whatsapp call admin

دانلود مقاله راه های مقاوم سازی ساختمان ها

word قابل ویرایش
23 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

ساخت خانه های متحرک یکی از متدهای پیشرفته در امر مقاوم سازی در برابر زلزله است از این روش در ساخت ساختمان ها، آپارتمان ها، کارخانه ها و ساختمانهای مراکز تجاری استفاده می شود. این روش بسیار کم خرج است و در مناطقی که از نظر مقاومت در مقابل زلزله از سطح پایینی برخوردارند و در نواحی زلزله خیز سراسر جهان واقع شده اند

بسیار مناسب و مقرون به صرفه می باشد بدین ترتیب تمامی اصول ساختمان سازی به سمت ساختمان سازی مکانیکی متحول می شود. این ساختمان ها در برابر تمامی بلایای طبیعی از قبیل سیل، آتشفشان، رانش زمین و همچنین در مقابل زلزله های خطرناک و مهیب و حملات تروریستی هم مقاوم می باشد.

این طریقه مقاوم سازی که شیوه مهندسی ساختمانی “هاپکن” نام دارد نوعی مهندسی مکانیکی است که مدیریت و ابداع و سنجش تکنیکی آن را فردی به نام هاپکن به انجام رسانیده است. وی تا کنون چندین مورد از ماشین آلات مکانیکی را طراحی کرده و در این زمینه چند ابداع نوین داشته است.

وی طی مطالعاتش در دانشگاه فنی و همندسی هلند انیشه ساخت سیستم ساختمان ساری خانه های متحرک به فکرش خطور کرد. چندین سال بعد وی ایده اش را در این خصوص تکمیل کرد.
دیوار های این خانه از بتون درست شده است و بوسیله میله های فلزی کششی عمودی کاملا فشرده می شوند. بدین ترتیب بدلیل استفاده از مواد جامد فشرده و سنگین نیرو وارده به اجزای پایینی ساختمان بسیار افزایش می یابد.

الببه باید گفت که دیوارهای هر طبقه بصورت کنترل شده ایی به آن فشار وارد می شود و میزان فشار وارده در تمامی طبقات یکسان است. علاوه بر یک میله عمود در هر طبقه از ۳ میله افقی هم استفاده می شود.

در این ساختمان ها از مصالحی استفاده می شود که کار گذاردن آنها به آسانی صورت می گیرد که به موجب آن دیوار های ساختمان با بکار بردن میله های کششی محکم و مقاوم می شوند.

از دو گونه مصالح در ساختن ساختمان ها استفاده کرد:
_بلوک های سیمانی که در بسیاری از ساختمان ها در سراسر دنیا از آن استفاده می شود. با اندازه های lxwxh=400x200x200 mm, که در هر یک از آنها دو سوراخ وجود دارد.

_این نوع بسیار ارزان قیمت است و در آن فقط از میزان کمی ملاط(گل و آهک) استفاده می شود.
پس از اینکه مصالح ساختمانی تهیه شد، کار ساخت آن شروع می شود. این ساختمان می تواند طوری ساخته شود که در آن اصلا از ملاط استفاده نشود. دیوار ها فقط از طریق همان میله های کششی به اندازه کافی محکم و مقاوم می شوند.

بدین ترتیب سوار کردن دیوارها بر روی ساختمان، تغییر شکل ظاهری آنها و جابجا کردن آنها بسیار آسان می شود.
آزمایش
در هفتم ماه ژوئن سال ۲۰۰۱ آزمایشی را بر روی یکی از این ساختمان ها بمنظور اثبات ضد زلزله بودن آن ترتیب داده شد، این آزمایش با حضور تعداد کثیری از مردم صورت گرفت که در میان آنها روزنامه نگاران و خبرنگاران بسیاری از رسانه های رادیو و تلویزیون هم حضور داشتند.

برای این کار ما ابتدا ساختمانی را بر طبق قوانین ساختمان سازی مکانیکی بنا کردیم این ساختمان از تعدادی میله های فشرده عمودی و افقی، استوانه های آهنی در دور میله های عمودی را می پوشاند، صفحه های مسطح و یک سری قاب های ارتجاعی استفاده شد. در فونداسیون این ساختمان چارچوب های لولا دار استعمال شد.

این خانه توسط جرثقیل در زاویه ۳۰ درجه از سطح زمین بالا برده شد سپس این خانه که ۲۲۰ متر مربع مساحت داشت را از همان ارتفاع رها کردند این کار را دو بار دیگر هم تکرار کردند اما هیچ اتفاقی نیافتاد و ضد زلزله بودن خانه بدین ترتیب اثبات شد.

اگر ما عامل تکانه را Cs = 2,5 در نظر بگیریم آنگاه شتاب هم راستا در این اسکلت برابر با ۲/۵*g*sin30=2/5*0/5*9/81=12/26[mخواهد بود که این رقم با اندازه یک زلزله شدید برابری می کند. بنابراین فشاری که در طی این زلزله به ساختمان وارد شده برابر با یک زلزله بسیار عظیم است.

دامپروری روز
تاثیر گاز آمونیاک بر گوساله ها
گاز آمونیاک بویژه برای عملکرد سیستم دفاعی گوساله در برابر پنومونی مضر است.
در یک منبع برای گوساله های شیری با عنوان “جایگاه تازه متولدین برای گوساله های شیری ” کارت گوچ نیازهای محیطی برای گوساله ها پیش از از شیر گیری را به صورت زیر خلاصه کرده است:
۱)محیط استراحت تمیز، خشک و راحت
۲) تهویه کافی
۳)دسترسی مناسب به غذا و آب

این مقاله با پیگیری چگونگی مدیریت در جایگاه گوساله برای رسیدن به این احتیاجات در معرض آمونیاک قرار گرفتن گوساله ها را بررسی می کند. اما قبل از بررسی این موضوع، اجازه دهید به این سئوال جواب دهیم که ” چرا آمونیاک برای گوساله ها مضر است؟”
چرا گاز آمونیاک مضر است؟

چرا آمونیاک برای گوساله ها بد است؟ابتدا باید بدانیم گاز آمونیاک بخصوص برای سیستم دفاعی گوساله در نای خطرناک است. مژکها (انگشتان مویی) نای را می پوشانند. کار آنها هل دادن و خارج کردن مواد خارجی است که گوساله در زمان استنشاق به داخل نای برده است. راهی که توسط آن، در نهایت آشغالهایی که شامل پاتوژنها می باشند باعث عفونت در شش نمی شوند.
سیستم انتقالی مژکی، شامل بسیاری از این مژکهاست. هر کدام در یک الگوی زنشی ( ضربه ای) بالا آمده و به عقب بر می گردند.

این الگوهای زنشی با هم هماهنگ می شوند و بصورت یک فعالیت موجی مشاهده می شود. بنابراین مژه ها از طریق فعالیت موجی خود هم مایعات و هم مواد جامد را بالا برده و از نای خارج می کنند. این روش می تواند یک راه دفاعی موثر در برابر عفونتهای تنفسی باشد.
اما اگر مهارکننده های مضر ظاهر شوند، سیستم می تواند شکست بخورد.

بعضی ویروسها بویژه، PI3 و BRSV مژه ها را نابود می کنند.حتی در غیاب این ویروسها، سطوح پایین گاز آمونیاک بطور مزمن، سیستم دفاعی را ضعیف می کند. این مسئله به پاتوژنها اجازه می دهد به بافتهای تنفسی داخلی وارد شوند. در حالتی که هم الگوی زنشی مژه ها بصورت انفرادی و هم فعالیت موجی موزون آنها ضعیف شده، سیستم انتقال مژه ای نمی تواند پاتوژنها را به اندازه کافی بالا برده و از نای خارج کند.

چرا آمونیاک برای گوساله ها بد است؟
برای قسمت دوم جواب، ابتدا باید به این سئوال پاسخ دهیم که “خطرات ایجاد کننده عفونت تنفسی برای گوساله ها چیست؟” دو فاکتور محیطی به طور حتم گوساله ها را در معرض باکتری های ایجاد کننده پنومونی قرار می دهند. فاکتور اول این است که گوساله در کنار مادر خود قرار بگیرد. گاوهای بالغ ذاتاً حامل فاکتورهای بیماریزا هستند. وقتی مادر گوساله خود را لیس می زند، از این طریق یک کار موثر برای تلقیح ویروسها، باکتریها و پارازیتها را انجام می دهد.

فاکتور محیطی دیگر این است که گوساله از طریق تراکم بالای گاوهای مجاور و یا از طریق وسایل گوساله زایی در معرض باکتریهای ایجاد کننده پنومونی قرار بگیرند. بنابراین، بعید است که حتی گوساله های تازه متولد شده باکتریهای ایجاد کننده پنومونی را نداشته باشند. این باکتریها بسیار رایج هستند که اغلب تصور می شود که آنها بعنوان ساکنین معمول قسمت بالایی دستگاه تنفسی گوساله بشمار می روند. به این دلایل، هر زمان که سیستم انتقال مژکی ضعیف باشد، گوساله ها در معرض ریسک بالایی از ابتلا به بیماریهای تنفسی قرار خواهند داشت.

چطور می توان در معرض آمونیاک بودن را کاهش داد؟
راه موثر برای کاهش در معرض آمونیاک قرار گرفتن، تولید نشدن این گاز است. اما در جایگاه گوساله، شرایط مثبت و مفیدی برای فعالیت میکروبها وجود دارد. اوره هم رطوبت و هم مواد مغذی را فراهم می‌کند. گوساله ها بستر را گرم نگه می دارند. و مواد بستر اغلب یک pH مطلوب را در محیط فراهم می‌سازند.

بنابراین چطور می توان پوسیدگی کود را کاهش دهیم؟ ۱- شرایط خشک تر، میزان کمتر رشد باکتریایی و آزاد سازی آمونیاک را با عث می شود. ۲- فراهم کردن مقدار کمتر اکسیژن برای باکتریها، میزان کمتر آزاد سازی گاز آمونیاک را باعث می شود. ۳- کود ( مخلوط ادرار و مدفوع) روی پوست یک حیوان گرم، سریعتر آمونیاک تولید می کند، تمیز تر نگهداشتن گوساله، باعث کمتر شدن آزاد سازی آمونیاک می شود.

تمام این فاکتورها به بستر خشک تمیز اضافه می شوند. خشک به چه معنی است؟
زانوی خود را روی بستر بگذارید. اگر زانوی شما خیس شد، بستر به اندازه کافی برای کاهش تولید آمونیاک خشک نیست. مقدار کافی بستر، شرایط را خشک نگه می دارد. بر خورد اول علیه آمونیاک! مقدار کافی بستر شرایط بی‌هوازی (اکسیژن پایین) نامساعد برای رشد میکروبی فراهم می کند. برخورد دوم! مقدار کافی بستر گوساله های تمیز را بیشتر می کند.

برخورد سوم! پاک کردن باکتریهای ایجاد کننده آمونیاک. همچنین، فراهم کردن گردش کافی هوا از طریق تهویه خوب به انتقال هوای پر از آمونیاک کمک خواهد کرد

اطلاعات دامپروری(گاوداری،مرغداری،پرورش شترمرغ)
منشأ چربیها
چربیهای بدن دارای دو منشأ ، یکی خارجی و دیگری داخلی هستند :
ـ منشأ خارجی چربی ها مواد غذایی هستند . روزانه به طور متوسط ۱۰۰ گرم چربی از این راه وارد بدن می شود . تقریباً تمام چربیهای مواد غذایی طبیعی به صورت چرب خنثی ( تری گلیسرید ) می باشند .

تری گلیسریدهای حیوانی دارای اسیدهای چرب اشباع شده و تری گلیسریدهای گیاهی از اسیدهای چرب غیراشباع بویژه مانند ، اسیداولئیک ، اسید لینولئیک و اسیدلینولئیک غنی هستند .
ـ منشأ داخلی چربیها ، سنز سلولی اسیدهای چرب ، گلیسرول و گلیسریدها توسط
بافت های مختلف است .

بافت چربی مکان اصلی بیوسنتز اسیدهای چرب است . به اضافه ، ریه ها ، روده و کبد نیز قادر به سنتز اسیدهای چرب می باشند . انسولین که موجب ورود گلوکز به داخل سلول ها می گردد ، واکنش های سنتز اسیدهای چرب را نیز افزایش می دهد و شاید این به آن علت است که واکنش های اکسیداسیون گلوکز در دوره پنتوزها ، مقدار کافی کوآنزیم ۲NADPH فراهم می سازد و این کوآنزیم از فاکتورهای ضروری برای سنتز اسیدهای چرب است .

به طور کلی سه سیستم برای سنتز اسیدهای چرب وجود دارد : اولین سیستم در سیتوزول متمرکز شده است که به شدت فعال بوده و سرانجام منجر به تولید اسید پالمتیک از استیل کوآنزیم ـ A می گردد . دومین سیستم عمدتاً در شبکه آندوپلاسمی و به میزان اندکی در میتوکندری فعال می باشد ، این سیستم باعث طولانی تر شدن زنجیر کربن اسیدهای چرب می شود . سیستم سوم منحصراً در شبکه آندوپلاسمی صورت گرفته وسبب غیراشباع شدن اسیدهای چرب تشکیل شده می شود .

هضم ، جذب و متابولیسم چربی ها
هضم در تک معده ای ها :
در این حیوانات تک معده ای ، روده باریک تنها مکان هضم چربیهاست ، چون چربیهای غذا به صورت ملکولهای بزرگ که هیدرولیز سریع آنها مشکل است ، معده را ترک می کنند . هضم در حیوانات تک معده ای با بازده بهتری انجام می شود .

در حیوانات ، چربیها به کمک نمک های صفراوی و لیپازهای مترشحه از لوزالمعده و روده کوچک تجزیه شده و به تری گلیسریدها و در نهایت به منوگلیسریدها به علاوه دو تا اسید چرب تبدیل می شوند . املاح صفراوی با امولیسینه کردن چربیها به هیدرولیز آنها کمک می کنند .

املاح صفراوی خاصیت دترژان دارند ، هسته استرول آنها در چربی محلولند و گروههای هیدروکسیل و اشکال یونیزه گلایسین و توارین موجود در آنها در آب محلولند . این دترژان ها علاوه بر خاصیت امولیسینه کردن چربی می توانند گرد هم آمده و تشکیل میسل ها را بدهند . هرچند که تری گلیسریدها در این میسل ها نامحلولند ، اما مونوگلیسریدها و اکثر اسیدهای چرب در آنها حل شده و به این ترتیب مخلوطی از میسل ها تشکیل می شود .

آنزیم های لیپاز عمل هیدرولیز گلیسریدها را به طور کامل انجام نمی دهند ، زیرا تنها
۴۰ درصد تری گلیسریدها به طور کامل به اسید چرب و گلیسرول مبدل می شود ، در حالی که ۵۰ درصد تری گلیسریدها فقط با از دست دادن یک یا دو اسید چرب به منو و دی گلیسرید مبدل می شوند و ۱۰ درصد باقی مانده بدون تغییر شکل جذب می شوند .

لیپاز روده ای انسان محصولی از تکنولوژی انتقال ژن می باشد ، ژن این پروتئین به گاو منتقل شده و باعث تجلی ژن در سلول های پستان گردیده است . این لیپاز در شیر بوجود آمده و در روده مصرف کنندگان تحت اثر نمک های صفراوی فعال می شود . این لیپاز باعث هضم لیپدها می شود .

هضم در نشخوار کنندگان :
تری گلیسریدهای موجود در غذای نشخوار کنندگان دارای نسبت بالای اسیدهای چرب غیراشباع ۱۸ کربنه ، لینولئیک و لینولنیک می باشند که در شکمبه همانند فسفولیپیدها توسط لیپاز باکتری ها تجزیه می شوند .

این اسیدها توسط باکتریها هیدروژنه شده ، ابتدا به اسید چرب با یک باند دوگانه و در نهایت به اسید استئاریک تبدیل می شوند . تمامی باندهای دوگانه در اسید لینولئیک و لینولنیک به شکل ( Cis ) بوده و قبل از اینکه هیدروژنه شوند ، یک باند دوگانه در هر کدام به صورت( Trans ) در می آید . بنابراین می توان اسیدهای چرب ترانس را در محتویات شکمبه پیدا کرد میکرواورگانیسم های شکمبه نیز مقادیر قابل توجهی از لیپیدها را تولید می کنند

که دارای تعدادی از اسیدهای چرب غیراشباع غیرمعمول ( نظیر اسیدهای چرب با زنجیره کربن منشعب ) می باشند که در نهایت وارد چربیهای شیر و بدن نشخوارکنندگان می شوند . در نشخوارکنندگان قدرت هضم میکروبی چربیها پایین است و با افزایش مقدار چربی در جیره نشخوارکنندگان ( بالاتر gr/kg 100 ) فعالیت میکروارگانیسم های شکمبه کاهش پیدا می کنند ، تخمیر فیبرها به تأخیر می افتد و تمایل حیوان به خوردن غذا کم می شود .

جذب چربی ها :
حاصل نهایی هضم چربی در روده کوچک به شکل میسل های مخلوط بوده که نحوه دقیق جذب آنها دقیقاً مشخص نیست . چنین پیشنهاد شده که میسل ها از طریق « جذب غیرفعال » و یا به احتمالاً بلع سلولی به شکل اولیه جذب می شوند . البته اسیدهای چرب زنجیره کوتاه می توانند در کنار میسل ها به شکل فعال هم جذب شوند . در داخل میسل ها ویتامین های محلول در چربی نیز وجود دارد .

بنا به فرضیه فریزر چربیها به دو طریق توسط روده ها جذب می شوند :
۱ـ جذب تری گلیسرید و چربیهای ساده و اسیدهای چرب با زنجیره کربنی طویل ( بیش از ۱۰ کربن ) که به صورت ذرات ریز کروی شکل از طریق مجاری لنفاوی وارد جریان خون می شوند
۲ـ جذب اسیدهای چرب با زنجیره کربنی کوتاه که مقدار آنها نسبتاً ناچیز است . این اسیدها از دیواره روده عبور نموده و مستقیماً از راه ورید باب به کبد می رسند .

در داخل سلولهای روده اسیدهای چرب می توانند دوباره با گلیسرول و یا منو و دی گلیسریدها ترکیب شده و تری گلیسریدها را بسازند . فسفولیپیدها و استرهای کلسترول نیز مجدداً در سلولهای روده تشکیل می شوند . ذرات تری گلیسرید تولیدی ، به شکل ذراتی کوچک و کروی شکل ، تحت عنوان « شیلومیکرون » به مجاری لنفاوی ویلی راه یافته و از آنجا از طریق مجرای سینه ای به جریان عمومی خون می پیوندند . همانطور که قبلاً اشاره شد ، آن دسته از اسیدهای چربی که طول زنجیر کربن در آنها کوتاه یا متوسط است

( مانند اسیدهای چرب در کره ) برای جذب شدن ، نیازی به املاح صفراوی و یا تشکیل میسل نداشته و می توانند به سرعت و به طور مستقیم از مجرای داخل روده به جریان خون سیاهرگی کبد وارد شوند . ورود این اسیدها به جریان خون بستگی به حضور سدیم دارد و در جهت خلاف غلظت می باشد ، بنابراین از طریق جذب فعال صورت می گیرد .

در طیور جذب چربیها از طریق مجاری لنفاوی ناچیز بوده و بخش عمده چربی به صورت لیپوپروتئین های سبک و به طور مستقیم به جریان سیاهرگی وارد می شوند .
در نشخوارکنندگان ، اسیدهای چرب زنجیره بلند بر خلاف اسیدهای چرب زنجیره کوتاه ، از شکمبه جذب نمی شوند و به هنگام رسیدن به روده کوچک عمدتاً به صورت اشباع هستند

. مونو گلیسریدهایی که در تشکیل مسیل های مخلوط در غیرنشخوارکنندگان نقش مهمی را ایفا می کنند در نشخوارکنندگان وجود ندارد . بنابراین ، تشکیل میسل در روده حیوانات نشخوار کننده و جذب اسیدهای چرب با زنجیره کربنی بلند ، وابسته به فسفولیپیدهای موجود در صفرا می باشد .
بر خلاف غیرنشخوارکنندگان ،

با تغییر ترکیب چربی غذا نمی توان ترکیب اسیدهای چرب بدن نشخوارکنندگان را تغییر داد . چربی غذایی نشخوارکنندگان را می توان با استفاده از روشهای شیمیایی به نحوی عمل آوری کرد که از گزند حمله میکروبی در شکمبه مصون بماند و در عین حال توسط آنزیمهای گوارشی حیوان هیدرولیز و از روده کوچک جذب شوند . اگر این چربیها دارای اسیدهای چرب غیراشباع باشند ، ترکیب چربی بدن و چربی شیر حیوان را تغییر می دهند . در بخش های آینده در مورد چربیهای عبوری از شکمبه مفصلاً صحبت خواهد شد .

لازم به ذکر است که حداکثر میزان جذب در ژئوژنوم می باشد و جذب نمک های صفراوی ( به روش فعال ) در بخش انتهایی ایلئوم انجام می گیرد .
به طور کلی در هضم و جذب چربیها عوامل زیر مؤثرند :
۱ـ طول زنجیره اسید چرب : هرچه تعداد کربن در زنجیره اسید چرب کمتر باشد ، بازده جذب آن بیشتر است .

۲ـ تعداد و نسبت اسیدهای چرب غیراشباع : در ساختمان تری گلیسریدها ، هرچه اسیدهای چرب غیراشباع بیشتری نسبت به اشباع وجود داشته باشد ، هضم و جذب آن بیشتر است .
۳ـ تعداد پیوندهای مضاعف در اسیدهای چرب غیراشباع : در یک اسید چرب غیراشباع ، هر چه تعداد پیوند مضاعف بیشتر باشد ، بازده هضم و جذب آن بیشتر است .

چربی ها
مشخصات چربی ها
عامل اصلی اختلاف در بین چربیها ، اسیدهای چرب مختلفی است که در ساختمان آنها به کار رفته ، بنابراین برای پی بردن به مشخصات دقیق یک چربی ، شناخت دقیق اسیدهای چرب بکار رفته در آن در درجه اول اهمیت قرار دارد .

در حال حاضر به کمک روشهای مدرن تجزیه و بخصوص به کمک گاز کروماتوگرافی این امر نسبت به گذشته کاملاً امکان پذیر است . مخصوصاً در مورد مسائل تحقیقی که باید کوچکترین تغییرات در ترکیب اسیدهای چرب نیز مورد دقت و توجه قرار گیرد ، که بدون تجزیه دقیق نمونه چربی ، این امر امکان پذیر نیست . از طرف دیگر امروزه در اکثر موارد ، کافی است که از تعیین اسیدهای چرب صرفنظر کرد و فقط فاکتورهای ثابت و مورد لزوم را تعیین کرد . این فاکتورها عبارتند از :
۱ـ نقطه ذوب ۲ـ عدد یدی ۳ـ عدد صابونی شدن ۴ـ عدد اسیدیک چربی ۵ـ عدد رایشه میسل (RM )

۱ـ نقطه ذوب :
معیاری است قابل استفاده برای ارزشیابی ثبات ، سختی یا استحکام یک چربی . در حرارت اتاق ، اسیدهای چرب اشباع شده تا ۸C و همچنین تمام اسیدهای چرب غیراشباع مایع هستند . حال هرچقدر در ساختمان یک چربی از این نوع اسیدهای چرب بیشتر به کار رفته باشد به همان نسبت هم نقطه ذوب آن چربی پایین تر است . به دلیل اینکه در تعداد بی شماری از چربیها ، اسیدهای چرب اشباع کوتاه زنجیره ، یا به مقدار خیلی کم یافت می شوند یا اصلاً وجود ندارند ، بنابراین ثبات چربی به مقدار اسیدهای چرب غیراشباع آن بستگی دارد .

« روغن » نوعی چربی است که در حرارت معمولی مایع است و این موضوع بیشتر در مورد چربیهای گیاهی صادق است .

۲ـ عدد یدی :
بر طبق تعریف ، عدد ید ، مقدار ید جذب شده ( بر حسب گرم ) توسط ۱۰۰ گرم چربی است .
چربیهای غیراشباع مانند سایر ترکیبات غیراشباع در محل پیوندهای دوگانه با ید باند
می شوند و ترکیب اضافی تولید می کنند . بنابراین عدد ید می تواند میزان اشباعی یا غیراشباعی چربیها را مشخص کند . یک مول ید توسط هر یک از باندهای دوگانه مصرف

می شود . ترکیب ید با پیوندهای دوگانه واکنش کندی است ، ولی در حضور کلریدها این عمل سرعت می یابد . در عمل مقدار زیادی از ید را با چربی مورد آزمایش مخلوط می کنند ، مقداری از ید توسط پیوندهای دوگانه جذب می شوند ، یدهای باقی مانده را می توان از طریق تیتراسیون بدست آورد .

پس به عبارتی عدد یدی مقیاسی از درجه هیدروژناسیون ( اشباع شدن ) اسیدهای چرب موجود در چربی است . در واقع عدد ید بالاتر به معنی درجه اشباع بیشتر است که تیتر پایینتری خواهد داشت .
عدد ید تا حد زیادی در بیشتر چربیها و روغن ها به میزان اسید پالمتیک ، اولئیک و لینولئیک بستگی دارد .

به طور تقریبی : ( درصد اسید لینولئیک * ۸/۱ ) + ( درصد اسیداولئیک * ۹/۰ ) = عدد ید
۳ـ عدد صابونی شدن ( هیدرولیز )
بر طبق تعریف ، عدد صابونی ، معرف مقدار KOH بر حسب گرم می باشد که جهت خنثی کردن اسیدهای چرب حاصل از هیدرولیز یک گرم چربی لازم است .

در واقع مقیاسی است برای بازگو کردن میانگین وزن ملکولی اسیدهای چرب که در ساختمان چربی به کار رفته اند . به طور ساده تر ، میزان KOH مصرفی که برای صابونی شدن ( هیدرولیز ) یک گرم چربی لازم است را به ما نشان می دهد . هرچه مقدار KOH مصرف شده بیشتر باشد ، پس به همان مقدار می باید تعداد ملکولها در هر گرم چربی بیشتر باشد و در نتیجه بزرگی ملکولها به طور متوسط به همان نسبت هم کچکتر است .

برای مثال چربی کره که قسمت اعظم آنرا اسیدهای چرب کوچک ملکول تشکیل می دهند ، به طور نسبی عدد صابونی بزرگتری دارد ، تا چربی ذرت که اصولاً فقط از اسیدهای چرب بزرگ ملکول ساخته شده است .

در عمل نمونه چربی را با مقادیر زیادی KOH الکلی واکنش می دهند و KOH باقی مانده را از طریق تیتراسیون محاسبه می کنند .
تهیه صابون :
صابون در واقع نمک اسیدهای چرب می باشد . با تغییر نوع اسید چرب و یا نوع قلیا می توان انواع صابونها را تهیه کرد . به دلیل اینکه در تهیه صابون معمولاً از چربی استفاده می شود ، محصول فرعی در تهیه صابون گلیسرول خواهد بود . در آزمایشگاه برای اینکه در مدت زمانی کوتاه بتوان صابون تهیه کرد ، از محلولهای الکلی سود یا پتاس استفاده می شود .

۴ـ عدد اسیدیک چربی : بر طبق تعریف ، عدد اسید ، مقدار KOH بر حسب گرم است که برای خنثی کردن اسید چرب آزاد موجود در یک گرم چربی لازم است . اساس پدیده Runcidity به دو دلیل می باشد .

۱ـ هیدرولیز چربی ها و تشکیل اسیدهای چرب آزاد
۲ـ اتو اکسید شدن چربی ها در حضور اکسیژن هوا :
این عمل با فاکتورهایی چون گرما ، فشار و ۰۰۰ صورت می گیرد . در چربیهایی که دارای اسید چرب غیراشباع می باشند ، اکسیداسیون در پیوندهای دوگانه صورت می گیرد که نتیجه آن تولید هیدروپرکسید و متعاقب آن تشکیل آلدئیدها است .

اسیدهای چرب کوتاه زنجیر آزاد شده همراه با آلدئیدهای فرار ، بوی خاصی را به چربی می دهند که این حالت به Runcidity معروف است . با اندازه گیری عدد اسیدی می توان مقدار اسیدهای چرب موجود و در نتیجه درجه Runcidity یک چربی را مشخص کرد .

۵ـ عدد رایشه میسل :
عبارتست از تعداد میلی لیتر محلول هیدروکسید پتاسیم دسی نرمال مورد نیاز برای خنثی کردن اسیدهای چرب فرار و محلول در آب ( زنجیر کوتاه ) که از هیدرولیز ۵ گرم چربی بدست آمده باشد . چربی گوساله ها و سایر چربیهای با وزن ملکولی بیشتر ، عملاً شامل اسیدهای چرب فرار نیستند و بنابراین عدد رایشه میسل آنها نزدیک به صفر است ، اما کره حاوی نسبت بیشتری از اسیدهای چرب فرار است و عدد رایشه میسل آن ۱۷ تا ۳۵ می باشد .

خواص چربیها
۱ـ هیدرولیز :
چربیها را می توان به وسیله جوشاندن در قلیاها هیدرولیز نمود، از این عمل گلیسرول و صابون حاصل می شود .

همانطور که قبلاً گفته شد ، به این نوع هیدرولیز ، صابون شدن اطلاق می شود ، زیرا به وسیله آن صابون که نمک سدیم و یا پتاسیم اسیدهای چرب است تولید می شود . این فعل و انفعالات در طبیعت تحت تأثیر آنزیمهایی که مجموعاً لیپاز خوانده می شوند نیز صورت می‌گیرد . هر یک از آنزیمهای مذکور به عنوان کاتالیزور احتمالاً بر روی چربی بخصوصی عمل کرده و بسته به نوع آنزیم ، هیدرولیز در نقاط مشخصی از ملکول گلیسرید صورت می گیرد .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 23 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد