بخشی از مقاله
چکیده
محیط زیست و حفاظت از آن بیش از یک قرن است که به طور جدي به عنوان یکی از مهمترین دغدغه هاي بشري مطرح بوده و در نزد اهالی حقوق کشورهاي دنیااز اهمیت ویژه اي برخوردار است.در حال حاضر داراي قانون موفق و محکمی که همه از آن تبعیت نمایند وجودندارد.سوال اصلی پژوهش حاضر این است که افراد چرا و بر چه مبنایی باید از قانون تبعیت نمایندو فلسفه آن باتوجه به دیدگاه اسلام چه می باشد؟
باتوجه به یافته هاي تحقیق می توان نتیجه گرفت که قانون در صورتی می تواند کارآمد باشد که ابتدا ادله قانع کننده اي براي لزوم تبعیت از آن وجود داشته باشد. بطور خلاصه می توان گفت: فلسفه دفاع از حقوق محیط زیست، نزد الهیون، عمل به تکلیف در حفظ محیط اطراف است. در حالی که این فلسفه نزد افراد مادي، سودجویی بیشتر است.
-1 مقدمه
جهان هستی، از نظم دقیقی برخوردار بوده و تمامی مخلوقات در تعادل و تناسب و به اندازه آفریده شده اند و هر یک از اجزا و عناصر خلق شده، در بقا این کره خاکی و در نتیجه در ادامه زندگی انسان نقش دارند. بنابراین، تغییر نابجا و زیان رساندن به هر یک از اجزاء این سیستم عظیم، که در آن همه چیز در تعادل و تناسب است، سبب به خطر افتادن حیات و هستی می گردد. دین مبین اسلام مشحون از توصیه هاي حفاظت از آنچه که خدا خلق کرده است، می باشد و این به مفهوم حفاظت از زیست گاه مخلوقات یا همان حفاظت از محیط زیست است.
طبیعت و محیط زیست در متون دینی، حق همه انسانها در همه دورانهاست. بنابراین در مقابل حق استفاده اي که خداوند براي انسان در محیط زیست و طبیعت قائل شده است، وظیفهاي نیز بر عهده او گذاشته است که آن، حفظ و حمایت و بهرهبرداري صحیح از محیط زیست است؛ زیرا هدف خداوند از در اختیار گذاشتن طبیعت براي انسان این است که جهت رفاه، آسایش و تکامل خود از آن بهرهمند شود.
بنابراین، اگر در استفاده از این امکانی که در اختیار او قرار گرفته، زیادهروي کند، بر خلاف آن هدف متعالی اقدام کرده که نتیجهاش به خطر افتادن حیات خود او و دیگران و بازماندن از سیر تکاملی در مسیر سعادت دنیا و آخرت خواهد بود. - مهدي فیروزي، 74، - 1384 انسان همواره به محیط زیست به مثابه ظرف حیات و تکامل انسان اهمیت داده است بسیاري از قوانین بر همین مبنا پایه ریزي شده است. اسلام براي مسئولیت در برابر محیط زیست اهمیت قائل شده و طبیعت را امانت خداوند در دست انسان می داند.
به همین علت براي طبیعت حقوقی در نظر گرفته و انسان را مکلف به اداري آن حقوق می کند. بحرانها و مشکلات موجود در محیط زیست زائیده تمدن بشري است. انسان به دلیل قدرت خلاقیت وهمچنین فکر و اندیشه خود توانسته برطبیعت فائق آمده و از آن بهرهبرداري نماید و لطمات جبران ناپذیري مثل آلودگی و تخریب منابع بر آن وارد نموده است. بطوریکه معضلات محیط زیست موجب بروز بحران هایی جدي براي حیات بشر در کره زمین شده است. امروزه درد محیط زیست درد مشترك همه انسانها است. که ریشه در بسیاري از مسائل، عدم توجه به معنویت در ارتباط میان انسان و محیط زیست است.
مراد از فلسفه حقوق، نظریه کلی حاکم بر علم حقوق است که گاهی به آن کلیات حقوق هم گفته می شود که موضوع آن بحث از رابطه منطقی بین قواعد موجود است. یکی از موارد مهم دخیل در فلسفه حقوق مبانی حقوق است، اینکه مبانی حقوق چیست؟ بین دانایان فن اختلاف است که مبناي حقوق وحی است یا عقل یا تجربه و مشاهده و یا لذت و غیره است. مبناي حقوق هر کدام باشد نتایج خاصی را به دنبال دارد.
یکی از مباحث مهم فلسفه حقوق، فلسفه حقوق محیط زیست است. اینکه هدف ومبناي وفلسفه قوانین مربوط به محیط زیست در اسلام چیست؟ و چرا انسانها باید از محیط زیست حمایت و حفاظت نمایند؟ دین اسلام پیش از سایر مکاتب و ادیان به مقوله محیط زیست و توسعه آن توجه داشته و آن را شاه کلیدي در راه توسعه جوامع بشري محسوب کرده است و از اینرو انسانها را به حفظ و حراست از این موهبت الهی ترغیب ساخته و حتی در پارهاي از موارد به جرم انگاري و تعیین مجازات براي متجاوزان به طبیعت و محیط زیست نموده است. بطوري که در روایتی از نبی اکرم - ص - این گونه آمده است که:"اگر رستاخیز به پا شود و در دست شما نهالی باشد باید اگر می توانید آن را بکارید" - احسان زررخ، . - 16 :1388 این حدیث اوج اهمیت حفظ محیط زیست را در نظر رسول اکرم - ص - میرساند.
دیدگاه دین مبین اسلام نسبت به سایر مکاتب از برتري خاصی برخوردار بوده در حالیکه سابقه قانونگذاري در خصوص حمایت از محیط زیست در کشورهاي دنیا به چند قرن اخیر برمیگردد اما اسلام 14 قرن پیش به بحث حقوق محیط زیست پرداخته و حقوق گیاهان و محیط بیجان و حقوق حیوانات را قابل احترام دانسته است. در حالی که در کشور ما مدت زمان کمی است که حقوق محیط زیست به بحث روز تبدیل شده و به صورت تخصصی به آن نگریسته میشود. باتوجه به اهمیت موضوع، این مقاله به بررسی به بررسی فلسفه حقوق محیط در اسلام پرداخته است.
-2 تعریف فلسفه
واژه فلسفه - philosophy - یا فیلوسوفیا که کلمه اییونانیاست، از دو بخش تشکیل شدهاست: فیلوبه معنی دوستداري و سوفیا به معنی دانایی. اولین کسی که این کلمهرا به کار برد،فیثاغورسبود. وقتی از او سئوال کردند که: آیا تو فرد دانایی هستی؟ جواب داد: نه، اما دوستدار دانایی - فیلوسوفر - هستم. بنابراین فلسفه از اولین روز پیدایش به معنیعشق ورزیدن به دانایی،تفکر و فرزانگیبوده است. ملاصدرا از فلسفه به : »معرفه حقائق الاشیاء«، »معرفه االله«، »معرفه النفس« و »استکمال النفس الانسانیه« تعبیر نموده است. - رحیم قربانی، 1386، - 225
از نظر ریشه تاریخی، فلسفه تمام دانش ها را در بر می گیرد، ولی امروز که علوم شاخه هاي گوناگون یافته و هر شاخه به استفلال، موضوع خاصی را در قلمرو خود آورده است، فلسغه، محدود به مسائلی شده است که مطالعه در مورد آنها در صلاحیت مستقیم هیچ یک از علوم نیست. با وجود این، هنوز فلسفه، سایه خود را بر سر علوم دارد و نظریه هاي کلی را که از خارج بر آنها حکومت می کند، فراهم می سازد. چنان که فلسفه علوم، فلسفه تاریخ، فلسفه هنرهاو فلسفه حقوق، نمونه اي از نظام فلسفی دانش هاي بشري است. - کاتوزیان، 1377، - 17
آنچه در این تحقیق، در صدد بحث از آن هستیم، معنی اخیر یعنی بحث مبنایی و چرایی حفاظت از محیط زیست و تبعیت از قوانین مربوطه است. تعریف حقوق حقوق معانی گوناگونی دارد . در این تحقیق منظور از حقوق » مجموعه بایدها و نبایدهایی است که اعضاي یک جامعه ملزم ملزم به رعایت آنها هستند.« - دانش پژوه، خسروشاهی، 1381، - 16 بنا بر تعریف دیگر، حقوق مجموعه قواعدي است که بر اشخاص، از این جهت که در اجتماع هستند، حکومت می کند. - کاتوزیان، - 13
ضرورت حکومت قانون بر جامعه مدنی را می توان چنین توجیه کرد که، خواستهاي آدمیان، به حکم فطرت، با هم شباهت دارد،چون همه یک چیز را طالبند، نزاع و خصومت براي جلب منافع بیشتر و تامین زندگی بهتر در می گیرد. انسان خردمند از دیر باز در یافت که بقاي اجتماع او وابسته به نظم است. و با هرج و مرج و زورگویی امکان ندارد: ایجاد نظم مطلوب با حکومت قانون ملازمه دارد؛ باید قولاعدي بر اشخاص، از جهتی که عضو جامعه اند، حکومت کند. امروزه مجموعه این قواعد را، قطع نظر اختلافی که درباره منابع واقعی آن وجود دارد حقوق می نامیم. - کاتوزیان، 14، - 1379

