لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت داستان زندگی ماری کوری توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت داستان زندگی ماری کوری قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 4 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

 اسلاید ۱ :

ناشر: شرکت توسعه کتابخانه های ایران

نویسنده : آلیس تورن

مترجم : مظفر سربازی

چاپ یازدهم : زمستان ۱۳۷۹

چاپ : چاپخانه امین

تیراژ:  ۳۰۰۰جلد

اسلاید ۲ :

در سال۱۸۷۷م در مدرسه ای در شهر ورشو پایتخت لهستان دختری به نام مانیا اسکلو دوسکا تحصیل میکرد درآن زمان قسمت مهمی ازلهستان توسط شوروی اشغال شده بود وآموزش زبان وتاریخ لهستان برای بچه ها ممنوع گردیده بود .اما کودکان کلاس مانیا توسط مربی خود خانم توپسیا مخفیانه زبان وتاریخ لهستان را آموزش می دیدند. مانیا همراه خواهرش برونیا وبرادرش ژوزف ومادر بیمارشان زنذگی میکرد. علاوه بر پروفسور اسکلو دوسکا ده پسر که شاگردان شبانه روزی او بودند آنجا بودند.

آن روزها قبل از به هم خوردن رابطه  بین اسکلو دوسکا با مدیر مدرسه روسی پدرش فیزیک تدریس میکرد اما حالا که حقوق او کم شده بود او ناچار بود برای به دست آوردن پول بیشتر برای اداره خانواده اش شاگردان شبانه روزی را در خانه تدریس کند .

اسلاید ۳ :

مانیا همیشه به درس علاقه نشان میداد واکثرا به سراغ وسایل و اسباب  و اشیاء درس فیزیک پدرش که در قفسه شیشه ای منزل جا داشت میرفت وساعتها آنجا می ایستاد و به درون قفسه شیشه ای خیره میشد.

استاد زمانی این وسایل را درساعات درس فیزیزک به کار میبرد که میخواست چگونگی قوانین طبیعت رانشان دهد اما اکنون دولت روسیه استاد را ازآموختن طرز استفاده این لوازم به شاگردان باز داشته بود.

درآن زمان دخترها اجازه رفتن به دانشگاه را نداشتند واین در حالی بود که مانیا وخواهرش برونیا آرزوی تحصیل در دانشگاه سوربن در پاریس را داشتند زیرا در انجا هم پسرها و هم دخترها میتوانستند به تحصیلات دانشگاهی خود ادامه دهند.

اسلاید ۴ :

او در ژوئن  ۱۸۸۳ فارغ التحصیل شد و توانست مدال طلای نمونه بودن را از دست آقای آپوشکین رییس دبیرستان های لهستان روسیه دریافت کند. به نظر پدرش این نهایت جدیت در درس بود و او را مورد ستایش قرار داد مانیا در جواب به پدرش گفت :پدر تو صاحب این افتخار هستی و من از این معلم های روسی چیز تازه ای یاد نگرفتم  و آنچه میدانم درجلسه های درس با ارزش شبهای شنبه خودمان از شما یاد گرفتم .

سالها بود که استاد اسکلو دوسکا و فرزندانش هفته ای یگ شب گرد سماور بزرگ مینشستند و مطالعه میکردند و در مورد موضوع های مختلف حرف میزدند. از آنجایی که استاد در بسیاری از زمینه ها اطلاعات بسیاری داشت گفته های مانیادور از واقعیت نبود.

اسلاید ۵ :

هم زمان با فارغ التحصیلی مانیا پدرش از تدریس شاگردان شبانه روزی دست برداشت و به خانه کوچکتری کوچ کردند و این چنین بود که او تصمیم گرفت کار کند و پولی در بیاورد.

بدین جهت در روزنامه آگهی داد که حاضر است به عنوان معلم سر خانه به کودکان ریاضیات  خواندن و لاتین بیاموزد از طرفی هم با دختر جوانی به نام پیاسکا آشنا شد که روزها در دبیرستان تدریس میکرد و شبها درخانه خود کلاسهای مخفی داشت .دختران لهستانی پس از فراغت از تحصیل در دبیرستانهای روسی حق نداشتند تحصیل خود را ادامه دهند بدین جهت معلمشان و خود آنها مواظب بودند توجه پلیس را جلب نکنند و اینگونه بود که مانیا و خواهرش برونیا در کلاسهای تاریخ و طبیعی و سایر دروس حاضر میشدند. به این کلاسها (دانشگاه شناور) میگفتند.

اسلاید ۶ :

در همین ایام بود که مانیا تصمیم گرفت آرزوی خواهرش برونیا را تحقق بخشد و به او گفت تو پولی که پس انداز کرده ای را بردار و به پاریس برو و من کار میکنم و پولی که به دست می آورم برای تو میفرستم تا بتوانی درآنجا بمانی بعد که مدرک دکترای خود را گرفتی می توانی برای من پول بفرستی تا من هم به دانشگاه بروم .

و این گونه بود که مانیا کلاسهای شناوررا رها کرد ومعلم سرخانه کودکان یک مرد ثروتمند که مزرعه چغندر داشت شد. کار او از صبح تا شب آموزش به کودکان آن مرد شد و در همان مزرعه زندگی میکرد.

او در آن زمان تصمیم دیگری نیز گرفت و آن این بود که برای بچه های دهقانانی که در مزرعه های چغندر کار میکنند و خواندن و نوشتن بلد نیستند کلاس درس بگذارد.

اسلاید ۷ :

اینگونه بود که کلاس مخفی مانیا تشکیل شد و او به آن کودکان فقیرآموزش داد. او در آن مزرعه به مدت ۳سال زندگی کرد. روزی که نامه ای از پدرش دریافت کرد که او در شهری نزدیک ورشو رییس مدرسه ای شده بود و میتوانست برای برونیا پولی بفرستد، بنابراین وی توانست به خانه خودش نزد پدرش برگردد. اما دوباره معلم سر خانه در شهر خودش شد و به کلاسهای شناور هم پیوست. او خوشحال بود که نزد پدرش است و با او زندگی میکند. در این ایام بود که نامه ای از برونیا دریافت کرد که کل زندگی او را تغییر داد.

 خواهرش از او خواسته بود که به پاریس برود و چون میخواهد به زودی ازدواج کند میل دارد مانیا یک سال با او وشوهرش زندگی کند و وارد دانشگاه سوربن شود. اینچنین شد که او راهی پاریس شد ومورد استقبال خواهر و شوهر خواهرش قرار گرفت و به بزرگترین آرزوی خود یعنی ثبت نام در دانشگاه سوربن در سال ۱۸۹۱تحقق بخشید.

اسلاید ۸ :

زندگی در کنار خواهرش سختی هایی را به همراه داشت از جمله این که هرشب دوستانشان برای دیدن برونیا و کازیمیر (شوهر خواهرش) به خانه آنها می آمدند و کازیمیر پیانو می نواخت و سروصدای ایجاد شده مانع از درس خواندن مانیا میشد. دراین هنگام او تصمیم گرفت به محله لاتین کوارتر برود و ازخواهر و شوهر خواهرش جدا شود. بدین ترتیب هم در سکوت مطالعه میکرد وهم مسیرش به کتابخانه و آزمایشگاه بسیار نزدیکتر میشد.

او به سختی خواهرش را راضی کرد که اجازه دهد به محله دیگری نقل مکان کند. درآن زمان مانیا واقعا تنها شده بود اما برای مطالعه خود برنامه ای تنظیم کرد و کمتر فرصت خوابیدن وخوردن به اودست میداد.

اسلاید ۹ :

به خاطر صرفه جویی در زغال و نفت شبها در کتابخانه تا ساعت ۱۰ که کتابخانه تعطیل میشد مطالعه میکرد و بعد در اتاق خالی و سرد خود تا ساعت ۲ بعد از نیمه شب به مطالعه میپرداخت و وقتی به رختخواب میرفت که دیگر انگشتانش از فرط سرما یارای نگهداشتن قلم را نداشتند و از شدت خستگی تحمل خواندن صفحه دیگری را نداشت. سرما گرسنگی و خستگی برای او اهمیتی نداشت. استادش که مسؤل آزمایشگاه فیزیک بود متوجه شد که این دانشجوی آرام لهستانی از هوش فوق العاده ای برخوردار است و تکلیف هایی به او داد که فکر او را به کار اندازد. او به سختی تلاش کرد و تمام وقت خود را صرف آزمایش و مطالعه نمود و سرانجام زمانی که انتظار شنیدن نتیجه امتحانات را در میان دانشجویان میکشید ممتحن نتیجه را چنین اعلام کرد:

مادمازل ماری اسکلو دوسکا نشان درجه یک لیاقت .

اسلاید ۱۰ :

به خاطر او بعد از نتایج امتحان به پیش پدر بازگشت و دوباره به کار پرداخت تا هزینه سال دوم دانشگاه خود را فراهم کند. ۶۰۰ روبل معادل ۳۰دلار میشد و بدون این پول او هرگز نمی توانست دوره دوم ریاضیات را ادامه دهد. او درجمع دوستان لهستانی خود با پسری آشنا شد به نام پی یر کوری. زمانی که ماری امتحان ریاضیاتش را داد و می خواست به ورشو برگردد پی یر از ماری خواهش کرد در پاریس بماند و با او ازدواج کند.

آنها در ۲۶ ژوییه ۱۸۹۵با هم ازدواج کردند. ماری تصمیم گرفت برای دریافت گواهینامه ای که امتیاز درس دادن در مدارس فرانسه را داشت مطالعه کند. شغل پی یر ریاست آزمایشگاه در مدرسه فیزیک بود و درآمد چندانی نداشت او هر روز ۸ساعت در آزمایشگاه  پی یر کار میکرد و شبها ۵ساعت مطالعه میکرد در ماه سبتامبر۱۸۹۷کودکی به نام ایرن در این خانواده به دنیا آمد. دراین زمان بود که او موفق به دریافت گواهینامه شد.