بخشی از مقاله
چکیده
روایت شناسی شاخه ای از نشانه شناسی است که با هرنوع روایت اعم از ادبی یا غیر ادبی، داستانی یا غیر داستانی، کلامی یا دیداری سر و کار دارد و به دنبال آن است که واحدهای کمینه روایت و به اصطلاح دستور پیرنگ را مشخص کند. برخی از نظریه پردازان به آن دستور زبان داستان نیز گفته اند.سعدی در اثر برجسته خود گلستان که از عالی ترین نمونه های ادب تعلیمی در زبان فارسی است به بیان آموزه های اخلاقی و تربیتی در قالب روایت پرداخته است. بررسی حکایت ها نشانگر آن است که روایت و گونه های روایت پردازی به میزانی وسیع مورد عنایت او و در نظرش حائز اهمیتی وافر بوده است.پژوهش حاضر به بررسی گونه های روایی بر اساس سه عنصر گفتگو، کنش و پیرنگ می پردازد.
حاصل این جستار آن است که از میان مجموع 179حکایات مندرج در گلستان، 97روایت یعنی %545/1 به حکایاتی اختصاص یافته که تنها دارای عنصر گفتگو است و میان پرسشگر و شخصیت اصلی رخ می دهد و گاه به تنهایی و به شکل تک گویی از زبان شخصیت اصلی که همان سعدی است بیان می شود و 77 روایت یعنی % 43 به گونه دوم روایت اختصاص می یابدکه سه جفت نقش متقابل، نقش مایه ها، وضعیت پایدار اولیه، گره افکنی و وضعیت پایدار ثانویه در آن آشکار است. در سومین دسته از حکایات گلستان که % 2/7 مجموع حکایات یعنی 5 روایت را شامل می شود شخصیت ها و عناصر فرعی داستان مانند مکان و زمان به عنوان رمزگان نمادین به کار رفته است.
-1 مقدمه
روایت شناسی شاخه ای از نشانه شناسی است که با هرنوع روایت اعم از ادبی یا غیر ادبی، داستانی یا غیر داستانی، کلامی یا دیداری سر و کار دارد و به دنبال آن است که واحدهای کمینه روایت و به اصطلاح دستور پیرنگ را مشخص کند. بنیان روایت شناسی به این مفهوم را پروپ که از صورت گرایان روس بوده است و لوی اشتراوس مردم شناس فرانسوی گذاشته اند. - سجودی، - 73 :1383
هر داستان از بیان حادثه ای آغاز می شود که در واقع گذر از وضعیت پایدار به وضعیت پایدار دیگری است. این داستان یا سیر حوادث را طرح داستان می نامند ولی هنگامی که در الگوی زمانمند و شبکه علت و معلول قرار می گیرد پیرنگ را می سازد - مارتین، . - 57 : 382 از مهم ترین بخش های روایت طرح یا پیرنگ است. روایتی که فاقد طرح داستانی باشد نمی تواند به عنوان روایت در نظر گرفته شود.
بررسی ساختار روایت در پژوهش های ادبی از اهمیت ویژه ای برخوردار و در این زمینه نظریات گوناگونی ارائه شده است. پروپ با بررسی حکایت های فولکلوریک به این نتیجه رسید که نقش ها ویژه و محدود است و می توان آن ها را به هفت حوزه عمل و سی و یک جزء یا کارکرد تقسیم کرد. به اعتقاد پروپ تمامی این روایت ها پیرنگی واحد دارد و می توان ساختار یکسانی برای این حکایات ترسیم کرد.
- طغیانی و نجفی، - 101 : 1387 بنابراین هنگامی که می گوییم چند حکایت پیرنگ یکسان دارد به این معنا است که رویدادهای اساسی همانندی در ترتیبی همانند رخ می دهد - ایگلتون، . - 256 : 1368 گریماس کوشید به جای هفت دسته شخصیت های پروپ، سه دسته از تقابل های دوگانه ای را پیشنهاد می کند که بنا به قاعده های معناشناسیک شکل می گیرد. وی با استفاده از مفهوم کنشگر به مختصر کردن کار پروپ پرداخت و شش کنشگر ذهن و عین - شناسا و شناسنده - فرستنده و گیرنده، یاری دهنده و دشمن را استنتاج کرد که آن را می توان چنین توصیف کرد:
تودورف می کوشد قاعده دستورزبان را بر متن روایی منطبق سازد. به اعتقاد وی می توان روایت را به شکل یک جمله بسط یافته در نظر گرفت که در آن شخصیت ها به مثابه اسم، خصوصیات آن ها به عنوان صفت و اعمال آن ها به منزله فعل قلمداد می شود - احمدی، . - 251 : 1371 کوچک ترین واحد روایت را می توان یک قضیه در نظر گرفت که به صورت گزاره بیان می شود. بنابراین هر روایت می تواند مجموعه ای از گزاره ها باشد. یکی از مباحث مهم در بررسی روایت، توجه به ماده خام داستان و سخن راوی است. داستان همان ماده خام یا حوادث و رویدادها به ترتیب زمان وقوع آن ها است.
سخن راوی یا گفتمان روش ها و تأکیدهای درون مایه ای متن ادبی را شامل می شود. درواقع گفتمان روایتی است که به نقل یا نوشته درمی آید. هنگامی که راوی با خواننده صحبت می کند و رویدادها را نقل می کند به گفتمان پرداخته است. با توجه به این مفهوم رویدادها یا کنش های داستان را به دو دسته تقسیم می کنند. یک گروه رویدادهایی است که به داستان مربوط می شودو دیگری کنش هایی که به گفتمان ربط دارد. از این دسته اگر حذفی صورت بگیرد به فهم داستان آسیبی وارد نمی کند ولی ذکر کنش های دسته اول ضروری است.
- ایگلتون، - 123 : 1368 یکی دیگر از نکات مهم در بررسی ساختار روایت توجه به رمزگان است. رمزگان مجموعه قواعدی است که بر اساس آن عناصری انتخاب می شود و در ترکیب با سایر عناصر، عناصری جدید می سازد. می توان گفت رمزگان قالب های تفسیری است که از سوی تولیدکنندگان آن ها و مفسران متن به کار می روند. - ضیمران، - 135 : 1382 در وافع رمز به مثابه کدهایی است که باید خواننده آن ها را شناسایی و تفسیر کند. رولان بارت رمزگان روایی را به پنج دسته تقسیم می کند:
1. رمزگان هرمنوتیک که مستلزم نقاط عطف روایت است. این رمزگان طرح پرسش، پاسخ به آن و بسیاری از رویدادهای تصادفی است که ممکن است پرسشی را شکل دهد یا پاسخی را به تأخیر اندازد و خواننده را به راه حلی رهنمون کند. به واسطه این رمزگان در روایت، تعلیق و تأخیر معنایی و سرانجام گره گشایی صورت می گیرد.
2. رمزگان کنشی که کنش های اصلی روایت را در بر می گیرد.
3. رمزگان فرهنگی ارجاع متن به بیرون است و به دانش عمومی و قلمرو اسطوره شناسی و ایدئولوژی مربوط می شود.

