بخشی از مقاله

خلاصه

پیدایش فضای سایبری از پدیده های رو به رشدی است که تمام جنبه های حیات بشری را تحت تاثیر خود قرار داده است. در جهان مجازی، انسان با سرزمینی بیمرز و چندفرهنگی و در عین حال برخوردار از فضای واحد مواجه است.فضای سایبر یک نوع اجتماع و همسایگی بزرگی است که میلیون ها کاربر رادر سراسر جهان بهم می پیوندد.

فرآیند شناختن هویت و پرداختن به مبانی و پارامترهای هویت ملی در دوران مدرن و عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات که شاهد رواج فزاینده فضای سایبر و به تبع آن صنایع فرهنگی که موجب ایجاد و القای شکل های نوین هویت اجتماعی براساس الگوهای مصرف و فراغت می باشد تغییرشکل داده است،در گذشته، مکان نقش کلیدی در خلق هویت اجتماعی افراد داشت، چرا که افراد کمتر با دنیای خارج ارتباط داشتند و ارتباط رو در رو با اطراف ایشان در یک محیط ثابت و نیز سنتهای بومی، محلی و ... بخش اعظم هویت آنها را شکل میداد. به دنبال مدرنیته و بسط تکنولوژیهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی مانند اینترنت، نقش مکان در شکل دهی به هویت بسیار کمرنگ شد، چرا که رسانهها و تکنولوژیهای ارتباطی قادرند فرد را از مکان خودش جدا کنند و به جهان پیوند بزنند.

در نتیجه افراد با منابع هویت شناختی بیشماری روبرو هستند و نتیجتا شکل غیرمحلی و جهانی پیدا میکند بنابراین هرگونه برداشت از هویت، متاثر از پیش فرضهایمان درباره کنش و ساخت آن است و هویت به لحاظ کنش های انسانی و به لحاظ ساختار فرهنگی حاکم بر انسانها قابل تحلیل است، جهان امروز جهانی است که جامعهی انسانی را در دو جهان موازی قرار داده است: جهان اول؛ جهان واقعیکه در آن زندگی و فعالیت اجتماعیِ عینی جریان داردو جهان دوم؛ جهان مجازی که انسانها را در مواجهه با واقعیتهای مجازی قرار میدهد در این فضا کمتر هویت واقعی مشخص میشود و بسیاری از مواقع کاربران در فضای مجازی هویت های جدیدی را خلق و هویت های واقعی را به چالش میکشند به دلائل مختلف افراد با کتمان هویت ملی خویش به این فضا قدم می نهند و این می تواند آغاز یک بحران هویتی در یک اجتماع باشد .

در این مقاله با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخگویی به این سوال است:تاثیر فضای سایبری بر هویت و همبستگی ملی چیست ؟فرض بر آن است که فضای مجازی به دلیل رشد و توسعه امروزه بر تمامی ابعاد جامعه بشری که هویت ملی به تبع آن همبستگی ملی که یکی از پارامترهای آن است تاثیر گذار می باشد نتایج حاصل از تحقیق نشان میدهدکه فضای سایبر به چه نحو وچگونه برهویت وهمبستگی ملی تاثیر گذار است.

1.    مقدمه

تکنولوژی به عنوان عامل مهم تغییرات گسترده صنعتی، اجتماعی، فرهنگی، کشاورزی و.... در تمامی سطوح زندگی بشر باعث دگرگونی ساختارهای سنتی و مدرن گردید و محور قرار گرفتن فن آوری اطلاعات چشم اندازی از جامعه مجازی را فرا روی بشر قرار داده است. طبیعتاً این تغییر و تحولات مناسبت ها و تعاملات جهانی را نیز متاثر از خود ساخته و مفاهیمی نو در عرصه روابط بین الملل پدید آورده است.

شکل گیری تعاملات مجازی که می تواند منشائی واقعی و یا برخواسته از کنش و واکنش های مجازی داشته باشد،  به شکل واقعی بازخورد هایی را نشان می دهد که نمی توان آن را در فضای اجتماعی نادیده گرفت

پیشرفت فضای مجازی و در ابعاد وسیعتر فناوری اطلاعات دارای مزایا و معایب متعددی است که به هدف بهره برداران آن در به کارگیری این فناوری برمی گردد ، ولی این از پارامترهایی است که برای تحقق دهکده جهانی ضرورت تام دارد، حال آنکه در تجربه کوتاه و چندین ساله، معلوم شد که برخی عوارض این پدیده از حیث فرهنگی، آسیبزاست.

تافلر - 1990 - 1 نویسنده و منتقد اجتماعی، مینویسد: »تکنولوژی ماهوارهای و دیگر رسانه های جدید، فرهنگهای ملی را از هم میپاشند« و در ادامه میافزاید: »این ارتباطات متقاطع به هر حال تهدیدی است برای »هویت ملی« که حکومتها برای مقاصد شخصی خود، سعی در حفظ و انتشار آن دارند.« وی معتقد است که هرگاه مهاجرت وسیع، ترس از قلع و قمع فرهنگی را شدت بخشد »هویت« به مبحثی انفجارآمیز تبدیل خواهد شد

با وقوع انقلاب و ارتباطات و اطلاعات و افزایش مراودات جهانی به ویژه تاثیرگذاری فرایند جهانی شدن در حوزه های مختلف فرهنگی،سیاسی و اقتصادی زندگی بشر،با مفهوم »هویت«بیش از پیش در کانون مباحث علمی و تحقیقاتی قرار گرفته و دانش بسیاری برای تبیین و بازیابی این مفهوم تولید شده است،فناوری ارتباطات و بویژه اینترنت در زمان ما، تحولات بیسابقهای را به دنبال داشته است.گسترش فراینده فناوری اطلاعات و ارتباطات که مانوئل کاستلز از آن به عنوان »جامعه شبکه ای« یاد میکند، منجر به تحول و دگرگونی در ابعاد مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی شده است.

در چنین فضایی که با عنوان فضایی سایبر توصیف میشود، مجموعههایی از ارتباطات درونی انسانها از طریق کامپیوتر و وسایل مخابراتی بدون در نظرگرفتن جغرافیای فیزیکی شکل میگیرد. فضای مجازی به عنوان فضای خلق شده توسط رایانهها و شبکههای الکترونیکی از نمودهای عصرجهانی شدن در کنار فضای واقعی به یک واقعیت ملموس تبدیل شده است.خاستگاه و آبشخور اصلی مفهوم »هویت «زمانی مطرح میشود که تلاش برای تمایز مرز میان »ما«و»دیگران«آغاز شود.

به عبارت دیگرسخن گفتن پیرامون مفهوم هویت ،تلاشی است برای کشف و شناسایی گروههای متعدد و متنوع انسانی از همدیگر که هر کدام بر اساس ویژگی های نسبتا پایدار از »دیگری«تفکیک میشود. بررسی مفهوم هویت ملی به عنوان عنصر تمایز بخش ملت ها از جمله مباحثی است که از اهمیت تاریخی و جامعه شناختی فراوانی برخوردار است

هویت درجات و انواع گوناگون دارد و به تناسب پدیده هایی که انسان از طریق آنها خود را میشناسد و به دیگران می شناساند،میتوان هویت داشت.برخی از این هویت ها شناخته شده تر هستند و روی هم رفته هویت های کلان راشکل میدهند.به عبارت دیگر هویت را میتوان به عنوان پسوند پدیدهائی چون فرهنگ،قومیت،ملیت،دین،محل سکونت،رشته آموزشی،ایل،طایفه و محله ونظایر آن استفاده کرد.اما در این میان برخی بیشتر شناخته شده هستند و پیرامون آنها بحث های زیادی صورت گرفته است.از آن میان میتوان به هویت ملی اشاره کرد.

هویت انسان یکی از اساسی ترین و حیاتی ترین دغدغه ها و نگرانی ها ی هر کس در زندگی اوست،تمامی انسان ها بحران هویت را در زندگی اجتماعی و فردی خود حداقل یکبار تجربه میکنند.در جوامع سنتی پیوندهای گوناگونی همچون قبیله،مذهب،و حکومت موجب همبستگی ملی میشوداما در عصر جدید ،نوسازی و تحولات صنعتی میان اجزای متجانس و همبسته قدیم ناهماهنگی به وجود آورده است.از این رو حفظ همبستگی در سطح فرهنگی اجتماعی و ملی یکی از موضوعات اصلی مورد علاقه در جوامع و نظام های در حال گذر است

مبانی نظری

هویت:

هویت در عمل به معنای شناسایی و شناساندن است

هویت سرچشمه معنا و تجربه برای افراد است،در شرایط امروزی جهان،مبنای حرکت های گروهی،تلاش برای این امر مهم است که به دیگران بفهماند که ماکیستیم هویت مجموعه ای از علایم آثار مادی،زمینی،جامعه ای،فرهنگی و روانی است که موجب شناسایی فرد ازفرد گروه از گروه یا اهلیت از اهلیت دیگر فرهنگی از فرهنگی دیگر میشودهویت را از تقدم تاریخی به هویت های خونی،خاکی و هویت فرهنگی تقسیم میکنند،هویت آگاهی از خود و ویژگی های مشترک در زمینه هایی مانند طبقات اجتماعی ،مذهب،قومیت و جنسیت است.مهمترین کارکرد هویت ،ایجاد همبستگی و همانندی است هر چقدر هویت در حیات ملی بیشتر باشد قدرت سیاسی آن کشور بیشتر میشود.هویت ملی با بهره گیری از توانایی های نمادین مانند زبان،دین،گذشته تاریخی و منافع مشترک و وفاق اجتماعی همبستگی ملی را تقویت میکند وموجب آگاهی و جهت دهی اجتماعی میشود

جایگاه هویت:

پرداختن به مقوله هویت، بدون بازشناسی جایگاه واقعی آن، کاری ناصواب است، زیرا درک جایگاه هویت، آگاهی و حساسیت ما را به میزانی برمیانگیزد تا به آسیبهای ناشی از بحران آن، عمیقتر بپردازیم. اریک فرو1م - 1947 - ، جامعهشناس و روانکاو آلمانی نیازهای اختصاصی انسان را از منظر روانشناختی، مشتمل بر نیاز به تعالی، نیاز به وابستگی، نیاز به هویت، نیاز به رجوع به اصل و نیاز به مبنای جهتگیری میداند. وی در توضیح نیاز به هویت معتقد است هر فرد آدمی مایل است به اینکه هویت خاصی داشته باشد؛ از این روی، میکوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد، در عین حال میخواهد فردی ممتاز باشد، و برای رسیدن به این مرحله، بعضاً خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً ممتاز، مرتبط میکند؛ یا به اصطلاح، خویشتن را با آنها همانند میسازد تا به واسطه امتیاز و تشخصی که آن گروه ها دارند تا حدی صاحب تشخص و امتیاز گردد 

به طور کلی هویت به منزله وسیله ای جهت معرفی خود،تعلق به گروههای مختلف اجتماعی اشتراک و افتراق با دیگران موضوعی بحث بر انگیز است که نظریه های مختلفی درباره آن ابراز شده و در دوره های مختلف تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده:در دوره پست مدرن انسان به منزله موجودی یکپارچه،منسجم،عقلانی تصور میشد که واجد ویژگی های ذاتی و ثابت است.

در واقع یک نوع جوهر ثابت ولاتغییر هویت انسانی را رقم میزد - قادی، - 1389در دوران مدرن که با عصر روشنگری آغاز میشود،مفهوم هویت برای نخستین باربا بحران مواجه میشود،در این دوره مانند دوره پیش مدرن هویت با شالوده رابطه با دیگران استوار است و بی ثباتی نسبی دارد اما تاثیر گذاری ها و تاثیر پذیری ها ،سمت و سوی ان را چند وجهی میکند در دوران پیش مدرن انسان از جایگاه دقیق خود در قبیله و طایفه آگاهی داشت اما جامعه مدرن گستره وسیعتری از قوانین اجتماعی و تعریف تازه و پر دامنه تری از هویت را پیش روی او نهاد - همان - اما در هویت پست مدرنیسم ،بر هویت غیر ذاتی ،تاریخی،سیال انسان و نیز پراکندگی و تجزیه فرد تاکید میشود هر فردی همچون موزائیک ،مجموعه ای از تعارض ها و اجزای گوناگون است از دیدگاه پساساختار گرایانه و پسا مدرنیسم انسان،معانی،اندیشه ها،نظریه ها و غیره،همگی وحدت و هویت ظاهری خود را تنها از طریق حذف و غیریت و یا بیگانه سازی بدست می آورد

ابعاد هویت:

در مرتبه نخست هویت را می توان به دو سطح فردی و جمعی - اجتماعی - تقسیم نمود: انسان دارای دو گونه خود است»خود فردی«و» خود جمعی - اجتماعی - « با توجه به اجتماع مذکور میتوان پنج هویت اجتماعی - جمعی - را برای هر فرداجتماعی قائل شدکه عبارتند از هویت خانوادگی،هویت قومی،هویت ملی،هویت فراملی،هویت دینی - امتی - وهویت جهانی.

هویت فردی:

هویت هر فرد هر آنچیزی است که اورا شیبه خودش و متفاوت با دیگران میکند.چیزی که با آن فرد خودش را میشناسدو تعریف میکند و خودش را پذیرفته شده و شناخته شده از طرف دیگر ان احساس میکند. هویت شرط لازم زندگی اجتماعی است در واقع بدون هویت اجتماعی جامعه وجود نخواهد داشت.

احساس هویت فرایند معنا بخش و معنا ساز در زندگی است.این معنا قابلیت به چالش کشیده شدن و به بحران دچار شدن را دارد.منابع و ابزارهای اصلی ساخت حفظ هویت ها عبارتند از :مکان،فضا،دین،زمان،فرهنگ که مهمترین و غنی ترین منبع هویتی به شمار می رود.

هویت فردی نخستین مرحله از شکل گیری هویت است که در آن فرد طی مراحلی خود را متمایز از محیط و دیگران مینماید

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید