مقاله در مورد‌ جرم شناسی

word قابل ویرایش
21 صفحه
4700 تومان

جرم شناسی

می دانیم که طبق تعریف گاروفالو در اولین کتاب جرم شناسی جرائم را به دو دسته کلی تقسیم کرده است :
اول: جرائم قدیمی و صنعتی :
که در تمام ادوار و اعصار در کشورها وجود داشته و تا آخر هم وجود خواهند داشت. مثل قتل و سرقت که در تمام ادوار کشورها بعنوان جرم شناخته می شود البته اینگونه جرائم بسیار محدود می باشند.
دوم:جرائم اعتباری و موردی:
پس جرائمی موردی و اعتباری است که در بعضی از کشورها ممکنست یا در برخی از زمانها یک عمل جرم شناخته شود ولی در کشور یا زمانی دیگری آن عمل جرم نباشد.
مثال ازدواج خواهر و برادر که در هزاران سال پیش جرم نبوده و در طبقه فراعنه مصر و سلاطین ساسانی و اشکانی وجود داشته ولی در عصر حاضر در تمام دنیا جرم شناخته می شود.
مثال دیگر اعمالی است که در برخی کشورها جرم است و در کشورهای دیگر جرم شناخته نمی شود مثال روزه خواری که در کشورهای مسلمان جرم است ولی در کشورهای غیر مسلمان وجود ندارد و نیز زوجات که در برخی کشورهای اسلامی جرم نیست ولی در عموم کشورهای غیر اسلامی یا مسیحی یا یهودی جرم است.
و نیز عدم رعایت مقررات مربوط به رانندگی که در صد سال پیش وجود نداشته و امروزه بخاطر وجود اتومبیلها و کثرت استفاده از وسایل نقلیه عدم رعایت این مقررات جرم است.

اشکال مختلف جرم :
۱ – جرائم دسته اول که اصطلاحاً (جرائم بدوی)یا (اولیه) موسوم شده اند(قتل و سرقت) یکی از انواع جرایمی است که معمولاً به نظر زیلیگ جرم شناسی اطریشی بر اثر ۱- هیجانات مزمن یا
۲- عصبی یا ۳- اعتیاد به الکل و ۴- مواد هیجان زا نظیر «حشیش» و «قرصهای جدید معروف به اکسی تیستی» است . اینگونه جرائم معمولاً بر اثر هیجانات عصبی یا خشم آنی یا واکنش سریع نسبت به عمل دیگری انجام می شود. از قبیل زد و خورد و قتل در مجالس منکراتی و یا سرقت انتقامی و یا

حریق عمدی
۲-جرائم سودجوئی به دو دسته قابل تقسیم است:
۱- سود جوئی بر علیه افراد یا اشخاص
۲-سود جوئی بر علیه اموال
۳-جرائم شبه قضائی یا اجرای عدالت
۴-جرائم تشکیلاتی یا سازمان یافته
۱-سود جوئی بر علیه افراد یا اشخاص
مثل زنی که از طرف شوهر خود مرتباً تهدید و یا مورد ضرب و شتم قرار گرفته با کشتن او خود را خلاص کرده و بدین طریق یک( نفع معنوی ) را بدست می آورند.
و یا شوهری که همسر خود را بخاطر (حسادت)به قتل می رساند در ذهن خود یک نفع معنوی را
در نظر دارد.

۲-سود جوئی بر علیه اموال
معمولاً با نقشه قبلی انجام می شود .مثل تاجری که بر اثر (افراط یا تفریط) و (عدم رعایت اعتیاد) در شرف ورشکستگی است و مغازه خود را به آتش می کشاند تا بتواند ورشکستگی خود را بدون تقصیر جلوه دهد و از مجازات ورشکستگی به تقصیر معاف گردد.
۲-شامل هر دو قسمت یا ترکیبی از آن است.

مثال وارثی است که برای خلاص شدن از امر و نهی سرپرست خود یا مورث و رسیدن به ارثیه هنگفت وی را می کشد. این مورد چندی قبل در کشور آمریکا مشاهده شده و ممکنست نظیر دیگری هم داشته باشد و آن مورد به این صورت است.
دانش آموز ۱۷ ساله ای که سرپرست او فقط مادرش بوده و تنها با او زندگی می کرده و مادر وی برای رفاه حال فرزندش خود را( بیمه عمر) کرده بود آن فرزند ناخلف هنگامی که مادر عازم مسافرت به انگلستان بوده با گذاشتن بمب ساعتی در چمدان وی باعث انفجار هواپیما و کشتن تمام مسافرین گردیده و هنگامی که دستگیر شده ادعا کرده من می خواستم هم از شر امر و نهی های مادرم خلاص شوم و هم به ارثیه ی یک میلیون دلاری ناشی از بیمه عمر او برسم.

۳-جرائم شبه قضائی یا اجرای عدالت
اینگونه جرائم بر اثر توهم ستمدیدگی یا طغیان بر علیه افراد خاطی بوجود می آید. مثلاً شخصی که از دیگری زیانی دیده یا مورد ضرب و شتم و تحقیر قرار گرفته ممکنست خود را بجای (قاضی) و (مأمور قانون)گذاشته و شخصاً در صدد جبران بر آید.
بدین طریق اینگونه افراد شخص مورد نظر را در ذهن خود محکوم کرده و خود شان هم شخصاً حکم را اجرا می کنند . بعنوان مثال شخصی در یک معامله اتومبیل مغبون شده و چون نمی تواند از طریق دادگستری بخاطر نداشتن دلایل کافی از طریق دادگستری اقدام کرده و امیدوار به گرفتن حق خود از طریق قانونی نمی باشد ممکنست روزی یا شبی برای جبران مافات به مغازه دلال

اتومبیل که اتومبیل را به او فروخته هجوم برده و آنرا به آتش بکشد یا شیشه های خود را خرد کنند و یا با مسبب آن درگیر شده و آنرا مضروب نمایند. معمولاً در جرایم بدوی شخصیت و وضعیت نقش مهمی را ایفا کرده مثلاً یک فرد عامی مورد (تحقیر) یا (بی اعتنایی) واقع شود غالباً با تهاجم و نشان دادن عکس العمل به اعمال خطرناک دست می زند.

ولی اگر شخص فهمیده و با فرهنگی در چنین وضعیتی قرار گیرد طبیعتاً از نشان دادن اینگونه تهاجمات خودداری کرده طرق قانونی یا اخلاقی دیگر در صدد رفع اتهام یا اثبات بی تقصیری خود برمی آید .
به عقیده دکتر دوگریف استاد بلژیکی و متخصص جرم شناسی معاصر معمولاً آنهایی که به واکنش سریع یا خشم آنی دست می زنند حالت غیر عادی( پاتولوژیک) دارند و نامبرده معتقد است : در بررسیهای خود ۷۰ درصد مجرمین را اینگونه یافته است.
۴-جرائم تشکیلاتی یا سازمان یافته

اینگونه جرائم معمولاً توسط مجرمین حرفه ای و سابقه دار سازمان داده می شود. بدین گونه که یک فرد سابقه دار گروهی را در اطراف خود و بدور خود جمع کرده و تشکیل دسته ی گانگستری برای هجوم به بانکها یا گروگان گیری افراد ثروتمند یا فروش مواد مخدر دست می زنند.
ولی گاهی از اوقات دیده می شود که برخی اینگونه جرائم سازمان یافته جنبه(سیاسی) یا (ایدئولوژیک) دارد. مثل کسانی که بر اثر وابستگی به برخی گروهها یا احزاب سیاسی در اشخاص مخالف اقدام می نمایند و یا به بانک زنی اقدام کرده و آن را به نفع خود برداشت یا تحصیل می کنند.
مراحل مختلف جرم(عوامل اساسی در ارتکاب جرم)
معمولاً عوامل تشدید دهنده جرم به ۴-قسمت زیر محدود می شوند:
۱- محیط ۲-زمینه
۳- شخصیت ۴- وضعیت
که ذیلاً به بررسی هر یک از آنها می پردازیم.
۱-محیط بر دو قسم است ۱-جغرافیائی یا طبیعی که شامل: آب و هوا ،دریاها، اراضی جنگلها و
نظایر اینها
۲-محیط اجتماعی شامل : خانواده، مدرسه، اداره، کارگاه، کارخانه و نظایر اینها
البته در جرم شناسی هنگامی که در محیط صحبت می شود منظور همان مورد اجتماعی است. گرچه برخی از دانشمندان قدیم (محیط جغرافیایی)را هم در ارتکاب جرم بی تأثیر نمی دانند. مثلاً که در حدود ۱۵۰ سال پیش تحقیقاتی انجام داده اند چگونگی تأثیرات محیط های طبیعی را هم بررسی کرده و معتقدند در کشورهای گرمسیر جرائم علیه اشخاص نظیر(قتل) و (جنایت)و (زد و

خورد) بیشتر اتفاق می افتد در حالی که در محیطهای سردسیر اینگونه جرائم کمتر دیده می شود و بر عکس جرائم علیه اموال مثل سرقت و کلاهبرداری، کف زنی و جیب بری بیشتر اتفاق می افتد
۲-محیط اجتماعی
۱-محیط عمومی و کلی: در یک کشور که شامل انواع۱-وسایل ارتباط جمعی۲-دوستانه۳-همکاران۴-افراد مربوط به یک شغل ۵-یا محیط طبیعی را در بر می گیرد.
۲-محیط اجتماعی

شخصی که بیش از محیطهای دیگری در ارتکاب جرم او جرم مؤثر باشد. و آن شامل تمام افراد و یا اشیایی نظیر رادیو، تلویزیون ، سینما ،کتابها که یک فرد را احاطه کرده اند.
این محیط اجتماعی را جرم شناسان به ۵ قسمت قابل تقسیم می دانند که به شرح زیر است:
۱-محیط اجتناب ناپذیر مانند خانواده
۲-محیط انتخابی مثل مسکن، ورزش، تفریحات
۳-محیط اتفاقی مثل مدرسه ،کارگاه و بعضی اوقات مسکن و تغییر شغل یا مأموریت
۴-محیط پذیرش مثل ازدواج
۵-محیط تحمیلی مثل زندان و سرباز خانه
و در برخی کشورها صومعه به شرح زیر مورد بررسی قرار می گیرند
۱-خانواده: محیطی است که هر فرد در آن متولد می شود و معمولاً تا قبل از سن رشد نمی تواند آنرا تغییر دهد مگر به طور استثنائی و بر طبق بررسی های جرم شناسان محیط خانوادگی مهمترین تأثیرات را بر روی اطفال می گذارد. بنابراین کسانی که مرتکب جرم می شوند۱-بر اثر عدم توجه خانواده خود و یا ۲- بی تدبیری و ۳- عدم تربیت صحیح خانوادگی آنان است.
۲-محیط انتخابی:معمولاً آن گونه محیطی است که شخص برای خود انتخاب می کند.نوعی ورزش که هر کس مطابق سلیقه و عقیده ای که دارد به یکی از رشته های ورزشی تمایل پیدا کرده و در آن به آموزش و یا ورزش می پردازد .ولی همین محیط ورزشی انواع مختلف دارد که برخی از آن می تواند زمینه ارتکاب جرم را فراهم کند.
مثل ورزش اسکی ،و بوکس و گلف و اسب سواری و نظایر اینها که گاهی اوقات بر اثر رقابت یا سوء استفاده در مسابقات اینگونه ورزشها تقلب و یا جرمی هم ممکن است اتفاق بیفتد.
مثلاً در مسابقه اسکی و یا اتومبیل رانی و یا در اسب سواری ممکن است برخی از ترتیب دهندگان این مسابقات با یکی از قهرمانان ساخته و بطور متقلبانه موجب سقوط قهرمان دیگری که امکان پیروزی او زیاد است فراهم نمایند. اما در ورزشهائی نظیر کشتی و یا ورزشهای زورخانه ای که از قدیم در ایران مرسوم بوده و عموماً جنبه پهلوانی داشته بیشتر موجبات رشد شخصیت و فداکاری و کمک رسانی در ورزشکار فراهم می کند و چون غالباً به طریق انفرادی انجام می گیرد معمولاً فاقد زمینه ارتکاب جرم است.

برخی محیطها که برای نسل اول انتخابی است برای نسل دوم بصورت اتفاقی در می آید و از این قبیل محیط مدرسه ،مسکن،و کارگاه کار آموزی توضیحاً باید توجه داشت که مسکن یا مدرسه را اولیای یک طفل با تحقیق و بررسی انتخاب می کنند و همینطور است محیط کارآموزی شغلی که برای فرزند خود انتخاب می کنند.
ولی تصادفاً ممکن است آن طفل در همسایگی خود با کودکان آشنا شود که موجبات ارتکاب جرم را برای او فراهم کرده و یا مدرسه ای ممکن است با دقت بسیار برای طفلی انتخاب شده ممکن

است آن طفل در نیمکت پهلوی خود با شاگرد دیگری دوست و آشنا شود که او وی را به فرار از مدرسه و ارتکاب جرائم سوق دهد.
۳-محیط اتفاقی:مثل مدرسه ،کارگاه و بعضی اوقات مسکن و تغییر شغل یا مأموریت
۴-محیط پذیرش: که محیط ازدواج است .که معمولاً اگر مقدمات آن به درستی فراهم نبوده و یا در انتخاب همسر سهل انگاری شده باشد ممکن است باعث ارتکاب جرم از درجات مختلف گردد.
توضیح: اگر زن و مردی از دو فرهنگ و یا دو تربیت خانوادگی مختلف مثلاً فرهنگ پول پرستی و تربیت دینی بوده باشند که صرفاً بر اثر یک علاقه ظاهری با هم ازدواج کنند بتدریج مشکلات عدیده ای در تربیت فرزندان و انتخاب دوستان و معاشرین و یا حتی انتخاب تفریحات مشترک و نظایر اینها با هم برخورد می کنند .که بتدریج اینگونه برخوردها افزایش یافته و منجر به بگو مگو و دعوا و مجادله و بالاخره کدورت و جدائی و زد و خورد و قتل یکی از طرفین منجر می شود .چنانکه در صفحه حوادث روزنامه ها می خوانیم تقریباً هفته ای نیست که زن و شوهری بر اثر قتل یا ضرب و جرح طرف مقابلش دستگیر نشده باشد.
اینگونه خانواده در صورتی که فرزندانی داشته باشد عموماً آنها تحت تأثیر مشاجرات و اختلاف والدین خود یا از منزل فرار کرده و یا بر اثر دلسردی و احساس عدم امنیت در خانواده به انواع ناراحتی ها ی روانی که منجر به عدم پیشرفت تحصیلی و حرفه ای آنها می گردد دچار شده و بالاخره سر از دادگاه های کیفری در آورده و یا با خود کشی خود را از محیط تنش آفرین ظاهراً خلاص کرده .باید توجه داشت که برخی محیط ها واجد دو خاصیت هستند : ۱-انتقالی ۲-اتفاقی می باشند که در مثال قبلی مدرسه و کارگاه آموزشی برای نسل دوم (فرزندان)ذکر گردیده .و در مورد محیط شغلی هم می توان گفت گر چه هر کس شغل و حرفه ای می پسندد با دقت بسیار انتخاب می کند ولی گاهی در اثر عدم هماهنگی با همکاران و یا مسئولین خود موجبات عدم پذیرش خود را فراهم کرده و مجبور تغییر شغل و درگیری با همکاران می گردد که این هم نوعی موجبات ارتکاب جرم فراهم می نماید.
۵-محیط تحصیلی که شامل فرزندان ،تیر صومعه در برخی کشورها ی مسیحی می باشد چنان است که افراد موجود در آن محیط هیچگونه اختیاری در تغییر دادن وضعیت خود ندارد.
مثلاً یک سرباز مجبور است در ساعت مقرر طبق آیین نامه زندان و سربازخانه بخوابد و در ساعت مقرر بیدار شود و هر نوع غذا برای او تهیه شده صرف نماید و به کارهائی که طبق آیین نامه بر عهده او گذارده شده به آن بپردازد.
بنابراین می بینیم در چنین محیطی که به دلخواه خود نمی تواند تغییراتی در زندگی ایجاد کند ولی از خواص اینگونه محیطها اینست که بر اثر کنترل شدید افراد آن احتمال ارتکاب جرم تقریباً

وجود ندارد.
ضمناً محیط صومعه که مخصوص زنان تارک دنیا در دین کاتولیکی هست دارای همین مختصات و شرایط نخست و محدودیت شبیه زندان است. که اصطلاحاً به آن گونه مؤسسات (محیط تحصیلی )
گفته می شود.
۲-زمینه معمولاً کلیه اوضاع و احوال و شرایطی است که برای فراهم شدن یک عمل یا یک جرم
بوجود می آید.
در جرم شناسی معمولاً عواملی را که در جسم وروح افراد مؤثر است مثل توارث ،کروموزومها، بیماریهای واگیر، طرز تربیت خانوادگی را به زمینه تغییر می کند.
باید دانست که زمینه معمولاً تحت تأثیر عوامل خارجی و محیط اجتماعی تغییر می یابد مثلاً کسی که بطور معمول هیچ گونه زمینه ارتکاب جرم ندارد ممکن است بر اثر معاشرت با افراد ناباب زمینه ارتکاب جرم برای او فراهم گردد.
۳-شخصیت:
مجموعه صفات و خصوصیات جسمی ،روانی و ظاهری یک فرد را شخصیت می نامند.
شخصیت انواع مختلف اجتماعی، روحانی،علمی ،ادبی، لشکری و سیاسی .
یکی از جرم شناسان ایتالیائی بنام پندر برای شخصیت چنین توضیح داده:
هرمی ۴ ضلعی را تصور کنید که یک ضلع آن شامل شکل و قیافه ،ضلع دوم منش و رفتار و ضلع سوم سرشت و تمایلات.
ضلع چهارم، هوش و فراست و در سطح زیرین توارث را تشکیل می دهد.
ولی شخصیت از نظر فروید شامل ۳ قسمت است:
۱- نهاد – نفس اماره
۲-من برتر- نفس لوامه وجدان
۳-من-نفس ظاهری
که از مجموع اینها (شخصیت)پدید می آید.
جرم شناسی سوئدی کین برگ گفته شخصیت بر سه قسمت است:
۱- بی خطر
۲-خطرناک
۳-مختلط
۴- وضعیت
وضعیت با زمینه تقریباً مشابه است یعنی تمام اوضاع و احوالی که در ارتکاب جرم تأثیر دارد وضعیت قبل از ارتکاب جرم نامیده می شود.
وضعیت مختلط
که گاه ممکن است بصورت خطرناک در آمده و موجبات ارتکاب جرم را باعث شود

یکی از دانشمندان بنام زیلیگ اطریشی در توصیف وضعیت به ۸ چیز توجه دارد.
برای شناخت وضعیت ارتکاب جرم و رسیدن به چگونگی جرم انجام یافته باید به این سئوالات
پاسخ داد.
۱-(کی)چه کسی؟ ۲-کجا ۳-کی (چه وقت) ۴-چگونه(چطور) ۵-با چه کسی(همدستان اتفاقی) ۶چرا(انگیزه جرم)
۷-موقعیت قربانی ۸-وسایل اجرای جرم
طبیعی است که با پی بردن به این موارد می توان به سهولت جرم انجام یافته و علل آنرا درک نمود.
اصول جرم شناسی :
جرم شناسی بر ۴ پایه ی اساسی مستقر است:
۱- علت
۲- انگیزه
۳- عامل
۴- شرط
که این ۴ موضوع اصول جرم شناسی را تشکیل می دهد.
۱- علت
می دانیم که علت بطور کلی امری است که باعث وقوع معلول می شود مثلاً علت روشنائی روز وجود
آفتاب است.
ولی در جرم شناسی یک علت به تنهائی موجب ارتکاب جرم نیست بلکه عوامل مختلفی دست به دست هم داده و موجبات ارتکاب یک جرم فراهم کرده بنابراین آنچه مهم است در جرم شناسی باید به دنبال عوامل جرم گشت و آنرا توضیح داد.
عامل معمولاً امری است که باعث گسترش یا تقلید یک عمل یا نتیجه یک کار می گردد ولی هیچ گاه به تنهائی نمیتواند موجب ارتکاب جرم گردد.
ضمناً شایان ذکر است در جرم شناسی عوامل به دو دسته مختلف تقسیم شده اند:
الف: عوامل جرم زا
ب:عوامل بازدارنده
الف: عوامل جرم زا :
عوامل جرم زا در زندگی بسیار هستند مثلاً فشارهای مختلف اجتماعی روانی همگی از عوامل جرم زا می توانند باشند. مثل بیماری- درگیری با همکاران- تصادفات مختلف- گرانی -وجود دوستان ناباب-وجود فیلمهای مستحجن- ولی هیچ یک به تنهائی موجب ارتکاب جرم نیست زیرا در مقابل یا در کنار عوامل جرم زا عوامل بازدارنده هم وجود دارد.
ب: عوامل بازدارنده:
غالباً از جمله مسائلی است که از ارتکاب جرم پیشگیری می کنند و آنها بر چند قسم زیر هستند: وجود ایمان و اعتقادات مذهبی-تربیت صحیح خانوادگی-حیثیت و آبروی شخصی یا قومی -شخصیت فردی-اعتبار علمی و یا فرهنگی و نظایر آن . بنابراین هرگاه در یک شخص یک یا چن

د عامل از عوامل بازدارنده وجود داشته باشد هیچ گاه عوامل جرم زا تأثیر نخواهد کرد.
مثال فقر یکی از عوامل جرم زا می تواند باشد ولی همین فقر به کسانی که ایمان مذهبی و یا تربیت صحیح خانوادگی دارند به هیچ وجه مؤثر نبوده موجب سرقت یا کلاهبرداری و سایر جرائم از ناحیه ی وی نمی گردد.
مثال فیلمها و آثار نمایشی مستحجن از دیگر عوامل ارتکاب جرم هستند ولی دیدن یک فیلم مستحجن و مبتذل اگر چه ممکن است در شخصی که فاقد تربیت صحیح خانوادگی و یا ایمان و اعتقادات مذهبی باشد موجب ارتکاب جرم گردد ولی همین فیلم در شخص دیگری که دارای اعتقادات محکم مذهبی و یا تربیت صحیح خانوادگی است به هیچ وجه موجب ارتکاب جرم نشده.
فشارهای اجتماعی
در جوامع بشری معمولاً انواع فشارها وجود دارد نظیر بیماری -گرانی-درگیری با افراد مختلف-تصادف وسایل نقلیه و غیره و باید دانست که هر چه مدت یک فشار اجتماعی بیشتر باشد شدت و سنگینی آن بیشتر است و ممکن است در پایان یا بالاخره باعث ارتکاب جرم تحت شرایط خاصی گردد مثل یک بیماری اگر به مدت طولانی ادامه یابد نظیر بیماریهای مزمن باعث از بین رفتن یا تقلیل در آمد خانوادگی و به تحلیل رفتن نیروی جسمی فرد می گردد حال اگر این فرد بیمار دارای اعتقادات محکم یا تربیت صحیح خانوادگی نباشد ممکن است برای جبران مافات به ارتکاب جرم دست زند.
از جمله بیماریها گاهی در ارتکاب جرم مؤثرند :نقائص جسمانی می شود نام برد.
مثل کوری – شلی-کری و انواع یا نقائص روانی هم در این مورد قابل ذکر است مثل عقب افتادگی ذهنی -انواع بیماریهای روانی نظیر جنون ادواری یا روان پریشی و غیره ولی همین نقائص جسمانی یا روانی اگر در افرادی باشد که دارای تربیت صحیح خانوادگی باشد نه تنها باعث ارتکاب جرم نگردیده بلکه غالباً موجبات اعتلای شخصیت آنها را فراهم ساخته نوابغ بسیاری در تاریخ اسمشان آمده که دارای یک نقص جسمی بوده اند مثلاً پالی ران وزیر خارجه ناپلئون کبیر یک فرد لنگ بود و نیز دکتر طاها حسین یک کور مادر زاد بود و نیز مرحوم دکتر خزائری استاد ادبیات که اشعار سعدی را سرود یک کور مادر زاد بود و از همه بیشتر خانم پلن کله دختری که از هنگام طفولیت به کری و لالی مبتلا بود ولی چون خانواده با فرهنگ و یک معلم بسیار جدی و فهمیده و دلسوزی داشت به جائی رسید که شخصاً برای کودکان و نوجوانان کتابها نوشت و سرگذشت او زبان زد افراد اهل خودش بوده و تاکنون چندین کتاب و فیلم های مختلف از سرگذشت او تهیه شده است.

در مقابل افراد ظالمی بودند یا جانی که دارای نقائص جسمانی و دارای عقده اجتماعی و دست به جنایات بزرگی زدند که در تاریخ معروف است می توان آقا محمد خان قاجار -تیمور لنگ را نام برد که داستان آنها به قدری مشهور است که از توضیح بیشتر خودداری می شود.
گفتیم که یک فشار اجتماعی بر اثر طولانی شدن ممکن است برخی افراد را که دارا

ی عوامل بازدارنده نیستند به انحراف کشاند همچنین است وقتی که فشارهای اجتماعی متعدد باشند که در این صورت سنگینی بیشتری بر فرد مبتلا وارد می سازند.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 21 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد