بخشی از مقاله

چکیده

امروز در جهانی هستیم که به دوره ظهور شهرت دارد، از این رو در این زمان امر به معروف و نهی از منکر امري ضروري است.

در تبیین معناي معروف و منکر اقوال گوناگونی ارایه شده است ؛ برخی معناي »معروف و منکر« را واجبات و محرمات می دانند؛ و برخی دیگر مستحبات و مکروهات را نیز به معناي این دو افزوده اند ؛ ولی به هرحال این معنی را درمی یابیم که امر به معروف و نهی از منکر، هنجارها، ناهنجار ها را در بردارد. اما یکی از موانع اصلی امر به معروف و نهی از منکر، عدم تبیین درست و مناسب هنجار ها می باشد، براي مثال مسایل دینی که بعنوان هنجار در جامعه ي ما جریان دارد، به درستی تبیین نشده است و همین امر باعث می گردد تا بسیاري از این مقوله روي گردان شوند

همچنین مواردي مانند برخورد خشن و با اجبار، برخورد تبعیض آمیز، عدم فرصت شناسی مناسب براي امر به معروف و نهی از منکر، عدم بهره گیري از روش هاي غیر مستقیم وعدم رعایت حقوق اجتماعی در نهی از منکر و ... راه براي امر به معروف و نهی از منکر مشکل شده است. پس ضروریست تا با بررسی موانع ، راهکارهاي مناسب آن ونیزفرصت هاي طلایی براي راهنمایی وارشادرا به خوبی شناخته و با اقدامی همگانی و نه انفرادي اقدام به اصلاح جامعه از طریق امر به معروف و نهی از منکر نماییم.

مقدمه

امروزه دیگر نمی توان به مسئله امر به معروف و نهی از منکر نگاهی سطحی داشت، چراکه در عصري قرار داریم که گناهان بی اختیار گریبان گیر تمام انسان هاست، همان طور که از آموزه هاي دینی ما بر می آید، مومنان آینه هایی براي یکدیگر هستند که می بایست با نمایاندن خوبی ها و بدي ها به یکدیگر که مصداقی از امر به معروف و نهی از منکر می باشد، جامعه ي خویش را از شر مشکلات و گناهان رهایی بخشند. اما مطمئنا دشمن نیز مشکلاتی را سد راه این مهم خواهد نمود، همانند کار فکري بر روي جوانان جامعه. از این رو نیاز است تا به بررسی دقیق مشکلات و موانع امر به معروف و نهی از منکر بپردازیم و راهکاري مناسب براي نتیجه ي مطلوب به دست آوریم.

اهمیت و اهداف مهمترین گزینه اي که مسبب نوشتن این مقاله شده است، قرارگیري در عصر ظهور، ارتباط تناتنگ جوانان و ظهور و در نهایت بیزار کردن جوانان از اسلام توسط دشمنان اسلام می باشد. همین موضوع باعث می شود تا امر به معروف و نهی از منکر متوجه خطراتی همچون برخورد هاي خشن و نادرست و بسیاري مشکلات دیگر شود. به همین دلیل رسیدگی و بررسی این مشکل بسیار ضروریست.

در این مقاله سعی خواهیم داشت تا به راهکارهایی مناسب با نسل امروز و پاسخ هایی براي موانع حال حاضر در جامعه برسیم تا شاید گشایشی براي حضرت عصر - عج - باشد، انشاالله...

- 1 مفهوم شناسی امر به معروف و نهی از منکر

تعریف و برداشتی که از امر به معروف و نهی از منکر می شود ، بر حسب نوع معنایی که از واژه »معروف« و »منکر« اراده می شود و نیز بر حسب تفسیري که از امر و نهی و مصادیق و مراتب آن می شود و بالاخره بر حسب مرجع اعمال کننده آن یعنی آمر و ناهی ، متفاوت می باشد.

 1-1 معناي معروف و منکر : در تبیین معناي معروف و منکر اقوال گوناگونی ارایه شده است ؛ برخی معناي »معروف و منکر« را واجبات و محرمات می دانند؛1 و برخی دیگر مستحبات و مکروهات را نیز به معناي این دو افزوده اند؛. 2 علاوه بر این، در تبیین مفهوم این دو واژه مرجع تشخیص - شرع وعقل - نیز لحاظ شده است؛.3 مرحوم علامه طباطبایی معروف را به معناي آن چه که با ذایقه افراد یک جامعه سازگار و در میان آنان مرسوم و متداول باشد دانسته و می گوید: »فالمعروف یتضمن هدایه العقل و حکم الشرع و فضیلته الخلق الحسن و سنن الادب4«؛ در این معنا مرجع تشخیص معروف علاوه بر عقل و شرع، عرف اجتماعی نیز می باشد.

از این نظر ، تبیین جایگاه امر به معروف و نهی از منکر در سیاست جنایی بر حسب این که چه معنایی از معروف یا منکر اراده شود ، متفاوت می باشد ؛ زیرا اگر مقصود از معروف تنها واجبات و مقصود از منکر تنها محرمات باشد کارکرد این آموزه در سیاست جنایی اسلام تنها به این بخش رفتاري محدود می شود ؛ در حالی که در منطق رفتاري سیاست جنایی اسلام، به غیر از این دو ، مستحبات ، مکروهات و حتی مباحات نیز در بر می گیرد؛.5 افزون بر این، به لحاظ این، که محوریت بحث در سیاست جنایی رایج ، هنجارها و نابهنجارها است ، تبیین نوع رابطه معنایی میان معروف و منکر با هنجارها و نابهنجارها ، در تعیین قلمرو و کارکرد این آموزه ضروري می باشد.

توضیح این که: در علوم اجتماعی گرچه تعریف هاي گوناگونی از هنجار و نابهنجار ارایه شده است ولی به هر حال در معناي هنجار دو نکته مهم مد نظر قرار می گیرد : »مقبولیت و پذیرش اجتماعی« و »ارزش مندي بنفسه یا بالتبع یک رفتار .« به بیان دیگر، هنجارها شکل پذیرفته شده و مقبولیت یافته ارزش هاي اجتماع هستند .

در مقابل ، امر نابهنجار ، رفتاري است که ا ز نظر همه یا بیش تر افراد اجتماع، به عنوان امري بد و ناپسند تلقی می شود و مغایر با ارزش هاي مورد قبول آن اجتماع است ؛ از این رو هنجار و نابهنجار، معرّف خوبی و بدي است و به همین لحاظ است که به »معروف و منکر« نزدیک می شود. با وجود این، تفاوت معنایی بسیار مهمی میان معروف و هنجار و منکر و نابهنجار وجود دارد و آن این که معروف بیان گر خوبی و نیکی و ضرورت انجام یک کار است، اما لزوماً دلالتی بر مقبولیت اجتماعی آن ندارد ؛ منکر نیز گر چه حکایت از قبح و زشتی یک عمل - فعل یا ترك فعل -

دارد ولی ضرورتاً به معناي عدم مقبولیت اجتماعی آن نیست.

به هر حال ، در ترسیم الگوي سیاست جنایی اسلام اگر بر مبناي الگوي رایج و پذیرفته شده در سیاست جنایی اسلام حرکت نموده و هنجار و نابهنجار را محور قرار دهیم ، میان معروف و منکر این دو، تفاوت وجود دارد، گرچه نوعی هم پوشی نیز دیده می شود ، و اگر در صدد ارایه طرحی نو باشیم و محور را احکام پنجگانه فقهی قرار دهیم ، باز نوع برداشت مضیق یا موسع ما از معروف و منکر، در کارکرد این آموزه و نقش آن تأثیر دارد.

معناي امر و نهی: گر چه در لغت، امر به معناي واداشتن و نهی به معناي بازداشتن است که در آن نوعی استعلاي آمر و ناهی وجود دارد اما تبیین مفهومی این دو واژه در مبحث امر به معروف و نهی از منکر با مراتب آن پیوند خورده است و از این رو معناهاي جدیدي از این دو اراده شده است. معمولاً سه مرتبه قلبی، لسانی و یدي براي امر به معروف و نهی از منکر بیان می شود.

برخی مرتبه قبلی را از لوازم ایمان دانسته اند؛6 که قابل امر و نهی نیست؛ از این رو، غالباً آن را به اظهار این مرتبه در رخسار و چهر ه آدمی تفسیر کرده اند.

در مرتبه لسانی، نیز صرف »دستور دادن« به انجام کاري یا »باز داشتن« از انجام کاري، تفسیر امر یا نهی دانسته نشده است، بلکه به نصیحت کردن ، تشویق کردن و اموري از این دست نیز معنا شده است.

در مرتبه یدي نیز آن چه متأسفانه به صورت یک برداشت عمومی درآمده است ، تفسیر »ید« به » ضرب و جرح و حتی قتل« است، در حالی که در کلمات برخی از فقها »ید« تنها محدود به این موارد نبوده و کنایه از قدرت تلقی شده که دامنه رفتاري بسیار گسترده اي هم چون به ازدواج درآوردن جوانان عزب ، ساختن مدارس و دیگر مکان هاي مورد نیاز، چاپ و نشر کتاب هاي سودمند ، ایجاد اشتغال و ... را شامل می شود؛.1 بدیهی است نوع برداشتی که از امر و نهی در هر یک از مراتب آن می شود و نیز جواز یا عدم جواز اعمال هر یک از آن مراتب، نقش و کارایی این آموزه را در سیاست جنایی اسلام تحت الشعاع قرار می دهد.

    1-3 مرجع امر و نهی کننده - آمر و ناهی - : نوع مرجع یا مراجعی که عهده دار انجام امر به معروف و نهی از منکر هستند ، به لحاظ نوع رفتارهایی که باید انجام دهند ، نیز در تفسیر مفهومی این آموزه مؤثر است. از این رو، در میان اقوال و آراي موجود می توان دست کم از دو نوع برداشت سخن گفت:

در برداشت نخست ، امر به معروف و نهی از منکر ، کلیه تدابیر مردمی ، حکومتی - قوه مجریه - و قضایی را شامل می شود. در این برداشت که موسع ترین برداشت از امر به معروف و نهی از منکر است ، عمل به هر یک از قوانین و تکالیف شرعی و از جمله قوانین جزایی مصداقی از عمل به این آموزه به حساب می آید. از این نظر می توان امر به معروف و نهی از منکر را عنوانی براي عمل به همه احکام و قوانین ، توصیه ها و نصیحت هاي اخلاقی دانست ، حتی نوع رفتار یک عالم دینی نیز به لحاظ آن که الگویی رفتاري براي دیگران است امر به معروف و نهی از منکر و بلکه مصداق بارز آن به حساب می آید.

در برداشت دوم ، از سویی اجراي قوانین جزایی توسط قاضی - قوه قضاییه - از معناي این آموزه جدا شده و از سوي دیگر از عمل »قوه مجریه« به مفاد این آموزه با اصطلاح خاص »حسبه« یاد شده است ؛ به طور طبیعی آن چه زیر عنوان امر به معروف و نهی از منکر باقی می ماند ناظر به تکالیف شهروندان جامعه اسلامی است . به تعبیري می توان از دو نوع امر به معروف سخن گفت: دولتی و غیر دولتی. حسبه یا احتساب شکلی از دخالت مستقیم دولت در کنترل رفتارها و پاسخ دهی به نقض هنجارها است که عمل دولت به تکلیف همگانی امر به معروف و نهی از منکر تلقی می شود 2؛ چنان که ابن خلدون می نویسد :

»حسبه وظیفه دینی است از باب امر به معروف و نهی از منکر که بر متولی امور مسلمین فرض است ، او شخص شایسته اي را براي انجام این وظیفه می گمارد و انجام این تکلیف وظیفه است 3«؛ اما آن چه در این بحث مد نظر است امر به معروف و نهی از منکر به عنوان وظیفه شهروندان جامعه اسلامی است که به روش هاي مختلف قلبی - چهره اي - ، لسانی - گفتاري - و یدي - عملی - ، حکومت را در ترویج معروف ها و بازداشتن و ممانعت از منکرات کمک می کنند. یکی از بهترین منابع براي داشتن حکومتی با امر به معروف و نهی از منکر مناسب، حکومت حضرت علی - ع - می باشد که فرازي از این حکومت در نهج البلاغه به گفته یاران این حضرت نقل شده است. در ادامه به بررسی حکومت عدل الهی می پردازیم.

    -2عوامل تغییرات اجتماعی در نهج البلاغه

نظام مراقبت اجتماعی در هر جامعه، ارزش و آثار مهمی دارد. در فرهنگ اسلامی و از جمله در کلمات امیرالمؤمنین علیه السلام بهاي فراوانی به این پدیده داده شده است. علاوه بر نظارت هاي رسمی، که در حیطه نظام قضایی و سیاسی جا می گیرد و آن حضرت در دستوراتشان به والیان و نمایندگانشان به کرات مورد توجه و تاکید قرار می دهند، بر نظارت اجتماعی عمومی و غیر دولتی نیز تاکید می کنند، به طوري که آن را از عوامل رشد و تعالی و یا انحطاط و سقوط جامعه می دانند. نظارتی که از ناحیه عموم مردم مسلمان اعمال می شود در قالب »امر به معروف و نهی از منکر« مطرح می گردد. توصیه به نیکی ها و منع از تخلفات شرعی و اجتماعی، علاوه بر آثاري که بر دیگران دارد، موجب تحکیم و تقویت باور و توجه خود آمران به معروف و ناهیان از منکر می شود. بنابراین، دستور مزبور علاوه بر آثار بیرونی، اثرات روانی و درونی هم دارد که وقتی عمومیت و شمول پیدا کند، تبدیل به نتایج اجتماعی می گردد.

در فرهنگ اسلامی، امر و نهی افراد هم خطاب به عموم مردم است و هم متوجه مسؤولان، حکام و زمامداران. در صدر اسلام و زمان حاکمیت امیرالمؤمنین علیه السلام موارد فراوانی از این گونه برخوردها و تذکرها از ناحیه مردم عادي خطاب به شخص اول جامعه مشاهده شده است.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید