بخشی از مقاله

چکیده

پایتخت به عنوان مهمترین شهر هر کشور، نقش اساسی در اداره کشور و زندگی ملتها دارد. تا سال 2000 کشورهای زیادی اقدام به انتقال پایتخت کردهاند که هر کدام دلایل خاص خود را برای انتقال پایتخت دارد. در پاکستان، قزاقستان و ترکیه دلایل دفاعی مطرح گردید.

در حالی که در بلیز این جابهجایی به دلیل بلایای طبیعی صورت گرفت. ایران کشوری است که بنا به دلایل مانند ترافیک، آلودگی هوا، زلزله خیز بودن و تمرکز جمعیت در شهر تهران، می-کوشد تا پایتخت خود را انتقال دهد. این پژوهش قصد دارد تا ضمن بررسی چرایی انتقال پایتخت در کشورهای مختلف جهان ، فرصتها و چالشهای انتقال پایتخت در ایران مورد مطالعه قرار دهد و به دنبال راه حلی مناسب برای برون رفت از مشکلات فعلی در کلانشهر تهران بپردازد.

روش مقاله ، با توجه به ماهیت نظری آن توصیفیBتحلیلی است و گردآوری دادهها به روش کتابخانهای و اسنادی انجام گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که عواملی مختلف مانند: قابلیت هستهای، نزدیک بودن به مرکز کشور، تنوع فرهنگی، مسائل زیست محیطی، عامل سنت- تاریخ، قابلیت استراتژی و دفاعی مناسب و غیره در مکان گزینی پایتخت بسیار اهمیت دارند، که بر اساس تجارب بسیاری از کشورهای جهان، یکی از موثرترین شیوههای موجود، انتقال و جابهجایی نقشهای سیاسی، اداری و اقتصادی شهر تهران به سایر نواحی کشور باشد تا بدین وسیله از بار جمعیتی ، معضل ترافیک، آلودگی هوا و سایر مشکلات شهر تهران کاسته شود.

مقدمه

پایتخت به عنوان مرکز سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حکومتها نقش به سزایی در جغرافیای سیاسی و اداری کشور داشته است و انتخاب مکان آن باید بر اساس الگویی تعریف شده انجام شود. پایتخت می تواند نماد اقتدار و بالندگی حکومتها باشد و از این رو در معرض ساخت و ساز، توسعه کالبدی، نظارت دقیق حکومتی، کنترل اقتصادی و امنیتی، رشد جمعیت، توسعه نهادهای علمی، فرهنگی قرار می گیرد

در واقع پایتخت مهمترین عنصر ساختار سیاسی فضا با کاربرد و هویت سیاسی، اداری و نیز کارکردهای اقتصادی، تجاری و فرهنگی است. این واحد فضایی، سیاسی صرف نظر از فلسفه وجودی، ماهیت و کارکردهای سیاسی، اداری، اقتصادی، تجاری، فرهنگی، با توجه به اینکه قانون اقتدار و حاکمیت سیاسی حکومت و نیز تکیهگاه اصلی دولت مرکزی به حساب می آید و نسبت به سایر عناصر سازمان سیاسی فضا از موقعیت ترجیه بر خوردار است، مورد توجه خاص جغرافیای سیاسی است

بدون تردید، هر شهری با ویژگیها، شخصیت و هویت خاص خود در قبال شهرهای دیگر ویژگیهای متفاوتی را به تماشا می گذارد. در این بین، پایتخت نسبت به دیگر شهرها از ویژگیهای خیلی متفاوتی برخوردار است.» شکی نیست که پایتخت هر کشور باید ویژگیهای خاص خود را داشته باشد . این شهر رهبری و مدیریت تمامی شهرهای کشور را بر عهده دارد. مهمترین مسائل اداری، سیاسی، تجاری، صنعتی و علمی در این شهر به چشم می خورد، بعلاوه تصمیمات اصلی در این شهر گرفته می شود یا اینکه این شهر به نحو قابل توجهی در فرایند تصمیمگیریها تاثیر می گذارد.

بنابراین پایتخت مهمترین عنصر ساختار سیاسی فضا با کارکرد و هویت سیاسی- اداری که داری بیشترین تعداد جمعیت و بزرگترین مراکز اقتصادی و فرهنگی است و مهم تر از همه، مرکز اقتدار سیاسی کشور به شمار می رود. و معمولا محل استقرار سران سه قوه - مجریه، مقننه، قضائیه - ، اعضای آنها، کلیه وزارتخانهها، ادارات دولتی و سفارتخانههای خارجی است 4]، .[5 در تاریخ ایران، تغییر پایتخت همواره اتفاقی مهم بوده که اغلب با تغییر حکومتها اتفاق میافتاده است. اما گاهی نیز این جابهجایی از سوی حاکمان به اجرا در میآمده که نمونه آن را در دوران صفویه می توان دید.

