لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت معرفی شاعر معاصر سهراب سپهری توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت معرفی شاعر معاصر سهراب سپهری قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 4 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

 

اسلاید ۱ :

زندگی نامه

سهراب سپهری  ۱۵ مهر ۱۳۰۷ در کاشان ولادت یافت  شاعر و نقاش ایرانی که از مهمترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. دوران ابتدایی را در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسّطه را در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) گذراند و پس از فارغ‌التحصیلی در دورهٔ‌ دوسالهٔ‌ دانش‌سرای مقدماتی پسران به استخدام ادارهٔ‌ فرهنگ کاشان درآمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دورهٔ دبیرستان خود را دریافت کرد. سپس به تهران آمد و در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد. آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در ادارهٔ کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه‌ها شروع به کار کرد و در هنرستان‌های هنرهای زیبا نیز به تدریس می‌پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمنا در مدرسهٔ هنرهای زیبای پاریس در رشتهٔ لیتوگرافی نام نویسی کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. سهراب سپهری مدتی در ادارهٔ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری در سال ۱۳۳۷ مشغول به کار شد. از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع به تدریس در هنرکدهٔ هنرهای تزئینی تهران نمود. در اسفند همین سال بود که از کلیهٔ مشاغل دولتی به کلی کناره‌گیری کرد.

اسلاید ۲ :

سهراب در آغاز کار شاعری تحت تأثیر شعرهای نیما بود و این تأثیر در «مرگ رنگ» به خوبی مشهود است. بعدها سبک او دستخوش تغییراتی می‌شود و شعرش با دیگر شاعران هم دورهٔ خویش متمایز می‌گردد. از جمله مجموعه شعرهای دیگر سهراب سپهری می‌توان به این عنوان‌ها اشاره نمود:

مرگ رنگ (۱۳۳۰) ؛

زندگی خواب‌ها (۱۳۳۲) ؛

آوار آفتاب (۱۳۴۰) ؛

شرق اندوه (۱۳۴۰) ؛

صدای پای آب (۱۳۴۴) ؛

مسافر (۱۳۴۵) ؛

حجم سبز (۱۳۴۶) ؛

ما هیچ ما نگاه (۱۳۵۶) ؛

هشت کتاب (۱۳۵۶) ؛

برخی از اشعار وی در سال‌های ۱۳۴۴ و ۱۳۴۵ در فصلنامهٔ آرش به چاپ رسید.

اسلاید ۳ :

سفرهای خارج از کشور

سفر به ایتالیا (وی از پاریس به ایتالیا می‌رود)؛

سفر به ژاپن (توکیو در مرداد ۱۳۳۹) برای آموختن فنون حکاکی روی چوب که موفق به بازدید از شهرها و مراکز هنری ژاپن نیز می‌شود؛

سفر به هندوستان (۱۳۴۰)؛

سفر مجدد به هندوستان (۱۳۴۲، بازدید از بمبئی، بنارس، دهلی،غارهای آجانتا، کشمیر)؛

سفر به پاکستان (۱۳۴۲، دیدار لاهور و پیشاور)؛

سفر به افغانستان (۱۳۴۲، اقامت در کابل)؛

سفر به اروپا (۱۳۴۴، مونیخ و لندن)؛

سفر به اروپا (۱۳۴۵، فرانسه، اسپانیا، هلند، ایتالیا، اتریش)؛

سفر به آمریکا (۱۳۴۹ و شرکت در یک نمایشگاه گروهی و سپس سفر به نیویورک)؛

سفر به پاریس و اقامت در «کوی بین المللی هنرها» (۱۳۵۲)؛

سفر به یونان و مصر (۱۳۵۳)؛

سفر به بریتانیا برای درمان بیماری اش سرطان خون (دی ۱۳۵۸).

 

اسلاید ۴ :

نمایشگاههای نقاشی

    از جمله نمایشگاه‌های نقاشی که سهراب سپهری در آن‌ها حضور داشت، یا نمایشگاه انفرادی وی بودند، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

دوسالانهٔ تهران (فروردین ۱۳۳۷)؛

دوسالانهٔ ونیز (خرداد ۱۳۳۷)؛

دو سالانهٔ دوم تهران (فروردین ۱۳۳۹، برندهٔ جایزهٔ اول هنرهای زیبا)؛

نمایشگاه انفرادی در تالار عباسی تهران (اردیبهشت ۱۳۴۰)؛

نمایشگاه انفرادی در تالار فرهنگ تهران (خرداد ۱۳۴۱، دی ۱۳۴۱)؛

نمایشگاه گروهی در نگارخانه گیل گمش (تهران، ۱۳۴۲)؛

نمایشگاه انفرادی در استودیو فیلم گلستان (تهران، تیر ۱۳۴۲)؛

دوسالانهٔ سائوپائولو(برزیل، ۱۳۴۲)؛

نمایشگاه گروهی هنرهای معاصر ایران (موزه بندر لوهار فرانسه، ۱۳۴۲)؛

نمایشگاه گروهی در نگارخانه نیالا (تهران، ۱۳۴۲)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه صبا (تهران، ۱۳۴۲)؛

نمایشگاه گروهی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بورگز (تهران، ۱۳۴۴)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون (تهران، بهمن ۱۳۴۶)؛

اسلاید ۵ :

نمایشگاه گروهی در نگارخانه مس تهران (۱۳۴۷)؛

نمایشگاه جشنوارهٔ روایان (فرانسه، ۱۳۴۷)؛

نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ موسسه گوته (تهران، خرداد ۱۳۴۷)؛

نمایشگاه دانشگاه شیراز (شهریور ۱۳۴۷)؛

جشنوارهٔ بین المللی نقاشی در فرانسه (اخذ امتیاز مخصوص، ۱۳۴۸)؛

نمایشگاه گروهی در بریج همپتن آمریکا (۱۳۴۹)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه بنسن نیویورک (۱۳۵۰)؛

نمایشگاهانفرادی در نگارخانه لیتو (تهران، ۱۳۵۰)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیروس (پاریس، ۱۳۵۱)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۱)؛

اولین نمایشگاه هنری بین المللی تهران (دی ۱۳۵۳)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۴)؛

نمایشگاه هنر معاصر ایران در «بازار هنر» ( سوییس، خرداد ۱۳۵۵)؛

نمایشگاه انفرادی در نگارخانه سیحون تهران (۱۳۵۷).

اسلاید ۶ :

سهراب از نگاه دیگر شاعران

علي موسوي گرمارودي

 سپهري از كساني است كه راه نيما را شناخته بود اما اين را با خود با شخصيت يگانه خويش پيمود   شعر سپهري در نخستين برخورد داراي چند ويژگي است يكي اينكه سپهري نخستين كسي يا دست كم مهمترين شاعري است كه زبان شعر نو را با زبان محاوره پيوند زد . در شعر نو شاعران در همانحال که داراي زبان خاص خويشند دريك چيز اشتراك دارند و آن زبان عام شاعرانه است در برابر زبان محاوره در واقع مي توان گفت كه زبان شاعرانه و زبان خاص هر شاعر جنس و فصل شعر او را تشكيل مي دهند .
زبان شاعرانه در اين تعبير يعني زباني كه علاوه بر حفظ ويژگي زبان خاص يك شاعر داراي ضخامت و اسلوب شعري است و حوزه لغات و تعبيرات و بيان در آن از نوعي است كه آن را از سوئي از زبان نوشتار متمايز مي كند و از سوئي ديگر از زبان گفتار.اغلب اين ضخامت و اسلوب و تمايز و تمايل به ارگانيسم در كاربرد لغات بدست مي آيد . اما سپهري و البته فروغ و اسماعيل شاهرودي هم شاعراني هستند كه زبان شاعرانه را با زبان محاوره پيوند زده اند و درجاي خود موفق هم بوده اند اما سپهري از اين لحاظ موفقتر است .

اسلاید ۷ :

اهل كاشانم
روزگارم بد نيست تكه ناني دارم , خرده هوشي , سر سوزن ذوقي .
فروغ بيگمان در اين زمينه يعني پيوند زدن زبان شاعرانه با زبان محاوره تحت تاثير سپهري است.به گوشه اي از اين شعر فروغ نگاه كنيم :
دلم براي باغچه مي سوزد
كسي به فكر گلها نيست كسي به فكر ماهيها نيست . كسي نمي خواهد باور كند . كه باغچه دارد مي ميميرد .
ويژگي شعر دوم سپهري تصوير گرائي است .
تصوير گرایی او نتيجه طبيعت گرائي اوست كه با نوع نگرش فكري وي هماهنگ است . سپهري از جهت انديشه شيفته يك نوع عرفان خاص خود است كه مي توان آن را عرفان طبيعي ناميد .
عرفاي گذشته ما در تكاپوي عرفانيات خويش سعي دارند خدا را بيواسطه بنگرند چشم به چشمه اصلي نور و به خانه خورشيد دوخته اند .
سپهري اما در عرفان ويژه خويش بلند پروازي عرفاي تاريخ اسلامي ما را ندارد و خدا را از طريق طبيعت جستجو مي كند .
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد گفته باشد سر گلدسته سرو                                                                            من نمازم را پي تكبيره الاحرام علف مي خوانم
                                                   پي قد قامت موج
شكي نيست كه او در ديد عرفان ويژه خود صميمی است به همين جهت مي بينيم كه تصوف قشري و عرفاي ظاهر نما را با طنز چنين تصوير مي كند .
عارفي ديدم بارش تنناها يا هو
به هر صورت اين عرفان ويژه سپهري هر چه هست و هر چه آن را بناميم از عوامل عمده تصوير گرائي اوست .
اگر عرفان عرفاي قديم آنان را در الله مستغرق مي ساخت … در سپهري باعث شده كه با ديد عرفاني در طبيعت غرق شود .
به همين جهت خيال انگيزي شعر سپهري در اوج است .

اسلاید ۸ :

مي دانيم كه هر تصوير ساخته يك صنعت ذهني است اما هر چه عناصر اين صنعت ذهني تر و وابسته تر به قوانين و قواعد شاعرانه و به تعبير من كوششي باشد . شعر مصنوعي تر از كار در مي آيد . به عكس هر چه جوششي تر باشد يعني بازيافت آن مستقيما از خارج ذهن و در طبيعت گرفته شده باشد . شعر طبيعي تر مي نمايد و شعر سپهري چنين است . اگر بخواهيم مقايسه اي كرده باشيم . نادر پور هم يك شاعر تصوير گراست و حتي در اين زمينه قوي تر از سپهري است اما صنعت و كوشش در نادرپور غلبه دارد و در واقع به تعبيري ديگر تخيل نادرپور بسته تر ولي تخيل سپهري بازتر و گسترده تر است در او جوشش غلبه دارد .
ويژگي سوم شعر سپهري شخصيت بخشيدن به پديده ها و اشيا است همه چيز در شعر سپهري زنده است احساس دارد عاطفه دارد مي بالد و نفس مي كشد در واقع چنانچه خودش مي گويد او همان شاعري است كه به هنگام خطاب به گل سوسن مي گفت شما
به كجا مي گوئيد شب مي تپد جنگل نفس مي كشد
جاي ديگري مي گويد علف ها ريزش رويا را در چشمانم شنيدند
و چنانچه در همين نمونه ديديم به دليل شخصيت دادن به اشيا افعال را متناسب با شخصيت ها جمع مي آورد نه مفرد.علفها شنيدند . بر روي هم سپهري به نظر من بيشتر شاعر است تا سخنور .
كلمه در زبان شعري او با خود شعر يكپارچه فرا مي جوشد , نه آنكه مانند شاعران دیگر نخست سوژه اي دست و پا كند آنگاه براي بيان آن به فكر قالب و فرم گفتار و كلمه بگردد . شعر او عين گياه و سبزه و گل كه او آنقدر دوست مي داشت در زمينه ذهنش ناگهان مي رويد نجابت و زلالي و معصوميت روستائي وار او گوئي خود شعر را نيز تحت تاثير قرار مي دهد .

اسلاید ۹ :

فروغ فرخزاد

سپهري از بخش آخر كتاب ” آوار آفتاب ” شروع و به شكل خيلي تازه و مسحور كننده اي هم شروع مي شود و همين طور ادامه دارد
و پيش مي رود . سپهري با همه فرق دارد . دنياي فكري و حسي او براي من جالبترين دنياهاست. او از شهر و زمان ، و مردم خاصي صحبت نمي كند ، او از انسان و زندگي حرف مي زند. و به همين دليل وسيع است. در زمينه ي وزن راه خودش را پيدا كرده. اگر تمام نيروهايش را فقط صرف شعر مي كرد ، آن وقت مي ديديد كه به كجا خواهد رسيد.

اسلاید ۱۰ :

احمدرضا احمدي

روزهاي معصوم آلوده اي بود و سهراب هر روز با حجب , اين روزهاي آلوده را عبادت مي كرد . و تلاش داشت در سير و سفرش به روز ما يكديگر را باور كنيم . و سپهري روزي دوباره جوان شود . ولي چگونه تنهايي مي تواند با بودن روز و شب به مصاف رود . آن هنگام است كه انسان از شعر بودن زمين خانه اش دلگير و نا اميد مي شود و به جهان پناه مي برد و در كهكشان با همراهي اميد و نا اميدش ديدار مي كند . مي دانم عذاب سختي است كه انسان نا اميد از مكان خانه اش در كل جهان غرق شود ولي سپهري اين عذاب را دوست داشت . در رياضت و انزوا به جستجو مي پرداخت و با ملايمت و حوصله اي كه صفت بزرگيش بود به جهان چشم دوخت . جهان با وسعتش در توان او نبود و دست هاي استخواني او نمي توانست تمام جهان را به كلمات او پيوند زنند .
لحظه اي در خاك ماند , ايستاد , تجربه كرد , حركت كرد و بدنبال شرق گمشده به راه افتاد در اين دوران ترانه هاي ژاپني را تجربه كرد . آوار آفتاب حكمت اين دوران است . چهره اين كتاب كمي عبوس است و سهراب با حكمت و انديشه اي ديگر به دنبال كتاب حجم سبز رفت و در شعرهاي اين كتاب از گمگشتگي بيرون آمده و راه اصلي و واقعي خود را يافته است اكثر شعرهاي سهراب در اين كتاب دعوت است از همه مردم , از گل ها , از آبها از هر آنچه در طبيعت است .