لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود فایل پاورپوینت مقدمه اي بر روش تحقيق درعلوم انساني توجه فرمایید.

1-در این مطلب، متن اسلاید های اولیه دانلود فایل پاورپوینت مقدمه اي بر روش تحقيق درعلوم انساني قرار داده شده است 2-به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید 3-پس از پرداخت هزینه ، حداکثر طی 4 ساعت پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما ارسال خواهد شد 4-در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد 5-در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون زیر قرار نخواهند گرفت

— پاورپوینت شامل تصاویر میباشد —-

اسلاید ۱ :

مختصري درباره شناخت علمي

فلاسفه ودانشمندان براي اگاهي ازحقايق و واقعيت هاي  جهان هستي و كشف حقيقت پديده ها به منابع و مباني  مختلفي متوسل مي شوند : عده اي عقل را به وسيله ي استدلال و برهان  عده اي ديگر حواس را به وسيله تجربه  عده اي قلب و دل را به وسيله تزكيه ان  عده اي ديگر وحي از طريق كتب اسماني عده اي هم همه اينها را منبع شناخت دانسته اند

تا قبل از رنسانس عقل گرايي سنتي عمدتا ار پايه روش ارسطويي به عنوان مبناي شناخت تلقي مي شد

 ولي پس از رنسانس نهضت جديدي عليه عقل گرايي سنتي اغاز شد كه تجربه و ازمايش و مشاهده به عنوان مبناي كار پذيرفت

در تفكر عقل گرايانه روش قياسي مبناي كار است بدين معني كه با استدلال و روش منطقي و تحليل فرد مي تواند حقايق را كشف نمايد اما در تفكر تجربي روش استقراريي مبناي كار است بدين معني كه با مشاهده و ازمايش و شناخت ماهيت پديده ها مي توان با شناخت جزئيات به ارتباط انها به هم پي برد و قوانيين ونظامات كلي نتيجه گيري كرد

هركدام از اين ديدگاها طرفداراني دارد و داشته ولي نكته اي كه بايد به ان توجه داشت اين است كه ميزان درستي هركدام از انها بستگي به درجه اعتبارو درستي ابزار شناخت اين ديدگاه ها دارد يعني اينكه عقل به عنوان ابزار شناخت  ديدگاه عقل گراو حس به عنوان ديدگاه تجربه گرا تا چه اندازه قادر به كشف حقيقت اشيا و پديده هاست و تاچه اندازه خطا و اشتباه در ان راه ندارد

از بحث عقل گرا و تجربه گرا بگذريم  نكته اي در اينجا موجود است ان اينكه انسان به هر حال معلوماتي دارد  كه خطا بردار است و معلوماتي دارد كه خطا بردار نيست

اسلاید ۲ :

  • مسئله اينجاست معيارو شيوه تشخيص معلومات صحيح از معلومات غير صحيح چيست؟

اسلاید ۳ :

علم داراي دوبعد است:

حضوري

حصولي

 

ناظر برتصوير شيء يا پديده در ذهن

ناظر بر داوري انسان بر واقعيت ها اشيا وپديده ها

 

اسلاید ۴ :

علم حضوري يعني اينكه واقعيت معلوم پيش انسان حاضر است و واسطه و صورت در كار نباشد مانند علم به خود و علم به ترس, خود به عنوان يك مفهوم كلي

علم حصولي يعني علمي كه بر اساس مفهوم و واقعيت خارجي وبا واسطه صورت ذهني براي انسان حاصل مي گردد مانند علم انسان به اشيا و پديده هاي جهان خارج يا ارتباط بين انها كه از طريق تصويرانها در ذهن صورت مي گيرد

اسلاید ۵ :


ديدگاه تجربه گرايي يا پوزيتيويسم

این دیدگاه فلسفی در مقابل عقل گرایی سنتی و ارسطویی شکل گرفت و سابقه آن به دوره رنسانس علمی (قرن ۱۴ تا ۱۶) باز می گردد. بانی این طرز تفکر را فرانسیس بیکن (۱۵۶۱-۱۶۲۶م) می دانند که بعدها توسط افرادی چون توماس هابز، جان لاک، جرج برکلی، دیوید هیوم، جان استوارت میل، ارنست ماخ، و برتراند راسل (۱۸۷۲-۱۹۷۰م) دنبال شد. از آنجا که بعدا انتقاداتی بر این مکتب فلسفی وارد گردید، افرادی نظیر راسل، ماخ و ویتگنشتاین، “دایره وین” يا حلقه وین را تشکیل دادند. این دیدگاه با به کارگرفتن منطق نوین در جهت تحلیلیمنطقی تغییر مسیر داد. سپس با برقراری ارتباط با انجمن فلسفه تجربی برلن و نظایر آن و نیز ارتباط با مکتب پراگماتیسم امریکا (جیمز و دیویی) با نام تجربه گرایی نوین گسترش یافت. ولی رویدادهای سیاسی دهه ۱۹۳۰  اروپا موجب از هم پاشیده شدن این مکاتب و مهاجرت دانشمندان آن به امریکا، نیوزلند و استرالیا شد و سپس تجربه گرایی نوین نیز توسط پیروان خود مورد نقد قرار گرفته و در مواردی تغییر ماهیت داد

اسلاید ۶ :

ردولف كارناپ  به عنوان چهره برجسته مكتب پوزيتيوسيم منطقي درسال۱۹۲۶به حلقه وين پيوست ونقش اساسي در بيان اراء اين حلقه رابرعهده گرفت این مکتب فلسفی وسیله شناخت راحواس انسان می داند ومعتقد است شناختی اعتبارداردکه به وسیله یکی از حواس قابل درک باشد.بدین لحاظ پوزیتیویسم به تجربه و آزمایش و مشاهده اصالت می دهدوروش استقرایی را برای دستیابی به کلی ها و به عبارتی به قوانین کلی وعلمی می پسندد.

دیدگاه پوزیتیویستی و تجربی در حوزه علوم طبیعی به دستاوردهای علمی زیادی نایل آمد و پشتوانه محکمی برای اثبات حقانیت دیدگاه خود پیدا نمود. از این رو در ادعا نسبت به قلمرو کارایی شناختی این دیدگاه زیاده روی نمود.

اسلاید ۷ :


ديدگاه عقل گرايي

ديدگاه عقل گرايي بر اساس روش استدلال قياسي استوار است واعتقاد دارد كه حواس انسان هيچ گاه كليت وضرورت اصول ومفاهيم را درنمي يابد و لذا منشاء ديگري به عنوان عقل ضرورت دارد.

سابقه اين ديدگاه به دوره يونانيها به ويژه ارسطو باز ميگردد كه درآن رابطه منطقي بين كبري وصغري و نتيجه برقرار ميگردد.

عقل گرايي در ادوار بعدي با نظرات فيلسوفانى نظير دكارت , اسپينوزا ,كانت ,لايپ نيتس و ماكس وبر توسعه يافت

انان بر اين باورند كه ذهن انسان قدرت شناخت حقايق گوناگون درباره جهان را دارد اين شناخت محصول فرايند استنتاج ذهني مبتني بر مجموعه از قضاياي بديهي و كلي پيشين است.

 

اسلاید ۸ :

جريان عقل گرايي با پيدايش ديدگاه عقل گرايي انتقادي در اواسط قرن بيستم توسط كارل ريموند پوپر وارد مرحله جديدي شد . پوپر ابتدا با پيوستن به به مكتب پوزيتيوسيم منطقي در حلقه وين به دفاع از ان پرداخت.اما بعد به ضعف هاي ان پي برد سپس به نقد ان پرداخت.پوپر باطرح نظريه ابطال پذيري نظريه ها و فرضيه ها به نوعي تعامل بين ديدگاه هاي عقل گرايي و تجربه گرايي قائل بود او بر اين باور بود كه نظريه و فرضيه ها كه محصول فرايند ذهن ادمي است بايد به محك تجربه سپرده شودو ازمون هاي سختي را پشت سر بگذارد پوپر ديدگاهش را در كتاب منطق اكتشاف بيان كرد ودر ان تاكيد كرد كه فرضيه ها برعكس تصوررات پوزيتيويستها قابل اثبات ورد قطعي نيست بلكه در روش شناخت علمي انها مورد تآييد يا ابطال قرار ميگيرد وتاييد وابطال ان ابدي نيست

 

اسلاید ۹ :

ديدگاه ساختاري

اين ديدگاه شامل نظرييه  توماس كوهن درباره پاراديمهاو انقلاب علمي است

توماس كوهن يك فيزيك دان است كه نظريه علمي را نوعي ساختار پيچيده مي داند كتاب اوبه عنوان ساختار انقلاب هاي علمي مطرح گرديد

عمده ويژگي كتاب او تاكيد بر انقلا بي پيشرفت هاي علمي دارد به طوري كه انقلاب متضمن طرد و رد يك ساختار نظري وجايگزيني ان با ساختار ناسازگار ديگر است

 

اسلاید ۱۰ :

پارادايم مشتمل بر مفروضات كلي نظري و قوانين و فنون كاربرد انهاست كه اعضاي جامعه خاصي از ان پيروي ميكند

پژوهشگران درون يك پارادايم خواه مكانيك نيوتوني باشد يا مورد ديگر (علم ابصار موجي يا شيمي تحليلي)كه به امري مشغولند علم عادي گويند

دانشمندان با كوشش  براي تبيين وتطبييق برخي از چهره هاي مربوط به طبيعت كه با كمك نتايج ازمايش حاصل شده است سعي به توسعه پارادايم ها دارن ولي به ناچار با مشكلات وابطال هاي اشكاري روبرو مي شوند كه معمولا قابل حل نيست بنابراين وضعيت بحراني يه وجود مي ايداين بحران با ظهور پارادايم جديد برطرف مي شود

پارا دايم هاي مسئله بر انگيز اوليه از صحنه طرد اين تحول گسسته يك انقلاب علمي تشكيل مي دهد پارادايم جديد نيز داراي نويد هايي هست

عواملي كه سبب ميشود دانشمندان  پارادايم خود را تغيير دهند بايد

با پژوهش هاي روان شناختي  وجامعه شناختي كشف كرد

از نظر او انقلاب علمي عبارت است از طرد يك پارادايم و قبول پارادايم جديد نه از سوي يك دانشمند به تنهايي بلكه از سوي

جامعه علمي مربوط در تماميت انها