مقاله در مورد بیماری ریشه آرمیلاریا ؛ پوسیدگی ریشه بند کفشی

word قابل ویرایش
29 صفحه
4700 تومان

بیماری ریشه آرمیلاریا ؛ پوسیدگی ریشه بند کفشی

معمولا یکی از مهمترین بیماری های درختان در مناطق معتدل جهان است . این بیماری در جنگل های بومی ، جنگل های کاشته شده ، باغات میوه ، تاکستان ها و فضای سبز شهری دیده می شود . همچنین ممکن است در گیاهان غیر چوبی ( شکل ۱۳ ) ایجاد شود . این بیماری خسارت های فراوانی را در بخش های معتدل امریکای شمالی ، اروپا ف آسیا ، ژاپن ، آفریقای جنوبی ،استرالیا و نیوزلند و هر جای دیگر به بار می آورد .

این بیماری همچنین در بعضی از مناطق حاه شامل بخش حاره آفریقا ، آمریکای جنوبی و سریلانکا رخ می دهد . اما در بسیاری از مناطق به شدت مناطق معتدل نیست و فقط در ارتفاعات رخ می دهد .
: Humongous fungus
رشته های کوچک مانند قارچ شناسی و بیماری شناسی جنگل می توانند زیر و رو شوند وقتی که خبری به رسانه های گروهی می رسد . این اتفاقی بود که در سال ۱۹۹۲ رخ داد وقتی یک مقاله ی علمی چاپ شد در باره توانایی Armillaria gallica در تشکیل کلنی های بسیار بزرگ ، یا genets . همه اینها زمانی اتفاق افتاد که رسانه های گروهی این موضوع را با عبارت Humongous fungus مرتبط ساختند و برنامه های زیادی در مورد آن ساخته شد . این موضوع به تیتر اول روزنامه نیویورک تایمز ، گزارش خبری شبکه ABC به گزارشگری پیتر جنینگس و برنامه Top Ten دیوید لترمن و برنامه های بسیار دیگر بدل شد . ( شکل ۱۴ ) حتی در این مورد یک صفحه اینترنت هم ساخته شد .
جفت های بزرگتری هم پیدا شده است و بزرگترین آنها تا کنون در اورگان شرقی یافت شده است که حدود ۹۰۰ هکتار است بر آورد میشود بیش از ۲۴۰۰ سال عمر داشته باشد .
شب تاب :
شاید یکی از جالبترین چیزهای در مورد آرمیلاریا این است که میسلیوم های آن نور افشانی می کند ، خصوصا در چوبی که در حال تخریب باشد ف به چنین چوب درخشانی روباه آتشین می گویند .در قدیمی ترین شاهکار ادبی انگلیسی
( کتاب بیوولف ) به این موضوع اشاره شده است .
شما می توانید با پیدا کردن یک تنه درخت مرده که آرمیلاریا روی آن کلنی کرده باشد به آسانی این نور افشانی را ببینید . دنبال پوسیدگی های درخشانی بگردید که فعال باشند و توسط سایر قارچ ها اشغال نشده باشد . قطعاتی را قطع کنید و آنها را در داخل یک کیسه پلاستیکی بگذارید . تعداد زیادی جمع کنید زیرا نور افشانی در گونه های مختلف متفاوت است . حالا تاریکترین نقطه

ممکن را پیدا کنید . برای اینکه شما و دوستانتان را در فضای ذهنی مناسبتر قرار دهیم به جنگل بروید در یک شب تاریک و طوفانی و ابری ، اول صبر کنید تا چشم هایتان به تاریکی عادت کند ۱یا ۲ داستان ترسناک بگوئید حالا از انچه جمع اوری کرده است پرده برداری کنید . چشم هایتان را منور کنید و دوستانتان را تعجب زده .
علائم و نشانه ها :
در بیماری ریشه آرمیلاریا اگر فرد بتواند به ریشه درخت یا پایه آن برسد معمولا به سادگی قابل تشخیص است . یک پولاسکی ( شکل شماره ۲ ) وسیله خوبی برای تشخیص ریشه ها

ی بیمار درختان است زیرا با یک طرف آن می توان زمین را کند و با طرف دیگر ریشه را قطع کرد .
Figure 2. The pulaski is commonly used for diagnosis of root diseases of trees in the field. It has a scraping side to remove soil and a chopping blade. (Courtesy J. Worrall, copyright-free)
علائم تاج : سرخشکیدگی شاخه ها و باریک شدن تاج از علائم معمول ریشه آرمیلاریا هستند اما آنها همچنین علائم سایر بیماری های ریشه و سایر بیماری های درخت نیز محسوب می شوند . در بعضی از سوزنی برگان زرد شدن یا قرمز شدن جوانه های برگ یا تولید مخروط های سنگین تر از حد معمول ممکن است دیده شود .
علائم اولیه : در برخی از گونه ها؛ قارچ ممکن است از ریشه به تنه داخلی انتقال یابد و موجب شانکر بالای ریشه آلوده شود . در سوزنی برگ ها ی رزینی ، در اثر ( شکل ۳ ) تراوش رزین در مجاورت ریشه آلوده ، طوقه و پایه ساقه resinosis دیده می شود .

Figure 3. Basal resinosis is a good symptom of root disease in resinous conifers. Resin production is a general defensive response of conifers to wounding or infection. Even species without well-developed, interconnected resin-duct systems, such as this subalpine fir, can exude resin on infection. (Courtesy USDA Forest Service, copyright-free)
که این بهترین علامت بیماری ریشه آرمیلاریا است . در برخی موارد ریشه های پوسیده ممکن است کاملا اشکار باشد و یا ممکن است پوسیدگی داخلی طوقه نمایان گردد . ( شکل ۴)

Figure 4. Butt rot (decay of the inner wood of the base of the stem) caused by Armillaria, probably A. gallica, in Pennsylvania, U.S. The butt rot occurred while the tree was alive and contains abundant rhizomorphs. The tree eventually died and later snapped to reveal the decay column. (Used by permission of J. Worrall)

گونه های آرمیلاریا موجب پوسیدگی سفید چوب می شود . ( شکل ۵ ) در مقابل برعکس پوسیدگی قهوه ای در پوسیدگس سفید لیگنین ، پلی ساکارید ( سلولز ) ؛ همی سلولز در نهایت از بین می رود . به دلیل اینکه لیگنین قهوه ای چوب از بین رفته است چوب حالت رنگ بری شده و ظاهری سفید دارد و در طول پوسیدگی سلولز های دست نخورده به چوب حالت قیبری می دهد . یعنی تمرکز رگه ها واضح است . در عوض در پوسیدگی قهوه ای سلولز و همی سلولز در تمام پوب در مراحل اولیه دز پلی مرایز می شوند . و لیکنین تقزیبا بدون تغییر باقی می ماند در نتیجه چوب ساختار فیبری خود را در مراحل اولیه پوسیدگی قهوه ای از دست می دهد و به سادگی شکننده و خرد می شود و قهوه ای تر است .

Figure 5. Wood decayed by Armillaria, probably A. ostoyae, in a conifer. Note the yellowish white color, stringy texture, wet appearance, and the abundant zone lines. (Used by permission of J. Worrall)

چوبی که توسط گونه های آرمیلاریا فاسد شده است معمولا اسفنجی ، چسبناک و احتمالا مرطوب است . رده های سیاهی که zone lines نامیده می شوند معمولا بر روی چوب های پوسیده شده دیده می شوند ،این خط ها در واقع صفحات حکاکی شده در چوب هستند ، گاهی اوقات آنها را صفحات pseudosclerotial می نامند . که تشکیل شده اند از سلول های قارچی تیره و ضخیم . آنها احتمالا در حفاظت از آرمیلاریا در برابر شرایط نامطلوب یا سایر قارچ ها یی که می خواهند سرزمین او را اشغل کنند( شامل سایر افراد گونه خودش )، نقش بازی می کنند . چوب در حال پوسیدگی ممکن است درخشان باشد و نور کمرنگی که در تاریکی قابل مشاهده است را تولید کند .

علائم : سه علامت بیماری ریشه آرمیلاریا ممکن است در باغات دیده شود . هر کدام از انها که به درستی تشخیص داده شوند تائید کننده بیماری است .
Mycelial fans تقریبا همیشه در درختان آلود و تازه مرده حضور دارند . اینها حصیر های( mat) سفید میسلیوم قارچ در بین تنه و چوب هستند . ( شکل ۶)

Figure 6. The phloem (inner bark) and cambium of this paper birch tree are being killed as a mycelial fan grows between the bark and wood. The black tissues immediately near the fan are dead. (Used by permission of J. Worrall)
اگر چه ممکن است سایر قارچ ها هم Mycelial fans تولید کنند اما آنهایی که مربوط به گونه آرمیلاریا armilaria است عموما قابل توجه تر بوده و بوی قارچ می دهد . معمولا الگوی بادبزن مانند دارند و در گونه های کوچکتر می توان آنها را پوست کند .

ریزومورف :(شکل ۷&8 ) ریزومورف ها معمولا با این آلودگی همراه هستند و بسته به گونه ارمیلاریا آنها ممکن است کم تعداد ، کوچک ، شکننده باشند . پیدا کردنشان مشکل باشد و یا فراوان باشند . آنها استوانه ای شکل( در خاک ) و یا پهن شده در زیر ریشه هستند و ۱-۵ میلیمتر قطر دارند .قهوه ای قرمز تا سیاهند . شاخه شاخه هستند و سرشان در زمان رشد کرم رنگ است . بافت داخلی میسلیوم سفید رنک است اما ممکن است با افزایش سن آفتاب سوخته شود . ریزومورف ها اغلب به ریشه های آلوده می چشبند اما ممکن است به سطح ریشه های آلوده

نشده هم بچسبند . گرچه سایر قارچ ها نیز طناب های mycelial و ریزومورف تولید می کنند اما من تا به حال نشنیده ام که ریزومورف های هیچ گونه ای با ریزومورف های آرمیلاریا armilaria اشتباه گرفته شود . بلکه بیشتر احتمال می رود با ریشه های درختان اشتباه گرفته شوند . حتی کارگران با تجربه گاهی باید آنها را با دقت برسی کنند تا تشخیص بدهند که آیا ریزومورف هستند یا نه .

Figure 7. Rhizomorphs of Armillaria sp. adhering to roots of apple. (Courtesy A. L. Jones)
.

Figure 8. A system of rhizomorphs removed from soil of a hardwood stand, New York, U.S. The species is most likely A. calvescens. Note the anastomoses (reconnections with itself) in the lower right. The ruler in the center is 31 cm (just over 12 inches). The total length of this system is about 13 m (43 feet) and the end was not recovered. (Used by permission of J. Worrall)
قارچ ها ( شکل ۱ ) ممکن است در آخر تابستان یا پائیز تولید شوند .میوه ( Fruiting) نامنظم قارچ ها ممکن است در برخی از سالها غائب باشند و در برخی از سالها فراوان . گرچه ریخت شناسی قارچ از گونه ای به گونه دیگر متفاوت است اما آنها غالبا به صورت خوشه هایی نزدیک و یا در روی پایه درخت هستند . چتر های قهوه ای عسلی معمولا با پرز یا موهای تیره

با تیغه های شعاعی ( gills ) سفید .
اسپور prints های سفید و ساقه سفید تا قهوه ای است معمولا دارای ظاهر خالدار است بیشتر گونه ها دارای زائده ای هستند که آن حلقه روی ساقه را ایجاد می کند . تفاوت های دیگری در بین گونه ها در ریخت شناسی قارچ ها وجود دارد . که ظریف و گوناگون است . قارچ ها خوراکی هستند اما شما نباید قارچ های وحشی را بخورید مگر اینکه در این زمینه تجربه داشته باشید .
بیولوژی پاتوژن : آرمیلاریا armilaria از راسته basidiomycota . basidiospores در قارچ ها تولید می شود خصوصا در روی بازیدیا روی خط های تیغه های شعاعی در قسمت زیری چتر .
گونه آرمیلاریا armilaria دارای یک سیکل هسته ای غیر معمول است که هنوز به طور کامل

شناخته نشده است. بر اساس اغلب مطالعات انجام شده تفاوت های آنها با سایر اعضا بازیدومایکوتا basidiomycota در این است که، میسلیوم ها بعد از جفت گیری به جای اینکه هتروکاریوت باشند ، عمدتا دیپلوئید هستند.
تولید مثل جنسی :سازگاری جنسی بین بازیدیوسپورهای منفرد با دو هسته mating-type تنظیم می شود با الل های چند گانه در جمعیت .
ایزوله های باید الل های مختلفی در هر دو هسته داشته باشند تا از نظر جنسی سازگار باشند . اگر اینگونه باشند هیف ها می توانند جوش بخورند سپس هسته به فاصله کوتاهی جوش می خورد تا یک میسلیوم دیپلوئید ایجاد کند . چنین می سلیومی فاز غالب است که در جنگل پیدا می شود ؛ در خاک به عنوان ایزومورف و در درختان در حال مرگ نیز پیدا می شوند . در نهایت زمانی که شرایط مناسب باشد قارچ ها تولید می شوند . ممکن است در برخی از گونه های تغییرات هسته واسطه ای رخ دهد اما در نهایت در سلول های خاص ( بازیدیا ) که در gillهای قارچ ردیف شده اند میوز موجب تشکیل ۴ هسته هاپلوئید می شود . هر هسته وارد یک بازیدیوسپور در حال رشد می شود و چرخه جنسی را کامل می کند .
تولید مثل غیر جنسی : گونه های آرمیلاریا اسپور غیر جنسی تولید نمی کنند اما آنها قادرند به صورت محلی پراکنده شوند و درختان جدید را کلونایز کنند . آنها این کار را از طریق رشد به عنوان میسلیوم از طریق تماس ریشه ای یا پیوند بین ریشه ای ؛ و یا رشد از طریق خاک به عنوان ریزومورف ( با قطر ۱-۵ میلیمتر به درخت مجاور ) انجام می دهند .
گونه ها: گرچه گونه های بسیاری از آرمیلاریا در طی سالها توصیف شده اند اما ویژگی ها و تفاوت های آنها نا مشخص است . بیماریشناسان گیاهی فهمیده اند که در پاتوژن گونه هایی وجود دارد اما مشکل بودن حل گوناگونی موجب شد تا همگی این پاتوژن ها را در گونه ای به نام mellea جای دهند . هنگامی که مشخص شد که گروههای intersterile یا گونه های بیولوژیک آرمیلاریا وجود دارد ، این وضعیت تغییر کرد . در داخل یک گروه جفت گیری با سیستم جفت گیری نرمال انجام می شود اما معمولا در بین گروهها جفت گیری اتفاق نمی افتد . معمولا تفاوت های طریفی بین

گروههادر گزینش میزبان ، حالت تهاجمی ، جغرافیا ، ریخت شناسی قارچ و DNAدیده شده است . بیشتر گروهای intersterile حالا به گونه هایی که قبلا توصیف شده اند مرتبط شده اند و یا گروههای تازه ای توصیف شده است .
امروزه فکر می کنند که جنس آرمیلاریا خدود ۴۰۰ گونه داشته باشد . برخی در چند قاره وجود دارند و برخی محدود به یک منطقه یا قاره هستند . حدود ۹ گونه در امریکای شمالی شناخته شده است . دو پاتوژن مهم A.ostoyae (معمولا بر روی مخروطیان) ، و A, mellea (معمولا روی نهاندانگان ) .احتمالا در توزیع circumboreal دارند به این معنا که انها در نیمکره شمالی دیده می شوند .

________________________________________

 

ملخ
ملخ آسیایی مهاجر
شاخه‌ :بندپایان‌ Phylum: Arthropoda
رده: حشرات‌Class: Insecta
راسته‌: راست‌ بالان‌ Order: Orthoptera
خانواده‌ :ملخهای‌ شاخک‌ کوتاه‌Family: Acrididae
جنس‌: لوکوستاGenus: Locusta
گونه‌: ملخ‌ مهاجر Species: L.migratoria
نام‌ انگلیسی:‌Migratory Locust
مشخصات‌:

اندازه‌ طول‌ بدن‌ این‌ گونه‌ ملخ‌ بین‌ ۴۲ تا ۵۲ میلیمتر در نرها و ۵۴ تا ۷۲ میلیمتر در ماده‌ها متغیر است‌. نرها و ماده‌های‌ اجتماعی‌ اندازه‌ تقریباً یکسان‌ دارند.بالغین به‌ وسیله‌ یک‌ پرونوتوم قوسی‌ ( زین‌ پشتی‌ واقع‌ در ناحیه‌ پشت‌ گردن‌ حشره ) که‌ به‌ زین‌ شباهت‌ندارد مشخص‌ می‌شوند ودر

مرحله‌ انفرادی‌ ازنظررنگ‌آمیزی‌ عموماً سبز یا قهوه‌ای‌ بوده‌ و درجات‌ متفاوتی‌ از نقاط سیاه‌، زرد یا قهوه‌ای‌ دیده‌ می‌شود. درجمعیتهای‌ طبیعی‌ بسته‌ به‌ تنوع‌ فصلی‌ و میزان‌ رطوبت‌ جو در هر فصل‌، درصدهای‌ مختلفی‌ از اشکال‌ سبز رنگ‌ یا قهوه‌ای‌ رنگ‌ وجوددارد.اشکال‌ سبز رنگ‌ در فصل‌ مرطوب‌ غالب‌ بوده‌ و ملخهای‌ قهوه‌ای‌ رنگ‌ در فصل‌ خشک‌ بسیار معمول‌ هستند. در مرحله‌ اجتماعی‌ حشرات‌ بالغ‌ به‌رنگ‌ زرد خالص‌ همراه‌ با لکه‌های‌ بسیار تیره‌ دیده‌ می‌شوند. بالها کاملاً شفاف‌ بوده‌ و بدون‌ رنگ‌ هستند.
عادات‌ و زیستگاه‌:
این گونه ملخها به‌ گرما و رطوبت‌ متوسط محیط نیاز دارند. مطلوبترین‌ دماها بین‌ ۲۰ تا ۲۵ درجه‌ سانتی‌ گراد و مطلوبترین‌ میزان‌ بارش‌ بین‌ ۵۰ تا ۱۰۰میلیمتر درماه‌ است‌. در نواحی‌ گرمسیری،‌ زیر گونه L. m. migratoria ‌ در پاسخ‌ به‌ زمستانهای‌ سخت‌ دیاپوز ( دوره‌ای‌ که‌ رشد حشره‌ متوقف‌ می‌شود ) جنینی‌ را تجربه‌می‌کند. در چنین‌ شرایطی‌ ۱ تا ۲ نسل‌ در سال‌ بوجود می‌آید.

این‌ توقف‌ پیشرفته‌ اجباری‌ در زیرگونه‌های‌ حاره‌ای‌ و نیمه‌ حاره‌ای‌ وجود ندارد، مانند زیرگونه‌ L. m. migratoroides که‌ صدها کیلومتر مهاجرت‌ می‌کند تا شرایط اکولوژیکی‌ مناسب‌ برای‌ زندگی‌ را یافته‌ و مدام‌ تولید مثل‌ می‌کند. این‌ زیرگونه‌ می‌توانددر مناطقی‌ که‌ شرایط اکولوژیکی‌ مناسب‌ دارند ۳ تا ۵ نسل‌ در سال‌ تولید کند.
به‌ این‌ ترتیب‌ هنگامیکه‌ هوا گرم‌ و مرطوب‌ است‌ چرخه‌ زندگی‌ آنها سریعتر می‌شود .این‌ ملخها بسیار مستعد تغییر هستند و قادرند از شکل‌انفرادی‌ به‌ مرحله‌ زندگی‌ اجتماعی‌ تغییر وضعیت‌ دهند و این‌ تغییر در هنگامی‌ رخ‌ می‌دهد که‌ شرایط از آستانه‌ تراکم‌ بحرانی‌ فراتر رفته‌ است‌.
ملخهای‌ مهاجر اجتماعی‌ پرواز بسیار خوبی‌ دارند و دسته‌های‌ ملخ‌ روزها مهاجرت‌ می‌کنند ومی‌توانند به‌ نقاط دورتر و پروازهای‌ طولانی‌تراز ملخهای‌ انفرادی‌ که‌ فقط بعد از غروب‌ آف

تاب‌ مهاجرت‌ می‌کنند، دست‌ یابند.
رژیم‌ غذایی‌:
این‌ ملخها از خانواده‌ گندمیان‌ تغذیه‌ می‌کنند و می‌توانند تخریب‌ قابل‌ توجهی‌ در محصولات‌ غله‌ای‌ ایجاد کنند. پوره‌ها و حشره‌ کامل‌ از برگ‌و ساقه‌های‌ جوان‌ و غنچه‌ها تغذیه‌ می‌کنند. در ایران‌ گیاه‌ میزبان‌ این‌ حشره‌ ذرت‌، گندم‌، برنج‌، مو، سبزیجات‌ و… است‌.
تولید مثل‌:
در مرحله‌ انفرادی‌ ۵ تا ۷ مرحله‌ پورگی ( اینستار ) وجود دارد و فقط ۵ اینستار در مرحله‌ اجتماعی‌ دیده‌ می‌شود. اشکال‌ اجتماعی‌ بسیار آرام‌ وآهسته‌ رشد می‌کنند و نسبت‌ به‌ اشکال‌ انفرادی‌ نسلهای‌ کمتری‌ تولید می‌کنند.
پراکندگی‌:
ملخ‌ آسیایی ( مهاجر ) پراکندگی‌ وسیعی‌ در سرزمینهای‌ برقدیم‌ دارد: از جمله‌ افریقا، جنوب‌ صحرای‌ افریقا، شبه‌ جزیره‌ عربستان‌، شبه‌ جزیره‌هند و پاکستان‌، اروپا و مناطق‌ ساحلی‌ مدیترانه‌، شرق‌ آسیا و استرالیا، بنابراین‌ در قاره‌ امریکا دیده‌ نمی‌شوند.
حداقل‌ ۱۲ زیرگونه‌ از این‌ نوع‌ دیده‌ می‌شود که‌ هرکدام‌ به‌ لحاظ زیست‌ – بوم‌ شناختی‌ با ویژگیهای‌ اکوکلیماتیک‌ خاص‌ محیطشان‌ سازش‌یافته‌اند.

بیماری های درختان زیتون (۴)

 

نماتدهای زیتون : Olive Nematodes
نماتدهای مختلفی به ریشه زیتون حمله می کنند، مانند نماتد مولد غده ( Root Not Nematod ) شامل گونه های مختلفی از جنس Meloidogyne ، نماتد مرکبات ( Tylenchulus semipenetrans )، نماتدهای مولد زخم ( Root Lesion Nematodes ) شامل گونه های مختلفی از جنس Pratylenchus و همینطور دو نماتد دیگر که اهمیت کمتری دارند، شامل نماتد غلاف ( Sheat Nematode ) به نام Hemicycliophora arenaria و نماتد سوزنی ( needle Nematode ) با نام Paralongidorus eucalipti .
نماتد مولد غده : Root Not Nematode
این نماتد به بسیاری از گیاهان باغی و زراعی، شامل بسیاری از سبزیجات، درختان میوه، انگور، شبدر و یونجه حمله می کند. این نماتد باعث بوجود آمدن گال یا گره روی ریشه ها و کاهش قدرت گیاه، با اختلال در عملکرد ریشه ها می گردد. خسارت در خاکهای سبک و شنی بالاتر است و اگر درختان زیتون در خاکهایی که دارای جمعیت بالایی از این نماتد است کشت شوند، رشد ضعیفی خواهند داشت. این نماتد باعث چروکیدگی و دیر باز شدن شکوفه ها می شود. گزارش شده است که کلتیوارهای Meashon و Tofany به گونه M. incognita مقاومند. کلتیوارهای Krygula و Picual به پوسیدگی ریشه و نماتد M. incognita مقاوم هستند. کلتیوار Allegra که توسط دانشگاه کالیفرنیا ارائه شده است به گونه های مختلف نماتد مولد غده مقاوم است.

نماتد مرکبات : Citrus Nematode
این نماتد مخصوصآ در زمین هایی که قبلآ در آنها مرکبات و انگور کشت می شده است، وجود دارد و در ضمن به خاکهای شنی هم محدود نمی شود. بیش از ۵ هزار نماتد ماده در هر ده گرم خاک بالاتر از آستانه خسارت محسوب می شود و چنین زمینی باید با نماتدکشها سمپاشی شود. این نماتد در مرکبات باعث زوال تدریجی درخت می شود و به آن ظاهری ترکه ای ( twiggy )می دهد. تا به حال رقم مقاومی نسبت به این نماتد گزارش نشده است و بهتراست از کشت در خاکهای حاوی این نماتد اجتناب کرد.
نماتد های مولد زخم : Root Lesion Nematodes
گونه های مختلفی از جنس Pratylenchus به زیتون حمله می کنند مانند P.valnus و P. penetrans .این نماتد علاوه بر زیتون از گیاهان دیگری مانند انگور، سبزیجات، درختان میوه، گیاهان زینتی و شبدر گزارش شده است.این نماتد باعث کوتولگی و مرگ شاخه ها در درختان جوان می شود. بافتهای ریشه های فرعی و بخشهایی از ریشه های قطورتر، در اثر تغذیه نماتد از بین می روند و پوسیده شده، تیره رنگ می گردند. خسارت ناشی از پوسیدگی ریشه و پژمردگی های قارچی درگیاهانی که در معرض حمله این نماتدها قرار گرفته اند، شدیدتر است.
برخی معتقدند که P. neglectus از ریشه درختان زیتون تغذیه نمی کند.

سایر نماتدها :
نماتدهای دیگری مثل گونه های مختلفی از جنسهای Helicotylenchus , Xiphinema
Rotylenchulus , Hoplolaimus و Criconemella از باغهای زیتون سایر کشورها گزارش شده اند. ولی میزان خسارت آنها هنوز برآورد نشده است.

کنترل نماتدها :
۱- در صورت امکان از کشت در زمین های آلوده خودداری کنید.
۲- برای تعیین نوع و میزان جمعیت نماتدها، قبل از کشت در زمین، از آن نمونه برداری کنید.
۳- از نهالهای سالم که در مراکز معتبر تهیه شده اند استفاده کنید.
۴- اگر جمعیت نماتدها در خاک زیاد بود، قبل از کشت خاک را با سموم تدخینی ضدعفونی کنید ( با استفاده از متیل بروماید، متام سدیم یا Basamid granular ® ) یا زمین را آیش بگذارید و یا از گیاهان پوششی مقاوم به نماتدها استفاده کنید تا زمانی که جمعیت آنها در خاک کاهش یابد. می توانید برای کم شدن هزینه ها از تدخین نواری استفاده کنید ( Strip Fumigation ) ولی آلودگی مجددآ می تواند از مناطق آلوده به نواحی سالم منتقل شود.
۵- مواد آلی اصلاح کننده خاک در برخی از گیاهان زراعی می توانند تحمل گیاه را نسبت به نماتدها افزایش دهند ولی هنگامی که جمعیت نماتدها بالا است، استفاده از آنها به تنهایی کافی نیست.
۶- نماتدکش هایی که بعد از کشت استفاده می شوند مثل Nemacure برای درختان زیتون توصیه نشده اند.
۷- درختان آلوده و ضعیف شده را بیشتر آبیاری کنید تا به درخت استرس وارد نشود. در ضمن توجه داشته باشید که اکثر گیاهانی که به عنوان گیاهان پوششی ( Cover Crops ) به کار می روند، میزبان نماتدهای مولد غده و مولد زخم هستند.
نحوه تدخین خاک :
نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش مبارزه با قارچ آرمیلاریا شرح داده شد. در این بخش نحوه تدخین با متام سدیم را شرح می دهیم:
برای استفاده از متام سدیم خاک باید مرطوب باشد ( برعکس متیل بروماید ) به همین دلیل، برای بدست آوردن نتیجه مناسب، خاک را از آب اشباع کنید ( نه غرقاب ) . در ضمن به آبی که در طول مبارزه به زمین می دهید حتمآ مقداری متام سدیم اضافه کنید، طوری که غلظت سم در تمام لوله های آبیاری یکنواخت باشد.
بعد از کاربرد سم در خاکهایی که بافت سبک دارند، به آسانی زهکشی می شوند و گرم هستند، به مدت ۲۱ – ۱۴ روز از کشت خودداری کنید. وقتی خاک سرد است و بافت ریزی دارد یا مقدار آلودگی در آن بالا است، ۶۰ – ۳۰ روز از کشت کردن خودداری کنید.این روش ( استفاده از متام سدیم در آب آبیاری ) به ندرت اعماق بیش از یک متر را ضدعفونی می کند. این ماده کمتر از متیل بروماید که تحت شرایط خشک به کار می رود موثر است اما در نقاطی که خاک بیش از اندازه برای استفاده از متیل بروماید مرطوب است ،می توان از متام سدیم استفاده کرد.
برای ضد عفونی خاک باید زمین را به عمق ۲۰ – ۱۵ سانتیمتر شخم زد و تسطیح نمود و سپس سم را به نسبت ۶ – ۵ درصد با آب مخلوط کرد . ۱۵۰ لیتر از این محلول برای سمپاشی ۱۰۰ متر مربع کافی است. بعد از آن زمین را باید آبیاری کرد تا رطوبت به عمق ۱۵ سانتیمتری برسد.

از متام سدیم ( واپام ) همیشه قبل از کشت استفاده می کنیم و این سم در زمانی که گیاه در مزرعه وجود دارد یا در زمین های مجاور قطعات کشت شده یا باغها قابل استفاده نیست.در ضمن متام سدیم در خاکهایی که حرارتی کمتر از ۱۵ درجه دارند، تبخیر نمی شود و ضدعفونی بی فایده خواهد بود.
اگر بخواهیم محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، درخت آلوده و تمام بقایای آن را خارج می کنیم . حفره ای به قطر ۳ متر در محل حفر کرده و با ۵/۰ لیتر متام سدیم ( که دارای ۳۱ درصد سم خالص است ) حفره را ضدعفونی کرده محل را آبیاری می نماییم.

بیماری های ویروسی زیتون:
ـ ویروس لکه حلقوی پنهان زیتون : (Olive Latent Ringspot Virus ( OLRSV
این ویروس از ویروس های آلوده کننده گیاهان است و اولین بار از Lazio در ایتالیا گزارش شد. این ویروس متعلق به جنس Nepovirus از خانواده Comoviridea است.دارای نوکلئوکپسید ایزومتریک با قطر ۲۸ نانومتر که زاویه دار به نظر می رسد. ماده ژنتیکی به شکل ss_RNA است.
میزبان طبیعی این ویروس درخت زیتون ( کلآ Olea spp ) است که هیچ علائم ظاهری در درخت دیده نمی شود.
این ویروس را می توان در مزوفیل و اپیدرم برگها و سیتوپلاسم و واکوئول سلول ها پیدا کرد.سلول های آلوده دارای Inclusion هستند که در واقع کریستالهای داخل سلولی و اجسام غشاء دار سلولند که ویریون ها را در بر می گیرند.سایر تغییرات سیتوپلاسمی شامل دسته دسته شدن کلروپلاست ها و رشد انگشتی شکل سلول به طرف خارج می باشد.
این ویروس از طریق روشهای مکانیکی و پیوند انتقال می یابد. پراکندگی آن در کشور ایتالیا است.
ـ ( OLive latent Virus 1 : ( OLV_1
از ویروس های آلوده کننده گیاهان است و به جنس Necrovirus از خانواده Tombusviridea تعلق دارد. اولین با از O. europaea از Apulina در ایتالیا گزارش شد.
این ویروس دارای نوکلئوکپسیدهای ایزومتریک به قطر ۳۰ نانومتر و زاویه دار است. دارای ss_RNA مثبت است. ویریون ها دارای ۸۳ درصد پروتئین و فاقد لیپید هستند.
میزبان طبیعی آن زیتون است که هیچ علائمی روری آن دیده نمی شود. انتقال از طریق تلقیح مکانیکی است.
شیره گیاهی دارای تعداد زیادی ویریون است. ویریون ها در برگ ( در سیتوپلاسم مزوفیل ) دیده می شوند. Inclusion ها در سیتوپلاسم وجود دارند. اندامک های وزیکولی و لوله ای سلول دارای ویریون هستند.
ـ ( Olive Latent Virus 2 : ( OLV_2

متعلق به جنس Oleavirus از خانواده Bromoviridea است. اولین بار از جنوب ایتالیا از Apulina از درختان زیتون گزارش شد.
دارای ss_ RNA است و ویریون ها را می توان در سیتوپلاسم سلولهای مزوفیل برگ پیدا کرد . سلولهای آلوده فاقد Inclusion هستند. ارگانلهای بزرگ سلولی به غیر از هسته تحت تاثیر ویروس قرار می گیرند.میزبان طبیعی آن زیتون است، بدون علامت. انتقال از طریق مکانیکی.
به نظر می رسد که این ویروس یک نوع Ilarvirus باشد یا نسبتی با ویروس موزائیک یونجه داشته باشد. بیشتر خصوصیات آن شبیه ویروس zonate spot شمعدانی عطری ( Pelargonium ) است.

بیماری های ناشی از عوامل غیر زنده : بیماری های فیزیولوژیک
ـ سرمای بی موقع و یخبندان:
سرمای بی موقع د ر ابتدای پاییز می تواند به میوه های برداشت نشده که که برای کنسرو کردن در نظر گرفته شده اند آسیب برساند. چنین سرماهایی معمولآ باعث آسیب رسیدن به بخشی از محصول می شود . چون زیتون در طول یک مدت طولانی برداشت می شود و قسمت اعظم محصول معمولآ قبل از بروز سرما برداشت شده است. چند روز پس از سرما زدگی ، تاول هایی در میوه بوجود می آید . تاولها نشان دهنده آسیب رسیدن به بافتهای داخلی میوه هستند و این زیتون ها دیگر برای تولید کنسرو مناسب نیستند و از آنها در تهیه روغن استفاده می شود.
سرماهای سخت اکثرآ بعد از برداشت زیتون به وقوع می پیوندند، بنابراین بیشترین خسارت را به محصول سال بعد وارد می کنند. دماهای زیر ۵.۵ – درجه باعث آسیب دیدن یا از بین رفتن درختان کوچک و شاخه های گل دهنده می شوند و محصول سال بعد را کاهش می دهند. دماهای زیر ۹.۵ – درجه می توانند باعث مرگ شاخه های اصلی یا کل درخت شوند.

در ضمن سرماهای سخت باعث تشدید خسارت بیماری گره زیتون می شوند و ترکهایی را در درخت ایجاد می کنند که برای ورود باکتری بسیار مناسب است و درنهایت ممکن است درخت در اثر آسیب ناشی از گره زیتون از بین برود.
برای حل این مشکل باید از ارقام مقاوم به سرما استفاده کرد. درختان Manzanillo بسیار حساستر از ارقام Mission , Sevillano و Ascolando هستند.
ـ سرماهای طولانی مدت :
بروز هوای سرد و مرطوب در بهار خطری طبیعی است که مکررآ در زراعت زیتون اتفاق می افتد. سرماهای طولانی و غیر طبیعی در طول فروردین و اردیبهشت نمو جوانه ها را به تاخیر می اندازد و باردهی را کاهش می دهد. گلهای ماده آسیب می بینند و این امر باعث کاهش تولید محصول می شود.

ـ تگرگ :
بارش تگرگ باعث ایجاد فرورفتگی ها یا زخمهایی قهوه ای رنگ در سطح میوه می شود و زیتون های آسیب دیده برای پرورده کردن مناسب نیستند و به قیمتهای پایینی به فروش می رسند. در برخی موارد بارش تگرگ می تواند به ۶۰ درصد از محصول خسارت وارد کند.
ـ خشکسالی :
اگرچه درختان زیتون تا حدودی به خشکی مقاومند ولی کمبود رطوبت در طول دوره تکمیل جوانه های گل، باعث کاهش محصول می شود. استرس ناشی از فقدان آب و مواد غذایی منجر به ریزش گلهای ماده و قسمت عمده ای از گلهای نر می شود.
البته در کشتهای آبی این مشکل وجود ندارد ولی باید دقت کرد که در هر دور آبیاری، آب کافی در اختیار گیاه قرار گیرد.
ـ بارندگی های شدید و سیل :
خاکهایی که زهکش مناسب ندارند و یا دارای یک لایه نفوذ ناپذیر هستند، در طول بارندگی های طولانی مدت و شدید، آب را در خود نگه می دارند و این امر موجب تهویه نامطلوب و از بین رفتن ریشه ها می شود.اشباع ماندن خاک به مدت زیاد باعث خشک شدن پاجوش ها و در برخی موارد کل درخت می شود. به علاوه، خاکهای اشباع باعث توسعه عوامل بیماری زای خاکزاد مانند فیتوفترا و ورتیسیلیوم می شوند. بارندگی های شدید بیشتر در زمستان و بهار اتفاق می افتند. سیلاب های بهاری هم ممکن است به درختان آسیب وارد کنند و باعث کاهش گلدهی و باردهی درخت شوند.
ـ باد و گرمای شدید :
درختان زیتون به طور طبیعی در مناطق گرم و خشک به خوبی زندگی می کنند ولی گرمای شدید در دوره گلدهی باعث افزایش ریزش گلها و کاهش محصول میشود.
ـ آتش :
آتش می تواند کل بخش هوایی درخت را از بین ببرد. آتش سوزی به ندرت در باغهای زیتون اتفاق می افتد ولی دیده شده است که برخی از باغداران در بین ردیفهای درختان جو می کارند و جوهای خشک شده احتمال آتش سوزی را بالا می برند. کوتاهی در کنترل علفهای هرز هم می تواند باعث آتش سوزی شود چون علفهای هرز پس از اسقرار و رشد در باغ، خشک

می شوند و ممکن است باعث بروز آتش سوزی و خسارت شوند.

بیماری های درختان زیتون (۳)
۴) لکه طاووسی زیتون (Olive Peacock Spot) :
عامل بیماری : Spilocaea oleagina
رده بندی عامل بیماری : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales , Dematiaceae
علائم و خسارت :
این بیماری به نام لکه چشم پرنده ای (Bird’s Eye Spot) زیتون هم خوانده می شود. علائم به صورت لکه هایی است که روی برگها، میوه ها و دم میوه ها بوجود می آیند ولی اکثر آنها روی برگها دیده می شوند. روی برگ، این لکه ها گرد یا حلقوی و ابتدا دودی رنگند ولی بعدا به رنگ قهوه ای در می آیند که هاله ای زرد رنگ اطراف آنها را گرفته است. این لکه ها در ظاهر شبیه به لکه های چشم مانند روی پرهای دم طاووس است و به همین دلیل به این بیماری لکه طاووسی می گویند. اگر تعداد لکه های ایجاد شده روی دمگل ها (Pedicel) زیاد باشد، باعث ریزش شدید میوه می شود. برگهای آلوده کلروزه شده، در نهایت می ریزند. سرشاخه ها نیز ممکن است در اثر ریزش برگها از بین بروند. ریزش شدید برگها باعث ضعیف شدن درخت یا مرگ درختان کوچک می شود و مقدار محصول کاهش می یابد. البته چند سال طول می کشد تا بیماری روی درخت به صورت حاد درآید.
بیولوژی :
قارچ درون لکه های موجود در برگهایی که روی درخت باقی مانده اند، زمستان گذرانی می کند.کنیدی هایی که در برگهای ریخته شده تشکیل می شوند، نقش بسیار کمی در گسترش بیماری دارند. ایجاد آلودگی رابطه نزدیکی با بارندگی دارد و بیشتر آلودگی ها در طول زمستان ایجاد می شوند. دماهای بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود می کند. به همین دلیل بیماری در طول تابستان های گرم و خشک غیرفعال است. در مناطقی که تابستان خشک و زمستان های ملایم دارند، دوره مناسب بیماری پاییز و زمستان ، و درنواحی که زمستان سردتر است، بهار و اوایل تابستان می باشد.
آلودگی هایی که در فصل اخیر ایجاد شده اند، می توانند در فصل بعدی آشکار شوند چون قارچ می تواند در شرایط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقی بماند. در شرایط مناسب، دوره نهفته بیماری (Incubation Period) حدود دو هفته است.
اپیدمیولوژی :

شرایط مناسب برای توسعه بیماری عبارتند از : یک تا دو روز رطوبت نسبی بالا ( نزدیک به اشباع )، دامنه دمایی گسترده ولی اپتیمم بین ۲۱- ۱۸ درجه . تابستان های گرم و خشکیهای طولانی مدت از عوامل محدود کننده بیماری اند.
مبارزه :
رطوبت و سایه اندازی کنوپی را کاهش دهید. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزایش دهید این کار در باغهای مترکم و نهالستان ها اهمیت دارد.
همانطور که در بخش مبارزه با گره زیتون گفته شد، علیه این بیماری از سموم مسی استفاده می شود که معمولا یکبار سمپاشی در سال، در اواخر پاییز، قبل از شروع بارندگی های زمستانه کافی خواهد بود

۵) سرکوسپوریوز زیتون: Cercosporiose Of Olive
عامل بیماری : Mycocentrospora cladosporioides
رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales
علائم و شرح بیماری:
قارچ دارای اسکلروت هایی به رنگ قهوه ای مایل به سبز، دایره ای یا تا حدودی سیلندری شکل است. کنیدی ها سبز زیتونی و کمی خمیده هستند و ۶-۲ عدد دیواره عرضی دارند. این قارچ باعث بوجود آمدن لکه برگی های خفیفی در زیتون می شود. علائم به شکل لکه های خاکستری تا سربی رنگی است که در سطح زیرین برگ وجود دارند و بعدا کاملا سیاه رنگ می شوند. سطح بالایی برگها کلروزه یا زرد شده، برگهای مسن تر شاخه های خارجی تاج درخت، به ویژه در طول بهار و تابستان، می ریزند.
بیولوژی:
اسکلروت ها عمل بقای قارچ هستند و میسلیوم های جدید از آنها بوجود آمده، در سطح زیرین برگ رشد می کنند. البته گاهی قارچ روی میوه ها تولید کنیدی و کنیدیو فر می کند.
اپیدمیولوژی :
اطلاعات کمی درباره نحوه پخش این بیماری در دسترس است. باران نقش مهمی در انتقال کنیدی ها از برگهای آلوده به برگهای سالم دارد. در ضمن باد هم می تواند کنیدی ها را از برگهای افتاده در کف باغ به سایر برگها منتقل کند. آلودگی های اولیه در پاییز، بعد از اولین بارندگی، از اسکلروت ها بوجود می آیند.

۶)آنتراکنوز زیتون : Olive Anthracnose
عامل بیماری : Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.

رده بندی عامل بیماری :
قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.
شرح بیماری :

این بیماری برای اولین بار از پرتغال گزارش شد.در سطح میوه میتوان با چشم غیر مسلح جوش هایی را دید که توده های اسپور روی آنها درون آسروول قرار گرفته است.
فرورفتگی های کوچکی در سطح میوه ها بوجود می آید که با آسروول ها پوشیده می شوند. این فرو رفتگی ها ابتدا به رنگ آجری مایل به کرم هستند که در نهایت به رنگ قهوه ای در می آیند. اندازه این فرورفتگی ها به تدریج در میوه افزایش پیدا می کند و سرانجام تقریبا تمام سطح میوه را می گیرد و باعث چروکیدگی و پژمردگی آن می شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهای نزدیک میوه ازبین می روند ولی برگهای انتهای شاخه به صورت دسته ای در می آیند ( یعنی برگها از یک نقطه یا از نقاط نزدیک به هم روییده اند ) . روی این برگها نقاط قهوه ای رنگی ( که در ابتدا زرد رنگند ) دیده می شود که با یک هاله تیره احاطه شده است. این برگها در طول پیچ می خورند و به شکل ناودان ( جوی ) درمی آیند.
بیولوژی :
آلودگی های اولیه در اثر اسپورهای تولید شده در آسروول های روی میوه ، برگها و یا شاخه های جوان بوجود می آید. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحرانی حمله بیماری زمانی است که رنگ میوه ها در حال تغییر است و شرایط محیطی مناسب وجود دارد . شیوع بیماری ممکن است با افزایش حمله مگس زیتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
اپیدمیولوژی :
بهترین شرایط برای توسعه قارچ دمای ۲۵ درجه سانتیگراد و حداقل رطوبت نسبی مورد نیاز آن ۹۲ درصد است. جوش هایی که در سطح نواحی آلوده بوجود می آیند، از کنیدی هایی تشکیل شده اند که در یک ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. این جوش ها در آب باران حل می شوند و در طول درخت پخش می گردند و یا باد و باران ، هر دو ، کنیدی ها را از درختی به درخت دیگر انتقال می دهند.
مبارزه :

مبارزه بیشتر به روش شیمیایی صورت می گیرد ، با استفاده از سموم مسی یا قارچکش های آلی . سمپاشی را باید قبل از آغاز بارندگی های پاییزه انجام داد.
آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide 500 WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox 500 WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
در ضمن باید از کلتیوارهایی استفاده کرد که حساسیت کمتری دارند و میوه هاشان دیرتر می رسد. هرس مناسب سالیانه باعث کاهش اینوکولوم و بهبود گردش هوا در درخت می گردد.

۷) سایر بیماری های قارچی :

ـ شانکر Diplodia : در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسیب مستقیم به درخت نمی شود ولی میتواند باعث تشدید خسارت های ناشی از غدد باکتریایی شود. در حال حاضر مبارزه ای علیه آن صورت نمی گیرد.
ـ پوسیدگی ریشه :علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم، قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.
ـ زوال شاخه ها ( Shoot Dieback ) :
Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد . با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است. در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.
ـ قارچ های عامل پوسیدگی میوه :
Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند. این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند. برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود، می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.
در اسپانیا هم عارضه ای که ” خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation” یا ” پوسیدگی راسی Apical Rot ” نامیده می شود، در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.
قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.

۸) بیماری هایی با عوامل ناشناخته :
ـ لکه های سفید روی برگها : White Spots On Leaves
در بسیاری از واریته ها دیده می شود ( Hardy Mammoth , Manzanillo , Jumbo , Paragon ) .
لایه اپیدرمی از بقیه سلول ها فاصله می گیرد و این امر باعث سفید شدن رنگ سطح برگ می شود. این عارضه فقط در درختان جوان دیده شده است.
ـ لکه دار شدن و رگه رگه شدن: Spotting And Flecking

لکه هایی که ناشی از مرگ و فرو رفتن بافتها هستند در دو طرف برگ دیده می شوند. این عارضه بیشتر در گیاهان جوان واریته Barnea ، به ویژه در برگهای مسن، دیده شده است. این عارضه احتمالآ در اثر استرس بوجود می آید.
ـ پیچ خوردگی برگ : Leaf Distortion
برگها زبر شده و تقریبآ به شکل داس در می آیند. این برگها معمولآروی شاخه های جوان دیده می شوند و در کل برگهای شاخه این عارضه دیده می شود. اگر این شاخه ها را قطع کنیم، بخشهای پائینی رشد طبیعی خود را از سر می گیرند. این عارضه اولین بار در واریته های Frantoio , Picual و Barnea که یک تا دو ساله بودند دیده شد. تصور می شد که این عارضه در اثر کنه جوانه زیتون ( Olive Bud Mite ) بوجود می آید ولی هیچ کنه ای در گیاهان آلوده دیده نشد. سپس احتمال ویروسی بودن این بیماری مطرح شد ولی تا کنون ویروسی روی درخت کشف نشده است. به غیر از استرالیا، عوارض مشابهی هم از کالیفرنیا، ایتالیا، پرتغال و شیلی گزارش شده است که عارضه داسی شدن برگ ( Sickle Leaf Disorder ) نامیده می شود. این عارضه توسط ارگانیزمی که از طریق پیوند قابل انتقال است، بوجود می آید و احتمالآ یک ارگانیزم ویروس مانند می باشد که میوه ها را آلوده نمی کند. در ضمن برخی این عارضه را ناشی از کمبود بر و تغذیه حشرات می دانند.
ـ مرگ ساقه ها : Stem Death
در بسیاری از واریته ها دیده می شود . معمولآ در نهالهای زیر دو سال، چندین سانتیمتر از بافتهای ساقه اصلی، تقریبآ به فاصله ۱۲-۸ سانت از سطح زمین، از بین می روند.بدین ترتیب بافتهای بالای منطقه آلوده می میرند ولی بخشهای زیرین به رشد خود ادامه می دهند. اگر ساقه اصلی را درست از زیر منطقه مرده قطع کنیم، گیاه از پایه تولید ساقه های دیگری خواهد کرد و به رشد خود ادامه خواهد داد. Botryosphaeria تنها قارچی است که تا به حال از منطقه مرده گزارش شده است ولی این قارچ به احتمال زیاد یک عامل پوسیدگی ثانویه است.در ضمن باکتری های مختلفی از این ناحیه جدا شده اند ولی هیچ کدام عامل بیماری نبودند و به عنوان عواملی که بعدآ بافتهای مرده را آلوده کرده اند، شناخته شدند. قارچ های رایزوکتونیا، فیتوفترا و پیتیوم نیز از ریشه یرخی از

درختان آلوده جدا سازی شدند ولی غیرمتحمل است که پاتوژن های ریشه بتوانند، در فاصله ای بالاتر از سطح خاک، به ساقه آسیب برسانند. سرمازدگی هم به عنوان یک عامل در نظر گرفته شده است ولی برخی از نمونه ها در منطقه ای نبودند که در معرض سرمازدگی قرار گرفته باشند.
ـ عفونت های پیوندی : Graft Infection
چندین قارچ و باکتری از پیوندهای آلوده جداسازی شده اند که باعث ازبین رفتن پیوندک و مرگ بافتهای بالایی محل پیوند شده اند. ولی هیچ کدام به عنوان عامل اصلی بیماری شناخته نشده اند. اکثر آنها به آسانی قادر به نفوذ در زخمهای ایجاد شده از پیوند زدن هستند. با رطوبتی که در اثر پیچیدن محل پیوند بوجود می آید، آلودگی در شرایط ایده آلی پیشرفت می کند. بنابراین در هنگام پیوند و تکثیر باید بهداشت را کاملآ رعایت کرد تامانع از آلودگی پیوند به این ارگانیزم های

فرصت طلب شویم.

تصاویر مربوط به بیماری های زیتون (۲)
علائم پژمردگی ورتیسیلیومی ( روی افرا ) :

تغییر رنگ آوندها در پژمردگی ورتیسیلیومی ( این علامت معمولا در زیتون دیده نمی شود ) :

کلاهک های قارچ آرمیلاریا :

علائم پوسیدگی ناشی از آرمیلاریا روی چوب ( صفحات بادبزنی میسلیوم کاملا مشخصند):

ریزومرف های قارچ روی چوب :

پوسیدگی طوقه ناشی از فیتوفترا ( در سیب ) :

پوسیدگی فیتوفترایی ریشه ( در سیب ) :

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 29 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد