهباشد و آنها را با مشقّتتحصیلکردهباشد، در اینصورتعلاقهبیشتر بودهو بالنّتیجهدلکندناز آنها مشکلتر است. چونبهموازاتو بهنسبتمستقیم،

هرچهکوششو تحمّلزحمتبرایبدستآوردنچیزیبیشتر شود بههمانمیزانمحبّتبهآنبیشتر و دلبستگیبهآنشدیدتر و دلکندناز آنناهموارتر است. با اینخصوصیّاتاگر بهکسیبگویند: یکسالدیگر میمیرییا مثلاً دهسالدیگر میمیری، دنیا در چشماو تاریکمیشود؛ گوئیتمامعذابها را بر او وارد کردهو کوهها را بر سر او خرابمینمایند.
طول عمر جن ها
اگر میانگین عمر انسانها رو ۸۰ درنظر بگیریم، میانگین عمر جن ها ۱۰۰۰ ساله اما مثل انسانها ممکنه از میانگین بیشتر یا کمتر هم زندگی کنند. فکر می کنید موجوداتی که تا الان مثلا ۵۰۰-۶۰۰ سال زندگی کردن حتما پیر و فرسوده هستن، نه؟ اما اینطور نیست. نکته جالبی که در مورد عمر جن ها وجود داره، روند رشد جسمی شونه.
جن ها از نظر فیزیکی بسیار کند رشد می کنند. جسمشون تقریبا ۱۱ برابر کندتر از انسان رشد می کنه. یعنی اونا ۱۱ برابر دیرتر از ما پیر می شن.
یه مثال می زنم.
فرض کنید همین امروز یه نوزاد انسان و یه نوزاد جن همزمان به دنیا اومده باشند.
۱۱ سال دیگه اون نوزاد انسان چه شکلی می شه؟
یه بچه مدرسه ای کلاس پنجم دبستان در نظرتون میاد. درسته؟
حالا نوزاد جن چی؟… اون بعد از ۱۱ سال تازه اندازه ی یه بچه ی یکساله شده.
برعکس این جریان ، جن ها از نظر رشد عقلی و احساسی خیلی خیلی سریع تر از انسان هستند.
یعنی یک جن هر روزی که از عمرش می گذره به اندازه ی ۵-۶ سال آگاهی و شعورش بیشتر می شه. طوری که نوزاد جن ۳ هفته بعد از تولدش تمام آگاهی هایی که یه انسان عادی در طول زندگیش می تونه بدست بیاره، در ذهنش داره.
البته مقیاس ها و اعدادی که من استفاده کردم، تقریبی بودند و یه چیز حدودی گفتم که بتونید تصور کنید وگرنه محاسبات دقیق نیست.د نشانه و آیت عظمت خالق تواناست(فتبارک الله احسن الخالقین). از این روست که میتواند کارهای خارقالعاده و غیر طبیعی انجام دهد، این گونه کارها معمولاً از ابعاد فیزیک و متافیزیک وجود بشر منشاء میگیرد. در بعد فیزیک انسان میتواند با کمک ابزار و با انجام تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی کارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیدهها عادت پیدا کند که برای سایرین عجیب مینماید. در بعد متافیزیک انجام این کار با استفاده از نیرویهای روانی، فراروانی و روحی صورت میگیرد. برخی افراد با بهرهگیری از این تواناییهای

خارقالعاده اقدام به پیشبرد اهداف شوم خود میکنند و یا حداقل این امور را بهانهای برای کسب درآمدهای مالی و مادی قرار میدهند. البته محدود افرادی نیز یافت میشوند که از این توانمندیها برای خدمت به خلق و یا در انجام کارهای خیر و مثبت بهره میگیرند. در جامعه امروز علیرغم تمام پیشرفتهای صنعتی و علمی، هنوز افراد زیادی برای حل مشکلات خود به این روشها روی میآورند و به این بهانهها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. لذا بر آنیم تا با تشریح و نقد و بررسی این مقولات آگاهی لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوی سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنین میخواهیم یادآور شویم که یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر میباشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است برای حل مشکلات بجای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، جای بسی تأسّف است که هنوز در عمل، به این مطلب مهم اعتقاد پیدا نکردهایم که«و من یتوکل علی الله و کفی بالله وکیلا».

انجام امور خارقالعاده معمولاً از طریق علوم غریبه صورت میگیرد. علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی میباشد که عبارتند از: علم کیمیا، علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا. البته این علوم دارای شاخههای فرعی نیز میباشند که از آن جمله میتوان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره کرد. موضوع علم کیمیا، چگونگی تبدیل صورت یک عنصر به

صورت عنصر دیگر میباشد. این همان است که در طول تاریخ افراد زیادی به دنبال آن بودهاند و قصد تبدیل خاک به طلا داشتهاند. داستانهای زیادی در ادبیات ملل مختلف درباره کیمیا وجود دارد، ظاهراً عرفا دارای این قدرت بودهاند(آنان که به یک نظر خاک را کیمیا کنند). علم لیمیا، علم تسخیرات است. در این شاخه چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. لیمیا منجر به کسب قدرت تسخیر جن و روح میشود. منظور از تسخیر آن است که موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.

معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو برای رسیدن به اهداف خود(که عمدتاً اهداف غیر معنوی و مادی است) از این موجودات تسخیر شده بهره میبرند. در علم هیمیا، ترکیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز میگویند. در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای ماورائی جهت انجام کارها به خدمت گرفته

میشوند. ظاهراً طالعبینی نیز زیر مجموعه هیمیا میباشد. در طالعبینی اعتقاد بر این است که محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آینده او تأثیر میگذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام میشود. طالعبینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی میکنند. در کل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمیباشد، هرچند که ممکن است این کار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبر باشد، مسائل آینده در حجاب و پوشش قرار نمیگرفت و یقیناً پوشیده بودن آن حکمت الهی داشته و خیر عموم در آن است. سیمیا علم ترکیب نیروهای روانی و جسمانی است. به عبارت دیگر هماهنگ ساختن و خلط کردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی میباشد. از این علم برای دستیابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی استفاده میشود. برای مثال تصرف در خیال مردم و تغییر آن از این دسته است. علم ریمیا استفاده از قوای مادی در انجام امور خارقالعاده است. مانند کاری که معمولاً شعبدهبازان انجام میدهند. این افراد از توان نهفته در امکانات و وسایل مادی با ظرافت خاصی برای انجام کارهای عجیب و غریب بهره میگیرند. کهانت و سحر نیز از همین مقولات میباشند. کهانت خبرگیری و یا طلب یاری از جن یا ارواح و امثال آن است.

در کلام مـعصومین از کـاهن به عنوان کافر یاد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طریق دعا، افسون و طلسم میباشد. سحر کفر به خداست و تصرف و دست یازیدن در عالم بر خلاف وضع عادی آن میباشد. سحر مایه شر بوده، شومترین منابع فساد در اجتماع بشری است. منشاء سحر ابلیس میباشد و از این طریق نیز به سایر شیاطین(انسی و جنی) منتقل شده است. کسانی که از سحر و جادو استفاده میکنند با شیاطین در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثیرات سحر، طلسم و امثال آن از دیدگاه دین و علم اثبات شده است ولی دین رفتن به سمت این امور و استفاده از آن را شدیداً نهی میکند. مبین آن اینکه حضرت علی(علیهالسلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غیب ـ

میفرمایند:«هر که چیزی از جادو بیاموزد، کم یا زیاد، کافر است.» موضوع دیگر از این مقولات نجوم میباشد، که از دو دیدگاه قابل بررسی است. اول علم نجوم که توسط دانشمندان فیزیک، ریاضی و ستارهشناسان و به صورت علمی و یا روشهای تجربی مورد نقد و بررسی است. دوم علم نجوم که بیشتر توسط طالعبینان و با روشهای متافیزیک برای کشف امور پنهانی مورد استفاده میباشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشکال است. در حالت دوم میتوان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثیر حرکات کواکب در موجودات و عالم هستی که تحریم شده

است، دوم اعتقاد به خدای سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستی که اندیشهای بسیار عالی است، سوم اعتقاد به اینکه ارتباط حرکات کواکب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط کاشف و مکشوف است که این دیدگاه اشکال ندارد(تحریم نشده ولی تأیید نیز نشده است). خلاصه کلام آنکه اگر انسان، ستارگان و کواکب و حرکات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و یگانه قدرت مؤثر بر هستی را از یاد برد) و از این طریق پیشگویی کند، راه را خطا رفته و از سبیل الیالله خارج شده است. در پاورقی صفحه ۶۲۳۵ کتاب گرانقدر”میزان الحکمه” به نقـل از مبحث تنجیم کتاب مکاسب

آمده است:«پیشگویی کردن از روی اوضاع کواکب و حرکات آنها اشکال ندارد، به این معنا که کسی، با مشاهده وضع معینی در ستارگان مانند نزدیکی و دوری و مقابله و اقتران میان دو ستاره، به صورت گمان و تخمین حکم به وقوع فلان حادثه در آینده بکند… و بلکه علیالظاهر، پیشگویی کردن به صورت قطع و جزم نیز اشکالی ندارد…» سحر و طلسم علیرغم وجود و تأثیرات غیر قابل انکار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امکان پذیر است. احتمالاً تنها کار مجاز در امور سحر و طلسم نیز ابطال آن به قصد کمک به خلق با نیت رضای حق تعالی میباشد. بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توکـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بیکران رحمت او، قرآن کریم میباشد، چرا که«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین». برای جلو گیری از تأثیرات سحر و طلسم قرائت قرآن کریم بخصوص سورههای کافرون، اخلاص، فلق و ناس بسیار مؤثر است. بخصوص تلاوت سورههای فلق و ناس در ابطال تأثیرات سحر و طلسم بینهایت مفید میباشد. جای بسی تأمل و تعمق است که انسان میتواند آن همه توان و نیروهای خارقالعاده خود را(که موهبتی الهی است) در راه شناخت حق تعالی صرف کند و جزو سالکان طریق الیالله قرار گیرد، با این حال چگونه با استفادههای منفی از توانمندیهای خود جزو سالکان در طریق الی شیطان میشود؟! (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)

جن دارای حرکات بسیار سریع میباشد و به همین دلیل قبلاً میتوانست در آسمان نفوذ و استراق سمع کند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیهالسلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) کاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید، پس جن نمیتواند از آینده و اسرار غیب خبر دهد و آنهایی که مدعی این گونه امور هستند، آگاهانه یا ناآگاهانه دروغ میگویند. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جنها هفت هزار سال پیش از انسان در کره زمین زندگی میکردند. همانطور که انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه میباشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص میباشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و کتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی

جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات میتوانند با قیافه و ظاهر کاذب نمایان شوند). جن یک امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینکه میتواند به هر شکلی که میخواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شکل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمیشود. طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذکر و مؤنث است و تولید مثل میکند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا میباشد. برخی معتقدند که انسان و جن میتوانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با

انسان تفاوت دارد، جن از پس مانده غذای انسان بصورت بو کشیدن و یا مزه مزه کردن استفاده میکنند. بطور معمول جن انسان را میبیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمیباشد.
جن مانند انسان دارای علم، ادراک، قدرت تشخیص، مسئولیت و تکلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جنها نیز مبعوث شدند و در بین جنها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جان به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در دو گروه اهل تشیع و اهل تسنن قرار میگیرند. رهبر جنهای شیعه«سعفر ابن زعفر»میباشد و لوحی مزیّن به جمله مبارک«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیهالسلام) کشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشکریانش در واقعه کربلا به یاری حضرت امام

 

 

حسین(علیهالسلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند. در منابع مختلف از جمله قرآن کریم، تفاسیر، احادیث و کتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد میکنند. پیامبر گرامی اسلام که درود خدا بر او باد میفرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را میپرستند، علّامهطباطبائی(رضواناللهتعالیالیه) میفرمایند:«مشرکان سه دسته میشوند، اول آنهاییکه جن میپرستند، دوم آنهاییکه ملائکه میپرستند و سوم آنهاییکه مقدّسینی از بشر را پرستش میکنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است. ابلیس شش هزار سال عبادت کرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائک قرار بگیرد و به درجهای رسید که مرتبه استادی برخی از ملائک را داشت. برخی از جنها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان میباشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جنتمایل دارند، ایجاد این ارتباط امکان پذیر

است ولی به هیچ عنوان توصیه نمیشود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمیدانند.
ارتبـاط با جن و تسخیر جن نه تنها هیچ سودی برای انسان ندارد بلکه مضر نیز میباشد، اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمیتواند آنرا قطع کند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناکی است. قابل ذکر است که جن در مقابل ارتباط با انسان و بعضاً خدماتی که ارائه میکند، چیزهایی از انسان میگیرد که جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیکه جن از طرف انسان احساس خطر کند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد کرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیک، از جمله همسر و فرزندان او آسیب میزند و یا آزار و اذیّت میرساند، پس بهتر است در مورد جن به همین مقدار اطلاعات رسیده از منابع دینی و بزرگان اکتفا نموده، جن را بهانهای برای تفکّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی که اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندک خواهد بود.

چگونه موکل داشته باشیم
چطور موکل داشته باشیم: برای اینکه موکل داشته باشید باید اولا قدرت تسلط بر جن داشته باشید (ارثی یا اکتسابی) و روشهای قسم دادن و مطیع کردن جنها رو بلد باشید. بعد یک جن بیچاره ای رو پیدا کنید و تحت تسلط بگیرید و مجبور به همراهی همیشگی با خودتون بکنید. روش دیگه اینه که شخصی که تعدادی جن رو تحت تسلط خودش داره، یکی از اونها رو برای مراقبت از شما مامور کنه. هر جنی که اسیر و مطیع انسان باشه، میشه بعنوان موکل، مامور مراقبت از

کسی کرد. اینطوری نیست که یک جن خاص مخصوص مراقبت از شما باشه و بگردید پیداش کنید.

احضار موکل: از اونجا که موکل هم یه جن مثل بقیه ی جنهاست، احضارش هم مانند سایرین با روشهای معمول احضار جن انجام می شه. من هنوز در مورد ارتباط با جن مطلب دارم. در قسمتهای آخر ارتباط باجن، یک یا چند روش احضار رو می نویسم.

من و موکل: یه زمانی که زندگیم در خطر بود جنهایی در فواصل زمانی مختلف از طرف استاد.م مامور شده بودند مراقب من باشند. همه ی اونها الان از دوستان صمیمی من هستند و گه گاه می بینمشون و برای لطفهایی که به من داشتند همیشه ازشون ممنونم.

کارهای موکل: کارها و مدت زمان همراهی موکل بستگی به وظیفه ای که بهش داده شده داره. گاهی ممکنه جنی مامور باشه فقط ۲۴ ساعت مراقب جان یک نفر باشه یا اینکه مامور باشه نگذاره کسی براش سحر و اینجور چیزا بگیره و ممکنه ماموریت خاصی نباشه و موکل فقط همراه و مراقب سلامتی کلی باشه. در هر کاری می شه از جن همراه کمک گرفت. لازم نیست شما اونو ببینید. کافیه ازش چیزی بخواید و بین ۱ تا ۳ ساعت بعد معمولا انجام می ده. گاهی فقط دیدن ناراحتی شما کافیه که کاری براتون انجام بده و لازم نیست حتی بهش بگید. موکل اگر محدود

نشده باشه ( توسط کسی که اسیر و قسم خورده ش کرده ) در زندگی انسان دخالت می کنه و اونو به سمتی که خودش مایل باشه می کشه. می تونه برای رسیدن به هدفهاتون کمکتون کنه و شرایط رو به نفع شما تغییر بده. خلاصه موجودی که می تونه نامرئی باشه، مسافتهای طولانی رو در کسری از ثانیه بره و برگرده، از تمام علمهای دنیا آگاهی داره و روی ذهن و رفتار شما و دیگران تاثیر و تسلط داره، رو تصور کنید و ببینید چه کارهایی می تونه انجام بده

.
در مورد جن
در قرآن اهمیت ویژهای به “اجنه: داده شده، بهطوریکه ۴۸ آیه به آنان اختصاص یافته است، ولی در دو کتاب توحیدی دیگر، تورات و انجیل سخنی از جن به میان نیامده است. حتی در قرآن سورهای بهنام سورهجن وجود دارد.به روایت قرآن، در دوران پیش از نزول این کتاب گروهی از اجنه کوشیده بودند خود را به آسمان برسانند تا در آنجا استراق سمع کنند و از اسرار عالم بالا آگاه شوند ولی این جنیان پس از نزول قرآن دریافتند که آسمان شدیداً تحت مراقبت است و اجنهای که قصد رخنه بدان را داشته باشند هدف تیر شهاب ملائک پاسدار قرار میگیرند (جن، ۸ و ۹۹). همچنین به حکایت قرآن، بخشی از سپاهیان سلیمان از اجنه بودند و فرماندهانی از گروه خودشان داشتند (نمل، ۱۷).

در قرآن درباره جن اینگونه آورده شده است:
نخست: این نوع از آفریدگان پیش از نوع بشر خلق شده‏اند.
دوم: این نوع آفریدگان از جنس آتش خلق شده‏اند، همچنان که نوع بشر از جنس‏خاک خلق شده‏اند، و در این باب گفته: “جن را ما قبلا از آتشی سموم آفریده بودیم” (۱)
سوم: این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگی و مرگ و رستاخیز دارند، و در این‏باب گفته: “اینان کسانیند که همان عذابهایی که امت‏های گذشته جنی و انسی را منقرض کرده بود، برایشان حتمی شده” (۲)
و چهارم: این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد وتکاثر دارند، و در این باره گفته: “و اینکه مردانی از انس بودند که به مردانی از جن پناه می‏بردند” (۳)

پنجم: این نوع مانند نوع بشر دارای شعور و اراده است، و علاوه بر این، کارهایی ‏سریع و اعمالی شاقه را می‏توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست، همچنان که درآیات مربوطه به قصص سلیمان و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه‏شهر سبا آمده است.
ششم: جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، برخی صالح و بعضی دیگر فاسدند، و در این باره گفته” من جن و انس را خلق نکردم مگر برای اینکه مرا عبادت کنند” (۴)

• سوره حجر، آیه ۲۷
• سوره احقاف، آیه ۱۸
• سوره جن، آیه ۶
• سوره ذاریات، آیه ۵۶

آیات بیشتر در مورد جن ویا اشارهبهجنیان:
گروهی از اجنه آیات قرآن را شنیدند و با تعجب گفتند که این کتاب مارا به راه هدایت میبرد و لاجرم دیگر به خدای واجد شرک نخواهیم ورزید (جن، ۱ و ۲)
اما بعضی دیگر از آنها کافر ماندند و هیزم کش جهنم شدند (جن، ۱۴ و ۱۵)

اینها اسلام آوردند و البته اگر در راه راست پایدار بمانند خداوند به آنها آب گوارا نصیب خواهد کرد (جن، ۱۶)
و به آنان میگوئیم شما نیز جزو آن گروهی از اجنه و آدمیان شوید که پیش از شما به آتش دوزخ داخل شدند (اعراف، ۳۸)
چون محمد برای دعوت به خدا قیام کرد طایفه جنیان بر او ازدحام آوردند(جن، ۱۹)
در روز محشر به اجنه خطاب شود کهای گروه جنیان، شما از حیث تعداد بر آدمیان فزونی گرفتید، ولی آیا ما برای شما رسولانی از جنس خودتان نفرستادیم که آیات مارا بر شما بخوانند و شمارا از چنین روزی بترسانند؟ (انعام، ۱۳۰)

خب اما جن چیست؟
۱-جن جانوریست دارای شعور و فیزیکی غیر ارگانیک که از لحاظ شان وجودی از دید ادیان ابراهیمی پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یاjinn نام گرفته است.جن به معنای چیزی است که پوشیده شده و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست
۲-خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان اعجاب آور است عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک در وجودش مانند بارباپاپا می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود و بسیاری از چیزها را در یک آن جا به جا کند همچنین سرعت نقل مکا

ن بسیار بالایی دارد می تواند مثلا ظرف ۵ دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد
۳-جن ابزار ساز نیست وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است
۴-جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کنداما به مقداری بسیار کمتر از انسان

۵-جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارندتولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند
۶- جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند حدود ۱۰۰۰ سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند احتمالا هنوز زنده اند جن ها مانند انسان داناونادان .فرمانده و فرمانبردار ارباب و بنده کافر و متدین شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند
۷-جن دارای عقل است اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش و قوه تشخیص است به اضافه هوشی سرشار اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده
۸-جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان
۹- معروف ترین جن ابلیس یا همان شیطان نام دارد که وصف حال او را شنیده اید که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسیداما چون حاضر به سجده بر انسان یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد!!!

-۱۰طبیعت بین جن و انسان فاصله گذارده است این پرده عبارت است از شان وجودی آنها و هراس طبیعی هر دو از هم .جن طبیعتا انسان را می بیند اما انسان جز در شرایط خاص قادر به رویت جن نیست
۱۱-جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان و انسان در شرایطی قادر به تسخیر جن است انسان مسخر شده را مجنون یا دیوانه یا دیو زده و جن تسخیر شده را موکل می نامند گویند خود جنیان بر سه قسمند دیو.جن وپری که از لحاظ مکانی مادون فرشته هستند

۱۲-جن می تواند در مواردی تربیت شده به انسان خدمت کند چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد اما به طور کل نه بودا نه دالای لاما نه اولیا الله و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان خطا و اشتباه و گناه می کنند توصیه نکرده اند اما همگی وجود آنها را تایید کرده اند .

۱۳-جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای با ما هستند ظاهر نمی شوند اما حاضرمی شوند و بعضی از انها درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف رفت و آمد می کنند یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم خواندن و آویختن ۴ آیه از قران است که با قل شروع می شوند و بسیاری ادعیه که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟!.
۱۴-جن هابعضی از ما را به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند و کمکمان می کنند همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند

۱۵-اماآنان که ماورای طبیعت و موجوداتش را باور ندارند چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند این تیپ آدمها از ۷ سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارندمثل من چهارتا کتاب فلسفه مدرن خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش و گروه آخر کسانی که جنها دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند تا فردا در مدح روح کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند! از دانسته های خویش برایتان گفتم قبل از آنکه

شما با بهایی گزاف تجربه اش کنید یا اصلا تجربه اش نکنید چون راه سهل و ایمنی را پیش رو ندارید !جن برای انسان از انسان خطرناک تر نیست همانطور که انسان برای کوسه از کوسه

خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین ۳۵ میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز هراس ناک تر و هوس ناک تر انسان نیست که به قول توماس هابز انسان گرگ انسان است
۱۶-در کل و بدون در نظر گرفتن موارد خاص انها به ما کاری ندارند ماهم به آنها کاری نداریم ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و توالت فراریند مثل ما کارما و مکافات دارند و دست آخر اینکه به عقیده من با تمام این اوصاف تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که:{آنها هم رنج می کشند}.:confused:

نظر ملاصدرا درباره جن
صدر المتالهین شیرازی معروف به ملا صدرا می نویسد(جن را وجودی در این جهان حس و وجودی در جهان غیب و تمثیل((عالم مثال))است،اما وجودشان در این جهان هیچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست،جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می باشد آنان بدنمای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدائی و گرد آمدن است،چون جدا گشت،قوامش نازک و حجمش لطیف گشته و از دیگرن پنهان می گردد.

مطالب خواندنی در مورد جن

یکی از موجودات نادیدنی جن است . جهان ما برای جن قابل رویت و لمس است ولی جهان برای ما انسانها قابل رویت و لمس نیست . این موجودات به سه گروه پری و جن و دیو تقسیم می شوند که در عرض هم و از مخلوقات کره زمین هستند :

۱- دیوها پست ترین نژاد ، خاکستری رنگ و خشن اند و چشمانشان حد وسط افقی و عمودی است .
۲- جن ها نژاد متوسط و مثل آتش سرخ رنگ هستند ، چشمانشان عمودی است و پاهایشان کوتاه و گرد است چیزی شبیه سم اسب نه اینکه سم واقعی باشد .

۳- پری نسبت به آندو از نظر خلقت برتری دارد و پری ها سفید و بسیار زیبا هستند مثل انسانهای سفید پوست چشمانشان مثل چشمان انسان افقی است .
هیکل و شباهت آنها تقریبا به اندازه انسان است ، با این تفاوت که دیوها ( غولها) کمی درشت تر و جن ها کمی ریزتر از انسانها هستند و شکل کلی اشان مثل انسان است و دو چشم و دو گوش و دهان و … دارند.

 

دیو و جن و پری از هم جدا هستند ، داخل یکدیگر می شوند ولی کاری به کار هم ندارند و بین آنها جنگ و درگیری رخ نمی دهد .
جنیان غذا نمی خورند . استخوان و ضایعات غذای جنیان است و ممکن است از خوردنی ها و آشامیدنی ها ی دیگر هم استفاده نمایند . ازدواج هم دارند و بصورت خانوادگی زندگی می کنند ، جا و مکان برایشان مطرح نیست . نر و ماده دارند ، آلت تناسلی دارند ، جفت گیری می کنند و مدت بارداری کمتر از انسان دارند و معمولا از هر شکم بیشتر از یک بچه متولد نمی شود .
وضع حمل آنها آسانتر از بشر است ، رشد بچه سریعتر و بلوغ هم دارند ، زاد و ولدشان مثل انسان زیاد نیست . طول عمرشان بیشتر از آدمی است مرگ دارند ، جسمشان فنا می شود و احتیاج به قبرستان ندارند .

سرما وگرما و درد ندارند ، اما لذت و خوشی و ناخوشی دارند . الفت خانوادگی و خارجی با هم دارند ، کارو شغل ندارند .
اکثر حیوانات و جانوران آنها را می بینند و برایشان عادی است از این رو به آنها حمله نمی کنند و می توانند خود را به صورت انسان و غیر انسان در آورند . آنها پدیده های بسیار لطیفی هستند و توان انبساط و انقباض خویش را دارند و در حالت عادی در حال انبساطند ، لذا دیده نمی شوند ولی اگر منقبض شوند ، می توان آنها را دید . از آنها می شود عکس گرفت به شرطی که به این کار راضی باشند .
به علت نداشتن عنصر خاکی ، قوه طی الارض دارند و در آن واحد می تونند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند . چون همیشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهای ما آشنایی دارند . معایبی دارند بدتر از بشر ولی معایبی که انسان دارد آنها ندارند . روزی که خداوند انسان را خلق کرد فاصله ای میان جنیان و بشر قرار داد که جنیان بدون اذن خدا اجازه نزدیک شدن و آسیب رساندن به آدمیان را ندارند و اصولا از طرف خداوند اجازه اذیت کردن می یابند .
هوش آنها بسیار زیاد است و می تونند افکار را بخوانند ولی آینده انسان را نمی دانند و قوه خلاقه ندارند ، هر چه دارند ذاتی و همان است که در خلقتشان گذاشته شده است تا به حال چیزی اختراع نکرده اند

حکم فقهی ازدواج انسان با جنیان این است که علما در این باره اختلاف دارند ، عده ای گفته اند : (( جایز نیست ، زیرا اختلاف جنسی موجب امتناع است )) و بعضی دیگر گفته اند : پیامبر نکاح جن را نهی نموده که این نهی شامل کراهت هم می شود . بعضی از مشاهیر علمای اهل سنت و جماعت می گویند : با بودن شرایط نکاح بین انسان و جن و انس ازدواج مانعی ندارد و جایز است .
جن ها دارای روح و نفس هستند ، از بین خودشان پیامبر ندارند و بایستی از دستورات پیامبر آدمیان پیروی کنند ، چنانکه عده ای از آنها به حضرت مسیح گرویدند و عده ای دیگر به حضرت محمد (ص) و بعضی از آنها از دستورات خداوند سرپیچی می کنند . آنها هم خوب و هم بد، ظالم و مومن دارند ، دارای مذاهب گوناگونند .

 

عبادتشان طبق همان عقیده دینی است که دارند ، مثلا جن های مسلمان نماز می خوانند و روزه می گیرند و وظیفه دارند تمام آداب را به جا آورند . به خدمت پیامبر و ائمه هدا می رسند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را می پرسند . سعد اسکاف می گوید : به منزل امام باقر (ع) رفتم … اشخاصی از اتاق امام خارج شدند که مانند ملخهای زرد بودند و پوستین در تن داشتند و از زیادی عبادت لاغر شده بودند … اما فرمودند : آنها برادران دینی تو و از طایفه جن هستند که به خدمت ما می آیند و مسائل دینی و حلال و حرام خود را از ما می پرسند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 41 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد