.۱ مقدمه

باورها، اعتقادات و نگرش مردم بـه جـهان پیـرامون، بخش اعظم هنر و فرهنگ هر ملتی را تشکیل میدهد و پیدایش آثار بزرگ هنری، در طول قرون متمادی، بر همین نگرش استوار بوده است. آگاهی از مفهوم هر خط، فرم و شکل، علاوه بـر ایجاد لذتی بصری از زیباییهای هنری، به اندیشهی سازندگان این آثار نیز راه می گشاید. از آن جا که اصالت و عظمت فرهنگ یک قوم، به طور مستقیم، در هنر ایشان جلوه میکند، آثـار هـنری، ضمن نمایش فـرهنگ و تمدن هر قوم، پیوندی ناگسستنی را با تاریخ هنر ایشان نشان می دهد و بالتبع، مطالعهی مفاهیم نهفته در نقوش نمادین به کار رفته در انواع هنرها، آشـنایی با فرهنگ و باورهای قومی را امکانپذیر می سازد. فرهنگ قومی، متشکل از انواع نشانه ها است، که هر نشانه، به جای چیزی به غیر از خود می نشیند و مردمان هر دوره، در اندیشه ی مفهوم سازی، برای این نشانه ها هستند .[۱۲]

به منظور درک ایـن مـفاهیم، ضـرورت دارد، ابتدا، ویژگی نمادین علایم و نقوش به کار رفته در آثار هنری و تاریخی شناسایی شـود. در دنیای باستان، افسانهها و اسـطورهها، به عنوان جلوهای از فرهنگ، با خلاقیت قومی رابطهای مستقیم داشـتهاند و نـقوش اسـطوره ای، ضمن داشتن خاستگاه و هدفی مشترک با هنر، بخشی از فلسفهی نقش را به خود اختصاص داده اند. فرهنگ پیوستهی ایران نیز، از دیرباز، با تکیه بر مسایل آرمانی و اعتقادی در اغلب نمادهای بـه کار رفته در آثار هنری و تاریخی، بـه بـاورها، داستانها و اسـطورههایی مربوط بوده است، که هر یک، مبین نیازی خاص و بازتاب آرزویی ملی و جهت یافته بـوده اند.

.۲ کلیات

در حدود ۴۰۰۰۰ سال پیش، بشر اولیه که از طریق شکار روزگار می گذراند، به منظور انتقال افکار و امیال خویش به حک علائمی گرافیکی بر صخره ها پرداخت و بدین وسیله کوشید، علاوه بر بیان اندیشه از طریق صوت (زبان) و یا حرکت (حالت دست ها)، با استفاده

۱

از اشکالی نمادین، امیال و افکار خویش را به صورتی پایدار ثبت نماید. نقوش به جای مانده بر دیواره ی غارهای آلتامیرا در اسپانیا و لاسکو در فرانسه، تلاش انسان جهت انتقال پیام، اعلان خطر و اطلاع رسانی از بابت موضوعی خاص را نشان می دهد .[۱۳]

بدین ترتیب، اشکال نمادین، با رعایت هویتی بصری، به تدریج، به عنوان ابزاری ارتباطی مورد استفاده قرار گرفتند، تا جایی که، بازرگانان و صنعتگران در قرون وسطا، از علایم و نماد هایی خاص برای مشخص کردن کالاها و محصولات شان، چاپگران در اواخر سده ۱۹ میلادی، از نمادهایی به صورت حروف و یا نشانه، به عنوان امضاء بر روی آثار چاپی و گاوچرانان آمریکایی در آغاز سده ۲۰ میلادی، از علایم انحصاری داغ شده، برای نشان دادن مالکیت شخصی دام های خود استفاده می کردند .[۹]

اصطلاح نشانه۱، با تقسیم بندی به سه دسته شمایل ۲، نمایه۳ و نماد۴، برای نخستین بار، توسط چارلز ساندرز پیرس، فیلسوف پراگماتیست آمریکایی وارد ادبیات علمی دوران مدرن شد .[۳] به اعتقاد پیرس، نشانه چیزی است که تحت مناسبات و یا عناوینی چند، جای چیز دیگری را در ذهن ما می گیرد .[۵] پیرس نشانه را چیزی جز منطق در معنای گسترده آن نمی داند، که از خلال انتزاعِ ذهن به معنا می رسد .[۵] در مقابل، فردینان دو سوسور، از جمله پیشگامان مطالعات نشانهشناسی، که همواره از او به نام پدر علم زبانشناسی یاد کردهاند، نشانه را موضوعی »فیزیکی« و در عین حال »معنادار« می داند، که از ترکیب »دال«۵ و »مدلول«۶ شکل میگیرد. پیرس، برخلاف سوسور، نه به خود نشانه، که به فرایند تولید و تفسیر نشانهها یا نشانهپردازی۷ توجه داشت و آن را در کانون نظریه نشانهشناسی خود قرار داد .[۵] از نظر پیرس، نشانهپردازی مستلزم سه عنصر نشانه، مصداق و تعبیر است و فرایند نشانهپردازی، نشانهها را با مصادیق پیوند میدهد. در نتیجه، نظریه نشانهشناسی پیرس مبتنی بر کنش و روابط سهگانه ی۸ عناصر است و نمیتوان آن را با رابطه دوگانه ی مورد نظر سوسور یکی دانست .[۸]

در تقسیم بندی سه گانه پیرس از انواع نشانه، نمایه به نشان بر جای مانده از گونه ای موضوع می گویند، که با تاثیرپذیری از موضوع خود، بر یک رابطه همجواری بین دال و مدلول و یا رابطه علت و معلولی میان موضوع و نشانه، همچون رنگ پریدگی چهره به نشان خستگی، دود به نشانه آتش و ابر به نشانه باران استوار است. شمایل، به رابطه ای همچون تصویری ساده شده از یک خانه یا درخت گفته می شود (در صورتی که به خانه یا درخت شبیه باشد)، که مبتنی بر شباهت علت و معلول یا موضوع و نشانه است و نماد یا نشانههای غیرآیکونیک۹، آن دسته از نشانه ها هستند که میان صورت و مفهوم آن، نه شباهت عینی است و نه رابطه همجواری، بلکه رابطهای است که از طریق قرار داد یا قاعده ای محکم و از طریق همبستگی با ایده هایی کلی، همچون پرچم کشورها، کبوتر صلح، علایم راهنمایی، نت های موسیقی و الفبای مدارس با موضوع مرتبط می شوند .[۱۴]

در هر حال، نمادها مفهومی انتزاعی دارند و نماینده ی معنای وسیعتر و حاوی واقعیت کمتری هستند و فقط از طریق قراردادهای اجتماعی مفهوم پیدا میکنند و اغلب، از طریق آموزش مستقیم باید آموخته شوند و پیچیدهتر از سایر نشانهها هستند .[۱۴] از سویی دیگر، همه رسانهها و ژانرها و اشکال ارتباطی، هریک، تابع رمزهای معینی هستند که با شناخت آنها و تحلیل درست حیثیت نمادین این رمزها میتوان به مقاصد ارتباطگر پی برد، اما اگر این نمادها درست رمزگشایی نشوند، یا سوءتفاهم رخ می دهدیا اصلاً تفاهمی رخ نمیدهد .[۱] نشانهشناسان عموما بر این باورند که نشانهی شمایلی ناب وجود ندارد و همیشه عنصر قرارداد اجتماعی تا حدی دخیل است و اگر تفسیری در کار نبود، نماد، ویژگی نشانهای خود را از دست میداد. نماد فارغ از هرنوع تشابه یا قیاس با ابژهاش و همچنین فارغ از هرنوع ارتباط واقعی با آن، بلکه فقط به دلیـل تفسیر به حکم یک نشانه، به نقش خود عمل میکند .[۲]

۱ Logo 2 Icon 3 Index 4 Symbol 5 Signifier 6 Signified 7 Semiosis

۸ Trichotomy 9 Noniconic

۲

طی سال های گذشته، تلاش شده است، به جای واژه آرم از واژه نشانه استفاده شود، ولی با توجه به مباحث پیشتر گفته شده، از آن جایی که، واژه ی نشانه، دامنه ای بسیار وسیع تر و گسترده تری را در بر می گیرد و آرم هیچ گاه نمی تواند یک نمایه باشد .[۵] پس شایسته است، بین دو واژه ی نشانه و آرم تفکیک قائل شد. از دیدگاه نشانه شناسی، بر حسب ترکیب عناصر زبانی و شمایلی، آرم به سه دسته ی آرم نوشتاری۱ ، آرم شمایلی۲ و آرم تلفیقی۳ تقسیم می شود .[۵]

دست یابی بی پیرایه به بیان ساده ی یک نقش را نقش مایه۴ می گویند .[۶] نقش مایه، به عنوان عـنصر تـکرار شـونده ای مهم، در کل ادبیات یاکلّ آثار یک فـرد یـا یک اثر خاص حائز اهمیت است و یکی از مقولههای مهم مورد بحث در حوزه درون مایهشناسی۵ یا دانش درونمایه است. در این حوزه، بحث از نقش مایه، درون مایه۶، موضوع۷، کهن الگو۸نمونه، اولیّه۹ و تپش۱۰ راهی است بـرای رسـیدن به سطح یا سطوح اندیشه و نظریهای که در متن بیان میشود .[۷] در هر دوره ی تاریخی، می توان نقش مایه ها را در کاشی کاری، قالیبافی، نمای ساختمان ها، ظروف سفالی، منسوجات، ابزارهای جنگی و تجهیزات علمی و سرانجام، در حاشیه و متن و روی جلد هزاران جلد کتاب نفیس مشاهده کرد، که در ارتباطی تنگاتنگ، با هنر گرافیک (ارتباط تصویری) است، به نحوی که، هر یک از این نقش مایه های متنوع و متفاوت گیاهی، جانوری، انسانی و هندسی را می توان نشانه و یا آرم در نظر گرفت.

آرم هر موسسه و سازمان مهمترین نماد آن سازمان محسوب میشود و به گونهای با آن رفتار می شود که پس از مدتی، هالهای از قداست و احترام، به دور آن کشیده می شود، تا کارکنان و مشتریان با دیده عزت و اعتبار به آن بنگرند. به همین دلیل، به طور معمول، آرم، در بهترین شکل، طرح و رنگ تهیه و به عنوان امضای موسسه، از رواج و اعتبار خاصی برخوردار میشود.

بررسی انواع نقش مایه ها در آرم های بانکی کشور -۱ نقوش گیاهی

بی شک اولین منبع غذایی انسان نخستین، انواع گیاهان بوده است. نخستین نقوشی که بر روی آثار سفالی کشف شده، نشان دهنده ی فعالیت های کشاورزی و گیاهان دست کاشت از جمله گندم بوده است. بر روی سفال کشف شده از شوش، نقش بز با شاخ های قوسی گرد مشاهده می شود، که در وسط آن نقش زمین کشاورزی و خوشه گندم طراحی شده است .[۱۰] استفاده از نقش گندم، هم اکنون نیز، در بسیاری از آرم ها، از جمله آرم های بانکی مرسوم است.

بانک ملی ایران یکی از قدیمی ترین بنگاههای اقتصادی کشور است، که از سالهای آغازین فعالیت خود، با توجه به شرایط هر دوره، آرم خاصی را طراحی و مورد استفاده قرار داده است (شکل .(۱

شکل -۱ آرم بانک ملی ایران در دوره های مختلف

۱ logotype 2 logo iconic, icotype 3 logo mix 4 Motif

۵ Research themes 6 theme 7 Issue 8 Archetype 9 prototype 10 Pulse

۳

نخستین آرم بانک ملی ایران، از چند نماد تشکیل شده بود:

– بیضی وسط آرم، نشانی از سپرهای سربازان هخامنشی با طرحی از مبارزه داریوش با گاو بالدار و سه خط در پایین جهت ایجاد ثبات در طرح
– خوشه گندم (سمت چپ) به نشان جاودانگی، حاصلخیزی و برداشت فراوان و برگهای زیتون (سمت راست) به نشان صلح، شکوه و جاودانگی، که در نمادپردازی های باستانی (یونانی و رومی) و دینی (یهودی، مسیحی و اسلامی) مقدس به شمار می آیند .[۴]

در طراحی آرم جدید، تلاش شده است، ضمن ساده سازی، به جای رنگهای سرد، از رنگهای گرم استفاده شود، تا جذابیت طرح از نگاه مردم افزایش یابد. به همین دلیل، خوشه گندم و برگهای زیتون، با یکسان سازی تعداد برگ های زیتون و پرچم های خوشه گندم، به رنگهای گرم و حتیالامکان طبیعی خود در آرم به کار رفته اند، به نحوی که، ترکیب رنگهای زرد و قرمز (نشان االله و نام بانک) علاوه بر زیبایی و جذابیت خاص خود، از دید بهتری در شب نیز برخوردارند و با کمترین نوری که به آن تابیده میشود، از مسافتهایی دورتر نیز قابل مشاهده است.