نخستین پایتخت این سلسله شهر تبریز بود، اما پس از شکست شاه اسماعیل از عثمانیان، با توجه به آسیبپذیری تبریز برای پایتخت بودن، حاکمان وقت تصمیم گرفتند پایتخت را به قزوین منتقل کنند و پس از آن نیز اصفهان به عنوان پایتخت صفویان تا پایان فرمانروایی این سلسله تعیین شد

جابجایی پایتخت 225 ساله ایران از تهران به نقطهای دیگر از جمله مباحثی است که همواره طی سالهای اخیر بدان پرداخته شده است . این بحث به صورت جدی اولین بار در سال 1364 همزمان با دویستمین سالگرد مرکزیت یافتن تهران به عنوان پایتخت ایران مطرح گردید، دولتهای که پس از جنگ ایران و عراق در کشور به روی کار آمدهاند هریک به نوبه خود موضوع انتقال پایتخت ایران را در دستور کار خویش قرار دادهاند که به علل مختلف تاکنون اقدامی عملی در این خصوص صورت نگرفته است، این در حالی است که بسیاری از دولت ها بعد از به وجود آمدن، بنا به دلایلی خاص و به تبع آن برای تدوام حیات خود اقدام به انتقال پایتخت می کنند. در همین راستا در یک قرن اخیر از مهمترین نقل و انتقالات پایتخت می توان به انتقال پایتخت در کشور مالزی از کوآلالامپور به پوتراجایا، در استرالیا از ملبورن به کانبرا، در پاکستان از کراچی به اسلامآباد و موارد مشابه آن اشاره کرد. به طور کلی، این مقاله در صدد پاسخ دهی به این سوال است که معیارهای لازم برای انتخاب یک شهر به عنوان پایتخت چیست؟

هدف و ضرورت پژوهش

در گذشته امنیت عامل اصلی مکانگزینی و یا انتقال پایتخت بوده است. اما امروزه با توجه به پیشرفت فنون، به ویژه در عرصههای امنیتی و تغییر شیوههای جنگی و همچنین اهمیت یافتن گردش اطلاعات و ارتباطات در این عرصه عمل مذکور کم رنگتر شده است، و در مقابل عوامل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی اهمیت بیشتری یافته است. در واقع به دلیل اینکه وجود هیچ دولتی را بدون پایتخت یا مرکز اداره و کنترل آن نمیتوان تصور کرد، هر دولتی که شکل میگیرد

در ابتدا ، حکومت یک مکان جغرافیایی خاص را با توجه به قابلیت های مکانی و انسانی آن به عنوان تکیه گاه و موتور محرکه دولت خود انتخاب می کند، بنایراین انتخاب مکان مناسب برای پایتخت باید براساس اصول و روشهای مناسب و همچنین عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، میزان دسترسی و نقش آفرینی آن باشد. در غیر این صورت مشکلات مهمی برای آن جامعه به بار میآورد و می تواند آسیبهای جدی وارد کند. تصدیق امر این است که بعضی از کشورها دنیا به دلیل نامناسب بودن مکانگزینی پایتخت مجبور به انتقال آن به مکانی دیگر شدهاند که این امر هزینههای هنگفتی برای آن کشور به همراه دارد. پژوهش حاضر به دنبال ، بررسی انتقال پایتخت در کشورهای مختلف جهان و فرصتها و چالشهای انتقال پایتخت در ایران می باشد.

پیشینه تحقیق

گرچه پیشینه پژوهش در خصوص مکانگزینی پایتخت جدید به سالهای قبل باز میگردد و کشورهای همچون ژاپن مطالعه و تحقیق در خصوص تغییر پایتخت خود را انجام دادهاند، با این حال این قبیل مطالعات و تحقیقات بیشتر در حوزه جغرافیای شهری و شهرسازی صورت گرفته است ، که در نهایت به نحوه ساخت شهر و توزیع زیرساختها و چگونگی گسترش آن پرداخته شده است ؛ ایران نیز از این جریان جدا نبوده و در این زمینه می توان به دو کتاب جغرافیای سیاسی ایران - محمد رضا حافظ نیا، - 1387 و مبانی جغرافیای سیاسی - میرحیدر، - 1380 که به صورت جزئی به بحث انتقال پایتختها پرداختهاند، اشاره کرد. هر چند در کتاب برنامه ریزی شهری ایران - پروانه شاه حسینی و محمد تقی رهنما، - 1387 نیز اختصارا طرح انتقال پایتخت که در سال 1368 توسط مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران انجام شده است ، تحلیل شده است.

مطالعات متعددی برای انتقال پایتخت انجام شده است از جمله آنها: احمدی پور و علی قلی زاده در سال 1388 به بررسی و تحلیل عوامل اصلی جابجایی پایتختها با تاکید بر انتخاب آنکارا به عنوان پایتخت ترکیه پرداختند. مهریار در سال 1381در تحقیقی به عنوان معیارهای موثر در انتخاب پایتخت جدید ایران به بحث انتقال پایتخت پرداخته است و همچنین اردبیلی در سال 1390 در تحقیقی با عنوان امکانسنجی تغییر پایتخت ایران به حاشیه دریا عمان - مطالعه موردی جاسک و میناب - پرداخته است. در همه این تحقیقات برای انتخاب پایتخت جدید بیشتر بر موضوع جغرافیای سیاسی تاکید شده است. اما در تحقیق حاضر برای انتخاب پایتخت جدید علاوهبر جغرافیای سیاسی از جوانب موقعیت ارتباطی ، شرایط آب وهوای و همچنین سایر عوامل موثر در انتخاب پایتخت جدید مورد کندوکاو قرار می گیرد.

روش تحقیق

مقاله حاضر با توجه به ماهیت نظری آن، توصیفی - تحلیلی است و گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای، اسنادی بودهاستَ و برای تحلیل دادهها روشهای توصیفی و تحلیلی به کار گرفته شده است.

شکل:1 موقعیت پایتخت فعلی ایران، تهران

تعریف پایتخت و انواع آن

پایتخت پیش از هر چیز مرکز کنترل سرزمین و مکانی برای تصمیم گیریهای سیاسی و مرکز نمادین دولت به شمار می رود .[7] این مکان در برگیرنده تشکیلات اجرایی مرکز یک واحد سیاسی و معمولا شامل دیگر سازمانهای قضایی، قانونی، آموزشی و فرهنگی است

پایتخت به عنوان کانون سیاسی کشور، مرکز جاذبه و نفوذ فضای جغرافیایی است که دربرگیرندهای عوامل سیاسی، فرهنگی، قومی، تاریخی، اقتصادی، اداری، فنی و ارتباطی است. محل ملاقات نمایندگان دولت با نمایندگان دیگر دولتهاست. معمولا سفرا و هیاتهای دولتهای دوست در پایتخت استقرار مییابند. نمایندگی-های بانکهای خارجی و اتاقهای بازرگانی، تا اندازهای به خاطر تماس مستقیم و آسان با حکومت، دفاتر خود را در شهر پایتخت برپا میکنند .[9] پایتختها به دلیل عرصه فضاهای لازم برای استقرار نهادهای سیاسی تصمیم گیر در قلمرو سرزمینی و حوزه عملکردی حکومت، دارای جایگاه ویژه ای هستند .

پایتخت در ساختار قدرتهای متمرکز نشان دهنده تمامی شان و شوکت حکومت در عرصههای داخلی و خارجی است. به عبارت دیگر پایتخت نشان دهنده هستی، قدرت و انضباط تشکیلات سیاسی، اقتصادی حکومت است. اهمیت پایتختها تا آنجا است که گاهی در ادبیات رسانهای و روابط بین الملل به جای نام یک کشور و یا حکومت آن از پایتخت آن نام برده می شود. اگر شهری و شهرها را در طول سلسله مراتب شهری جهان و شبکههای شهری ببینیم، پایتختها از گونهشناسی متفاوت تر از ساخت ملی برخوردار خواهند بود چرا که شهرها همواره بر حوزه نفوذشان مسلط و اثر گذار هستند و امروز قدرتشان بیش از گذشته شده است.

بعضی شهرها اثرگذاریشان فراتر از مرزها و ملیتها است و اینگونه شهرها نه تنها پایتخت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی یک کشور هستند بلکه می توانند بر دیگر ملتها با ابزارهای خود حکمرانی کنند مرکزیت آنها فراتر از کشوری باشد که پایتخت آن هستند. در واقع پایتخت از نظر اعمال نقش یکسان نیستند در حالیکه برخی از آن ها منحصر به ایفای وظایف حکومتی هستند، برخی دیگر نماد تمرکز کارکردهای اجتماعی، اقتصادی، مالی، رسانهای، دانشگاهی و غیره در مقیاس ملی و فراملی تبدیل شده اند .[11]کوششهای زیادی درباره طبقهبندی پایتختها صورت گرفته است

یک طبقهبندی دیگر که ناظر بر رهیافت کالبدشناسی است، پایتخت را از جهت موقعیت نسبی آن و با توجه به مناطق هستهای بررسی می کند 15]،:14 به نقل از میر حیدر و همکاران،:.[1393 در این طبقهبندی پایتختها به دائمی، ابداعی و منقسم گروهبندی شدهاند:

پایتختهای دائمی: پایتختهایی که برتری و عظمت خود را طی مراحل پیاپی تکامل اراضی، سیاسی حکومت حفظ کرده اند. لندن، پاریس، رم، دمشق و بغداد پایتختهای دائمی خوانده میشوند.

پایتختهای ابداعی: پایتختهاییکه به منظور ایفای نقشهای جدید و متفاوت، با پایتختهای قدیمی، مکانگزینی و بنا میگردند. اسلام آباد و برازیلیا پایتختهای ابداعی خوانده میشوند.

پایتختهای منقسم: این گروه شامل نمونههای نادری است که در آنها نقش پایتخت میان دو یا چند شهر تقسیم شده است. مثل بولیوی و آفریقایجنوبی. در آفریقایجنوبی قوهمجریه در پروتوریا، قوهمقننه در شهر کیپتاون و قوهقضائیه در شهر بلوم فونتن مستقر است.

این گونه طبقهبندی - قرار دادن پایتختها در یک طبقهبندی خاص - از نظر برخی جغرافیادانان دیگر چندان مفید نیست و به اعتقاد آنها بهتر است پایتختها را بر حسب نقشی که در داخل هر دولت به عهده دارند طبقهبندی کرد

جدول :1 یک نمونه از طبقهبندی پایتختها منبع: 17]، به نقل از میر حیدر و همکاران، [1393

کارکرد پایتختها

ایجاد اتحاد و برقراری انسجام دولت کارکرد اصلی یک پایتخت ملی است. در واقع پایتخت مرکزی است برای گسترش نفوذ و اقتدار سیاسی و فرهنگی که از تاثیرات ملی سازی برخوردارند .[18] پایتختها تمرکز دهنده احساسات و عواطف گروههای گوناگون بوده و پیوندهای موجود میان ملتها را تقویت می کند .

بنا بر نظر دکتر محمدرضا حافظ نیا پایتختها دارای دو کارکرد ذاتی متفاوت هستند که: الف - کارکرد جذبی و کششی ب - کارکرد دفعی و پراکنشی. یعنی انسانها، جریانها، مواد و شبکهها را به سوی خود جذب می کند و پدیدهها، فرمانها، دستورالعملها، عملیات کنترلی و نظارتی، تولیدات و غیره را در سطح فضای مربوط پخش می کند و فضا را به حوزه نفوذ و قلمرو اعمال اراده سیاسی خود تبدیل می کند.

در واقع می توان گفت کارکرد پایتخت با توجه به ماهیت-شان فرایند دولت و ملت سازی است و این کارکرد پایتختها بیشتر متناسب با شکلگیری دولت مدرن است که این موضوع در طول تاریخ در اروپا صادق بوده است. در خارج از اروپا نیز هرچند پایتختها پس از تاسیس سرزمین به وجود میآمدند ولی با گذشت زمان وقتی که متوجه این امر مهم میشدند مبادرت به انتقال پایتخت میکردند تا پایتخت جدید با ارائه کارکردهای اصلیاش یعنی دولت و ملت سازی حکومت را به اهدافش برساند.

گذشته از این زمانی که حکومتهای پسا استعماری در کشورهای مستعمره پس از استقلال برای دولت و ملتسازی اقدام به انتقال پایتخت می-کردند چون دیگر پایتختهای پیشین نمیتوانستند معمولا در ایفای کارکرد اصلی خودش ایفای نقش کند و موجبات وحدت و بقای ملی را فراهم آورد و مهمتر اینکه در راستای اهداف استعمار مکانیابی شده بودند اقدام به انتقال پایتخت میکردند تا بتواند با مرکزیت سیاسی جدید در راستای اهداف حکومت و ملت گام بردارند.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید