بخشی از مقاله

چکیده

عصمت انبیاء و ائمه از گناه از جمله مسایلی است که علامه حلی در برخی از کتاب هاي خود به آن توجه نموده است. در مورد چگونگی حصول عصمت، او عصمت را لطف الهی می داند که خداوند تعالی در حق مکلف انجام می دهد، و هر کسی توان رسیدن به این مقام را ندارد جز انبیاء و اولیاي الهی.این نوشتار پس از بیان مفهوم شناسی عصمت، به تبیین عصمت انبیاء و ائمه از گناه پرداخته، سپس دلایلی که علامه حلی در اثبات انبیاء و ائمه آورده، ذکر گردیده است و در پایان به این نتیجه منتهی می شود که انبیاء و ائمه الهی از همه ي اقسام گناهان چه کبیره و چه صغیره، به نحو عمد یا سهو معصوم هستند.

مقدمه

عصمت انبیاء و ائمه از گناه، از جمله مسایلی است که متکلمان و مفسران اسلامی به آن پرداخته اند، و فرقه هاي مختلف کلامی: معتزله، اشاعره، حشویه و امامیه در مورد نحوه ي آن با یکدیگر اختلاف نظر دارند. علامه حلی نیز در آثار گوناگون خود به این مبحث پرداخته است؛ لذا شایسته است که نظر او را در مورد یکی از مهمترین مسایل کلامی، یعنی عصمت انبیاء و ائمه از گناه را بررسی نماییم. در این مقاله به مباحثی از قبیل: مفهوم شناسی عصمت، محدوده ي عصمت و دلایل عصمت انبیاء و ائمه از گناه پرداخته شده است.

.1مفهوم شناسی عصمت

.1-1 تعریف لغوي عصمت

عصمت از لحاظ ریشه شناسی یعنی »تمسک و نگاهداري « و »منع و بازداري« است. به عبارت دیگر به معناي پاکدامنی و ناآلودگی به گناه و بازداشتن خود از گناه، از ابتداي وجود تا پایان عمر است

.2-1 تعریف اصطلاحی عصمت

عصمت، ملکه ي نفسانی قدرتمندي است که همواره در وجود انسان معصوم، حضورو ظهور دارد و هیچ نیرویی - چون غضب و شهوت و ... – موجب زوال آن نمی شود

سید مرتضی بیان می کند عصمت لطف الهی است که هرگاه به کسی داده شود او جانب ترك قبیح را بر می گزیند

فاضل مقداد نیز عصمت را لطفی از جانب خداوند می داند که با وجود آن، داعی براي ترك طاعت و انجام معصیت وجود ندارد، با اینکه نبی قدرت بر انجام و ترك طاعت الاهی را داراست

از نظرعلامه حلی عصمت لطفی نهانی است که خداي تعالی در حق مکلف انجام می دهد به نحوي که با وجود قدرت خود به ترك طاعت و انجام دادن گناه، او را انگیزه و بهانه یی نباشد - مقداد، 1376، ص 143 - .او همچنین در عبارتی دیگر بیان می کند:» أنّ العصمه هی اللُطف الذي یفعله االله تعالی، فیختارُ العبدُ عندَه الامتناعَ من فعل القبیح «

بدین ترتیب از نظر علامه حلی اصل در عصمت امتناع است، یعنی امتناع از گناهان و بدي ها، همانطور که او به این مطلب استناد کرده:» أصلُ العِصمه فی موضوع الغه المنع؛ یقال عَصَمتُ فلاناً من السوء إذا منعتَ من حلولَه به 

عصمت از گناه یعنی هرچه مخالف با مقام عبودیت و منافی احترام و موجب هتک مقام مولی است نباید از او سر زند، چه راجع به گفتار باشد یا راجع به افعال - حسینی طهرانی، 1426ق، ص. - 10 لذامقصود از عصمت در این بحث، عصمت گروهی از بندگان خدا، یعنی انبیاء و اولیاي الهی از گناه و اراده ي خلاف و اشتباه است.

.2عصمت انبیاء از گناه

از آنجا که آدم را یاراي آن نیست که بدون بهره گیري از وحیی معصوم و بی خطا به سر منزل مقصود برسد و طریق هدایت را بر گزیند؛ لذا پیامبران الهی بر انگیخته شده اند تا هدایتگر آنها به سوي کمال و سعادت باشند و این امر مستلزم عصمت انبیاء از گناه است؛ زیرا اگر آنها معصوم نباشند دیگر اعتماد به آنها حاصل نیافته و مورد پیروي قرار نخواهند گرفت.

عصمت انبیاء از گناه را می توان از سه حیث تقسیم بندي کرد: .1 گناهان قبل بعثت و گناهان بعد بعثت .2 گناهان کبیره و صغیره .3 گناهان سهوي و عمدي. فرقه هاي مختلف کلامیدر مورد عصمت انبیاء از این گناهان،اختلاف نظردارند. اکثر معتزله معتقدند که گناهان کبیره از پیامبر سر نمی زند چه عمداً و چه سهواً؛ آنها همچنین انبیاء را ازانجام گناهان صغیره اي که پست و مورد تنفرعموم است معصوم دانسته اند؛ اما در مورد گناهان صغیره اي که اینچنین نباشد اختلاف زیادي بینشان وجود دارد.

علامه حلی نیز بیان می کند که معتزله ممکن دانسته اند که پیامبران چه سهواً یا تأویلاً مرتکب گناه کوچک شوند 

حشویه اقدام انبیاء بر گناهان بزرگ را جایز دانسته اند و برخی از ایشان انجام کبیره را به عمد نپذیرفته اند، ولی به سهو پذیرفته اند، ولی تعمد در گناهان کوچک را جایز دانسته اند

علامه حلی بیان کرده: » الحشویه إلی انه یجوز علیهم الصغائر و الکبائر إلا الکفر و الکذب -

حشویه معتقدند که انجام گناهان کبیره و صغیره بر انییاء جایز است مگر کفر و دروغگویی.

اشاعره انجام گناهان کبیره توسط انبیاء را مطلقاً منع کرده اند ولی انجام گناهان صغیره را به نحو سهوي جایز دانسته اند   اما امامیه پیامبران را از هر گناهی، چه کبیره و چه صغیره جایز دانسته اند

دیدگاه علامه حلی

.1-2 گناهان قبل بعثت و بعد بعثت

علامه حلی که از متکلمان شیعه مذهب ما است در عصمت انبیاء می گوید: » عصمه النبی لطف فی جمیع الاحوال التی هی الطاف للمکلفین و الوجوه المطلوبه منه قطعاً - «حلی،1431ه، ص359 - .آنچه از این تعریف فهمیده می شود این است که اولا عصمت انبیاء لطفی الهی است و ثانیا در همه ي احوال است، یعنی پیامبران از آغاز عمر تا پایان آن داراي عصمت بوده و مرتکب هیچ گناهی نمی شوند. این مطلب بیانگر عصمت انبیاء قبل از بعثت و بعد از بعثت است.

.2-2 گناهان کبیره و صغیره

حلی قائل به عصمت انبیاء از همهی گناهان است چه کبیره باشند و چه صغیره، چنانکه در کتاب رساله السعدیه این مطلب را بیان کرده و می گوید: » النبی – صلی االله – یجب أن یکون معصوماً عن الخطا و المعصیه صغیرةٌ کانت أو کبیرةٌ -  

همچنین درعبارتی دیگر بیان می کند:

پیامبر از آغاز عمرش تا پایان آن معصوم است؛ زیرا دلها به طاعت کسی که در گذشته ي عمرش انواع گناهان بزرگ و کوچک و اموري که نفس از آن نفرت می گیرد از او معهود بوده، گردي نمی گذارند.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید