بخشی از مقاله

چکیده

بر همگان واضح است که یکی از ابتداییترین و مؤثّرترین راههاي ارتباط میان فردي و اجتماعی از طریق زبان صورت میگیرد. در هر زبانی، نحوه بیان،گفتار و انتقال مفاهیم و معانی، چه در قالب کلمات و چه در قالب جملات، همواره مورد بحث بوده است. به این معنا که لازم است قواعدي معین و مورد قبول همگان،ضوابط معناداري کلمات و استنتاج نتایجی مشخص از جملات رامعین سازد تا به این ترتیب امکان تفاهم و ارتباط بین الاذهانی برقرار شود. یکی از اصلیترین مباحث منطق قدیم در این زمینه، صناعات خمس است.

در این منطق، این صناعات نه تنها براي تدقیق و تعریف ضوابط برقراري ارتباط آسان و قابل قبول، بلکه براي اهداف و منظورهاي تربیتی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از اینرو مربیان، گاه و بیگاه از این صناعات، چه آگاهانه و چه ناآگاهانه سود جسته و در روشهاي تعلیمی خود از آن در قالبهاي متعدد از جمله مثالهاي شعري، مغالطهاي، برهانی و... استفاده میکنند.

موضوعات پنج گانه صناعات خمس موجب شناخت بیشتر انسانها از نحوهتفکّر و گفتار خود و دیگران و حتی نحوه ارتباط میان فرديخواهد شد. این موضوع، بخشی از مبحثی است که امروزه توسط جامعهشناسان، تحت عنوان سبک زندگی و توسط روانشناسان، تحت عنوان نحوه ارتباط اجتماعی مطرح شده است؛ به این معنا که مسئله صناعات خمس و اندیشیدن هوشمندانه، بخشی از تربیت محسوب میگردد.

یکی از صناعات خمس، مغالطه است که شناخت، تمرین و مطالعه آن، مسیري در جهت تربیت کودکان به وجود می آورد.مغالطه به معناي تعمد در به غلط اندازي دیگري با دو انگیزه میتواند تحقق یابد؛ -1 انگیزه حق: مانند آزمون میزان هوشیاري مخاطب و یا تنبیه طرف مقابل براي اصرار نکردن وي بر نظر اشتباه خود. در صورت اول به قیاس مغالطی»امتحان« و در صورت دوم»عناد« میگویند.

-2 انگیزه باطل:

مانند ایجاد انحراف در فرآیند درستتفکّر یا خودنمایی دروغین به خردورزي و فرهیختگی. با این ملاحظه ممکن است مغالطه به انگیزه حق یااساساً بودن تعهد انجام شود

مغالطه را میتوان در جهت آگاه کردن کودکان به اشتباهاتشان استفاده کرد یا اورا امتحان نمود تا استعداد وي معلوم شود؛البته با مغالطات کودکانه و به زبان خودشان با آنها برخورد کنیم، در اینباره مثالهاي کودکان آورده میشود.در این نحوه ارتباط گروهی یا تربیت خردمندانه، از شعر هم میتوان بهره گرفت حتی حفظ اشعارخصوصاً، اشعار سنتی و قدیمی حافظ، سعدي و... باعث یادگیري تربیتی میشود. هرچند در شعر لطافتی است که براي آموزشهاي اجتماعی و رفتاري استفاده میشود. در ضمنمغالطه می تواندهمراه شعر، بازي یا همراه برهانهاي مورد استفاده قرار گیرد.

یکی از بهترین روش ها در آموزش و تربیت، استفاده از طبع شعر است البته اگر به مزاح و شوخ طبعی آمیخته شود چه بهتر، چراکه در محافل سخنرانی، به سخنرانان تأکید می شود از طبع شعر و مزاح بهره برده تا مردم را همراه نمایند و در امرآموزش هم،اگرکودك شاد باشد، سعی در انجام آنچه به ایشان آموزش میدهند، خواهد داشت و لجبازي نمیکند.در هر چهار صناعت خمس میتوان از شعر استفاده کرد یا حتی میتوان از استعاره و بزرگنماییها که همان وجهی از مغالطات کودکانه است استفاده نمود. امروزه از این کاربرد تحت عنوان مغالطات شاعرانه نام برده می شود. بهعنوان مثال، »یک شاعر میتواند ادعا کند آنقدر احساس و عاطفه انسانی در یک حیوان - بلبل - میجوشد که در مرگ پهلوان رویین تن ایران، اسفندیار، گریه و ناله سر میدهد؛

نگه کن سحرگاه تا بشنوي  //  ز بلبل سخن گفتن پهلوي
همی ناله از مرگ اسفندیار //   ندارد ناله ز او یاد

یا آنکه همین پرنده با گلبانگ پهلوي، درس »مقامات معنوي« را بر شاخ سرو پس داده است:

بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوي  //  میخواند دوش درس مقامات معنوي

بهترین نمونه از شعر، اشعاري هستند که ازتعقّل و مطابقت با واقع برخوردارند، مثل اشعار مولوي که حقیقت شناخت شناسی را گوشزد میکنند یا اشعار سعدي که خبر واقعی را میدهند و در اشعار فقط حواس خیال و وهم مؤثّر نیستند، بلکه دیگر حواس باطن نیز با آن دو حس آمیخته و نتیجه آن شعري میشودکه علاوهبر خیالانگیزي، داراي بهرهاي از حقیقت و واقعیت است

علاوهبر شعر، بازي نیز از بهترین اشکال آموزش است و بنابراین میتوان از آن در تمامی روشها و صنعتهایپنجگانه تربیت بهره جست، حتی در آموزش نقاشی و...در یکی از موارد، در باشگاههاي آموزش فلسفه کودك در مسکو، بازيهاي گروهی به صورت جدي موردتوجه است. »براي مثال، افرادي که بتوانند براي کلمه مذکور یعنی موضوع بازي مترادفهاي بیشتري بیابند یا اشعار بیشتري درباره آن بدانند در این رقابت برنده میشوند

در بازي حتی میتوان از شعر و مغالطه شعري استفاده کرد. این بازيها کمک میکنند کودکان از مغالطات دور شوند، زیرا مفهوم و معناها را یاد میگیرند، بهعنوان مثال، »معلم یک داستان، یک شعر، یک عکس یا یک قطعه موسیقی را معرفی میکندکه همه کلاس، آنرا مطالعه کرده و لذت بردهاند. به مجرد اینکه کلاس گرم این روش شد خود بچهها میل دارند سررشته هاي آغاز بحث را پیشنهاد کنند.از بچه ها خواسته میشود که در جوابهاي خود،تأمل کنند، مخصوصاً بر هر چیزي که براي آنها ابهام ایجاد میکند،زیرا این ابهامات ممکن است مغالطه باشد

این رویکرد که درواقع بسیار به موضع فارابی در باب شعر، که پیش از این آمد و نیز دیگر منطقیون و فیلسوفان قدیم نزدیک است، شعر را عاملتهیج میداند و بنابراین در کلاسها یا برنامههاي فلسفه کودك از آن برايتهیج یا شروع کار استفاده میشود.مثلا در بازي میتوان به کودك مواردي چون در صف انتظار ایستادن و یاري رساندن به همنوع و در جمع قرار گرفتن و... را آموزش داد.

در فنون تربیت میتوان از برهان- بهعنوان یکی دیگر از صناعات خمس- همراه با شعر یا استعاره نیز بهره جست. برهان همان روش استدلال در رسیدن به پاسخ سوال یا چینش جملات درست براي دلیل آوردن است. به این معنا، »استدلال، همان جنبه منطقی گفتمان تربیتی است که در تعلیم و تربیت، امروز سخت از آن غفلت شده است. اگر به مراحل نخستین زبان آموزي در دوران کودکی نظر کنیم، متوجه میشویم که از همان آغاز، کودك به یادگیري استدلال میپردازد.

در این ایام، منطق براي کودك شکل کلامی دارد و کلمات، بیان کننده قواعد و اصول منطق هستند. کودك در این هنگام در مییابد بعضی شرایط به نتایج خاصی میرسند و برعکس، وقتی چیزها از محیط حذف می شوند منجر به پیامدهاي خاصی میگردد. به این ترتیب کودك آمادگی منطقی براي برخورد با محیط را پیدا میکنداما متأسفانه با ورود کودك به کودکستان وضع عوض میشود. نتایج تحقیقات فراوان نشان داده است که بسیاري از کودکان در این زمان، قدرت خلاقیت خود را از دست میدهند و تا حد زیادي پرورش قوة استدلال در آنها متوقف میشود
 
براي کودکان خصوصاً در سنین زیر سه سال هر عمل و عکس العملی شروعی براي تربیت است. بنابراین کودك از همان ابتدا میاندیشد و حتی اندیشیدن را میآموزد. این مسئله درادیان مختلف نیز ذیل تربیت کودك حتی در دوران بارداري اشاره شده است. حتی امروزه به این نتیجه رسیدهاند که تربیت گردآوري اطلاعات نیست چنانکه قرنها پیش »ابن سینا« به این موضوع اشاره کرد؛ »نظام تربیتی ابن سینا براساس گردآوري اطلاعات نیست و بیشتر تعلیم اندیشهورزي مبتنیبر دانش مورد نظر است. در واقع عقل، حقیقت را در مورد هر مسالهاي به تدریج بهوسیله آموزش و مطالعه عمیق و جدي کسب میکند

براساس شواهد تجربی و با این فرض که کودکان حق دارند بیندیشند و از طریقتأمل، قوه استدلال را در خود رشد دهند، لیپمن اعلام کرد:»هدف و مقصد بنیادي تعلیم و تربیت، چیزي جز توسعه و گسترش قوه استدلال نیست

بنابراین براي پیشبرد قوة استدلال لازم است که آموزش برهان و قیاس در تربیت فلسفی کودکان گنجانده شود اما به روش صحیح، تا به اهداف تربیتی موردنظر دست یابیم. »همانطور که پیش از این اشاره شد کسب شایستگی و مهارت در استدلال، به عملکرد مدرسه و مجموعهاي از عوامل دیگر مرتبط است

در برهان گاه آدمی بهتنهایی میخواهد به حقیقتی دست یابد و اعمال فکري و ذهنی لازم را بکار بندد و در واقع با خود نجوا کند. گاه از این روش براي تعلیم دیگران استفاده میشود و شخص، استدلال برهانی خود را در قالب قضایاي ملفوظ به دیگري منتقل میسازد و دیگران را در راه خود همراه میسازد.

»خطابه« صناعت دیگري است که وظیفه آن دفاع از عقیده و روشن کردن افکار عمومی نسبت به هر چیزي، قانع ساختن نسبت به اصلی از اصول، تشویق و ترغیب به کسب فضایل، کمالات و پرهیز از بدیها و رذایل، شوراندن عوطف و احساسات مردم و بیدار کردن وجدان خفته ایشان است.در این صناعت، ضرورتی ندارد کهحتماً از امور یقینی و برهانیاستفاده شود، بلکه میتوان از مطالبی بهره برد که مخاطب، قبول دارد، هرچند یقینی نباشد. مقبولات، مظنونات یا مشهورات از این قبیل موارداست

کودکان در ذهن خود مقبولات یا مضنوناتی دارند یا از اطراف خود آموختهاندکه میتوان از آنها براي تشکیل قیاسهاي خطابی کمک گرفت و آنها را در بکارگیري این صناعت توانا ساخت تا بتوانند بهوسیله آن،دیگران را نسبت به چیزي که انتظار تصدیق آن میرود در حد امکان قانعیا تشویق کنند

براي بهره بردن از این صناعت، باید مشهورات و مقبولات جامعه، خانوادهها و کودکان را بشناسیم و بیابیم. گاه مقبولاتی کودکانه وجود دارد که همان زبان کودك است که در اثر عوامل بیرونی یا درونی خانواده ها به وجود آمده است. با کمک روانشناسان ومتخصصان علوم اجتماعی میتوان بهتر، این مقبولات را شناسایی کرد.

در این پژوهش برآنیم با تشریح مواقف و دقایق مربوط به صناعات خمس، ارتباط این فنون با آموزههاي تربیتی کودکان را باز نمایانده و خدمت آنها بهتفکّر انتقادي وخلّاقانه را نشان دهیم.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید