دانلود فایل پاورپوینت مروری بر بیانات رهبری در خصوص ماه رمضان

PowerPoint قابل ویرایش
19 صفحه
8900 تومان

لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت مروری بر بیانات رهبری در خصوص ماه رمضان توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت مروری بر بیانات رهبری در خصوص ماه رمضان قرار داده شده است

2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید

4-در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد

5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

— پاورپوینت شامل تصاویر میباشد —-

اسلاید ۱ :

عدالت و پیشرفت؛ این عنوانی است که رهبر انقلاب اسلامی آن را برای دهه چهارم انقلاب اسلامی برگزیده‌اند. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IRدر چهارمین سال از این دهه، به مرور بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در دیدارهای رمضانی با کارگزاران نظام در این چهار سال می‌پردازد.

اسلاید ۲ :

 اگر صبر را – که صبر به همان معناى پایدارى و ایستادگى و استقامت و عقبگرد نکردن است – وصل کنیم به آن پایگاه ذکر الهى، به آن منبع لایزال، این صبر دیگر تمام نمیشود. صبر که تمام نشد، معنایش این است که این سیر انسان به سوى همه‌ى قله‌ها هیچ وقفه‌اى پیدا نخواهد کرد. این قله‌ها که میگوئیم، قله‌هاى دنیا و آخرت، هر دو است: قله‌ى علم، قله‌ى ثروت، قله‌ى اقتدار سیاسى، قله‌ى معنویت، قله‌ى تهذیب اخلاق، قله‌ى عروج به سمت عرش عالى انسانیت. هیچ کدام از اینها دیگر توقف پیدا نخواهد کرد؛ چون وقفه‌ها در حرکت ما ناشى از بى‌صبرى است. دو لشکر مادى وقتى در مقابل هم صف‌آرائى میکنند، آن کسى که زودتر صبرش تمام بشود، شکست میخورد؛ آن کسى که دیرتر صبر و مقاومتش تمام بشود، پیروز خواهد شد؛ چون با لحظه‌اى مواجه خواهد شد که طرف مقابل صبر خودش را از دست داده. این مثال خیلى ظاهر و بارز عینى‌اش است؛ در همه‌ى میدانها همین‌جور است.

در باب صبر شنیده‌اید، معروف است، روایات متعددى هم دارد که صبر در سه عرصه است: صبر بر طاعت، صبر از معصیت، صبر در مصیبت. این، روایات فراوانى دارد و شنیده‌اید.

صبر بر طاعت یعن اگر صبر را – که صبر به همان معناى پایدارى و ایستادگى و استقامت و عقبگرد نکردن است – وصل کنیم به آن پایگاه ذکر الهى، به آن منبع لایزال، این صبر دیگر تمام نمیشود. صبر که تمام نشد، معنایش این است که این سیر انسان به سوى همه‌ى قله‌ها هیچ وقفه‌اى پیدا نخواهد کرد. این قله‌ها که میگوئیم، قله‌هاى دنیا و آخرت، هر دو است: قله‌ى علم، قله‌ى ثروت، قله‌ى اقتدار سیاسى، قله‌ى معنویت، قله‌ى تهذیب اخلاق، قله‌ى عروج به سمت عرش عالى انسانیت. هیچ کدام از اینها دیگر توقف پیدا نخواهد کرد؛ چون وقفه‌ها در حرکت ما ناشى از بى‌صبرى است. دو لشکر مادى وقتى در مقابل هم صف‌آرائى میکنند، آن کسى که زودتر صبرش تمام بشود، شکست میخورد؛ آن کسى که دیرتر صبر و مقاومتش تمام بشود، پیروز خواهد شد؛ چون با لحظه‌اى مواجه خواهد شد که طرف مقابل صبر خودش را از دست داده. این مثال خیلى ظاهر و بارز عینى‌اش است؛ در همه‌ى میدانها همین‌جور است.

ى وقتى که یک کار لازم را، یک کار واجب را، یک امر عبادى را، اطاعت خدا را میخواهید انجام بدهید، از طولانى شدن آن ملول و خسته نشوید؛ میان راه رها نکنید.

صبر از معصیت یعنى در مقابل معصیت، کف نفس کردن، باز همان استقامت، باز همان استحکام. … در مقابل معصیت استحکام به این است که انسان جذب نشود، اغوا نشود، تحت تأثیر شهوات قرار نگیرد.

صبر در مصیبت هم که معنایش این است که حوادث تلخى براى انسان پیش مى‌آید؛ فقدانها، فراغها، مرگ و میرها، دست‌تنگى‌ها، بیمارى‌ها، دردها، رنجها و از این قبیل حوادث تلخ. این حوادث انسان را در هم نشکند، خیال نکند که دنیا به آخر رسیده است.

اسلاید ۳ :

بعضیها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین‌المللى، میخواهند از مبانى انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمیشود؛ این نمیشود. این نشانه‌ى بى‌صبرى و نشانه‌ى خسته شدن است. گاهى این خسته شدن را – که خودشان خسته شده‌اند – به مردم نسبت میدهند: مردم خسته شده‌اند! نه، نخیر. مردم آن وقتى که احساس کنند مسئولین کشور با سربلندى مسلمانى و عبودیت خودشان را اعلام میکنند، خوشوقت میشوند؛ خوشحال میشوند. این مردم، مسلمانند. حرکت مردم هم به خاطر همین بود. این مردم مگر همان مردمى نیستند که انقلاب کردند؟ شعارهاى انقلاب چه بود؟ این مردم مگر همان مردمى نیستند که هشت سال این جنگ مظلومانه را اداره کردند؟ همین مردم اداره کردند. مگر مردم دیگرى هستند؟ غیر از آن مردمى که توى این کشور این کارهاى بزرگ را انجام دادند، کدام مردم این کارها را کردند؟

ما حق نداریم از شعارهاى انقلاب و شعارهاى اسلام عقب‌نشینى کنیم؛ این، یک بى‌صبرى است. این بى‌صبرى‌اى است که نباید این را قبول کرد. پایبندى به این شعارها برخلاف خواست دشمن، بر خلاف نظر دشمن، با حرکت کشور به سوى پیشرفت به معناى حقیقى کلمه، هیچ منافاتى هم ندارد که همیشه سعى میکردند اینجور القاء کنند که اگر اسلامى هستید، پس دیگر پیشرفت و دست یافتن به مراحل بالاى رفاه مادى و پیشرفت علمى ممکن نیست؛ نخیر، درست بعکس است؛ درست بعکس است. ما پیشرفتهایمان زیاد بوده.

اسلاید ۴ :

دوم، در تصمیمهاى کلان (…) باید از افراط و تفریط صرف‌نظر کرد؛ دچار افراط و تفریط نباید شد. نباید از آن طرف انسان اقدام نکند، از ترس اینکه نشود، یا بد بشود؛ این درست نیست. نباید هم در اقدام بى‌محابا عمل کند، به صرف اینکه این اقدام، اقدام درستى است. هر دو طرف را بایستى مورد ملاحظه قرار داد، که من خرسند شدم از اینکه رئیس‌جمهور محترم گفتند که ما این کار(طرح تحول اقتصادی) را طبق قانون انجام میدهیم و با مجلس هماهنگیم. اینها خوب است. با تأنّى، با تروّى، با ملاحظه‌ى جوانب انجام بگیرد.

همکارى سه قوه در عمل و گفتار؛ هر دو، هم در عمل با هم همکارى کنند، هم در زبان با هم همکارى کنند؛ بویژه در مسائل مهم.

یک مسئله این است که در اقدامهاى خودمان، تصمیمهاى خودمان، رضایت مردم را که در نظر میگیریم، چیز خوبى هست؛ اما اینجور نباشد که یک جائى رضایت مردم، خوشایند مردم را در نظر بگیریم، اما رضایت خدا را در نظر نگیریم. اگر یک جائى عملى را باید انجام بدهید که اگر انجام دادید، خوشایند مردم نیست، ولى شرعاً واجب است، انجام بدهید. یا یک کارى را باید نکنید؛ به حسب موازین شرعى و عقلائى و کارشناسى درست، اما مردم خوشایندشان این است که شما این کار را بکنید. اینجا باید کدام را انتخاب کنید؟ اینجا بایستى آن چیزى را که تکلیف هست، انتخاب کرد. رضایت مردم، قناعت مردم، خدمت به مردم، چیزِ بسیار باارزشى است؛ اما تا آن وقتى که خوشایند مردم، معارضِ با تکلیف نشود.

اسلاید ۵ :

به نظر انسان اینجور مى‌آید که ماه رمضان در بین ایام سال و ماه‌هاى سال، حکم اوقات نماز را دارد در شبانه‌روز. یعنى همان طورى که در شریعت مقدس اسلامى براى ما که محصور و محدود به عوامل ماده هستیم، یک فرصتهائى گذاشته شده است که آن فرصتهاى نماز است … به نظر میرسد که در دوره‌ى سال هم ماه رمضان یک چنین وضعیتى را دارد؛ نفس‌کش روح انسانى و روح ملکوتى انسان است؛ فرصتى است که با این ریاضت طولانى یکماهه، نفس از تخته‌بند عوامل مادى که ما را احاطه کرده است، خلاصى پیدا کند، نجاتى پیدا کند؛ یک نفسى بکشد، نورانیتى پیدا کند. شارع مقدس، ماه رمضان را براى این قرار داده است. خوب، این فرصتى است.

من و شما که در بخشى از کارهاى کشور مسئولیتى داریم یا تأثیرى داریم، در یک حوزه‌ى خاص اجتماعى نفوذى داریم، وظیفه‌مان در امر استغفار و توبه‌ى الى اللَّه و انابه‌ى الى اللَّه سنگین‌تر است؛ خیلى باید مراقب باشیم. گاهى حتّى در زیرمجموعه‌ى من و شما یک تخلفى صورت میگیرد؛ اگر به نحوى این تخلف مستند به ما باشد، ما مسئولیم. مثل اینکه مثلاً کوتاهى کردیم در ابلاغ، کوتاهى کردیم در گزینش این شخص، کوتاهى کردیم در برخورد با تخلفات، این موجب شده است که تخلفى به وجود بیاید. «قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها النّاس و الحجاره».

 در دعاهائى که چه در صحیفه‌ى مبارکه‌ى سجادیه، چه در بقیه‌ى دعاهاى مأثورِ براى ماه رمضان وارد شده است، صفاتى براى این ماه ذکر شده که هر کدام از این صفات و خصوصیات، قابل تأمل و تدبر است: «شهر التّوبه و الانابه» – که من در مورد این توبه و انابه، بعد چند جمله‌اى عرض خواهم کرد – «شهر الاسلام»، که در دعاى صحیفه‌ى مبارکه‌ى سجادیه است. مراد از اسلام هم همان چیزى است که در آیه‌ى شریفه آمده است: «و من یسلم وجهه الى اللَّه و هو محسن فقد استمسک بالعروه الوثقى». اسلام الوجه للَّه، یعنى دل و جان را تسلیم کردن؛ در مقابل اراده‌ى الهى و حکم الهى و شریعت الهى، رام قرار دادن. «شهر الطّهور». طهور یا به معناى پاک کننده است – یعنى ماهى که در آن، عنصر پاک کننده‌اى وجود دارد که به انسان طهارت و پاکیزگى میدهد – یا به صورت مصدر ذکر میشود؛ یعنى شهر پاک شدن از آلودگى‌ها و از آلایشها. «شهر التّمحیص». تمحیص یعنى خالص شدن. فلز قیمتىِ آمیخته‌ى با فلزهاى ناهمذات را وقتى که در کوره میگذارند – مثلاً طلا را – این را تمحیص میگویند. یعنى جدا کردن ذات پاکیزه‌ى انسانى از ناخالصى‌ها و ناپاکى‌ها. اینها خصوصیاتى است که درباره‌ى این ماه ذکر شده است.

اسلاید ۶ :

 گستردن عدالت، بالاترین رقمهاى تقواست؛ این از یک نماز خوب، از یک روزه‌ى روز گرم تابستان بالاتر است. روایتى است که فرمود: هر امیرى – امیر یعنى همه‌ى شماها؛ هر کسى یک دستگاهى دارد که در آن فرمان میراند، حکم او در آنجا نافذ است – که روزى را به عدالت حکم کند، مثل این است که هفتاد سال عبادت کرده؛ اینها خیلى مسائل مهمى است؛ اهمیت عدالت را، رفتار عدالت‌آمیز را به ما نشان میدهد.

فرو بردن خشم در مقابل دوستان. بحث اینجا دوستان است. البته در مقابل دشمنان باید غیظ داشت؛ «و یذهب غیظ قلوبهم». در مقابل آن دشمنى که با هویت شما، با موجودیت شما مخالف است، آنجا خشم میشود خشم مقدس؛ آن اشکالى ندارد. نه، در جمع مؤمنین، در بین افرادى که مأمور به رفتار مسلمانى با آنها هستیم، خشم و حالت عصبانیت نباید باشد. خشم به انسان ضرر میزند. تصمیم‌گیرى با خشم مضر است، حرف زدن با خشم مضر است، کار کردن با خشم مضر است، غالباً دچار غلط و اشتباه است؛ این چیزى است که ماها متأسفانه خیلى ابتلاء پیدا میکنیم. جلوگیرى از این خشم، خشمى که موجب انحراف میشود، موجب خطاى در فکر و عمل میشود، یکى از موارد تقواست؛ «و کظم الغیظ».

«اطفاءفرو بردن خشم در مقابل دوستان. بحث اینجا دوستان است. البته در مقابل دشمنان باید غیظ داشت؛ «و یذهب غیظ قلوبهم». در مقابل آن دشمنى که با هویت شما، با موجودیت شما مخالف است، آنجا خشم میشود خشم مقدس؛ آن اشکالى ندارد. نه، در جمع مؤمنین، در بین افرادى که مأمور به رفتار مسلمانى با آنها هستیم، خشم و حالت عصبانیت نباید باشد. خشم به انسان ضرر میزند. تصمیم‌گیرى با خشم مضر است، حرف زدن با خشم مضر است، کار کردن با خشم مضر است، غالباً دچار غلط و اشتباه است؛ این چیزى است که ماها متأسفانه خیلى ابتلاء پیدا میکنیم. جلوگیرى از این خشم، خشمى که موجب انحراف میشود، موجب خطاى در فکر و عمل میشود، یکى از موارد تقواست؛ «و کظم الغیظ».

 النّائره». بعضى‌ها آتش‌افروزى‌هاى سیاسى و جناحى میکنند. عده‌اى کأنه براى این کار مأموریت دارند. من مى‌بینم در داخل کشور خودمان که یک عده‌اى میخواهند اصلاً عناصر گوناگون را، جناحهاى مختلف را، افرادى از هر یک از جناحها را به جان هم بیندازند و اختلاف ایجاد کنند؛ کأنه اصلاً از آتش‌افروزى خوششان مى‌آید؛ این خلاف تقواست. تقوا این است: «اطفاء النّائره». همچنان که در یک محیط مادى و فضاى مادى، شما یک آتش‌افروزى را اطفاء میکنید، باید در فضاى انسانى و معنوى و اخلاقى هم آتش‌سوزى‌ها را مهار و اطفاء کنید.

«و ضمّ اهل الفرقه»، ما عرض کردیم جذب حداکثرى، دفع حداقلى. البته معیار و میزان، اصول و ارزشهاست. انسانها از لحاظ ایمان در یک حد نیستند. ما در بین خودمان آدمهائى داریم ضعیف‌الایمان، آدمهائى داریم که ایمانشان قوى‌تر است. باید راه بیائیم. نمیشود ضعیف‌الایمان را دفع کرد، نمیشود فقط به کسانى چشم دوخت که قوى‌الایمانند؛ نه، ضعفا را هم باید در نظر داشت. کسانى که خودشان ر«اطفاءفرو بردن خشم در مقابل دوستان. بحث اینجا دوستان است. البته در مقابل دشمنان باید غیظ داشت؛ «و یذهب غیظ قلوبهم». در مقابل آن دشمنى که با هویت شما، با موجودیت شما مخالف است، آنجا خشم میشود خشم مقدس؛ آن اشکالى ندارد. نه، در جمع مؤمنین، در بین افرادى که مأمور به رفتار مسلمانى با آنها هستیم، خشم و حالت عصبانیت نباید باشد. خشم به انسان ضرر میزند. تصمیم‌گیرى با خشم مضر است، حرف زدن با خشم مضر است، کار کردن با خشم مضر است، غالباً دچار غلط و اشتباه است؛ این چیزى است که ماها متأسفانه خیلى ابتلاء پیدا میکنیم. جلوگیرى از این خشم، خشمى که موجب انحراف میشود، موجب خطاى در فکر و عمل میشود، یکى از موارد تقواست؛ «و کظم الغیظ».

 النّائره». بعضى‌ها آتش‌افروزى‌هاى سیاسى و جناحى میکنند. عده‌اى کأنه براى این کار مأموریت دارند. من مى‌بینم در داخل کشور خودمان که یک عده‌اى میخواهند اصلاً عناصر گوناگون را، جناحهاى مختلف را، افرادى از هر یک از جناحها را به جان هم بیندازند و اختلاف ایجاد کنند؛ کأنه اصلاً از آتش‌افروزى خوششان مى‌آید؛ این خلاف تقواست. تقوا این است: «اطفاء النّائره». همچنان که در یک محیط مادى و فضاى مادى، شما یک آتش‌افروزى را اطفاء میکنید، باید در فضاى انسانى و معنوى و اخلاقى هم آتش‌سوزى‌ها را مهار و اطفاء کنید.

ا قوى میدانند، آن کسانى را که ضعیف میدانند، ملاحظه کنند، مراعات کنند، دفع نکنند. آن کسانى که جزو مجموعه هستند، لیکن بر اثر اشتباه و غفلت کنار افتادند، جدا افتادند، اینها را به خود بیاورند؛ اینها را نصیحت کنند، دلالت کنند، راه را به آنها نشان بدهند، آنها را برگردانند. اینها مسائل اساسى است.

اسلاید ۷ :

اگر بخواهیم قضایاى کنونى کشورمان را تحلیل درست بکنیم و در تحلیل، به خطا دچار نشویم، باید از اینجا شروع کنیم که یک جبهه‌بندى قدیمى‌اى بین ایران اسلامى و بین یک مجموعه‌اى وجود دارد. از عمر این معارضه و منازعه و جبهه‌بندى، سى و یکى دو سال میگذرد؛ جدید نیست. یک پدیده این است که طرف مقابل ما، جبهه‌ى مقابل ما نسبت به قبل دچار ضعف است؛ یعنى حرکت جبهه‌ى مقابل، حرکت به سمت نزول بوده است؛ ضعیف شده است. پدیده‌ى دوم این است که جبهه‌ى ما به سمت قوّت است؛ یعنى حرکت ما حرکت رو به تقویت بوده. این دو پدیده، دو پدیده‌ى قابل استدلال است؛ یعنى حرفِ شعارى نیست، متکى به واقعیات است.

 ما باید تولید ملى را افزایش بدهیم، تقویت کنیم؛ عادت کنیم به مصرف تولیدات داخلى؛ عادت کنیم به بالا بردن کیفیت تولیدات داخلاگر بخواهیم قضایاى کنونى کشورمان را تحلیل درست بکنیم و در تحلیل، به خطا دچار نشویم، باید از اینجا شروع کنیم که یک جبهه‌بندى قدیمى‌اى بین ایران اسلامى و بین یک مجموعه‌اى وجود دارد. از عمر این معارضه و منازعه و جبهه‌بندى، سى و یکى دو سال میگذرد؛ جدید نیست. یک پدیده این است که طرف مقابل ما، جبهه‌ى مقابل ما نسبت به قبل دچار ضعف است؛ یعنى حرکت جبهه‌ى مقابل، حرکت به سمت نزول بوده است؛ ضعیف شده است. پدیده‌ى دوم این است که جبهه‌ى ما به سمت قوّت است؛ یعنى حرکت ما حرکت رو به تقویت بوده. این دو پدیده، دو پدیده‌ى قابل استدلال است؛ یعنى حرفِ شعارى نیست، متکى به واقعیات است.

ى، که البته در این مورد مسئولین دولتى و همچنین قانونگذاران وظائف سنگینى دارند. من نسبت به مسئله‌ى مدیریت واردات به دولتى‌ها سفارش کردم؛ الان هم تأکید میکنم. (…)

 تدبیر خردمندانه باید در این زمینه‌ها گرفته بشود. خرد خیلى مهم است. عقل‌گرائى در تصمیم‌گیرى‌ها بسیار حائز اهمیت است. تصمیم، خردمندانه و شجاعانه. خردمندى را به معناى ترس و گریز و عقب‌نشینى نباید معنا کرد. خردمندى همراه با شجاعت. (…)

 من روى اتحاد تکیه میکنم. اتحاد و همدلى بین مسئولین کشور یک فریضه است . تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است؛ بخصوص در سطوح بالا. همه به این توجه داشته باشند.

 توجه به ترفندهاى دشمن و بازى نکردن طبق نقشه‌ى دشمن. یکى از کارهائى که دشمن میکند، بى‌اعتماد کردن مردم نسبت به مسئولین است. ما باید مواظب باشیم خودهامان جورى حرف نزنیم که مردم به مسئولین کشور، مسئولین دولتى، مسئولین قضائى، مسئولین قوه‌ى مقننه بى‌اعتماد بشوند؛ که این بى‌اعتمادى ناحق است؛ دشمن این را میخواهد

 و توجه به قدرت الهى و صدق وعده‌ى الهى؛ که این اساس همه‌ى کارهاست که مطمئن باشیم به وعده‌ى الهى. خداى متعال کسانى را که سوءظن به وعده‌ى او دارند، سوءظن به او دارند، لعنت فرموده است.

 اما در قضیه‌ى مذاکره که این را زودتر از همه بگوئیم؛ بد نیست که حرف مذاکره میزنند. این پیشنهاد البته جدید نیست. از قبل هم دولتهاى آمریکا به ما پیشنهاد میدادند براى مذاکره؛ ما هم همیشه این پیشنهاد را رد کرده‌ایم. البته دلائلى وجود دارد، اما یک دلیل واضح این است که مذاکره‌ى در سایه‌ى تهدید و فشار، مذاکره نیست. یک طرف مثل ابرقدرتها بخواهد تهدید بکند و فشارى بیاورد و تحریمى بکند و یک دست آهنى‌اى را نشان بدهد و از آن طرف هم بگوید خیلى خوب، بنشینیم پشت میز مذاکره! این مذاکره، مذاکره نیست. اینجور مذاکره‌اى را ما با هیچ کس نمیکنیم. لذا آمریکا همیشه با این چهره براى مذاکره وارد میدان شده است.

(…) بنابراین نه، اینى که گفته میشود؛ رئیس جمهور محترم و دیگران میگویند ما اهل مذاکره‌ایم، بله، ما اهل مذاکره‌ایم؛ اما نه با آمریکا. علت هم این است که آمریکا  ما باید تولید ملى را افزایش بدهیم، تقویت کنیم؛ عادت کنیم به مصرف تولیدات داخلى؛ عادت کنیم به بالا بردن کیفیت تولیدات داخلاگر بخواهیم قضایاى کنونى کشورمان را تحلیل درست بکنیم و در تحلیل، به خطا دچار نشویم، باید از اینجا شروع کنیم که یک جبهه‌بندى قدیمى‌اى بین ایران اسلامى و بین یک مجموعه‌اى وجود دارد. از عمر این معارضه و منازعه و جبهه‌بندى، سى و یکى دو سال میگذرد؛ جدید نیست. یک پدیده این است که طرف مقابل ما، جبهه‌ى مقابل ما نسبت به قبل دچار ضعف است؛ یعنى حرکت جبهه‌ى مقابل، حرکت به سمت نزول بوده است؛ ضعیف شده است. پدیده‌ى دوم این است که جبهه‌ى ما به سمت قوّت است؛ یعنى حرکت ما حرکت رو به تقویت بوده. این دو پدیده، دو پدیده‌ى قابل استدلال است؛ یعنى حرفِ شعارى نیست، متکى به واقعیات است.

ى، که البته در این مورد مسئولین دولتى و همچنین قانونگذاران وظائف سنگینى دارند. من نسبت به مسئله‌ى مدیریت واردات به دولتى‌ها سفارش کردم؛ الان هم تأکید میکنم. (…)

 تدبیر خردمندانه باید در این زمینه‌ها گرفته بشود. خرد خیلى مهم است. عقل‌گرائى در تصمیم‌گیرى‌ها بسیار حائز اهمیت است. تصمیم، خردمندانه و شجاعانه. خردمندى را به معناى ترس و گریز و عقب‌نشینى نباید معنا کرد. خردمندى همراه با شجاعت. (…)

 من روى اتحاد تکیه میکنم. اتحاد و همدلى بین مسئولین کشور یک فریضه است . تعمد در مخالفت با آن، امروز یک خلاف شرع است؛ بخصوص در سطوح بالا. همه به این توجه داشته باشند.

 توجه به ترفندهاى دشمن و بازى نکردن طبق نقشه‌ى دشمن. یکى از کارهائى که دشمن میکند، بى‌اعتماد کردن مردم نسبت به مسئولین است. ما باید مواظب باشیم خودهامان جورى حرف نزنیم که مردم به مسئولین کشور، مسئولین دولتى، مسئولین قضائى، مسئولین قوه‌ى مقننه بى‌اعتماد بشوند؛ که این بى‌اعتمادى ناحق است؛ دشمن این را میخواهد

 و توجه به قدرت الهى و صدق وعده‌ى الهى؛ که این اساس همه‌ى کارهاست که مطمئن باشیم به وعده‌ى الهى. خداى متعال کسانى را که سوءظن به وعده‌ى او دارند، سوءظن به او دارند، لعنت فرموده است.

صادقانه مثل یک مذاکره‌کننده‌ى معمولى وارد میدان نمیشود، مثل یک ابرقدرت وارد مذاکره میشود. ما با چهره‌ى ابرقدرتى مذاکره نمیکنیم. ابرقدرتى را بگذارند کنار، تهدید را بگذارند کنار، تحریم را بگذارند کنار، براى مذاکره یک هدف و نهایت مشخصى فرض نکنند که باید مذاکره به آنجا برسد. (…) جمهورى اسلامى نه، زیر بار این فشارها نخواهد رفت؛ او هم به سبک خود به هر فشارى پاسخ خواهد داد. به زورگوئى متوسل نشوند، از نردبان ابرقدرتى که نردبان پوسیده‌اى هم هست، پائین بیایند، اشکالى ندارد؛ اما تا وقتى که آنجور است، امکان ندارد.

اسلاید ۸ :

این گرسنگى و تشنگى (روزه) یک صفائى به دل میبخشد که این صفاى قلبى زمینه را فراهم میکند براى تفکر، که «تفکّر ساعه خیر من عباده سنه». این تفکر از نوع تفکرِ مراجعه‌ى به باطن و روح و دل انسان است که حقایق را روشن میکند و باب حکمت را بر روى انسان میگشاید. از این باید استفاده کرد.

درباره‌ى عمر فکر کنیم. عمر سرمایه‌ى اصلى هر انسانى است. همه‌ى خیرات به وسیله‌ى عمر – همین ساعات زودگذر – به دست مى‌آید؛ این سرمایه است که میتواند سعادت ابدى و بهشت جاودان را براى انسان تدارک ببیند. درباره‌ى این عمر فکر کنیم. گذر عمر را ببینیم. ناپایدارى ساعات زندگى و روزها و شبهاى اوقات عمر را احساس کنیم. به این گذر زمان توجه کنیم؛ «عمر، برف است و آفتاب تموز». لحظه به لحظه از این سرمایه دارد کاسته میشود؛ و این در حالى است که این سرمایه، همه چیز ماست براى کسب سعادت اخروى؛ چه جورى مصرفش میکنیم، در کجا مصرفش میکنیم، در چه راهى آن را خرج میکنیم؟

تفکر در باب مرگ، عبور از این عالم، لحظه‌ى خروج روح از بدن و ملاقات جناب ملک‌الموت؛ این لحظه براى همه‌ى ما پیش مى‌آید؛ «کلّ نفس ذائقه الموت»؛ همه، این را میچشیم. حالِ ما در آن لحظه چگونه است؟ دل ما در آن لحظه در چه حال است؟ اینها نکاتى است که در خور تدبر و تأمل است. فکر در این زمینه‌ها، از جمله‌ى تفکر لازم و اساسى و ضرورى است.

یک زمینه‌ى دیگر براى تفکر، همین دعاهاست. مضامینى که در دعاهاى مأثور هست، فوق‌العاده است. ایشان در همین «مراقبات» میفرمایند: حقایق و معارفى که در ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین(علیهم‌السّلام) وجود دارد، یک دهم آن در همه‌ى روایات و خطبِ رسیده‌ى از معصومین(علیهم‌السّلام) وجود ندارد؛ جز آن روایات توحیدى و خطب توحیدى. این دعاها خیلى اهمیت دارد.

اسلاید ۹ :

در این نگاه کلى بایستى واقع‌بینانه نگاه کنیم؛ خودمان را نبایستى دچار خطا کنیم؛ یکسونگرى نکنیم. ما نقاط مثبتى داریم، نقاط منفى‌اى هم داریم؛ هر دو را ببینیم. گاهى فقط نگاه منفى غلبه داده میشود. امروز متأسفانه انسان مشاهده میکند که در بین برخى مسئولین و نخبگان سیاسى و غیره کأنه مد شده است که نگاه، نگاه بدبینانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبینند؛ روى نقاط منفى تکیه کنند. در رسانه‌ها و غیررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى میشود. تا انسان میگوید هم چرا، میگویند آقا شما نمیگذارید ما واقعیات را بگوئیم. میگوئید سیاه‌نمائى است، میگوئید فلان است؛ ما میخواهیم حقایق را بگوئیم. نه، این یکسونگرى است. (…) اگر فقط نقاط منفى را مشاهده کنیم – که البته نقاط منفى وجود دارد – این طبعاً واقع‌بینى نیست؛ این برآورد درستى از اوضاع کشور به ما نخواهد داد؛ منجر به ناامیدى میشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم این است.

۱٫توانایی نظام در غلبه بر تهدیدها

۲٫اعتماد میان مردم و نظام اسلامی

۳٫پیشرفت در سخت‌ترین شرایط تحریم

۴٫اعتبار بسیار خوب بین المللی

۵٫ناامیدی دشمن از منفعل کردن انقلاب

۶٫ثبات کشور علیرغم توطئه ها و دسیسه های گسترده

۷٫جمعیت هفتاد و پنج میلیون نفری کشور

۱٫ غلبه نکردن بر بعضی چالش ها
۲٫ غفلت از روحیه جهادی و ایثار، تهاجم فرهنگی دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضای رسانه‌ای کشور
۳٫سرگرم شدن به رفاه‌طلبی و منش‌های اشرافی

۴٫رفتارهای قبیله ای در میدان سیاست و اقتصاد

ضعف در اخلاق عمومی و عدم رواج فضائل اخلاقی
۶٫رواج فرهنگ اسراف و تجمل‌گرایی در جامعه

۷٫رشد میل به خشونت بین برخی از جوانان کشور

۸٫عدم مقابله درست و منطقی با تباه کردن نسل جوان

اسلاید ۱۰ :

البته من در مورد مسائل لیبى نگرانم. در لیبى، سیاست غرب، سیاست بسیار رذیلانه و موذیانه‌اى است. اینها از قیام مردم سوءاستفاده کردند. براى آنها، ماندن و جا پا باز کردن در لیبى خیلى مهم است. اولاً مسئله‌ى نفت لیبى است که برایشان مهم است، ثانیاً فضاى وسیع این کشور است که میتوانند در جاهاى مختلفش پایگاه بزنند، ثالثاً اشراف بر کشور مصر و کشور تونس؛ دو تا کشور انقلابى. در شرق لیبى مصر است، در غرب لیبى تونس است؛ علاوه بر اینکه از آنجا میتوانند بر سودان و بر الجزائر و بر همه‌ى کشورهاى این منطقه مسلط باشند. میخواهند آنجا جاپا محکم کنند. میخواهند زیرساختهاى این کشور را ویران کنند تا بعد اگر راه‌هاى دیگر ممکن نشد، از این طریق خودشان را در لیبى تثبیت کنند. الان دارند زیرساختها را ویران میکنند. به اسم حمایت از مردم، جاده‌ها ویران میشود؛ پالایشگاه‌ها ویران میشود؛ مختصر کارخانجاتى که دارند، ویران میشود. باید اینها ساخته بشود. مردم لیبى خودشان این توانائى را ندارند؛ اینها به بهانه‌ى ساختن، آنجا مى‌آیند. من از مسئله‌ى لیبى نگرانم.

اوضاع منطقه درست عکس سیاستهاى قدرتهاى غربى و آمریکا و صهیونیسم بین‌الملل دارد پیش میرود. آنها راجع به ایران برنامه‌هائى داشتند؛ درست عکس آنچه که آنها میخواستند، خداى متعال مقدر کرد و پیش آمد. آنها ایران را تحریم کردند، اما بحران اقتصادى گریبان خودشان را گرفت. آنها فتنه‌ى ۸۸ را براى زمین زدن جمهورى اسلامى تقویت کردند – یا تدارک کردند، یا لااقل پشتیبانى و تقویت کردند – اما نظامها و رژیمهاى وابسته‌ى به خودشان یکى پس از دیگرى زمین خورده یا متزلزل شده. آنها به عراق و افغانستان حمله کردند، براى اینکه ایران را محاصره کنند – بزرگانشان گفتند که این براى محاصره‌ى ایران است – اما خودشان محاصره شدند؛ پاشان در گل فرو رفته، به دام افتادند. آنچه که آنها درباره‌ى ما تدبیر و عمل کردند، خداى متعال عکسش را مقدر کرد و نشد.

مطالب فوق فقط متون اسلاید های ابتدایی پاورپوینت بوده اند . جهت دریافت کل ان ، لطفا خریداری نمایید .
PowerPointقابل ویرایش - قیمت 8900 تومان در 19 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد