بخشی از مقاله
چکیده
هدف از مطالعه حاضر تبیین فلسفه تعلیم و تربیت با توجه به منابع موجود و کارهای انجام شده است. برای گردآوری مطالب از منابع کتابخانه ای استفاده شده است. در این مقاله رویکردهای گوناگون به فلسفه تعلیم و تربیت از جمله فلسفه اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است
همچنین برای بکارگیری فلسفه تعلیم و تربیت دانش آموزان و معلمان باید این نوع فلسفه را در جزء جرء مسائل زندگی بکار گیرند برای دستیابی به این مقصود، متخصصان و بهویژه معلمان، باید آموزش ببینند که در تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان، آنان را برانگیزند تا واقعیتهای زندگی روزمره را به مسائلبزرگتر ارتباط دهند و نظریههای عمومی را با واقعیتهای مشخص زندگی محک بزنند. یادگیریباید حاصل رفت و برگشت مداوم بین امور جزئی و عینی با امور کلی و انتزاعی باشد.
مقدمه
در جوامع امروزین شاید اهمیت و جایگاه هیچ علمی به اندازه تعلیم و تربیت های مختلف نقش انکارناپذیری دارد و نرسد. تعلیم و تربیت در پیشرفت عرصه ها به نیروهای کارآمد و متخصص و فرهیخته است. تامین کننده نیازهای ملت نظری وً فلسفه تعلیم و تربیت به عنوان بخش مهمی از علوم تربیتی و عمدتا فلسفی، قدمتی دیرینه دارد و همواره از دیرزمان دستخوش تحولات گوناگون بوده و هست.
فلسفه تعلیم و تربیت به منزله یکی از حوزه های معرفت بشری از دو دیدگاه قابل مطالعه و بررسی است:
فلسفه تعلیم و تربیت از دیدگاه اول، یک حوزه معرفتی دیرپا و کلاسیک است که تاریخی به قدمت تاریخ تأملات فیلسوفان در بابتعلیم و تربیت دارد. میان فیلسوفان غربی، افلاطون، نخستین فیلسوفی است که در کتاب معروف خویش، جمهوری به این گونه تعاملات پرداخته، دیدگاه تربیتی به نسبت جامعی را عرضه داشته است. پس از افلاطون می توان از فیلسوفان دیگری همچون ارسطو، ابن سینا، خواجه نصیر طوسی، آگوستین، آکوئیناس، بیکن، دکارت، لاک، روسو و کانت نام برد که در این حوزه کارکرده اند
درباره فلسفه تعلیم وتربیت، به معنای تأملات و تفکرات فیلسوفان درباره تعلیم و تربیت سه نکته مهم قابل ذکر است:
اولا همه فیلسوفان، به معنای دقیق کلمه، تأملات تربیتی نداشته اند. به بیان روشن تر، برخی از آنان، آرا و اندیشه های تربیتی خود را آشکارا بیان کرده و برخی چنین نکرده اند. افلاطون، کانت و ابن سینا از فیلسوفانی هستند که در گروه اول جای می کیرند و بکین و دکارت و صدرالدین شیرازی از فیلسوفانی که در گروه دوم قرار دارند.
ثانیا فلسفه تعلیم و تربیت، در گروه دوم، به صورت استنتاج مدل های تربیتی از اندیشه های فلسفی در می آید. این صورت دوم از دیدگاه اول فلسفه تعلیم و تربیت را برخی از فیلسوفان تربیتی، با عناوینی چون » فلسفه تعلیم و تربیت - smith,Idib,p53 - «، »رویکرد مواضع فلسفی.
وضعیت گذشته و حال رشته فلسفه تعلیم و تربیت در گستر ه جهانی و ملی نشان میدهد که جریان فکری حاکم بر پژوهش های مربوط به فلسفه تعلیم و تربیت در ایران تا اندازه ای تابع جریان فکری بین المللی مربوط به سه دهه گذشته در مغرب زمین می باشد
وضعیت کنونی نشان می دهد که فلسفه تعلیم و تربیت در ایران در مرحله خودیابی و وارسی نقش خود در نظام آموزشی قرار دارد و امید آن میرود که در آینده ای نزدیک با شناخت و بهبود وضعیت خود در نظام آموزشی کشور به رشد مطلوب برسد و به ایفای نقش بنیادین خود در این نهاد فرهنگی بپردازد - شعبانی وورکی و محمدی چابکی، - 1387 بنابراین بررسی فلسفه تعلیم و تربیت امری ضروری به نظر می رسد و هدف از مطالعه حاضر تبیین فلسفه تعلیم و تربیت با توجه به منابع موجود و کارهای انجام شده است.
مفهوم فلسفه و تربیت
پرسش درباره - مسائلی چون - ماهیت، محوا وفایده فلسفه تعلیم و تربیت، پرسشی نیست که در درون فلسفه تعلیم و تربیت پدید آید، بلکه پرسشی است که درباره ی فلسفه تعلیم و تربیت مطرح می شود؛ در نتیجه، این پرسش مستلزم تفکر فلسفی دربار تعلیم و تربیت است نه درباره ی تعلیم و تربیت؛ به همین جهت به متافلسفه تعلیم و تربیت، یعنی فلسفه تعلیم و تربیت مربوط می شود
درباره مفهوم فلسفه تعلیم و تربیت دیدگاه های متعددی وجود دارد که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم
نیوسام - 1956,p169 - دیدگاه رایج در تعریف فلسفه تعلیم و تربیت را در سه طبقه به شرح زیر طبقه بندی می کند:
1. فلسفه تعلیم و تربیت به صورت دیدگاه درباره ی تعلیم و تربیت؛
2. فلسفه تعلیم و تربیت به صورت کاربرد فلسفه در تعلیم و تربیت؛
3. فلسفه به صورت نظریه عمومی تعلیم و تربیت.
وی دیدگاه دوم را عمومی ترین دیدگاه میخواند و رویکرد استنتاج نکته های تربیتی از فلسفه های نظام دار را هم در این دیدگاه تلقی می کند
ویلیام فرانکتا - 1956,p287 - بعد از تقسیم بندی فعالیت های فلسفی در سه بخش فلسفه ی نظری، فلسفه ی هنجاری و فلسفه تحلیلی از سه نوع فلسفه ی تعلیم و تربیت نظری، هنجاری و تحلیلی سخن به میان می آورد. به اعتقاد وی: فلسفه تعلیم و تربیت نظری در جست و جوی فرضیه هایی درباره ی انسان و جهان است که با فرایند تعلیم و تربیت ارتباط دارد.
فلسفه تعلیم و تربیت هنجاری، اهداف لازم التحقیق و اصول لازم الاتباع را در فرایند تربیت انسان ها مشخص و توصیه هایی را درباب وسایل دستیابی به این اهداف عرضه می کند؛ و فلسفه ی تعلیم و تربیت تحلیلی در پی ایضاح مفاهیم بسیار مهم است. از این سه، فلسفه های تربیتی نظری و هنجاری به فلسفه فرایند تعلیم و تربیت و فلسفه تربیتی تحلیلی به فلسفه ی رشته تعلیم و تربیت تعلق دارد
کینگسلی پرایس - 1956 - بعد از تقسیم بندی فلسفه تعلیم و تربیت به چهار شاخه فرعی: تحلیل تعلیم و تربیت، متافیزیک تعلیم و تربیت، اخلاق تعلیم و تربیت و معرفت شناسی تعلیم و تربیت، این تعریف را از فلسفه تعلیم و تربیت عرضه می دارد: بررسی تحلیلی تعلیم و تربیت، همراه با کوشش برای ارتباط دادن آن با شیوه ای خاص با متافیزیک، اخلاق و معرفت شناسی.
رویکرد های فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی
علاوه بر رویکردها و تعاریف ارایه شده رویکردها و تعاریف اسلامی نیز ارائه شده اند که در ادامه به برخی از این تعاریف در قالب جدول 1 اشاره می کنیم.
جدول : - 1 - رویکردهای اسلامی فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی

