دانلود فایل پاورپوینت مروری بر گزیده اشعار قیصر امین پور

PowerPoint قابل ویرایش
19 صفحه
8900 تومان

لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت مروری بر گزیده اشعار قیصر امین پور توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت مروری بر گزیده اشعار قیصر امین پور قرار داده شده است

2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید

4-در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد

5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

اسلاید ۱ :

معرفی شاعر و کتابهای او

در کوچه آفتاب

تنفس صبح

آینه های ناگهان

کتاب حاضر

گلها همه آفتابگردانند

سنت و نوآوری در ادبیات معاصر

کتابهای کودکان

اسلاید ۲ :

شعر آغازین (روز ناگزیر)

این روزها که می گذرد ، هر روز
احساس می کنم که کسی در باد
                               فریاد می زند
احساس می کنم که مرا
از عمق جاده های مه الود
یک اشنای دور صدا می زند
آهنگ اشنای صدای او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل صدای آمدن روز است
آن روز ناگزیر که امد
روزی که عابران خمیده
یک لحظه وقت داشته باشند
تا سر بلند باشند
و آفتاب را

                در آسمان ببینند

روزی که این قطار قدیمی
در بستر موازی تکرار
یک لحظه بی بهانه توقف کنند
تا چشمهای خسته ی خواب الود
از پشت پنجره
تصویر ابرها را در قاب
و طرح واژگونه ی جنگل را
                           در آب بنگرند
آن روز
پرواز دستهای صمیمی
در جستجوی دوست
                           آغاز میشود
روزی که روز تازه پرواز
روزی که نامه ها همه باز است
روزی که جای نامه و مهر و تمبر
بال کبوتری را امضا کنیم

و مثل نامه ای بفرستیم . . .

اسلاید ۳ :

روزی که روی درها
با خط ساده ای بنویسند :
تنها ورود گردن کج ممنوع
روزی که روی قیمت احساس
مثل لباس
                 صحبت نمیکنند
پروانه های خشک شده انروز
از لای برگهای کتاب شعر
                              پرواز میکنند . .
انروز
دیوار باغ و مدرسه کوتاه است
تنها
پرچینی از خیال
در دور دست حاشیهء باغ میکشند
که میتوان به سادگی از روی ان پرید . . .

روزی که آسمان

در حسرت ستاره نباشد

روزی که آرزوی چنین روزی

محتاج استعاره نباشد

ای روزهای خوب که در راهید
ای جاده های گمشده در مه
ای روزهای سخت ادامه
از پشت لحظه ها به در آیید

ای روز افتابی
ای مثل چشمه خدا آبی
ای روز آمدن
ای مثل روز ، آمدنت روشن

این روزها که میگذرد ،

               هر روز
در انتظار امدنت هستم
اما
با من بگو که آیا ، من نیز
در روزگار امدنت هستم؟

اسلاید ۴ :

شعر قیصر – زبان انسان معاصر

پس کجاست ؟
چند بار
خرت و پرت های کیف باد کرده را
زیر و رو کنم:
پوشه مدارک اداری و گزارش اضافه کار                                    و کسر کار          
کارتهای اعتبار
کارتهای دعوت عروسی و عزا
قبض های آب و برق و غیره و کذا

برگه حقوق و بیمه و جریمه و مساعده
رونوشت بخشنامه های طبق قاعده
نامه های رسمی و تعارفی
نامه های مستقیم و محرمانه معرفی
برگه رسید قسطهای وام
قسطهای تا همیشه ناتمام …

پس کجاست ؟
چند بار
جیبهای پاره پوره را
                         پشت و رو کنم :
چند تا بلیط تا شده
چند اسکناس کهنه و مچاله
                            چند سکه سیاه

صورت خرید خوار و بار
صورت خرید جنسهای خانگی…

پس کجاست ؟
یادداشت های درد جاودانگی؟

اسلاید ۵ :

عشق – این سه حرف ساده ی میان تهی

از غم خبری نبود اگر عشق نبود

دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود

بی رنگ تر از نقطه موهومی بود

این دایره کبود اگر عشق نبود

ار آیینه ها غبار خاموشی را

عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود

در سینه ی هر سنگ در تپش است

از این همه دل چه سود اگر عشق نبود

بی عشق دلم جز گرهی کور نبود

دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی

تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟!

گفتی غزل بگو چه بگویم غزال کو؟

شیرین من برای غزل شور و حال کو؟

               
پر می زند دلم به هوای غزل، ولی

گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

اینجا همه هر لحظه می پرسند :

(( حالت چطور است؟ ))

اما کسی یک بار

از من نپرسید

(( بالت . . . ))

اسلاید ۶ :

عشق – این سه حرف ساده ی میان تهی

حرفهای ما هنوز ناتمام…

تـــا نگاه میکنی:

 

                     وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی!

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی…

ای دریغ و حسرت همیشگی!

 

نا گهـــــــــــان

 

                    چقدر زود

 

                                     دیـــــر می شود!

اسلاید ۷ :

هر چند عاشقان قدیمی

از روزگار پیشین

تا حال

از درس و مدرسه

از قیل و قال

بیزار بوده اند

اما

اعجاز ما همین است:

ما عشق را به مدرسه بردیم

در امتداد راهرویی کوتاه

در یک کتابخانه کوچک

بر پله های سنگی دانشگاه

و میله های سرد فلزی

گل داد و سبز شد

***

آن روز، روز چندم اردیبهشت

یا چند شنبه بود

نمی دانم

آن روز هر چه بود

از روزهای آخر پاییز

یا آخر زمستان

فرقی نمی کند

زیرا

ما هر دو در بهار

– در یک بهار –

چشم به دنیا گشوده ایم

ما هر دو

در یک بهار چشم به هم دوختیم

آن گاه ناگهان

متولد شدیم

و نام تازه ای

بر خود گذاشتیم

امروز هم

ما هر چه بوده ایم، همانیم

ما باز می توانیم

هر روز ناگهان متولد شویم

ما

همزاد عاشقان جهانیم…

اسلاید ۸ :

عشق – این سه حرف ساده ی میان تهی

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را

می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی تابم آنچنان که درختان برای باد

یا کودکان خفته به گهواره خواب را

بایسته ای چنان که  تپیدن برای دل

یا آنچنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی می آفرینمت

چونان که التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را؟!

اسلاید ۹ :

شطح (هذیانهای زیبا)

شطح (به فتح ش و سکون ط و ح) در اصل یعنی جملاتی که صوفیان در حالت بیخودی و وجد و حال می گویند و ظاهر این الفاظ با ذهنیات و واقعیاتی که مردم می دانند سازگار نیست.

شاید معروفترین شطح کلامی باشد که عطار نیشابوری در کتاب تذکره الاولیا از زبان بایزید بسطامی نقل می کند :

گفت به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود و چنانکه پای مرد به گِلزار فرو شود، پای من به عشق فرو می شد.

با توام

            ای لنگر تسکین

ای تکانهای دل!

            ای آرامش ساحل!

با توام

       ای نور!

              ای منشور!

ای تمام طیفهای آفتابی!

ای کبود ارغوانی!

                    ای بنفشآبی!

با توام ای شور! ای دلشوره شیرین!

با توام

         ای شادی غمگین!

با توام

         ای غم!

                  غم مبهم!

ای نمی دانم!

هر چه هستی باش!

                        اما کاش…

نه، جز اینم آرزویی نیست:

هر چه هستی باش!

                     اما باش!

اسلاید ۱۰ :

رفتار من عادی است

اما نمیدانم چرا

این روزها

از دوستان و آشنایان

هرکس مرا میبیند

از دور میگوید:

              این روزها انگار

                     حال و هوای دیگری داری! …

این روزها تنها

حس میکنم گاهی کمی گنگم

گاهی کمی گیجم…

گاهی

-از تو چه پنهان-

با سنگها آواز میخوانم

و قدر بعضی لحظه ها را خوب میدانم

این روزها گاهی

از روز و ماه و سال، از تقویم

از روزنامه بیخبر هستم

حس میکنم گاهی کمی کمتر

گاهی شدیداً بیشتر هستم

من کاملاً تعطیل بودم

اول نشستم خوب

جورابهایم را اتو کردم

تنها-حدود هفت فرسخ- در اتاقم راه رفتم

با کفشهایم گفتگو کردم

و بعد از آن هم

رفتم تمام نامه هارا زیر و رو کردم

و سطر سطر نامه ها را

دنبال آن افسانه موهوم

دنبال آن مجهول گشتم

چیزی ندیدم

تنها یکی از نامه هایم

بوی غریب و مبهمی میداد

انگار

از لابه لای کاغذ تا خورده نامه

بوی تمام یاسهای آسمانی

                              احساس می شد

مطالب فوق فقط متون اسلاید های ابتدایی پاورپوینت بوده اند . جهت دریافت کل ان ، لطفا خریداری نمایید .
PowerPointقابل ویرایش - قیمت 8900 تومان در 19 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد