دانلود مقاله فلسفه حجاب: چرا باید حجاب داشته باشیم.

word قابل ویرایش
17 صفحه
4900 تومان

فلسفه حجاب: چرا باید حجاب داشته باشیم.

بسم الله الرحمان الرحیم
فلسفه حجاب: چرا باید حجاب داشته باشیم.
همان طور که می دانید بخاطر زیبایی که خداوند در زنان قرار داده است زن باید در راه رفتن- سخن گفتن، نگاه کردن خود دقت کند زیرا همین نگاههای به ظاهر ساده مرد به زن یا متقابلا زن به مرد باعث حوادث ناگواری می شود. به عنوان مثال در سال ۱۹۶۲ در نیویورک بر اثر چشم چرانی ۲۷۶۶ تصادف اتومبیل رخ داد در اثر چشم چرانی ۶۰ در صد از ازدواجها مبدل به طلاق و جدایی و ۵۰۰۰ پرونده به نزاع و قتل بسته شد در ایران خودمان نظیر این مسئله وجود دارد که فقط به خاطر عدم رعایت حجاب که اگر زن رعایت کن چنین اتفاقاتی هرگز رخ نخواهد داد. علت بالا رفتن طلاق و قتل فقط بخاطر عدم رعایت حجاب از سوی زنان ودختران ما می باشد.

علل وجوب حجاب:
پوشش اسلامی و حفظ نسل از خطر سقوط:
اگر زنان حجاب نداشته باشند باعث بوجود آمدن روابط نامشروع و آلوده شدن نسل و کورتاژ و سقط جنین و فرزندان نامشروع می شود که عدم رعایت عفت و پوشش اسلامی این آثار شومی را در بر دارد و روز به روز در دنیا رو به افزایش است.
امام صادق (ع) فرموده اند: فرزندانی که زا زنا بوجود می آیند متمایل به گناه و تحقیر نمودن به دین و بد رفتاری با مردم را دارند.
و هم چنین سخن قرآن در سوره بقره آیه ۲۰۴ چنین استفاده می شود که بزرگترین فساد و در زمین کار منافقین است فساد در حو؟ و نسل است که باید شدیدا جلوگیری کرد حجاب اسلامی نقش مهمی در حفظ نسل و تامین پاکی نسل آینده دارد.
(حجاب یک عامل نیرومند برای حفظ خانواده و اجتماع)

زیدی نیست که مقدس ترین پیوند زنا شوئی و تشکیل خانواده است برای پایداری و استواری این کانون و پیوند اموری لازم است ک مهمترین آن موضوع عفت خانوادگی است که اگ زن لذتهای جنسی خود را از محیط خانواده بیرون نبرد و طبق دستورات دقیق اسلام در نگهداری خانه و شوهر کوشید مسلما محیط خانه را به یک محیط سالم و پاک و آرام بخش در خواهد آورد ولی بانویی که رعایت حجاب نکند و لذتهای جنسی را به بیرون خانه بکشاند چنین زنی توعا هوسی خواهد شده و بطور خود آگاه و ناخواه آگاه عاملی برای پاشیدگی وتیرگی کانون خانواده می شود ناسازگاریهایی که بین زن و شوهر بوجود می آید اکثرا به خاطر آن است که زن حفظ حجاب و عفت نکرده و در بیرون خانه چشم کسی به او افتاده و او هم فریفته و دلباخته گشته و کم کم از شوهرش سرد شده و باعث آزار شوهر گردیده تا طلاقش دهد از این رو برای حفظ و پایداری کانون خانواده و بوجود آوردن محیط سالم در خانوداه و فرزندان پاک لازم است عفت رعایت شود باید این مطالب را هیچگاه فراموش نکرد که امنیت ناموسی بزرگترین و ضروری ترین امنیتی است که در جهان باید باشد و مسلما رعایت پوشش و حجاب عامل قوی و سازنده برای ایجاد و حفظ این اینست خواهد بود.

از خانواده می گذریم و به اجتماع می نگریم می بینیم پایداری واستحکام اجتماع نیز بستگی به حفظ عفت و حجاب دارد چه آنکه اجتماع از خانواده ها تشکیل می شود مهم ترین گروه اجتماع را جوانان تشکیل می دهند اگر در برابر دیده های جوانان متاظر شهت انگیز باشد ؟ تردید همین متاظر عاملی قوی برای سوق دادن جوانان به سوی فساد خواهند بود که نیروی فعال اجتماع وجوانان در راههای باطل ولغو صرف گردد و سرانجام به کار و فعالیت و پیشرفت و اقتصاد و اخلات اجتماع ضربه سختی وارد خواهد آمد و لازمه این ضربه فرورفتگی و پاشیدگی و تزلزل اجتماعی خواهد شد.

(پوشش اسلامی یا یک عامل حرکت بخش در انقلابات)

مساله مهمی که در راستای فلسفه حجاب نباید آن از نظر دور داشت بلکه باید به آن به عنوان یک اصل اساسی نگریست نقش موثر و حرکت آخرین حجاب در ایجاد انقلابات است چرا که بی حجابی زن و عدم رعایت موازین حجاب که گاهی به سکس و بی بند و باری کشانده می شود.

مهمترین ضربه را به نیروی مقاومت زن و جوانان و محیط وارد می آورد و استعداد و نیروهیا معنوی مردم جامعه را به هدر می دهد از این رو در انقلابات جهان بخصوص در انقلاب عظیم اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به تجربه ثابت گردید که پوشش و ججاب زن چون خون شهیدان جوش و خروش خاص و به انقلاب داده بود و به خوبی روشن شد که نه تنها حجاب دست و پاگیر نیست بلکه یک نوع لباس رزم است و زن را که باید نقش اساسی در تکوین جامعه داشته باشد از عروسکی زیستن بیرون آورده و او را مدیر و مدبر و آماده سازی بجای اینکه مد پست و آر نیست و زندگی پوچ غربی داشته باشد. بر همین اساس شعارهای زیر سر زباها آمده و در تابلوهای انقلاب به صورت برجسته نقش بست ای خواهر! حجاب تو هم چون خون شهید است انقلاب را با حجاب خود هم چنین خون شهید پاس دار

( سخن رهبر کبیر انقلاب امام خمینی در مورد حجاب)
شما بانوان در ایران ثابت کردید که در پیشاپیش این نهضت قدم برداشتید شما همه بزرگی در نهضت اسلامی ما دارید شما در آتیه برای مملکت ما پشتوانه هستید شما در تحصیل کوشش کنید که برای فضائل اخلاقی و فضائل اعمالی مجهز شوید دامان شما یک مدرسه است که در آن باید جوانان بزرگ تربیت بشود.
(رعایت مرز آزادی زن)

علی (ع) در یکی از سخنان پر مغز خود در مورد حفظ کانون خانواده به امام حسن گوید: به زن خانواده بیشتر از اندازه شانش آزادی مده زیرا رعایت اندازه برای زن مفیدتر برای فکرش سالمتر برای زیبائیش بادوامتر خواهد بود چه آنکه زن ریحانه است نه قهرمانه و در عین حال مواظب باش که به شخصیت او متر به ؟ یعنی نه او را محروم کن و نه اجازه آزادی بیش از حد به او بده از این عبارت استفاده می شود که آزادی می توان بیش از حدود و حصار عفاف به زن علاوه بر حفظ خانواده و اجتماعی برای خود زن نیز مفید ولازم خواهد بود چه آنکه رعایت عفت و حجاب او را از مزاحمت افراد سبکسر حفظ کرده و از سقوط و انحراف نجات می بخشد

(دشمن قرآن در مورد فلسفه وجوب حجاب آیه ۳۰ سوره تور)
ای پیامبر به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را از گناه به نامحرم فرو خوابانند و دامن عفت خود را حفظ کنند زینت و آرایش خود را بر آنکه آشکار می شود بر بیگانه آشکار سازند.

باید دختران و زنان بوسیله چادر و مقنعه سینه و گردن خود را بپوشانند
(سخن قرآن در مورد وجوب حجاب سوره احزاب آیه ۵۸)
ای پیامبر به زنان و دختران خود به زنان مومن بگو نه خویشتن را به چادر و غبار قرو پوشند که این کار بخاطر آنکه به عفت شناخته شوند و کسی متعرض آنها نشوند برای آنان بسیار بهتر است.
(حدیث از فاطمه زهرا (ع) در مورد وجوب حجاب)

صلاح زنان در آن است که مردان بیگانه را نبینند و مردان بیگانه هم آنها را نبینند.
(وصیت اما حسین (ع) به خواهرش زینب (ع) در مورد حجاب)چ
حضرت امام حسین (ع) در لحظه شهادت به خواهرش زینب (ع) فرمودند خواهرم مبادا بعد از شهادت نامحرم تو را ببیند مواظب حجاب خود باش
(سخن قرآن در مورد فلسفه وجوب حجاب سوره قصص آیه ۲۵)
دختران حضرت شعیب در کوچه با حیا راه می رفتند.
خداوند سفارش می کند که زنان مومن باید با ناز و کرشمه حرف نزنند تا بازیچه دست افراد هوس باز و مریض هستند نشوند
(حدیث از پیامبر اکرم (ص) بدترین زنان به کسانی هستند)
۱- آن زنی که در میان خاندانش ذلیل و خوار است.
۲- زنی نسبت به شوهرش- سرکش و مغرور است.

۳- ناز است
۴- از کار زشت باکی ندارد
۵- هنگامی که شوهرش غایب شود حجاب خود را حفظ نمی کند ولی در حضور شوهرش رعایت حجاب می کند.

مشکل ازدواج
گاهی اوقات بعضی از بانوان بدون توجه به عاقبت موضوع، بطور شرم آوری در اجتماع ظاهر شده، و یک هشت مردم عفریت صفت از راه چشم چرانی و عشق بازی با آنان بهوس دانی می پردازنده و در این عمل ناشایست خود کلمه (آزادی) را برخ می کشد در صورتیکه برای آزادی هم حدود معین است. نه اینکه آزادی وسیله برای نیل به هدفهای دیگری باشد!!
ولی جوان عاقبت اندیش هرگز نباید چنین زنانی را شریک زندگی خود قرار دهند اگر چه هم در این کار پافشاری کنند…
زیرا دیگر همسری که از هر نظر پاک و آلوده نباشد ؟

این زنان همچون لقمه مبتذلی که ؟ که تهی از هر گونه شایستگی بوده و اطمینان مرد را نسبت به خود نشان متزلزل می سازند چه اینکه این زنان دیگر به خود جنبه همگانی گرفته اند!! آخر جوان نگون بخت چگونه می تواند از صمیم دلش از این وصلت خشنود باشد برای اینکه دوست می دارد همسرش فقط زن او باشد همانطوریکه زن دوست می دارد که مرد انحصارا در اختیار او باشد و از طرفی وجدان اخلاقی هم که عامل ارزنده و حیات بخش در سرنوشت بشر می باشد بر افکار وی فشار آورده و پیوسته از رنج وناراحتی بسر خواهد برد.

گاهی بنام آزادی وتمدن زنان را فریب می دهند و گاهی هم به این کلمات نامهائی از قبیل فرهنگ و علم و پیشرفت اضافه می کنند… و با کمال تاسف زنان هم فریب چنین اسم ها را خورده و بدون تامل حجاب خود را کنار گذاشته و در اجتماع حاضر می شوند همان اجتماعیکه مطلوب مردان است و از آن بزندگی اجتماعی تعبیر می کنند ولی با نظر دقیق که نگاه کنیم جز عرصه شهوات چینه دیگری نیست، و گر نه کدام یک از مزایای اجتماعی با مراعات حقوقی که اسلام برای زن در نظر گرفته در زیر حجاب از بین رفته است. غافل از اینکه این هوس مردان بسیار زود گذر و تا وقتی است که زنان طراوت و شادابی خود را از دست ندهند و با یک نگاه از مردان دلربائی نمایند و برای زنان هم همچون مردان احساس جنسی هست ولی امتیازی که زنان دارند این با پوشش از حیا آمیخته شده که همان حجاب فطری است آری، این کلمات خوش آیند زنان است. .و آنان را فریب می دهند ولی سرانجام چه خواهد شد معلوم نیست!؟

سپس پس از اینکه خوب زنان را فریختده همچون وحشی از او فرار می کنند و یا مانند شیطان که به انسان گفت که کافر شود بدان تامل پذیرفت. وقتیکه کافر شد گفت من از تو بیزارم چون از پروردگار جهانیان می ترسم
از دیر باز اجتماعات بشری درباره زن قضاوت عادلانه نداشته چه اینکه به اندازئیکه زنان را محکوم می کنند مرادان را محکوم نکرده است.
آری اینست منطق غریزه جنسی، غریزه اینکه وجدانی دارد نه وفائی، نه ثباتی دارد و نه دوامی چه اینکه فردیکه محکوم احساس جنسی است ناگزیر خود را در دو حالت متضاد می یابد حالت حیوانی، که انسان را به آزادی مطلق و امید ؟ که در نیل بهدفی از هر راه نامشروع و ناپسنده ای اقدام می کند، و این حالت انگیزه دست یافتن بزنان از راه مکرو خدعه می باشد، و حالت رایدئولوژی، که انسان موازین اخلاقی را وجدان می کند ولی متاسفانه همواره این حالت بعد از ارتکاب خلاف بانسان دست می دهد.

و همچنین مشکلات که جوانان را در امر ازدواج دچار تردید نموده ؟! او آنچه گفته شد قسمتی از این مشکلات را بازگو می کند.
جوان تحصیل کرده ازدواج نمی کنند چون نوعا زنانیکه با حجاب هستند از نعمت سواد محرومند و او نمی خواهد همسرش بیسواد باشد و زنان بی حجاب هم شایسته ازدواج نیستند، پس بدینسان می بینیم جوان دختری را که از هر نظر جوابگوی خواسته های وی باشد پیدا نمی کند و در بن بست عجیبی قرار می گیرد و اگر فردی بی ایمان، باشد نیروی جنسی خود را در راههای غیر مشروع مصرف می نماید.

و اگر فردی باشد که باصول اخلاقی و دینی اعتقاد دارد همواره باید خواسته های جنسی را در خود خفه نموده و دچار اعصابی دگرگون که سلامتی وی را تهدید می کند باشد و یا اینکه تن باازواجی می دهد که بر مبنای رضایت و محبت استوار نیست و همین اضطرابهای رومی است که بالاخره (بحکم نظام خلقت بعنوان میراث!! به نوزادان می رسد و این همان جنایت بس بزرگی که دانسته و یا نادانسته بر یک نسل معصوم و بیگناه انجام می شود.
فرمان آسمانی!

ای پیامبر گرامی بمومنان بگو که چشمهای) خود را به هنگام ملاقات با زنان، به پایین افکند) (و شرمگاه خودشان را ستر نمایند زیرا چنین عملی) (موجب پاکی بیشتر خواهد بود و همانا خداوند از آنچه) (عمل می کنند آگاه است و نیز به زنان می مومنه بگو (چشمهایشان را فرو افکنند و شرمگاه خود را محفوظ) داشته و زینت خود را ظاهر نگردانند مگر آن مقداری (صورت و دستها) ظاهر می شود، و گردنهایشانرا) با پوسش سر بپوشانند و زینتهای خود را ظاهر نکنند (مگر بر همسران و پدران و پدر همسر و پسرانشان و) (پسر شوهر و برادرها و پسر برادر و پسر خواهر و بر) (زنهای مومنه و بر بنده های خود و ملازمان مردیکه (دارای احساس شهوت نیستند. (ماند پیران) و بچه هایی) ( که قوه تمیز ندارند.و زنان مومنه باید آهسته قدم بردارند تا زینتهایشان (که در اثر تند رفتن بهم می خورد) و موجب توجه مردان می شود) ظاهر نگردد ( و از لغزشهای خود) همگی به خدای متعال توبه کنید ای (گروه مومنان تا رستگار شوید.)
(سوره مومنون ۳۰ و ۳۱)

این فرمان صریح قرآن درباره حجاب است و نباید هیچ مسلمانی در خضوع و پیروی کردن به این کتاب آسمانی تردیدی داشته باشد، و این همان پاکیزگی روح و اجتماع و اصلاح روابط فردی و اجتماعی است که ساحت قدس ربوبی تضمین فرموده، تضمینی که در هیچ وقت و در هیچ حالی تغییر پذیر نیست.
آری! بموجب همین فرمان خداوند متعال هنگامی که انسان را برای خلاف و جانشینی در زمین و بکرامت خود اختصاصا داد، این چنین اجتماع پاک و پاکیزه که در آیه شریفه یاد شده برای بشریت اراده فرموده، برای آنان دین مقرر داشته و به نعمت عقل و معرفت و علم بر سایر مخلوقات امتیاز داده، این صفات اجتماعی است که خواسته الهی است، اجتماعی که شالوده اش بر عدل و برادری و تساوی در حقوق استوار است، اجتماعیکه همواره آثار سعادت در سیمای آن مشهود و افراد آن جامعه در پیروزی حق و در ترغیب اعمال نیک یکدل و یک جان بپا خیزند، اجتماعیکه در آن ناله مظلومی و شکایت محرومی شنیده نمی شود، اجتماعی که جدیت و حقیقت و نیل بترقی هدف آن و پیوسته از هرزگی و خیال پردازی و خیال پردازی و پست گرائی گریزان هستند.

اجتماع سالم و پاک آن اجتماعی است که همواره چشمهای خائنانه و اسباب فتنه و شهوت در آن محکوم شود. و هدف از این فرمان آسمانی و روایات دیگری که در این باب است، جز احتیاط و عاقبت اندیشی نسبت به حدود اجتماع اسلامی که از هر گونه فسادی مصون باشد چیز دیگری نیست..
دین الهی، با ترغیب صحیح فکر مرد و زن مسلمان را در سطحی قرار می دهید که فقط هدف آنان رفع علاقه جنسی نباشد، و نمیگذارد دلباختگی در امور جنسی آنرا بانحطاط اخلاقی بکشاند، و چنان افکار را آماده می سازد که حتی از خاطره شان این هدف پست خطور نکند. نصف اجتماع بشریت را زنان تشکیل می دهند، پس بنابراین مرگ بر ملتی! که انگیزه همبستگی آنان چنین هدف کثیفی باشد و شهوت پرستی بر افراد آن جامعه رخنه کند، زیرا دیگری جنین ملتی از فرط بدبختی دچار دگرگونی و تکاپو در جهت بی هدفی! و اعصابی کوفته و سستی اراده، و از دست دادن تعادل فکری می شود.
نخستین نگاه خائنانه انگیزه بر انگیختن شهوت و پایه فته را می ریزد، زمینه برای انحراف فراهم می شود پس ناگزیر باید اسلام در تربیت اجتماعی احتیاط را مراعات کند زیرا تنها راه جلوگیری از فتنه همان است که از سر چشمه بسته شود.

(قتل للمومنین یغضوا من ابصارهم… و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن…
بمردان و زنان امر می کند که باید از وسیله فتنه و فساد جلوگیری کرد، و نخست بمرد که بیشتر تحت تاثیر مسئله جنسی قرار می گیرد آغاز می کند. زیرا شدت شرم و حیای زن مانع می شود که در این مسئله ابتدا کند و نیز اگر مردان به اراده خود تسلط داشته و چشم پوشی کنند دیگر موردی برای جلوه زنان باقی نمی ماند زیرا هدف زنان از آرایش و خودنمایی جلب توجه مردان است و بس.

نخست مردان را از نگاه حرام باز می دارد، سپس زنان را هم با خطاب جدیدی امر می کند، با وصف اینکه با یک خطاب غرض ایفا می شد همانطوریکه در غالب احکام مردان و زنان مشترکا مورد خطاب قرار می گیرند ولی چون این فرمان، مسئله حفظ و صیانت و موجب تنظیم علاقه هائی است که در قلبها سایه می افکند و بازتاب در اعمال فردی و اجتماعی و در نسل آینده ظاهر می شود بدین رو بصراحت و تاکید بیشتری نیاز دارد تا از هر گونه تاویل و سهل انگاری محفوظ باشد، نخست هر دو دسته در جداگانه و بعد بظور اجتماع امر می کند و از عواقب خطرناک آن بر حذر می دارد.
این قدم اول احتیاط و ما فرض می کنیم مردها و زنها مراعات این قانون را نموده و از نگاه کردن چشم پوشی کردند، آیا همین در جلوگیری از فساد و تکامل شرافت مرد و زن کفایت می کند؟

ولی در نگاه هائیکه از انسان بدون توجه و قصد انجام می شود چه باید کرد؟ زیرا خود این نگاه مقدمه نگاههای بعدی و فراهم نمودن مراحل پس از نگاه است و این مشکل با مسئله چشم پوشی حل نمی شود، و از طرفی هم خود بروز زینت و دلربائی هم سهم بسزائی در جلب توجه و بیداری غریزه و بالاخره فساد دارد، و فطرت انسان هم همچنانکه بطرف فساد رانده می شود بسوی سعادت و ترقی هم می رود، به بدبختی می گراید همانطوریکه بهدایت گرایش پیدا می کند، پس بنابراین چه چیزی بجز حجاب از لغزش جلوگیری می تواند بکند؟ همان حجابیکه زنان مسلمان بدون آن در اجتماع ظاهر نمی شوند.
در آیه شریفه مقدار صورت و دستها را استثنا می فرماید، و آن در صورتی است که با زینت توجه دیگران را جلب نکنند و اما اگر زینتی باشد که مورد توجه گردد مانند سایر اعضا باید پوشیده شود.

بعد می فرماید:
(لیضربن بخمرهن علی جیوبهن)
خمار در لغت عرب بمعنای پوششی است ه سر زن با آن پوشانده می شود، و جیب هم چاک لباس سینه است و مفهوم آیه شریفه عبارت از اینست که زنان سینه خود را با پوشش سر بپوشانند بطوریکه از نظر هر بیننده مستور شود، و حتی بگو مگوها و یا ایما و اشاره در صورتیکه موجب بر انگیختن شهوت باشد باید جلوگیری گردد، و نیز باید آهسته قدم بردارد تا زینت هایشان معلوم نشود، زیرا درست است که این مسائل نخست در نظر بی اهمیت تلقی می شود ولی خطر در مراحل بعدی است که دائره ایما و اشاره توسعه پیدا نموده و اندک اندک بجائی میرسد که نمی توان کنترل کرد. به ویژه این که غریزه جنسی با و هم و پندار تقویت می شود.
بدینسان جامعیت دین اسلام معلوم می شود که تا چه اندازه با نکته بینی این فرمان را صادر فرموده و مسئله مورد هیچگونه کوتاهی نیست چه اینکه از سر تا پا فتنه میافرینند، بدینرو با دقت تمام حجاب را برای زن قرار داد که از عواقب بیمناک آن محفوظ باشد. و نیز تقاضا می شود آیه شریفه را دوباره قرائت فرماید به ببند چطور حکم حجاب از محرم ها و افرادی که در پیرامون آنان فتنه تولید نمی شود رفع شده است.
تحول سالم
طرفداران بی حجابی و اختلاط زنان با مردان دلیل که برای خود می آورند بسیار خنده آور است می گویند:
اختلاط بین دو جنس زن و مرد و در هم شکستن قیودی که جز رنج و مشقت نتیجه ای ندارد موجب می شود که تحول سالمی!! ایجاد شود زیرا زن و مرد در سایه این اصلاح از هر گونه لغزشی محفوظ خواند بود.
این دلیلی است که بر گفته خود می آوردند، ملاحظه فرمائید که چگونه با طرح خاصی دلیل را مسلم جلوه می دهند آیا می توانید درست این دلیل را تجزیه و تحلیل نموده و رد نمائید؟
اگر بخواهید درست واقعیت این دلیل روشن شود با طرح مثالی ارزیابی می کنیم: در مقابله یک فرد گرسنه و شکم پرستی سفره رنگین بگذارید که غذاهای گوناگونی داشته و سپیس او را واگذارید که ساعتی یک یک بشقابها و عطر غذاهای مطبوع را بابررسی انواع غذا و شماره میوه ها بدون آنکه به آنها دست بزند فقط نگاه کند، پس از اینکه خوب نگاه کرد سوال کنید باز احساس گرسنگی می کنی؟ مگر چشمها از دیدن و مشام از بوی عطر و مغز از تصویر غذاها سیر نشد و چرا گرسنگی شما باقی است!؟

بدیهی است چنین سوالی خنده آور است زیرا لذت چشم با نگاههای شهوت انگیز، و لذت گوش از غنج و و دلال ها و لذات حواس دیگر با حرکات دیگر همه اینها لهیب جنسی را در انسان ای سروران گرامی!! خاموش می کند، و این موضوع چنان روشن است که نیازی باستدلال ندارد.
درست است که راههای نیل به لذت جنسی متنوع و اسلوبهای مختلفی دارد و خود اجتماع بازن و نگاه شهوت انگیز و شنیدن سخنان دلنشین وی هم از راههائ که از التهاب غریزه می کاهد ولی بر خوانندگان محترم این امر روشن است که هدف اصلی غیر از این مقدمات است، و نیز خوانندگان محترم بهتر می دانند که تا وقتی کمیابی نهائی جنسی حاصل نشود هر مقدمه بیمورد است و بطور کلی این مقدمات کوچک جنبه تحریکی دارد که هر قدر اجتماع تکرار و معاشقه تنوع داشته باشد بیشتر غریزه وی تحریک شده و بالاخره موضوع را به مرحله ای می رساند که پیوسته در رنج یک نوع حالت طلب بسر می برد.
پس این تحول سالم.. در چه وقتی است!؟

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4900 تومان در 17 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد