بخشی از مقاله
چکیده:
زبان ساده و بیپیرایه عطار، گاه اشعار نثرگونهاش را چنان بهذرّه وتاّمل در اسرار آن معطوف مینماید که جز به یاری قواعد علم فیزیک نمیتوان دقیقاً به درک و وصف آن پرداخت.
این نوشتار به بررسی و تحلیل یکی از اندیشهای محوری عطّار؛ یعنی تاّمل در ذرّات و اسرار آن و مقایسهآن با ذّره در علم فیزیک پرداخته است. به نظر میرسد که عطار در میان شاعران فارسی نخستین کسی است که کاربردذرّه در آثارش دارای رویکرد علمی و قابل مقایسه با نظریّات دانشمندان علم فیزیک میباشد.
نتیجه پژوهش نشان میدهد آن چه را که فیزیکدانان از راه تجربه و آزمایش میدانند، عطاّر - آن هم قرنها پیش از دانشمندان غربی - در آزمایشگاه دل به واسطه درک شهودی با چشم جان میبیندو همین امر او را به پرکارترین و اوّلین شاعر فارسیگوی تبدیل نمودهکه از قالب غزل، برای توصیف ذرّه با رویکرد علمی استفاده کرده است و شاعرانی چون مولوی، هاتف و ... در این زمینه از او تقلید نمودهاندشکافت. ذّره قرنها پیش از آن که به خیال دانشمندان غربی راه یابد، نخستین بار در شعر این شاعر ایرانی بکار رفته است. باید عطار را به دلیلتکرار ذرّه با بسامد بالاشاعر، ذرّات نامید.
شاعر در غزلهای مذکور، از یک طرف از اوزان مثنوی و کوتاه برای ذرّه خرد استفاده کرده است و از طرف دیگر ابیات غزل مانند قالب قصیده وحدت موضوع دارند.
به نظر نگارنده این ویژگیها عطار را به عنوان شاعری مبتکر و صاحب سبک معرّفی مینماید و بیانگر آن است که عطار با این طرح ذهنی و فکری ابتکاری فراتر از روزگار خویش میاندیشیده است.
-1مقدمه:
عطار،عارف و شاعر ایرانی قرن ششم و اوایل قرن هفتم است. در مورد زندگی و شرح هویّت تاریخی عطار اطّلاعات چندانی وجود ندارد. "در میان بزرگان شعر عرفانی فارسی، زندگی هیچ شاعری به اندازهزندگی عطّار در ابر ابهام نهفته نمانده است."
وی از عارفان و مثنویپردازانی است که آثارش را با زبان ساده در خدمت ارشاد و هدایت خلق، بیان معارفو اندیشه قرار داده است. به همین دلیل در تخیّلات خود زیاد به جنبههای زیباشناسانه نپرداخته است و ما این سادگی نثرگونه اشعارش را در تمام آثارش به وضوح میبینیم "درک مبانی جمالشناسی شعر عطار؛ یعنی التذاذ از شعر او، برای کسی که بیرون این منظومه قرار گرفته است، بسیار دشوار و تقریبا محال است.
و "کسی که با مبانی جمال-شناسی شعر خاقانی و انوری و نظامی و فرخی و منوچهری، انس و الفت گرفته باشد و از درون آن منظومه فرهنگی بخواهد در باره مجموعه فرهنگی عطار داوری کند، حق دارد که او را شاعری یاوهگوی و خرافاتی و مضحک بیابد. اما اگر چنین شخصی به درون منظومه ذهنی عطار بار یابد، در آن صورت از لونی دیگر داوری خواهد کرد." - همان: - 19 زیرا عطار در پی القای یک فکر و اندیشه به مریدان و مخاطبان است تا مبانی زیبایی شناسی.
فروزانفر در توصیف عطار گفته است: " عطار نه مرد روزگار خود و نه مرد روزگار ما بلکه مرد زمان و عصری است که ممکن است تکامل بشر و علوّانسانیّت از این پس آن را به وجود آورد.
مّتألات و تصاویر هنری عطار در ذرّات و اختصاص چندین غزل به توصیف ذرّه و ویژگیهای آن، وی را در میان شاعران فارسی ممتاز نموده است؛ زیرا در تاریخ ادبیات ایران محتوای غزل در آغاز عاشقانه بوده و با ظهور سنایی محتوایی عارفانه مییابد. در طول تاریخ، همواره درون مایه غزل عشق، عرفان و یا آمیزهای از این دو بوده است. تنها تغییری که در محتوای غزل اتّفاق افتاد، در زمان مشروطه است که مضامین اجتماعی به غزل راه یافته است. قالب غزل گزارشگر عوالم عشق و عاشقی است، زبانی که میتواند عواطف و احساسات رقیق و نرم را بیان کند نه استدلالات خشک عقلانی راامّ.ا عطار با کمک این زبان نرم عاشقانه و اندیشههای لطیف عارفانه به بیان اسلوب تازهای در ایجاد تصاویر شعری پرداخته است.
اگر چه شفیعی کدکنی معتقد است که استفاده از دانشهای روزگار برای ایجاد تصاویر شعری در قالب قصیده، شیوه ابداعی ابوالفرج رونی است و ریشه در قرن پنجم دارد و شاعران قرن شش از آنمتأثّر شدهاند." - ابوالفرج رونی - از مجموعه دانشهای روزگار خویش کمک گرفت و شعر و خیالهای شاعرانه را به سوی امور قراردادی کشاند. این کوشش ابداعی بود در طرز به کار گرفتن تصاویر و از این روی در قرن ششم همه شاعران مستقیم و یا غیر مستقیم متثّأر از این شیوه او هستند ."
امّا عطّار در قالب غزل به بیان اسلوب تازهای هم در ایجاد تصاویر شعری و هم از حیث مضامین و محتوایی پرداخته است. از طرف دیگر به نظر نمیرسد اندیشهها و مضامین مطرح شده در این مقاله، آن هم در قالب غزل، از فرهنگ علمی روزگار شاعر مایه گرفته باشد؛ اندیشههایی که تنها با علوم دنیای امروز قابل مقایسه و تفسیر هستند. اگر چه"مطالعه در آثار عطار نشان میدهد که بر لومع عقلی و نقلی تسلّط داشته است و در طب و داروسازی نیز سرآمد زمان خود بوده است."
دکتر صفا در مقدمّه تاریخ ادبیات ایران در زمینه موضوع ادبیّات مینویسد: "ادبیات را، اگر به معنی اعم آن مورد مطالعه قرار دهیم، همهانواع آثار فنّی و علمی و عرفانی و فلسفی و دینی را نیز شامل میگردد." - مقدمه، ج3، بخش - 1 همچنین مطابق چهار مقاله عروضی هر علمی در شعر به کار میرود "چنان که شعر در هر علمی به کار همی شود، هر علمی در شعر به کار همی شود."
در اهمیت و اعتبار عطّار و تأثیر آثارش در میان شعرای بعد از وی، به این بیت معروف از مولوی اکتفا میشود.
عطار روح بود و سنایی دو چشم او // ما از پی سنایی و عطار آمدیم
ذرّه از واژگان کلیدی و بنیادی در علم فیزیک است و شاخهای به نام فیزیک ذرّات بنیادی را در علم فیزیک تشکیل میدهد. این واژه در شعر فارسی در تقابل با خورشید تصویرگریهای فراوانی را آفریده است.
زبان ساده و بیپیرایه عطار، گاه اشعار نثرگونهاش را چنان بهذرّه وتاّمل در اسرار آن معطوف مینماید که جز به یاری قواعد علم فیزیک نمیتوان دقیقاً به درک و وصف آن پرداخت.
-2پیشینه تحقیق:
خاستگاه کاربرد ذرّه در تصویرگریهای شعر فارسی به رودکیمن - ذرّهام تو آفتابی - میرسد و مقایسذرّه و آفتاب در دنیای علم یادآور جمله معروف من» از دل ذرّه آفتاب بیرون می آورم« است که در زندگی نامه نامدارترین بانوی جهان علم، ماری کوری میخوانیم:
»روزی یکی از استادان بزرگریاضیّات سخنرانی داشت. دختری جوان - ماری کوری - در جلسه حاضر بود. استاد که سخنران زبر دستی بود، ضمن بیاناتش گفتمن: از دل ذرّه آفتاب بیرون می آورمماری. کوری از شنیدن این سخن لبخند مسرّت بر لبانش نقش بست وچشمانش از شادی برق زد. با خود چنین اندیشید: علم قدرتی دارد که حتّی تصوّر آن برای ما لذّتآفرین است.
محققین معتقدند شنیدن همین جمله از یک استاد ریاضی او را شیفته کسب علم و تحقیق نمود و سرانجام منجر به کشف رادیوم گردیدامّ.ا قرنها پیش، عطار "زا هر ذّره خورشیدی" میبیند و ذرّه"ای را چون هزار عالم" مییابد.
تا که هر ذرّه را چو خورشیدی // بر براق فلک سواره کنم
ذرّه ای چون هزار عالم هست // پرده بر ذرّه ذرّه پاره کنم
شفیعی کدکنی معتقد است: "یکی از اندیشهای محوری عطار تامّل در اسرار ذرّات است و از درون ذرّات به بینهایت رسیدن، بعضی از غزلیّات او نیز وقف همین اندیشه است."
ذرّه با تمام خردیش در ادبیات، دارای نمادهای گوناگون است؛ مانند:
عالی- همّتی:ذرّه را تا نبود همّت عالی حافظ / طالب چشمه خورشید درخشان نشود - حافظ، - 175 :1378
-فروتنی:ذرّه صفت پیش تو ای آفتاب / باد دعای سحرم مستجاب - نظامی، - 235 : 1368
-سرگردانی: تا بدیدم آفتابروی او / بر مثال ذرّه سرگردان شدم - عطار، 1345،غزل - 511
-ایثار: نیست پنهان آفتابلایزال / تو چو ذرّه خویش را ایثار کن - همان، غزل - 667
-ناچیزی و حقارت:بی تو مرا زنده نبیند / من ذرّهام تو آفتابی - قصاید و قطعات رودکی، - 112
امّا تا کنون کسی به جنبههای زیباییشناختی و تصویرگریهایی که از کاربرد مضامین علمی آن در این گونه اشعار به وجود آمده، نپرداخته است.
-3هدف و شیوه پژوهش
این پژوهش بر آن استتا ضمن بررسی ذرّه و تصویرگریهای آن در آثار عطار، نشان دهد که این توصیفات علاوه بر رویکرد هنری قابل مقایسهبا نظریّات علم فیزیک و صاحب نظران برجسته آن نیز هست.

