بخشی از مقاله

چکیده

در برهان قاطع، 380 واژه وجود دارد که به هنگام تعریف آنها در فرهنگ، »معروف« دانسته شدهاند و توضیح مفصلی برایشان ارائه نشده است. این مقاله به معرفی، ردهبندي و تشریح این »معروفات« میپردازد و آنها را در قیاس با فرهنگهایی چون فرهنگ جهانگیري، مجمع الفرس و سرمه سلیمانی - که مورد وثوق و ارجاع نویسندة برهان بودهاند - بررسی میکند. در این مقاله، واژههاي معروف در 6 دسته مرتب شدهاند و مواردي که برایشان تعریف هم وجود دارد، با معیارهاي معناشناختی و فرهنگنویسی مورد تحلیل قرارگرفتهاند.

.1 مقدمه

یکی از دشواريهاي کار فرهنگنویسی، نوشتن مداخلی است که به علت بسامد بالاي وقوعشان در زندگی و گفتار گویندگان زبان، بسیار عادي و بدیهی جلوه میکنند و به همین دلیل، تعریف دشواري دارند. مثلا براي یک فرهنگنگار آسان نیست که کلماتی آشنا و پربسامد مانند »هوا«، »آسمان«، »زندگی«، »چیز« و امثال آنها را توضیح دهد. در چنین مواردي، یا باید از تعریف عامیانه2 یک لغت استفاده کرد.

یعنی تعریف مشهور و غیر علمی از معناي آن کلمه یا عبارت را به کار برد - مانند »مایع حیات« در تعریف »آب - «، و یا متوسل به تعریف ظاهري4 کلمه شد، یعنی با استفاده تصویري از آن واژه و ارجاع مستقیم به آن به تعریف مدخل پرداخت - همان، 104؛ نیز نک. بورخانوف - 167:1998 5؛ و یا اینکه به علوم عقلی و نقلی متوسل شد و مفاهیمی چون »آب« را به کمک علم شیمی و »زندگی« را با کمک فلسفه معنی کرد. هر سه این شیوهها دشواريهاي خود را دارند، چرا که در شیوههاي اول و سوم، بخش بزرگی از مخاطبان فرهنگ از دست میروند، و در شیوة دوم نیز همواره نمیتوان تصویر مناسبی ارائه کرد؛ به ویژه اگر واژة مدخل، کلمهاي انتزاعی باشد.

این گونه کلمات که از آنها در دانش فرهنگنویسی به مفاهیم عام1 یاد میشود، نخستین بار توسط شبرا2 - 1940 - معرفی شدند. امروزه میدانیم که افراد، بسیاري از واژههاي موجود در واژگان خود را به صورت »دانش عام3« در اختیار دارند، که نشان دهندة دانشی از جهان است که ریشه در تجربیات روزانه انسان دارد و به صورت معناي واحدهاي نمادین در واژگان عمومی فرد کدگذاري میشود - بورخانوف،. - 1998:41

.2 برهان قاطع

یکی از بزرگترین اشکالات فرهنگ نویسی، پس از آغاز نهضت فرهنگ نویسی که غالبا در هند آغاز شد، کم سواد بودن فرهنگ نویسان و عدم تخصص و تحقیق و تتبع آن ها در متون کهن بوده است. برهان قاطع نیز یکی از فرهنگهایی است که از اشتباهات کوچک و بزرگ برکنار نمانده است. برهان قاطع در سال 1062هجري در حیدر آباد دکن توسط محمد حسین ابن خلف تبریزي متخلّص به برهان نگاشته شد.

رواقی - 1350 - در کنار آنکه برهان را یکی از فرهنگ لغتهاي خوب فارسی میداند به تصحیف و تحریفهایی که در آن وجود دارد اشاره میکند و در ادامه تصحیحات ارزشمند دکتر معین بر این کتاب را مطرح میکند. او همچنین به این نکته اشاره میکند که به رغم تمام تلاشهایی که از جانب دکتر معین صورتگرفتهاست، ولی هنوز هم اشکالاتی بر این کتاب وارد است و البته با توجه به امکاناتی که در زمان طبع اول کتاب در سالهاي 1335-1330 در اختیار استاد بودهاست نمیتوان به استاد خردهگرفت. علاوه بر رواقی، سلیم - 1344 - نیز در بررسی هزوارشهاي برهان به همین ایرادات و تلاشهاي استاد معین در رفع این مشکلات اشاره میکند.

در پژوهش دیگري، شهبازي - 1385 - در مقایسهي برهان با فرهنگ لغتهاي سپهسالار و جعفري به اشکالاتی در برهان اشاره میکند؛ اشکالاتی همچون راه یافتن لغات دساتیري به آن، کمبود برخی واژگان، فقدان شواهد شعري و عدم آشنایی مولف با ریشهي برخی واژگان کهن. نویسنده در ادامه به لغاتی همچون آهسته، پهناور، حرون - اسب ناآموخته - ، بارور و غیره اشاره میکند که در فرهنگ سپهسالار وجود دارند ولی در برهان دیده نمیشوند.

علاوه بر این،لغات دیگري نیز مثل - دره: شکم - ، - لاد: دیواري از خشت و گل - ، - مراغه: غلتیدن از پهنا - ، - نوند: بادپاي به زین - ، - ناز: کرشمه - وجود دارند که در سپهسالار داراي معنایی اضافه هستند. ضمن اینکه گاهی هم برهان و هم سپهسالار به خطا رفتهاند. مثلا آنین - وسیلهاي براي جدا کردن روغن از ماست - در سپهسالار به صورت آیین - وسیلهاي براي جدا کردن دوغ از ماست - و در برهان به شکل آذین - وسیلهاي براي جدا کردن روغن از دوغ - ضبط شدهاست.

منصوري - 1388 - یکی از بزرگترین معایب برهان را تصحیف و تحریف آن می داند. به علت همین تحریفات نیز از نظر برخی محققان مقام علمی برهان تبریزي مورد تردید است. او در ادامه اشاره میکند که لجمع آوردن ضبط و حرکات لغتی بدون تشخیص صحیح از سقیم و نیز گردآورن معانی مختلف منقول براي لغتی بدون داوري و نقد عالمانه میان آنها و نقل کردن کلمات محرف و مصحف و دگرگون شده بدون نشان دادن وجه اصلی...از دیگر نقائص اصلی برهان است.ل - به نقل از دبیر سیاقی، . - 181:1368 از اصلی ترین معایب آن حذف شواهد شعري است.

وي به منظور جا دادن لغت بیشتر در فرهنگ خود، نقل هاي شعري را حذف کرده است.به سبب همین کاستیهاست که این فرهنگ چندان مورد اعتماد دانشمندان معاصر قرارنگرفتهاست.از دیگر معایبی که منصوري - همان - به آن اشاره میکند لغت سازيها و ترکیبسازيهاي فراوان آن است وبه عنوان نمونه به ترکیب لکبوتروارآب: کنایه از پایاب است و آن جایی باشد از رودخانه که پیاده توان گذشت. ل اشاره میکند. این ترکیب ظاهرا از این بیت خاقانی استنباط شده است.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید