بخشی از مقاله

مقدمه :

.• با توجه به این که همایش اسماء در جهت بررسی متون حوزههای فلسفه، کلام، ادیان و عرفان شکل گرفته و هدف اصلی همایش مذکور فراهم کردن زمینه برای آگاهی از نقاط ضعف و قوت متون حاضر در زمینه های یادشده است، برای ورود به بحث، لطفاً تعریفی از »متن« برای ما ارائه دهید.

.** البته متن می تواند تعاریف مختلفی داشته باشد، اما شاید مناسب ترین تعریفی که بتوان از متن ارائه داد این است که: »هرچیز نوشته شده و مکتوب متن است .« دلیل اینکه در زبان خارجی متن را Text مینامند این است که ریشه این کلمه به معنی بافته شده استدرواقع. کلام مرکبِ مکتوب ، متن است . علاوه براینمتن، الزاماً نباید مکتوب باشدمثلاً، وقتی می گوییم متن وجود، منظور چیزی است که در وجود خارجی به ثبت رسیده است، همانند عالم که نوعی متن است. بهطور کلی هرچه که قابل تفسیر و تأویل باشد متن است. اعم از اینکه یک نوشته باشد یا به صورت کتاب وجود باشد، چون همان طور که ذکر شد وجود نیز متنی است با داشتن قابلیت تفسیر و تأویل. در حقیقت وجود هم یک کتاب است.

کتاب بر دو نوع است : کتاب تکوینی و کتاب تدوینی . هر دو کتاب قابل تأویل، تفسیر و فهم است و درواقع متن تلقی می شودمعمولاً. کتاب تکوینی را متن نمی گویند، درحالیکه کتاب تکوینی بر کتاب تدوینی برتری و ترجیح دارد. اگر ما کتاب مکتوب داریم، این کتاب صورتی از کتاب وجود است ، یا کتابی است در یک مرحله برتر که شاید آن را نمی بینیم، مثل کتاب »لوح محفوظ « یا »کتاب مکتوم.«

.• با توجه به تقسیم بندی که شما از کتاب و متن داشتید، بحث ما بیشتر حول محور متون مدون و مکتوب است . نظرتان در مورد منابع درسی حوزه های فلسفه، ادیان، کلام و عرفان که در دانشگاه ها و حوزه های کشورمان تدریس میشود چیست؟ آیا دارای چنان ارزش و اعتباری هستند که دانشجویان به عنوان منابع اصلی، از آنها استفاده کنند؟

.** از یک جهت بله، بالاخره در سنت ما تدریس کتب کلام، حکمت، عرفان و منطق مرسوم بوده استخصوصاً، در فرهنگ ایرانی اسلامی تدریس چنین متونی دارای قوت فراوانی استمثلاً. ما می دانیم کتاب هایی در زمینه حکمت خارج از فرهنگ ایرانی کم تدریس میشده یا اصلاً تدریس نمی شده است و این به جهت گرایشات ضدعقلی و ضدفلسفی است که در بعضی از فرقه ها و نحلههای اسلامی وجود داشته است.

اگر از دیدگاه فلسفی نگاه کنیم، متونی که امروز تدریس می شود ادامه همان متونی است که در گذشته در ایران تدریس میشده و احتمالاً در جای دیگری محل التفات و توجه نبوده است . البته متون کلامی در جاهای دیگر تدریس می شده، اما نوع کلام فرق داشته استمثلاً. کلام اشعری، آن زمان که ایران یکی از مراکز تفکر اشعری بوده، درس داده می شده اما بعداً تدریس کلام شیعه جای تدریس متون کلامی اشعری یا معتزله را گرفت . البته امروزه هم این متون به شکل گذشته تدریس می شود و این از جهتی خوب است اما ضعفهایی هم دارد:

گفتگوها

.1 اکثر متونی که تدریس میشود، مُنقح نیست ، یعنی چاپ و نشر آنها بهصورت علمی صورت نگرفته است.

.2 با این که متون، متون بسیار خوبی است اما گزینشی است ، یعنی اگر کلام میخوانیم و واقعاً می خواهیم کلام را بیاموزیم باید تم    امی متون کلامی را بخوانیم و از میان این متون فقط به چند متن بسنده نکنیم.    

.3 جای بحث، بررسی و نقد این متون در کنار خواندن    و تدریس آن خالی است؛ درواقع خواندن این کتاب ها با اینکه لازم است اما کافی نیست، باید متون را مورد تحلیل دقیق قرار داد.

4نباید. صرفاً به متن خوانی اکتفا کرد. متنخوانی باید با تبیین همراه شود، یعنی با مسائل امروز تطبیق داده شود و ببینیم که اهمیت مسائل چگونه است . البته برخی از کتاب های حکمی ما مثل کتاب الهی چیزی نیست که با زمان فرسوده شود، با این حال چنین مسائلی نیازمند تقریر نو است ، یعنی ضروری است با شرایط امروز سازگاری داشته باشد.    

همانطور که گفتم نباید فقط متن بخوانیم ، بلکه باید از متن برای کشف مبادی و مسائل مهم علم و نه تکرار آن مسائل بهره بجوییم. برای نمونه یک ریاضیدان از مبادی علم ریاضیات در هر زمانی استفاده می کند و خودش را    به خواندن تنها یک کتاب محدود، نمیکند بلکه مبادی ای را که درست درک کرده مطابق نیازهایی که در روز دارد، بهکار میبندد. بنابراین در عین اینکه باید به متون گذشته بسیار توجه کنیم، اما لازم است شیوه و روش خود را تغییر دهیم.

.• یعنی نوع تقریر ما با توجه به زمانه باید عوض شود؟

.** بله، تقریرمان را باید تغییر دهیم، همچنین از لحاظ تصحیح متون و هم از لحاظ تحلیل متون و غیره باید از عرف علمی بین المللی که در حال حاضر وجود دارد استفاده شود

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید