دانلود مقاله سوئیچ های LAN چطور کار می کنند؟

word قابل ویرایش
33 صفحه
4700 تومان

اگر مقالاتی راجع به شبکه یا اینترنت خواند ه باشید، می دانید که یک شبکه شامل گرها ( کامپیوترها ) یک رسانه اتصال ( باسیم یا بی سیم) و تجهیزات اختصاصی شبکه نظیر مسیر یاب ها (Routers ) و هاب ها می گردد.
در مورد اینترنت تمام این بخش ها با هم کار می کنند تا به کامپیوترتان اجازه دهند که اطلاعات را به کامپیوتر دیگری که می تواند در طرف دیگر دنیا باشد بفرستد.
سوئیچ ها بخش بنیادی اغلب شبکه های می باشند. آنها ارسال اطلاعات روی یک شبکه برای چندین کاربر در آن واحد بدون پایین آوردن سرعت همدیگر را ممکن می سازند.درست شبیه روترها که اجازه می دهند شبکه های مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، سوئیچ ها اجازه می دهند گره های مختلف ( یک نقطه اتصال شبکه، نوعاً یک کامپیوتر ) از یک شبیکه مستقیماً با دیگری به طریقی مؤثر و خالی از اشکال ارتباط برقرار کنند.

انواع بسیار متفاوتی از سوئیچ ها وشبکه وجود دارد. سوئیچ هایی که یک اتصال مجزا برای هرگروه در شبکه داخلی یک شرکت فراهم می کنند، سوئیچ های LAN نامیده می شوند.
اساساً یک سوئیچ یکسری از شبکه های لحظه ای ایجاد می کند که شامل فقط دو وسیله در ارتباط با یکدیگر در آن لحظه خاص می باشند. د راین مقاله ما روی شبکه های اترنت( Ethernet ) که از سوئیچ های LAN استفاده می کنند متمرکز خواهیم شد.
شما خواهید آموخت که یک سوئیچ LAN چیست وچطور transparent bridging کار می کند، علاوه بر این در مورد VLAN ها، trunking و spanning خواهید آموخت.

مبانی شبکه
دراینجا بعضی از بخش های بنیادی شبکه را ملاحظه می نمائید:
شبکه( Netawork ): یک شبکه، گروهی از کامپیوترهای متصل بهم می باشد به طوری که اجازه تبادل اطلاعات مابین کامپیوترها را می دهد
گره( Node): هر چیزی که به شبکه متصل می گردد، یک گره می باشد در حالیکه گره نوعاً یک کامپیوتر است، می تواند چیزهایی شبیه یک چاپگر یا CD-ROM tower هم باشد.
قطعه ( segment ) هر بخش از شبکه که بوسیله سوئیچ، bridge یا router از بخش های دیگر شبکه مجزا گردد، یک قطعه می باشد.
ستون فقرات ( Backbone ): کابل کشی اصلی یک شبکه که تمام قطعات به آن متصل می گردد، ستون فقرات شبکه می باشد. نوعاً ستون فقرات قابلیت حمل اطلاعات بیشتری را از قطعات مجزا دارد. به عنوان مثال هر قطعه ممکن است نرخ انتقال (transfer rate )Mbps 10 داشته باشد، در حالیکه ستون فقرات ممکن است در Mbps 100 عمل کند.

توپولوژی: توپولوژی روشی است که هر گره بطور فیزیکی به شبکه متصل می گردد. توپولوژی های متداول عبارتند از:
BUS : هر گره به صورت زنجیروار( daisy – chained ) و متصل شده درست یکی بعد از دیگری در امتداد ستون فقرات شبیه به چراغ های کریسمس می باشد. اطلاعات فرستاده شده از یک گره در طول ستون فقرات حرکت می کند تا به گره مقصد برسد. هر انتهای شبکه bus باید جهت جلوگیری از پس جهیدن سیگنال فرستاده شده و به وسیله یک گره در شبکه هنگامیکه به انتهای کابل می رسد، با یک مقاومت ختم شود.

حلقوی( ring ) : مشابه با شبکه bus، شبکه های ring هم دارای گره های زنجیروار هستند. با این تفاوت که انتهای شبکه به سمت اولین گره بر میگردد و یک مدار کامل را تشکیل می دهد. دریک شبکه حلقوی هر گره ارسال و دریافت اطلاعات را بوسیله یک علامت ( token ) انجام می دهد. token همراه با هر گونه اطلاعات از اولین گره به دومین گره فرستاده می شود که اطلاعات آدرس شده به آن گره استخراج و هر اطلاعاتی را که می خواهد بفرستد به آن اضافه می کند.سپس دومین گره token و اطلاعات را به سومین گره پاس می دهد و همین طور تا دوباره به اولین گره برگردد. فقط گره با token مجاز به ارسال اطلاعات می باشد. تمام گره های دریگر باید صبر کنند تا token به آنها برسد.

ستاره ای (Star ): در یک شبکه ستاره ای هر گره به یک دستگاه مرگزی به نام Hub متصل می شود. هاب سیگنالی را که از هر گره می آید می گیرد و آن را به تمام گره های دیگر شبکه می فرستد. یک هاب هیچ نوع فیلترینگ و مسیر یابی( routing ) اطلاعات را انجام نمی دهد. هاب فقط یک نقطه اتصال است که تمام گره های مختلف را به هم وصل می کند.
توپولوژی شبکه Star
Star bus : متداول ترین توپولوژی شبکه مورد استفاده امروزی یعنی star bus اصول توپولوژی های star و bus را برای ایجاد یک محیط شبکه همه منظوره ترکیب می کند. گره ها در نواخی خاص به هاب ها ( برای ایجاد star ) متصل می شوند و هاب ها در امتداد ستون فقرات شبکه ( شبیه به یک شبکه bus ) بهم متصل می گردند. اغلب اوقات همچنانکه در مثال زیر دیده می شود ستاره ها در ستاره ها به شکل تودرتو هستند:
شبکه محلی ( Local Area Network-LAN ): یک LAN شبکه ای از کامپیوترهایی است که در مکان فیزیکی عمومی یکسان، معمولاً در یک ساختمان یا یک فضای باز واقع شده اند. اگر کامپیوترها بسیار پراکنده و دور از هم ( در میان شهر یا در شهرهای مختلف ) باشند، در آن صورت نوعاً یک شبکه گسترده ( Wide Area Network-WAN ) مورد استفاده قرار می گیرد.

( NIC ) Network Interface Card : هر کامپیوتر ( اغلب دستگاه های دیگر)از طریق یک NIC به شبکه متصل می گردد. در اغلب کامپیوترهای رومیزی NIC یک کارت اترنت ( ۱۰یا ۱۰۰ Mbps ) است که داخل یکی از شکاف های مادر برد کامپیوتر قرار می گیرد.
Media Access Control (MAC) address : آدرس فیزیکی هر دستگاه در شبکه می باشد ( مثل آدرس NIC در یک کامپیوتر). آدرس MAC دو قسمت دارد که طول هر کدام ۳ بایت است. اولین ۳ بایت معرف شرکت سازنده NIC می باشد دومین ۳ بایت شماره سریال NIC است.
Unicast : انتقال از یک گره یک بسته ( packet ) را به آدرس یک گروه خاص می فرستد. دستگاه های ذی نفع در این گروه بسته های آدرس شده به گروه را دریافت می کنند. مثالی از این مورد می تواند یک روتر Cisco باشد که یک update را به تمام روترهای دیگر Cisco می فرستد.
Broadcast: در یک broadcast، یک گره بسته را به قصد ارسال به تمام گره های دیگر شبکه می فرستد

اضافه کردن سوئیچ ها
در ابتدایی ترین نوع شبکه ای که امروزه یافت می شود گره ها بسادگی با استفاده از هاب ها بهم وصل می شوند. همچنانکه شبکه رشد می کند، بعضی از مشکلات بالقوه در این پیکر بندی به وجود می آید:
مقیاس پذیری ( Scalability ): در یک شبکه هاب، پهنای باند مشترک محدود، قابلیت شبکه برای توسعه شبکه بدون فدا کردن کارائی را مشکل می سازد. امروزه برنامه های کاربردی به پهنای باندی بیش از پیش احتیاج دارند. در اغلب موارد کل شبکه باید در فواصل معین جهت آماده سازی برای رشد طراحی مجدد گردد.

مدت رکود ( Latency): مدت زمانی است که گرفته می شود تا یک بسته به مقصدش برسد. چون در یک شبکه متنی بر هاب هر گره باید منتظر فرصت ارسال به منظور اجتناب از برخورد ها ( Collisisons ) بماند، مدت رکود می تواند همچنانکه گره های بیشتری در شبکه اضافه می کنید، افزایش یابد. یا اگر کسی در حال ارسال یک فایل بزرگ در شبکه باشد، همه گره های دیگر مجبور به انتظار برای یک فرصت جهت ارسال بسته هایشان خواهند بود. شما احتمالاً قبلاً این حالت را در عمل دیده اید- سعی می کنید به یک سرور یا اینترنت دسترسی پیدا کنید، اما ناگهان همه چیز کند می شود تا به حالت خزیدن برسد.

خرابی شبکه ( Network failur ): در یک شبکه ، یک دستگاه در یک هاب می تواند سبب بروز مشکلاتی برای دیگر دستگاه های متصل به هاب به علت تنظیمات سرعت غلط ( Mbps 100 روی یک هاب Mbps 10 ) و یا broadcast بیش از اندازه گردد. سوئیچ ها می توانند جهت محدود کردن میزان broadcast پیکر بندی شوند.

برخوردها (‌ Collisions ) : اترنت از فرآیندی به نام CSMA/CD ( دسترس چند گانه حس کردن حامل با کشف برخورد – ) Carrier Sense Multiple Access With Collision Detection ) جهت ارتباط در شبکه استفاده می کند. تحت CSMA/CD یک گره اقدام به ارسال بسته به بیرون نخواهد کرد مگر اینکه شبکه عاری از ترافیک باشد. اگر دو گره همزمان بسته هایی را بیرون بفرستند، یک برخورد رخ می دهد و بسته ها گم می شوند.

سپس هر دو گره یک مقدار زمان تصادفی را صبر نموده دوباره اقدام به ارسال بسته ها می نمایند. هر قسمتی از شبکه که امکان آن وجود دارد که بسته ها از دو یا تعداد بیشتری گره با یکدیگر تداخل کنند به عنوان قسمتی از همان دامنه برخورد د نظر گرفته می شود. یک شبکه با تعداد زیادی گره روی یک قطعه یکسان غالباً تعداد زیادی برخورد و بنابراین دامنه برخورد بزرگی خواهد داشت. در حالیکه هاب ها روشی آسان را برای افزایش و کاهش مسافتی که بسته ها برای رسیدن از یک گره به گره دیگر باید بپیمایند فراهم می کنند، شبکه را عملاً به قطعات مجزا تفکیک نمی کنند. اینجاست که سوئیچ ها وارد می شوند.

یک هاب را همچون یک تقاطع چهارراه تصور کنید که هر کس باید در آن توقف کند. اگر همزمان بیش از یک اتومبیل برسند، باید برای نوبت حرکتشان منتظر بمانند. حال تصور کنید با یک دوجین یا حتی یکصد جاده متقاطع در یک نقطه چه اتفاق خواهد افتاد. زمان انتظار و پتانسیل برخورد به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. اما آیا شگفت انگیز نخواهد بود اگر یک پیچ خروج از هر کدام از آن جاده ها به جاده مورد نظرتان ببرید؟ این دقیقاً همان کاری است که یک سوئیچ برای شبکه انجام می دهد. یک سوئیچ شبیه به یک تقاطع چهارراه اتوبان است. هر اتومبیل می تواند برای رسیدن به مقصدش از یک پیچ خروجی برود بدون آنکه مجبور به توقف و انتظار برای ترافیک دیگران باشد.

یک تفاوت اساسی بین هاب و سوئیچ تمام پهنای باند کامل را برای خودش دارد. به عنوان مثال اگر ده گره در حال ارتباط بااستفاده از یک هاب در یک شبکه Mbps 10 باشند، آن وقت هر گره در هاب اگر گره های دیگر هم بخواهند با یگدیگر ارتباط برقرار کنند ممکن است فقط بخشی از Mbps 10 را بدست بیاورد. اما با یک سوئیچ هر گره می تواند احتمالاً Mbps 10 کامل ارتباط برقرار کند. حال به مقایسه جاده ای خودمان بیاندیشید.

اگر همه ترافیک به یک تقاطع مشترک برسد، هر خورو مجبور است آن تقاطع را با هر خود روی دیگر به استراک بگذارد. اما یک تقاطع اتوبان اجازه می دهد همه ترافیک از یک جاده به جاده دیگر در سرعت کامل ادامه یابد. در یک شبکه تمام سوئیچ ، سوئیچ ها همه هاب های یک شبکه اترنت را با یک قطعه اختصاصی برای هرگره جایگزین می کنند. این قطعات به یک سوئیچ که چندین قطعه اختصاصی ( گاهی تا صدها قطعه) را پشتیبانی می کند، متصل می گردند. از آنجا که تنها دستگاه در هر قطعه سوئیچ و گره می باشد، سوئیچ هر ارسال را قبل از رسیدن به گره دیگر بر می دارد.

سپس سوئیچ فریم را روی قطعه مناسب به پیش می برد. چون هر قطعه شامل فقط یک گره منفرد می باشد، فریم قط به گیرنده مورد نظر می رسد. این اجازه می دهد بسیاری از مکالمات بطور همزمان در یک شبکه سوئیچ انجام پذیرد.
بکارگیری سوئیچ اجازه برقراری اترنت کاملاً دو طرفه ( full-duplex ) را به شبکه میدهد. قبل از کاربرد سوئیچ، اترنت نیمه دو طرفه ( full-duplex ) بود، به این معنی که اطلاعات فقط از یک جهت در یک زمان می توانست انتقال یابد. در یک شبکه تمام سوئیچ هر گره قط با سوئیچ ارتباط برقرار می کند نه مستقیماً با گره های دیگر. اطلاعات می تواند بطور همزمان از گره به سوئیچ به گره حرکت کند.

شبکه های تمام سوئیچ هم کابل زوج بهم تابیده ( twisted-pair ) و هم فیبر نوری را بکار می گیرند که هر دو آنها از هادی های جداگانه ای برای ارسال و در یافت اطلاعات استفاده می کنند. در این نوع محیط، گره های اترنت می توانند از فرآیند تشخیص برخورد صرف نظر و هر موقع که بخواهند ارسال کنند، چون آنها تنها دستگاه های بالقوه ای هستند که می توانند به رسانه دسترسی پیدا کنند. به عبارت دیگر ترافیک جاری در هر جهت یک مسیر برای خودش دارد. این امر اجازه می دهد گره ها به سوئیچ ارسال کند همچنانکه سوئیچ به آنها ارسال می کند.

در واقع آن یک محیط مستقل از برخورد می باشد. ارسال در هر دو جهت می تواند بطور مؤثر سرعت آشکار شبکه را وقتی دو گره در حال تبادل اطلاعات می باشند دو برابر نماید. اگر سرعت شبکه Mbps 10 باشد، هر گره می تواند بطور همزمان در Mbps 10 ارسال کند.

تکنولوژی سوئیچینگ
شما می توانید ببنید که یک سوئیچ استعداد بالقونه برای تغییر اساسی روشی که در آن گره ها با هم به تبادل اطلاعات می پردازند را دراست. اما ممکن است از آنچه آن را از یک روتر متمایز می سازد متحیر شوید. سوئیچ ها معمولاً درلایه ۲ ( اطلاعات یا Data ) مدل مرجع OSI کار می کنند که از آدرس های MAC استفاده می کند در حالیکه روترها در لایه ۳ (شبکه) با آدرس های لایه ۳ ( IPX,IP یا Applealk بسته به آنکه کدام پروتکل لایه ۳ مورد استفاده قرار گیرد) کار می نمایند. الگوریتمی که سوئیچ ها برای تصمیم گرفتن آنکه چطور بسته ها ارجاع شوند استفاده می کنند با الگوریتم مورد استفاده توسط روترها متفاوت است.

یکی از این تفاوت ها در الگوریتم های سوئیچ ها و روترها در چگونگی اداره broadcast ها می باشد. در هر شبکه مفهوم یک بسته broadcast برای عملیاتی بودن شبکه حیاتی است. هر گاه یک دستگاه نیاز به ارسال اطلاعات داشته باشد اما نمی داند به چه کسی باید آن را بفرستد، یک broadcast می فرستد. بع عنوان مثال هر گاه بک کامپیوتر یا یک دستگاه جدید دیگر وارد شبکه شود، یک بسته broadcast برای اعلام حضورش می فرستد. گره های دیگر ( از قبیل یک سرور دامنه ) می توانند آن کامپیوتررا به browser list خود ( چیزی شبیه به فهرست راهنمای آدرس ها ) اضافه نمایند و مستقیماً با آن کامپیوتر از نقطه ای که در آن واقع شده به تبادل اطلاعات بپردازند. هرگاه یک دستگاه نیاز به دادن یک اعلان به بقیه شبکه را داشته باشد و یا مطمئن نباشد چه کسی گیرنده اطلاعات باید باشد از broadcast ها استفاده می شود.

یک هاب یا سوئیچ هر بسته broadcast را که دریافت می نماید به تمام قطعات دیگر در دامنه broadcast عبور خواهد داد ولی یک روتر این کار را نخواهد کرد. دوباره به مثالمان در مورد تقاطع چهاراه فکر کنید: تمام ترافیک از تقاطع عبور خواهد کرد بدون اینکه اهمیت داشته باشد که کجا می رود. حالا تصور کنید که این تقاطع در یک مرز بین المللی باشد. برای عبور از تقاطع باید آدرس مشخصی را که در حال رفتن به آنجا هستید به گارد مرزی ارائه نمائید. اگر مقصد مشخصی نداشته باشید گارد مرزی اجازه عبور به شما نخواهد داد. یک روتر شبیه به این مثال کار می کند. بدون آدرس مشخص از هر دستگاه دیگر، اجازه عبور بسته های اطلاعاتی از طریق خود را نخواهد داد. این چیز خوبی برای جدا نگهداشتن شبکه ها از همدیگر می باشد اما نه آنقدر خوب وقتی که بخوماهید مابین بخش های مختلف همان شبکه تبادل اطلاعات نمائید. اینجاست که سوئیچ ها وارد میدان می شوند.

سوئیچ های LAN متکی به راه گزینی بسته ( Packet- switching ) می باشند. سوئیچ یک اتصال به اندازه کافی طولانی مابین دو قطعه برای ارسال بسته جاری برقرار می سازد. بسته های ورودی ( بخشی از یک فریم اترنت) در یک فضای حافظه موقتی
( b uffer ) ذخیره می شوند، آدرس MAC گنجانده شده در header فریم خوانده شده سپس با لیستی از آدرس های نگهداری شده در Lookup table سوئیچ مقایسه می گردد. در یک LAN مبتنی بر اترنت، یک فریم اترنت شامل یک بسته معمولی به عنوان payload فریم، با یک header خاص شامل اطلاعات آدرس MAC برای مبدأ و مقصد بسته می باشد.

سوئیچ های مبتنی بر بسته یکی از سه روش زیر را برای مسیر یابی ترافیک انجام می دهند:
Cut-through
Store-and-forward
Fragment-free
سوئیچ های Cut-through به محض تشخیص بسته به وسیله سوئیچ، آدرس MAC را می خوانند. بعد از ذخیره کردن ۶ بایتی که اطلاعات آدرس را می سازد، آنها فوراً شروع به فرستادن بسته به گره مقصد می نمایند حتی اگر بقیه بسته در حال وارد شدن به سوئیچ باشد.
یک سوئیچ با استفاده از Store-and-forward کل بسته را در بافر ذخیره نموده و آن را قبل از فرستادن برای خطاهای CRC و مشکلات دیگر بررسی خواهد نمود. اگر بسته خطا داشته باشد دور انداخته خوهد شد. در غیر اینصورت سوئیچ آدرس MAC را خوانده و بسته را به گره مقصد می فرستد. بسیاری از سوئیچ ها دو روش را ترکیب می نمایند، به اینصورت که روش Cut-through را تا رسیدن به سطح خطای مشخص بکار برده آنگاه به Store-and-forward تغییر روش می دهند. تعداد بسیار کمی از Cut-through محض می باشند، چون این روش هیچ گونه تصحیح خطایی را فراهم نمی کند. یک روش کمتر متدوال fragment-free می باشد. این روش شبیه Cut-through کار می کند بجز اینکه اولین ۶۴ بایت بسته را قبل از فرستادن ذخیره می نماید. دلیل این امر اینست که اغلب خطاها و تمام برخوردها در خلال ۶۴ بایت اولیه یک بسته رخ می دهند. سوئیچ های LAN در طراحی فیزیکی شان متنوع هستند. در حال حاضر سه پیکر بندی معروف مورد استفاده می باشند:

Shred memory ( حافظه مشترک)- این نوع سوئیچ تمام بسته های ورودی را در یک بافر حافظه مشترک که بوسیله تمام پورت هی ( اتصالات ورودی/خروجی) سوئیچ به اشتراک گذاشته شده ذخیره می نماید، آنگاه آنها را از طریق پورت صحیح برای گره مقصد می فرستد.
Matrix (ماتریس)- این نوع سوئیچ یک توری مشبک داخلی که در آن پورت های وردوی و خروجی همدیگر را قطع می نمایند دارد. وقتی یک بسته روی یک پورت ورودی پیدا شود، آدرس MAC با Lookup tablc جهت پیدا کردن پورت خروجی مناسب مقایسه می گردد. آنگاه سوئیچ روی توری جائیکه این دو پورت همدیگر را قطع می کنند اتصال را برقرار می سازد.

Bus architecture (معماری گذرگاه) – بجای یک توری، یک مسیر انتقال اخلی
( گذرگاه مشترک-common bus )بوسیله تمام پورت ها با بکارگیری TDMA به اشتراک گذاشته می شود. یک سوئیچ براساس این پیکر بندی، یک بافر حافظه اختصاصی برای هر پورت و همچنین یک ASIC برای کنترل دسترسی باس داخلی دارد.

Transparent Bridging
اغلب سوئیچ های LAN اترنت سیستمی تحت عنوان Transparent Bridging برای ایجاد جداول lookup آدرس بکار می برند. Transparent Bridgingتکنولوژی است که اجازه می دهد یک سوئیچ هرچیزی را که احتیاج است درباره محل گره ها در شبکه بداند یاد بگیرد بدون آنکه مدیر شبکه مجبور به انجام چیزی باشد.
Transparent Bridging پنچ قسمت دارد:
Learinng
Flooding
Filtering
Forwarding
Aging
در اینجا خواهیم دید که Transparent Bridging چطور کار می کند:
سوئیچ به شبکه اضافه شده و قطعات مختلف به پورت های سوئیچ متصل می گردند.
یک کامپیوتر (گره A) در اولین قطعه (قطعه A)به یک کامپیور (گره B)در قطعه دیگر (قطعه C ) اطلاعات می فرستد.
سوئیچ اولین بسته اطلاعات را از گره A می گیرد. آدرس MAC را خوانده و در lookup table برای قطعه A ذخیره میکند. حالا دیگر سوئیچ میداند کجا A را هر وقت یک بسته به آن آدرس باشد پیدا کند. این فرآیند یادگیری( learning ) نامیده می شود.

چون سوئیچ نمی داند گره B کجاست بسته را به تمام قطعات بجز قطعه ای که به آن وارد شده ( قطعه A )می فرستد . وقتی یک سوئیچ یک بسته را به تمام قطعات برای پیدا کردن یک گره خاص می فرستد، بخش سیل آسا ( flooding) نامیده می شود.
گره B بسته را می گیرد و در تصدیق یک بسته را به گره A باز می فرستد.
بسته از گره B وارد سوئیچ می شود. حالا سوئیچ می تواند آدرس MAC گره B را به lookup table برای قطعه C بفرستد.چون سوئیچ قبلاً آدرس گره A را می داند، بسته را مستقیماً به آن می فرستد. از آنجا که گره A در قطعه ای متفاوت از گره B می باشد، سوئیچ باید دو قطعه را برای فرستادن بسته به هم متصل کند. این کار ارسال
( forwarding ) نامیده می شود.

بسته بعدی از گره A به گره B وارد سوئیچ می شود. حالا سوئیچ آدرس گره B را هم دارد، بنابراین بسته را مستقیماً به گره B ارسال می کند.
گره C اطلاعات را به سوئیچ برای گره A می فرستد. سوئیچ در آدرس MAC برای گره C نظاره می کند و آن را به lookup table برای قطعه A به قطعه ای دیگر برای رهسپار شدن اطلاعات از گره C به گره A نمی باشد. از این رو سوئیچ بسته های در حال حرکت مابین گره ها در قطعه یکسان را چشم پوشی خواهد کرد. این کار پالایش
( filering ) نامیده می شود.

همچنانکه سوئیچ گره ها رابه lookup table ها اضافه می کند، یادگیری و پخش سیل آسا ادامه پیدا می کند. اغلب سوئیچ ها برای نگهداری lookup table ها حافظه فراوانی دارند، اما برای بهینه کردن استفاده از این حافظه هنوز هم اطلاعات قدیمی را بر می دارند بطوریکه سوئیچ زمانی را برای جستجو در میان آدرس های کهنه تلف نمی کند. برای انجام این کار سوئیچ ازتکنیکی به نام تعیین عمر ( aging ) استفاده می کند. اساساً وقتی یک قلم به lookup table برای یک گره اضافه میشود،

به آن یک مهر زمان تخصیص داده می شود. هرگاه یک بسته از یک گره دریافت میشود، مهر زمان آن به روز می شود. سوئیچ یک تایمر قابل تنظیم بوسیله کار بر دارد که قلم ورودی را بعد از مقدار زمان معینی از عدم فعالیت از آن گره پاک می کند. این عمل منابع حافظه با ارزش را برای اقلام ورودی دیگر آزاد می نماید. همچنانکه می توانی ببینید Transparent Bridging یک روش مهم و اساساً مستقل از نگهداری برای اضافه کردن و مدیریت تمام اطلاعاتی است که سوئیچ برای انجام وظایفش به آن نیاز دارد.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
wordقابل ویرایش - قیمت 4700 تومان در 33 صفحه
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد