بخشی از مقاله

چکیده

برجستهسازی ادبی از دیدگاه غالب زبان شناسان، به دو شکل امکانپذیر است: نخست انحراف هنری نسبت به قواعد حاکم بر زبان خودکار - عادی و غیرادبی - که آن را هنجارگریزی مینامند و دوم آنکه قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود. بهاینترتیب، برجستهسازی از طریق دو شیوه هنجار گریزی و قاعده افزایی نمود خواهد یافت.

قاعدهافزایی بر اثر فرایند »افزایش« شکل میگیرد؛ افزودن برخی قواعد، علاوه بر قواعد موجود در زبان عادی و هنجار. البته در عمل در شعر فقط استفاده از سطح آوایی واژگان و ایجاد یک نظام موسیقیایی ایجاد قاعده افزایی میکند؛ یعنی تکرار و بسامد بالای برخی اصوات و آواها و صامت و مصوتها در شعر طنین و آهنگی پدید میآورد که به دلیل القای نوعی معنی ثانوی، میتواند نوعی ابزار شورآفرینی بهحساب آید.

یا ایجاد وزن و قافیه و ردیف خود از موارد قاعده افزایی به شمار میآید. این روش از شیوههای آشناییزدایی در مکتب فرمالیسم روس است. یاکوبسن معتقد است که فرایند افزایی چیزی جز توازن در وسیعترین مفهوم خود نیست و این توازن از طریق تکرار کلامی حاصل میآید که صناعات آن از ماهیتی یکسان برخوردار نیستند. به همین دلیل گونههای توازن را میبایست در سطوح تحلیلی متفاوتی بررسی کرد. برای توصیف انواع توازن، به سه سطح تحلیل آوایی، واژگانی و نحوی نیاز است.

پژوهش حاضر با استخراج گونههای قاعده افزایی و تحلیل آن در سه سطح آوایی، واژگانی و نحوی و سپس ترسیم آن در قالب نمودار نشان خواهد داد غزلهای شهریار در میان سرایندگان همعصر و یا پس از او، به لحاظ داشتن مصرعهای کوتاه و مفید، کشف ظرفیت و توان فعل و نیز گزینش و انتخاب هنری واژهها در محور همنشینی کلام و آفرینش ساختاری نوین بهعنوان نمونهای ویژه، شاخص و قابل واکاوی است.

درآمد

آفرینش زیبایی در ادبیات در فرایند پیچیده ای صورت می گیرد. نخستین پیش شرط آفرینش زیبایی وجود ذهن خلاق است. ذهن خلاق، ذهنی است که قدرت آفرینش ساختارهای هنری را دارد. چنین ذهنی از موادی ساده و در دسترس مثل چند واژه، شعری میسازد که عواطف را برمی انگیزد. ذهن خلاق با عناصری که ماهیت زیبایی را در ادبیات میسازند، تلفیق میشود.

این عناصر که از پیش تعریف شده هستند، نشان می دهند که در آفرینش زیبایی، تنها به کارگیری احساسات و عواطف کاری از پیش نمی برد، بلکه کنش منطقی ترکیب است که این احساسات را در قالب ساختارهای هنری سازمان می دهد. در ادبیات سه عنصر است که به کارگیری آن ها ماهیت زیبایی را میسازد. در حقیقت این سه عنصر در پیوند با هم و جزیی از تخیل به مفهوم عام هستند:

زبان با کارکرد عاطفی

تخیل هنری

تصویرهای ذهنی خلاق

برای ساخت چنین زبانی، به کارگیری عنصر تخیل الزامی است. تخیل به زبان تازگی می بخشد و ذهن را وادار به واکنش عاطفی می کند. ویژگی اصلی تخیل این است که با جدا سازی و تفکیک و ترکیب ذهنی عناصر واقعیت، واقعیت جدیدی میسازد که برای مخاطبان دنیای هنر، تازه و بدیع است تخیل در زبان ادبی، هم در شکل و هم در محتوای اثر تأثیر می گذارد. ساخت یک شکل نو در اثر ادبی همان قدر اهمیت دارد که محتوای نو. چون تخیل خاص فرد است و ویژگی های شخصی را که تخیل کرده است، در خود دارد، به زبان ادبی فردیت می بخشد.

این عامل سبب پیدایش سبک و اسلوب ادبی است. بدون تخیل هنری سبک و اسلوبی هم وجود نمی داشت - « ساسانی,. - 84 ,1378 ترکیب های جدید چه از نظر معنایی - تکثیر معنا - و چه از لحاظ شکلی خلق جدیدی از زبان را به وجود می آورند و آن را بهبود می بخشند؛ این ترکیبات جدید زبان را از حالت تکرار خارج میکنند.

با این کار زبان برجسته میشود و انسان مجبور میگردد به این تولید جدید توجه نماید و به آن فکر کند. در واقع، زبان در دل خود دارای دو عنصر ابهام و ایهام است و این بیشتر از ذات عاطفی زبان است. البته این ابهام و ایهام به لطف شگردهای ادبی میسر است که به لطف ترکیبات جدید حاصل میشود.

سیّد محمدحسین بهجت تبریزی - - 1367 - 1285 متخلص به شهریار - پیش از آن متخلص به بهجت - شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبانهای ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است. وی در تبریز بهدنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرهالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. در ایران روز درگذشت این شاعر معاصر را »روز شعر و ادب فارسی« نامگذاری کردهاند.

شهریار در سرودن انواع گونههای شعر فارسی، مانند قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، رباعی و شعر نیمایی تبحر داشت. اما بیشتر از دیگر گونهها در غزل شهره بود و از جمله غزلهای معروف او میتوان به »علی ای همای رحمت« و »آمدی جانم به قربانت« اشاره کرد. شهریار نسبت به علی بن ابیطالب ارادتی ویژه داشت و همچنین شیفتگی بسیاری نسبت به حافظ داشتهاست.

وی اولین دفتر شعر خود را در سال 1310 با مقدمه ملکالشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. بسیاری از اشعار او به فارسی و زبان ترکی آذربایجانی جزء آثار ماندگار این زبانها است. مهمترین اثر شهریار منظومه حیدربابایه سﻻم - سﻻم به حیدر بابا - است که سالهای 1329 تا1330 سروده شده و از شاهکارهای ادبیات ترکی آذربایجانی بهشمار میرود و شاعر در آن از اصالت و زیباییهای روستا یاد کردهاست. این مجموعه در میان اشعار مدرن قرار گرفته و به بیش از 80 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.

شهریار با داشتن خصایص و ویژگی های خاص روحی و نیز به دلیل سبک ساده و صمیمانه خود در شاعری، از همان روزگار جوانی تا واپسین دقایق حیات و نیز حتی پس از درگذشت، همواره مورد توجه مردم ایران بوده است. بسیاری از غزل های ساده و صمیمی و پراحساس او به همراه سبک ساده و صمیمی که به غزل فارسی وارد شده است تأثیری به سزا در ساختار و شکلگیری غزل معاصر نهاده است. برخی معتقدند روش شهریار و عده ای دیگر از شاعران معاصر در شعر، زمینه ساز شکلگیری سبک و سیاق نثر امروز است.

.2 برجسته سازی

برجسته سازی - Forgrounding - کاربرد شگردهای غیرمنتظره ای است که موجب تشخّص زبان ادبی می شود. برجسته سازی، انحراف از هنجارهای زبان معیار است وهنگامی اتّفاق می افتد که یک عنصر زبانی خلاف معمول به کار می رود و توجّه خواننده را به خود جلب کند. موکارفسکی برجسته سازی را فرآیند آگاهانه می داند. هر اندازه فرآیندی آگاهانه تر به کار گرفته شود از خودکاری کمتری برخوردار می شود.

بر اساس نظر او برجسته سازی در مقابل هنجارهای زبان ایجاد می شود. ویحدّ اعلای برجسته سازی کلام را ویژگی شعر می داند و معتقد است که یکی از خصایص برجسته سازی انسجام عناصر برجسته آن است. منظور از انسجام، همنشینی عناصری است که در حوزه ی معنایی واحدی قرار می گیرند. او ویژگی دیگر برجسته سازی را نظام مندی می داند که انسجام اثر ادبی را نیز به دنبال دارد. در هر اثر ادبی، تعادلی بین عناصر برجسته و دیگر عناصر وجود دارد که هرگونه تغییر در این موازنه، کلّ روابط حاکم نظام مذکور را مختل می کند.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید