دانلود مقاله نهضت حسینی انقلاب خمینی

word قابل ویرایش
44 صفحه
4700 تومان

چکیده: :
«حجت ما برای این مبارزه‏ای که بین مسلمین و…این دستگاه فاسد است، حجت ما در جواز و لزوم این عمل…عمل سیدالشهدا (ع) است…حجت‏مان براین است که اگر چنانچه این مبارزه را ادامه بدهیم و صدهزار از ما کشته بشود برای رفع ظلم…برای این‏که دست آنها را از این مملکت اسلامی کوتاه کنیم، ارزش دارد. حجت‏مان هم کار حضرت امیر(ع)، و سیدالشهداست.»

در مقام تحلیل انقلاب اسلامی ایران، یک رویکرد، آن را ملهَم از نهضت حسینی و مکتب عاشورایی می‏داند و در همین بستر با بررسی عوامل اصلی محدثه انقلاب، آنها را عوامل مبقیه انقلاب نیز دانسته، بر حفظ و استمرار آنها پای می‏فشارد. نویسنده در این مقاله با مفروض گرفتن تأثیر پذیری انقلاب اسلامی ایران از نهضت امام حسین(ع) به دنبال نشان دادن نوع تأثیرگذاری عاشورا بر انقلاب اسلامی و تداوم آن است و در این راستا عناصر رهبری، مکتب و ملت را در هر دو حرکت با معرفی شخصیت رهبران جبهه‏های حق و باطل به بحث می‏گذارد.مقاله حاضر می‏کوشد، به این سؤالات پاسخ دهد:
۱٫ آیا عاشورا بر انقلاب اسلامی تأثیر گذاشته است؟

۲٫ اگر عاشورا بر انقلاب اسلامی تأثیر داشته در چه زمینه‏ها و به چه صورتی بوده است؟
۳٫ آیا عاشورا، همان‏گونه که در پیدایش و پیروزی انقلاب اسلامی تأثیر گذاشت، قادر است بر تداوم آن نیز تأثیر بگذارد؟ نیل به این‏مقصود و هدف، چگونه و از طریق پیمودن چه راه‏هایی امکان‏می‏یابد؟

مقدمه
اگر چه تأثیرگذاری عاشورا بر انقلاب اسلامی و تداوم آن، از نظر نگارنده مسلّم و بدیهی است، به همین دلیل، آن را به عنوان مفروض برگزیده است، اما به جهت آن که بر خوانندگان نیز این قطع و یقین حاصل شود، دو دلیل در اثبات آن اقامه می‏کنیم:
دلیل اوّل: امام خمینی(ره) به شکل‏های مختلف بر چنین تأثیری اشاره کرده‏اند.

به‏عنوان‏مثال:«حجت ما برای این مبارزه‏ای که بین مسلمین و…این دستگاه فاسد است، حجت ما در جواز و لزوم این عمل…عمل سیدالشهدا (ع) است…حجت‏مان براین است که اگر چنانچه این مبارزه را ادامه بدهیم و صدهزار از ما کشته بشود برای رفع ظلم…برای این‏که دست آنها را از این مملکت اسلامی کوتاه کنیم، ارزش دارد. حجت‏مان هم کار حضرت امیر(ع)، و سیدالشهداست.»[۱]

گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه‏زنی و نوحه‏سرایی نبود، ۱۵ خرداد پیش می‏آمد[۲]… تمام این وحدت کلمه‏ای که مبدأ پیروزی ما شد، برای خاطر این مجالس عزا و این مجالس سوگواری و این مجالس تبلیغ و ترویج اسلام شد… اگر قیام سیدالشهدا سلام الله علیه نبود، امروز هم ما نمی‏توانستیم پیروز شویم.[۳]
… انقلاب‏اسلامی ایران پرتوی از عاشورا و انقلاب عظیم الهی آن است.[۴]
… کربلا را زنده نگه دارید و نام مبارک حضرت سیدالشهدا را زنده نگه دارید که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته می‏شود.[۵]
دلیل دوم: بیشتر منابعی که زمینه‏های زایش عاشورا و انقلاب‏اسلامی را کاویده‏اند، به مشترکات فراوان این دو اشاره دارند، از جمله:
الف. در باره عاشورا، برخی نوشته‏اند:
فرهنگ و تعالیم عاشورا دارای زمینه‏هایی است که نمونه‏هایی از آن عبارتند از: ۱٫ فرهنگ شهادت، ۲٫ فرهنگ مبارزه مستمر حق با باطل، ۳٫ فرهنگ طاغوت ستیزی و طاغوت زدایی، ۴٫اصل پیروی از رضای خدا و مصالح مسلمین، ۵٫ فرهنگ پیشگیری از جرم و فساد قبل از وقوع آن، ۶٫ فرهنگ نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر.[۶]
ب. دیدگاه امام خمینی(ره) در باره انگیزه‏های قیام امام‏حسین(ع) عبارت است:۱٫ عمل به تکلیف الهی ۲٫ تشکیل حکومت اسلامی ۳٫ نشر اسلام و بقای آن ۴٫ امر به معروف و نهی از منکر ۵٫ نجات اسلام از خطر تحریف ۶٫ اصلاح امت و جامعه اسلامی ۷٫ ظلم ستیزی و عدالت‏خواهی[۷].

ج. درباره انقلاب‏اسلامی.برخی عوامل پیدایش انقلاب‏اسلامی را به این شرح توضیح داده‏اند: ۱٫مذهب۲٫ سلطه بیگانگان ۳٫ رهبری حضرت امام خمینی(ره) ۴٫ شعار جدایی دین از سیاست ۵٫اسلام زدایی نظام حاکم ۶٫ بیگانه بودن نظام حاکم با مردم ۷٫ تحقیر شخصیت انسانی مردم۸٫ وحدت و یکپارچگی ملت.[۸]
د. برخی زمینه‏های انقلاب را به این شرح بر می‏شمارند:۱٫ ایجاد نارضایتی عمیق در مردم از شرایط حاکم ۲٫ وجود رهبری و ساختارهای اجتماعی و سیاسی بسیج‏گر ۳٫ گسترش روحیه‏انقلابی و مشارکت مردمی ۴٫ گسترش و پذیرش اندیشه حکومت اسلامی۵٫ مبارزه خشونت بار مردم با دولت.[۹]

بنابراین، شناخت و تبیین عوامل مؤثر در شکل‏گیری انقلاب‏اسلامی، بدون توجه به نقش و تأثیر نهضت بزرگ امام‏حسین(ع)، شناختی ناقص و به دور از واقع است.[۱۰]
البته، اجمالی که از تأثیر عاشورا بر انقلاب‏اسلامی سخن گفتیم، برای درک عمیق این تأثیر، نارساست، ثانیاً بدون قالب بندی و پراکنده است. از این رو، مقاله تلاش خواهد کرد تأثیر عاشورا در پیدایش انقلاب‏اسلامی را در سه قالب: رهبری، ایدئولوژی (اسلام) و مردم نشان دهد، زیرا بیش‏تر منابع مربوط به انقلاب اسلامی، این سه عامل را تنها عوامل زادن انقلاب‏اسلامی و تداوم آن بیان می‏کنند:

۱٫ «پیروزی انقلاب‏اسلامی، بطلان بسیاری از نظریه‏ها را به اثبات رساند و ثابت کرد نباید هر پدیده‏ای را در لابراتور تجربی آزمایش کرد. پیداست این همه، جز از طریق امدادهای الهی و فرهنگ غنی اسلام و رهبری خردمندانه امام خمینی و فداکاری‏های ملت سلحشور و اتحاد و همدلی همه اقشار ملت امکان‏پذیر نبود.»[۱۱]
۲٫«عامل اصلی که موجب بروز و پیروزی انقلاب‏اسلامی گردیده است، عامل اسلام زدایی شاه بوده است…مسلّماً غیر از این عامل، باید عامل وحدت بخش و حرکت آفرین رهبری دینی و مرجعیت والا مقامی نظیر امام خمینی را نباید به باد فراموشی سپرد…بنابراین،مهم‏ترین عوامل بروز و پیروزی انقلاب را باید در دو مفهوم کلی دید:
الف. روح اسلام خواهی و خداخواهی مردم (امت)

ب. رهبری دینی مورد قبول عامه مردم(امام).»[۱۲]
۳٫ «امام به عنوان وصل میان مردم و اسلام، با درس از نهضت عاشورا، محتوای سیاسی انقلابی اسلام را بدان بازگرداند. همان‏گونه که مکتب اسلام، رهبری امام و حضور مردم، سه عامل اصلی محدثه انقلاب به حساب می‏آیند، همین سه عامل به عنوان عوامل مبقیه انقلاب نیز محسوب می‏گردند.»[۱۳]
رهبری
در رأس قیام عاشورا، امام‏حسین(ع) و در فراز انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) قرار داشت. یزید بن معاویه و محمدرضا پهلوی در سوی دیگر این دو نهضت بودند.
۱٫ حسین بن علی(ع)
امام خود را این گونه معرفی می‏کند:
«ما دودمان پیامبریم و به عهده‏داری این امر (حکومت) و ولایت بر شما، از دیگرانی که به ناحق مدعی آنند و میان شما به ستم و تجاوز حکومت می‏کنند، سزاوار تریم».[۱۴]
حسین(ع) خطاب به ولید، هنگامی که از او خواست با یزید بیعت کند، فرمود:
«ما خاندان نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و نزول رحمت‏ایم. خداوند به ما آغاز کرده و به ما ختم نموده است.»[۱۵]
امام در اعتراض به سخنان معاویه در مدینه که فضایل یزید را برمی‏شمارد، فرمود: «کسی را وانهاده‏ای که از نظر پدر و مادر و صفات شخصی از یزید بهتر است!» معاویه گفت: گویا خودت را می‏گویی؟! حضرت فرمود: آری.»[۱۶]
در جای دیگر فرمود:
به خدا قسم! من به خلافت شایسته‏ترم، پدرم بهتر از پدر یزید است، جدم برتر از جد اوست، مادرم بهتر از مادر اوست و خودم بهتر از اویم.»[۱۷]

۲٫ یزید بن معاویه
امام‏حسین(ع) در نامه‏ای به معاویه نوشت: «جوانی را به ولایت امر مردم تعیین کرده‏ای که شراب می‏خورد و با سگ، بازی می‏کند! به
امانت خود خیانت کرده و مردم را تباه ساخته‏ای. چگونه یک شرابخوار را به تولیت امور امت محمد(ص) می‏گماری؟! شرابخوار که امین بر یک درهم نیست، چگونه نسبت به امت امین باشد؟!»[۱۸]
«یزید، خودش گواه رأی اوست. او برای همان کارهایی که مشغول است مثل بازی با سگ‏ها، کبوتربازی، نوازندگی و عیاشی، بهتر است. بیش از این بار ستم بر دوش مکش.»[۱۹]

یزید در سه سال پادشاهی، سه جنایت فجیع مرتکب شد:
اوّل، در ۶۱هجری، امام‏حسین(ع) و خاندان عصمت و طهارت و یاران او را به شهادت‏رساند. دوم، در ۶۳ هجری، به مدینه حمله کرد و به مدت سه روز، یاران وی مردم شهر را کشتند؛ اموال آنان را به غارت بردند و زنان‏شان را غاصبانه به مِلک خود درآوردند. سوم، در ۶۴ هجری، به بهانه سرکوبی عبدالله بن زبیر که در خانه خدا پناه گرفته بود، به مکه حمله برد و خانه خدا را با منجنیق به سنگ و آتش بست.

۳٫ امام خمینی(ره)[۲۰]
مقام معظم رهبری در معرفی حضرت امام(ع) فرمود: «امام‏خمینی(ره) آن‏چنان بزرگ بود که در میان بزرگان و رهبران جهان و تاریخ، به جز انبیا و اولیای معصومین(ع) به دشواری می‏توان کسی را با این ابعاد و با این خصوصیات تصور کرد…آن بزرگوار، قدرت ایمان را با عمل صالح، اراده پولادین را با همت بلند، شجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت، صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت، صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت، ابهت و صلابت رهبری را با رقّت و عطوفت و خلاصه بسی خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه آن در قرن‏ها و قرن‏ها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود، همه و همه را با هم داشت. الحق شخصیت آن عزیز یگانه، شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیر گونه‏بود.»[۲۱]

ایشان در جای دیگر فرمود: «او عبد صالح و بنده خاضع خدا و نیایشگر نیمه شب‏ها و روح بزرگ زمان ما بود. او الگوی کامل یک مسلمان و نمونه بارز یک رهبر اسلامی بود. او به اسلام عزت بخشید و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز در آورد و ملت ایران را از اسارت بیگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصیت و خودباوری بخشید و او صلای استقلال و آزادگی را در سراسر جهان سرداد و امید را در دل‏های ملل تحت ستم جهان زنده کرد.[۲۲]

… امام خمینی(قدس سره) پدر مهربان، معلم دلسوز، مرشد حکیم، دیده‏بان همیشه بیدار، طبیب درد و درمان شناس، سروش رحمت خدا بر امت، یادگار انبیا و اولیا در زمین بود…امام خمینی(قدس سره) یک حقیقت همیشه زنده است. راه او، راه ما؛ هدف او، هدف ما و رهنمود او، مشعل فروزنده ما است.»[۲۳]

۴٫ محمد رضا پهلوی
یکی از نویسندگان می‏نویسد: «شاه فردی بود که آن قدر از اموال این ملت بیچاره را به حساب‏های شخصی خود در بانک‏های خارج واریز کرد که طبق آمار منتشره در سال‏های پس از پیروزی انقلاب‏اسلامی، سود خالص سرمایه گذاری‏های شاه در دنیا در هر دقیقه بیش از شصت هزار دلار و سود سالانه او بالغ بر سه میلیارد دلار بوده‏است.»[۲۴]

از خیانت‏های بزرگ شاه به ملت ایران، جشن تاج‏گذاری بود که از بیستم مهر تا بیستم آبان ۱۳۴۶ برگزار شد. بخشی از هزینه‏های این جشن عبارت بود از: تاج شاه با ۳۳۸۰ قطعه الماس، ۵۰ قطعه زمرد و ۳۶۸ حبه مروارید به وزن دوکیلو و هشتاد گرم و از نظر قیمت، غیر قابل تخمین.
تاج همسر شاه با ۱۶۴۶ قطعه الماس و تعداد مشابهی از جواهرات دیگر و طلا به قیمت تخمینی چهارده میلیون دلار.
پیراهن همسر شاه مزیّن به چهل هزار الماس. وان حمام بلورین ۷۵هزار دلار و هزینه درشکه مخصوص ۱۵۰ هزار دلار.[۲۵]
امام خمینی(ره) بیش از هر کس، به امام‏حسین(ع) شبیه بود و محمدرضا پهلوی به یزید بن معاویه. و این مقایسه که از سوی روحانیت و مردم صورت می‏گرفت، از عوامل بروز و پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می‏رود. برای تأیید این سخن، می‏توان به بخشی از یک سند از مجموعه اسناد منتشره شده سفارت آمریکا استناد کرد:

روحانیون مسلمان کشور از جمله جسورترین منتقدین شاه به حساب می‏آیند. در یکی از بحث‏های مرسوم احساسی، شاه را با یزید که مسؤول قتل امام‏حسین‏[ع‏] در قرن هفتم بود مقایسه می‏نمایند. این رویداد تاریخی شیعه، هسته اصلی اسلام مرسوم در ایران بود و هر ساله در صدها نقطه از کشور با برپایی نمایش‏های دراماتیک نحوه قتل امام‏حسین(ع) و خانواده‏اش را در اذهان زنده می‏کنند.[۲۶]
چرا چنین مقایسه‏ای به پیروزی انقلاب‏اسلامی مدد رساند؟ به آن دلیل که، حاصل این مقایسه آن بود که در یک سو امامِ نور و در سوی دیگر امام شرّ را می‏دیدند. به بیان دیگر، در امام عادل زمان، صفاتی را می‏یافتند که به اسلام واقعی نزدیک‏تر بود و از این‏رو، وی را حسین زمان و شایسته دفاع می‏دیدند. بخشی از این صفات را مرور می‏کنیم:

۱٫ تکلیف گرایی
وقتی دو نفر از سوی والی مکه برای امام‏حسین(ع) امان نامه آوردند تا از ادامه سفر باز دارند، فرمود:«درخواب، پیامبر خدا را دیدم. به چیزی فرمان یافتم که در پی آن خواهم رفت، به زیانم باشد یا به سودم.»[۲۷]
زمانی‏که فرزدق از اوضاع نامطمئن کوفه گزارش داد، امام فرمود:«اگر قضای الهی بر همان چه که دوست می‏داریم، نازل شود، خدا را بر نعمت‏هایش سپاس می‏گوییم…و اگر تقدیر الهی میان ما و آن چه امیدداریم، مانع شد، پس کسی که نیتش حق و درونش تقوا باشد، از حق تجاوز نکرده است.»[۲۸]
امام‏خمینی(ره) هم در این باره فرمود:«ح

ضرت سیدالشهدا تکلیف برای خودش دانستند که بروند و کشته بشوند و محو کنند آثارمعاویه و پسرش را.»[۲۹]
امام‏خمینی(ره) با درک پیام عاشورا، در سراسر زندگی سیاسی اجتماعی خویش بر معیار تکلیف عمل کرد و حرکت نمود و عقیده داشت:«همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‏ایم، نه مأمور [به‏] نتیجه.»[۳۰]
به هنگام پذیرش قطع‏نامه ۵۹۸ فرمود:«شما را می‏شناسم، شما هم مرا می‏شناسید. در شرایط کنونی آن چه موجب امر [قبولی قطع نامه‏] شد تکلیف الهی‏ام بود.»[۳۱]

۲٫ قاطعیت و شجاعت
ایمان راسخ به ادای‏تکلیف، شجاعت و قاطعیت می‏آفریند. به این دلیل، امام‏حسین(ع) پس از برخورد با سپاه حر فرمود: «شأن و موقعیت من، موقعیت کسی نیست که از مرگ بهراسد.»[۳۲]
در جایی دیگر فرمود:«نه دست ذلت به اینان می‏دهم و نه‏چون بردگان فرار یا اقرار می‏کنم.»[۳۳]

تعبیر امام‏خمینی(ره) از شجاعت و قاطعیت امام‏حسین(ع) این بود که «ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد، ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد.[۳۴]» امام با درس گرفتن از عاشورافرمود:«من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می‏کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین مابایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم‏نشست.»[۳۵]
بنابراین جای شگفتی نیست که بفرماید:«والله من به عمرم نترسیدم.»[۳۶]

۳٫ اتکال به خدا
امام‏حسین(ع) در پاسخ به سخنان ضحّاک بن عبدالله مشرقی،مبنی بر آمادگی کوفیان برای جنگ با سیدالشهدا فرمود:«حسبی الله و نعم الوکیل؛ خدا برای من بس است و او خوب پشتیبان و تکیه گاهی‏است.»[۳۷]
حسین بن علی(ع) در صبح عاشورا با آغاز حمله دشمن، در نیایش به درگاه خدا، اتکال‏واعتماد به پروردگار در گرفتاری و پیشامدهای سخت را ضروری دانست و خدا رابه‏عنوان عامل پشتگرمی و اطمینان نفس و نیروی حمایتگر و پشتیبان خویش خواند.[۳۸]امام‏خمینی(ره) نیز به پیروی از جدش با اتکای بر قدرت لایزال الهی به تنهایی‏وبادست خالی قیام کرد و به نتیجه رسید و در طول دوران انقلاب هیچ‏گاه مأیوس‏نگشت.

این صفات و صفات متعدد دیگر نشان می‏دهد یک عامل جاودانگی قیام عاشورا و به تأثیر از آن، عامل پیروزی انقلاب‏اسلامی در بُعد رهبری الهی آن دو بود.

اسلام
دین اسلام و مذهب تشیع از عوامل انقلاب حسینی(ع) و انقلاب خمینی(ره) بودند. اسلامی که امام‏حسین(ع) و امام‏خمینی(ره) منادی آن بودند، با اسلام اموی، زبیری و امریکایی تفاوت داشت. اسلام بنی‏امیه و اسلام عبدالله بن زبیر و اسلام آمریکایی، هیچ‏گاه
قادر به انقلاب و جاودانه شدن نبوده‏اند. باید اثبات کرد اسلامِ امام‏حسین و امام‏خمینی یکسان و با اسلام دیگران متفاوت بود:

«حرکت امام نه تنها موج جدید بازگشت به اسلام را که در میان اقشار تحصیل کرده و دانشجویی پا گرفته بود، در ابعاد گسترده‏ای تقویت نمود، بلکه در رابطه مذهب و سیاست و مذهب و حکومت داران تغییرات تاریخی پدید آورد[۳۹] …[ایشان‏] در ظرف دو دهه توانستند
چهره نوینی از اسلام بسازند. چهره‏ای مترقی، انقلابی، مبارز. چهره‏ای که از خود هم‏حکومت و سیاست داشت و هم اقتصاد و آیین کشورداری. اسلامی که به خفقان، دیکتاتوری و استبداد پایان می‏داد و به جای آن آزادی، حرمت اندیشه و تأمین حقوق اجتماعی انسان‏ها را جایگزین می‏ساخت. اسلامی که به نفوذ ابرقدرت‏ها در ایران پایان می‏داد و به جای آن ایرانی مستقل و متکی به خود می‏ساخت. اسلامی که فساد مالی و حکومتی رژیم را از بین می‏برد و به جای آن نظام امین و مردمی با کارگزارانی صدیق و مؤمن بر پا می‏نمود. در یک کلام، این اسلام احیا شده همه آن چیزی بود که رژیم شاه نبود و همه آن چیزهایی را پدید می‏آورد که رژیم شاه نخواسته یا نتوانسته بود پدید بیاورد. با چنین تصویری بود که اسلام توانسته بود بر قلوب طیف گسترده‏ای از اقشار و طبقات مختلف جامعه ایران [تأثیر بگذارد]…با چنین تصویری از…اسلام توانست میلیون‏ها نفر را در اعتراض و مخالفت با رژیم شاه به حرکت درآورد.»[۴۰] امام‏حسین(ع) در نامه‏ای به مردم بصره می‏نویسد:«شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر دعوت می‏کنم، زیرا در شرایطی قرار گرفته‏ایم که دیگر سنت پیامبر از میان رفته و جای آن بدعت قرار گرفته است.[۴۱]»

نیز در جای دیگر فرمود:
«من برای تفریح و تفرج و استکبار و خود بزرگ‏بینی، نیز برای فساد و خرابی و ظلم و ستم و بیدادگری قیام نکردم، بلکه خروج من برای اصلاح امت جدم محمد صلی الله علیه و آله است. می‏خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره و سنت جدم و آیین و روش پدرم علی بن ابی طالب علیه السلام رفتار کنم.»[۴۲]
سخنان امام(ع) نیز نشان می‏دهد او منادی اسلامی است که با اسلام یزید فرق می‏کند. همچنان که اسلامی که امام منادی آن بود، همان اسلام حسینی و مخالف اسلام پهلوی بود. اسلام امام حسین(ع) و اسلام امام خمینی(ره) چه تفاوت‏هایی با اسلام یزیدی و اسلام پهلوی داشت؟ به برخی از تفاوت‏ها اشاره می‏کنیم:

۱٫ تقیّه
تقیه ریشه در قرآن و سنت دارد. در قرآن می‏خوانیم:
«مؤمنان، به جای مؤمنان کافران را به دوستی نگیرند. هر که چنین کند، پیوندی با خدا ندارد، مگر آن که از آنها ترسی داشته باشد.»[۴۳]

در سیره پیامبر آمده است: زمانی که عمار با چشمان گریان، نزد پیامبر(ص) آمد و از این‏که خدایانِ مشرکان را ستایش کرده، شرمسار بود، پیامبر کاری را که برای حفظ جانش انجام داده بود، تأیید کرد.[۴۴] اما این حکم قطعی برای همه زمان‏ها و مکان‏ها نیست. به همین دلیل، امام‏حسین(ع) تقیه را در آن مقطع حرام کرد. از این رو روز هشتم ذی الحجه ۶۰هجری، با تبدیل حج تمتع به عمره تصمیم به قیام علنی علیه یزید گرفت و عزم خروج به سوی کوفه کرد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 44 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد