دانلود مقاله مدیریت اقتصادی

word قابل ویرایش
30 صفحه
8700 تومان
87,000 ریال – خرید و دانلود

مدیریت اقتصادی

توسعه اقتصادى
مفهوم توسعه
از نظر کارشناسان اقتصادى توسعه داراى تعاریف زیادى است و در این خصوص اتفاق نظر وجود ندارد.
انجمر فاجرلیند مى گوید:در حیطه تفکر اجتماعى و اقتصادى مفاهیمى وجود دارد که همواره داراى ابهام است یکى از این مفاهیم مفهوم توسعهDevel0pment است که با توجه به بینش هر اقتصاددان و با تکیه بر استراتژى سیاسى و عقیدتى که مبناى بینش خود قرار مى دهد این اصطلاح مفاهیم متعددى پیدا مى کند
وى اضافه مى کند:مفاهیمى مشابه مفهوم توسعه وجود دارد مانند:تغییرات اجتماعى ،توسعه اجتماعى و رشد و تکامل و نوگرایى

در ادامه فاجرلیند تعریف خود را از توسعه با تعریف فلچر به پایان مى برد به اعتقاد وى فلچر ابهام را از این لفظ بر طرف کرده است بنا به گفته وى توسعه از نظر فلچر عبارت است از:
به فعل در آوردن نیروهاى بالقوه موجود در هستى مانند:تکامل تخم ،نمو سلول گیاهى و تکامل انسان و حیوان ؛ بنابر این مفهوم توسعه با انسان و موقعیت اجتماعى وى انطباق بهترى دارد.

سپس فاجرلیند در توضیح تعریف فلچر مى گوید:چنین تعریفى از توسعه به نظر فلچر داراى اهمیت زیادى در برنامه ریزى تحول جامعه بشرى است زیرا او معتقد است که در جامعه و افراد توانمندیهاى خلاقى وجود دارد که اگر انسان به آن اهمیت کافى بدهد مى تواند آنرا از قوه به فعل در آورد (۳۸۴) این نظر با تعریف گالبرایت درباره توسعه هماهنگ است به نظر گالبرایت توسعه عبارت است از کشف تواناییهاى بالقوه در انسان و به تعبیر ساده اقتصادى مى توان توسعه را اینگونه تعریف کرد: مجموعه فعالیتهایى که به کمک آن مى توان در آمد ملى را طى یک دوره معین افزایش داد

و به تعبیرى تخصصى تر باید گفت توسعه اقتصادى به بررسى مشکلات کشورهاى در حال توسعه مى پردازد.
على رغم اینکه این مفهوم روشن است ولى ابهام به کلى از بین نمى رود یکى از دلایل آن دیدگاهى است که اقتصاددانان نسبت به مشکلات جهان دارند به عنوان مثال شومپیتر پیشرفت فنى را اساس توسعه مى داند و فرانسس پروکس دانشمند فرانسوى معتقد است که باید در جریان توسعه تغییرات اجتماعى و روانى صورت گیرد.

دکتر فایز حبیب مى کوشد که از تعاریف زیادى که براى توسعه شده است یک تعریف توصیفى ارائه دهد لذا درباره توسعه همه جانبه مى گویدتوسعه عبارت است از تطور یا تغییر ساختارىChngStructure جامعه در ابعاد اقتصادى سیاسى و اجتماعى و سازمانى به منظور تاءمین زندگى شرافتمندانه براى همه افراد جامعه .

این تعریف متضمن دو نکته است :۱- تغییر ساختارى ۲- تاءمین زندگى آبرومندانه براى هر فرد.
شاید بهترین تعریف از توسعه تعریف فلچر باشد چون بر اساس اصلى مترقى متمدن استوار است که عبارت است از به فعل در آوردن نیروهاى بالقوه موجود در انسان و در جهان هستى و این امر ممکن نیست مگر با برنامه ریزى همه جانبه که ابعاد مختلف انسان و جامعه را در نظر داشته باشد و به همین سبب توسعه بر اساس تعریف فلچر داراى ابعاد گسترده ترى از تعاریف متداول است على رغم اینکه این تعریف در سال ۱۹۷۶م ارایه شده است بر اساس این مفهوم توسعه هم جامعه را در بر مى گیرد و هم فرد را و در مورد همه کشورها حتى کشورهاى پیشرفته صدق مى کند و این کشورها نیز نیازمند توسعه اند زیرا همیشه در آنها منابع دست نخورده وجود دارد.

استراتژى توسعه
دانستیم که هدف از توسعه تحقق بالاترین حد ممکن از فعالیت هاى اقتصادى است که داراى تاءثیر قطعى در پیشرفت است و نیز پیروى از برنامه هاى خردمندانه است که بتواند اقتصاد را به سوى یک نظام اقتصادى اجتماعى و سیاسى مطلوب به پیش ببرد که از آن به استراتژى توسعه تعبیر مى شود.
دکتر صبرى سعدى مى گوید:براى تحقق میانگین بالاى رشد اقتصادى در کشورهاى مختلف دو سیاست باید بطور همزمان به اجرا در آید:
سیاست اول در پى افزایش قدرت تولید منابع اقتصادى است که عملا در فرایند تولید توسط جامعه به کار گرفته مى شود آنهم از طریق توزیع مجدد این منابع به شکلى که از نظر اقتصادى کار آمد تر باشد.

سیاست دوم مى کوشد تا از راه سرمایه گذارى کافى و افزایش تواناییهاى جدید تولید انباشت سرمایه را محقق سازد دکتر سعدى مى گوید:اگر بخواهیم به یک نظام پیشرفته و نوین اقتصادى و اجتماعى در عراق برسیم این امر مستلزم تنظیم و پیاده کردن برنامه اى جامع در ابعاد گوناگون جامعه است مسلما چنین برنامه مهمى به مسائل اقتصادى محدود نمى شود بلکه تمام شئون اجتماعى و سیاسى پیشرفت جامعه عراق را در بر مى گیرد
بنابر این توسعه در چهارچوب اقتصاد منحصر نمى شود بلکه با انسان رابطه تنگاتنگى دارد که اساس و محور اصلى بهره مندى و فعال کردن منابع محسوب مى شود و مى تواند منابعى جدید را به توانمندیهاى جامعه بیافزاید.

انسان در تمام مراحل توسعه نقش اساسى دارد و نمى توان او را از برنامه توسعه حذف کرد حتى در کشورهاى پیشرفته صنعتى که انسان به ابزار تبدیل شده است نمى توان نقش او را در توسعه نادیده گرفت .
اقتصاددان سوئدى فاجرلیند با استناد به دیدگاه فلچر در سال ۱۹۶۷م مى گوید:
ما مى کوشیم عاملى را پیدا کنیم که با دخالت خود بتواند عناصر اساسى توسعه را که در جامعه و فرد وجود دارد بیرون بکشد و آن را براى نیل به زندگى اجتماعى متکامل در چهارچوب توسعه از قوه به فعل در آورد.

پى در ادامه مى گوید:مسلما این عامل جز تعلیم و تربیت چیزى نیست و ما معتقدیم که تعلیم و تربیت دو عنصر اساسى توسعه به شمار مى رود.
هدف وى از بیان این سخن آن است که انسان به عنوان اساس و مبناى توسعه اجتماعى قرار گیرد زیرا تعلیم و تربیت به انسان اختصاص دارد نه جمادات و نیز این نکته را بیان مى کنند که انسان مى تواند با تواناییهاى خود در به گردش در آوردن چرخ توسعه سهیم باشد بر همین اساس مبناى توسعه دو چیز است :
۱- توسعه انسان و جامعه

۲- توسعه منابع
و ما به هنگام بررسى هدفهاى توسعه در اسلام درباره این موضوع سخن خواهیم گفت .
اهداف توسعه
توسعه مى کوشد که جامعه را به مرحله بلوغ اقتصادى برساند به طورى که منابع به حدى فراهم باشد که افراد جامعه همگى بتوانند در رفاه و آسایش ‍ زندگى کنند از نویسندگان معاصر که درباره اهداف توسعه و مراحل رسیدن به آن بیشتر بحث کرده والت روستواست که دیدگاه وى در این خصوص تاءثیر بسزایى در استراتژى اقتصادى کشورهاى صنعتى کشورهاى صنعتى و در حال توسعه حتى کشورهاى کمتر توسعه یافته داشته است .
روستو معتقد است که براى رسیدن به بلوغ اقتصادى باید پنج مرحله را پشت سر گذاشت .

۱- مرحله جامعه سنتى ۲- مرحله انتقال یا ایجاد مقدمات ۳- مرحله وقوع انتقال یا جهش اقتصادى ۴- مرحله بلوغ یا حرکت به سوى رشد و توسعه پایدار ۵- مرحله فراوانى تولیدات و مصرف انبوه تمام اقشار جامعه

در مرحله سوم ،روند رشد در جامعه شتاب مى گیرد و چون سیلى بنیان کن همه موانع و مشکلات را از سر راه بر مى دارد و براى رسیدن به این هدف باید تغییرات اساسى در ساختار سیاسى اجتماعى و اقتصادى جامعه بوجود آید؛ حتى در ارزشهایى که در حرکت و رشد جامعه موثر باید تجدید نظر کرد تا بتوان انگیزه و جرقه لازم را براى حرکت ایجاد کرد.

نکته اى که از نظریه روستو براى ما اهمیت دارد هدفى است که وى براى توسعه اقتصادى وضع مى کند یعنى توسعه اقتصادى در نظر وى مصرف انبوه و زیاد است که از فراوانى کالا و نقدینگى ناشى مى شود ولى باید دید تا چه حد این نظریه با دیدگاه اسلام نسبت به توسعه همخوانى دارد؟ و آیا اصولا در اسلام توسعه اقتصادى وجود دارد؟

توسعه در اسلام
بدون تردید اسلام دین پیشرفت و ترقى است و همه را به برنامه ریزى و تسلط بر منابع فرا مى خواند به شکلى که زندگى شرافتمندانه را براى انسانها تضمین کند و این امر جز با توسعه و پیشرفت عوامل تولید ممکن نیست زیرا از این طریق مى توان بازار را از نیازهاى ضرورى عامه مردم اشباع کرد.
مسلمانان در آغاز حکومت اسلامى در مدینه منوره موضوع توسعه را تجربه کردند و اسلام قوانین بسیارى را وضع کرد که بعدها مبناى اصلى نظام اقتصادى اسلام را تشکیل داد این قوانین عبارتند از:

۱- قانون احیاى زمین موات ۲- قانون تحریم ربا۳- قانون مضاربه مزارعه و…۴- قانون وام بلاعوض ۵- قانون ارث و تقسیم سرمایه بین ورثه ۶- قانون تقسیم کار
این قوانین و غیر آن در حد خود شیوه اى را شکل دادند که ثمره نهایى آن توسعه ثروت و استفاده و بهره مندى از زمین جلوگیرى از انباشته شدن ثروت از راه ربا و نظایر آن بود و اسلام با این قوانین توانست حیات اقتصادى را از چهار چوب و دایره فردى خود در پیش از اسلام که فعالیت آن در حد شایستگى هاى فردى محدود مى شد به حالت اجتماعى و گروهى در آورد که موجب پدید آمدن نظام اقتصادى گردید.

در دوره حکومت پیامبر در مدینه که فعالیت اقتصادى تقریبا به کشاورزى محدود مى شد کار بدین شیوه ادامه یافت و با گسترش قلمرو حکومت اسلامى و الحاق بسیارى از زمینهاى کشاورزى به سرزمین مسلمانان و با ازدیاد غنایم نیاز به توسعه شدیدتر و قویتر شد چون عناصر اقتصادى در همه زمینه ها افزایش نشان مى داد از آنجمله افزایش تعداد مسلمانان غنایم زمین هاى مناسب کشاورزى و در کنار آن تفاوت اقتصادى در قدرت و ضعف تولید در زمینها و نیز انواع محصولات دیده مى شد و در بعضى مواقع درآمدهاى مالیاتى نیز افزایش مى یافت و لازم بود که بخشى از آن سرمایه گذارى شود زیرا انباشته شدن آن در بیت المال سودى در بر نداشت و همه این مسائل اقتضا مى کرد که براى حل مشکلات پیش از آنکه بروز کنند و به بحرانى تبدیل شوند برنامه ریزى اقتصادى کرد.

زمانى که امام على علیه السلام زمام حکومت را به دست گرفت جامعه اسلامى از تبعیض و تفاوت اقتصادى رنج مى برد و اگر وضع بدین منوال ادامه مى یافت ممکن بود به بروز نظام طبقاتى در جامعه منجر گردد از اینرو شورشى که به کشته شدن عثمان منتهى شد در واقع شورش علیه نظام طبقاتى بود و هدفش عدالتخواهى و با بیعت امام امیرالمومنین علیه السلام دوره تازه اى از حیات اقتصادى آغاز شد لذا مى باید بیش از این به این پر بار و شکوفا از تاریخ اسلامى پرداخت .

مفهوم توسعه از دیدگاه امام على علیه السلام
لفظ و مفهوم اصطلاح توسعه که معادل عربى آن تنمیه است در سخنان امام علیه السلام آمده است .
امام مى فرماید:الاقتصاد ینمى القلیل؛ میانه روى کم را زیاد مى کند توسعه مى دهد.الاقتصاد ینمى الیسیر ؛ میانه روى اندک را مى افزاید توسعه مى دهد.
بر این اساس کم و اندک مى تواند ثروت یا منابع طبیعى یا هر چیزى شبیه این دو باشد و کلمه نمو که در لفظ با کلمه تنمیه توسعه عم ریشه است ؛ در سخنان امام علیه السلام بکار رفته است و مفهوم آن افزایش تولید با بکار گیرى مواد و منابع اندک است و لفظ تثمیر در کلام امام علیه السلام نیز به مفهوم توسعه تنمیه بکار رفته است و منظور از آن استفاده از منابع موجود براى رسیدن به بیشترین مقدار ثروت است امام کلمه تثمیر را اینگونه بکار برده است :

و بعضهم یحب تثمیر المال بعضى بارور ساختن مال را مى پسندند یعنى باید مال و ثروت در مسیر سرمایه گذارى قرار گیرد تا ثمرات خوبى از آن بدست آید.
بنابر این توسعه از نظر امیرالمومنین على علیه السلام افزایش سرمایه و منابع است که از طریق کار بر روى آن حاصل مى گردد اگر این گفتار را با دیگر گفتارهاى امام که بعد از این ذکر خواهیم کرد در کنار هم قرار دهیم به دیدگاه کامل امام درباره مفهوم اهداف و شیوه هاى توسعه دست خواهیم یافت و هیچ عجیب نیست زیرا که توسعه به عنوان شیوه افزایش ثروت و تولید از دیرباز در جوامع معمول بوده است و اشتباه است اگر تصور کنیم که این مفهوم پس از جنگ جهانى دوم

مطرح شده است گر چه جنگ نیاز به توسعه را بیشتر مى کند اما این مفهوم در طول تاریخ و در اعصار مختلف با کاربردهاى مختلفى رایج بوده است .
امام على علیه السلام از روزهاى آغازین حکومت اهداف اقتصادى را پایه گذارى کرد که مى توان آنرا در چهار چوب مفاهیم توسعه به حساب آورد.
اءفضل على من شئت تکن اءمیره و استغن عمن شئت تکن نظیره و اءحتج الى من شئت تکن اءسیره ؛
به هر کس که ببخشى امیرش گردى از هر کس که بى نیاز شوى همتاى او مى گردى به هر که نیازمند شوى در بند او گردى .

لا نعمه فى الدنیا اءعظم من طول العمر و صحه الجسد ؛ هیچ نعمتى در دنیا بزرگتر از طول عمر و سلامتى بدن نیست
خیر الدنیا و الاخره فى خصلتین الغنى و التقى و شر الدنیا و الاخره فى خصلتین :الفقر و الفجور ؛ خیر دنیا و آخرت در دو خصلت است بى نیازى و پرهیزگارى و شر دنیا و آخرت در دو خصلت نیازمندى و تبهکارى است )

الاوان من النعم سعه المال و اءفضل من سعه المال صحه البدن تقوى القلب ؛ هان بدانید که توانگرى از نعمتهاست بهتر از آن تندرستى است و بهتر از تندرستى تقوا و پارسائى قلب است .
از گفتارهاى بالا مى توان اهداف زیر را استخراج کرد:
اول :رسیدن به درجه بى نیازى با افزایش درآمد فردى و ملى
دوم :پى ریزى جامعه اى سالم
سوم :پى ریزى جامعه اى پرهیزگار

اول :رسیدن به درجه بى نیازى
در بحثهاى گذشته تاءکید شد که اسلام جامعه اغنیا و توانگران را پى ریزى مى کند و بر خلاف ادیان تحریف شده و مذاهب فکرى و سیاسى دیگر وجود یک فقیر را هم نمى پذیرد مسیحیت تحریف شده اعتقاد دارد که فقر و تنگدستى جریمه اى است که انسان باند براى مجازات گناهانى که دیگران مرتکب شده اند بپرداز کشیش اءگوستین مى گوید:عبودیت و بندگى جزاى گناهى است که آدم و حوا مرتکب شده اند یعنى فقیر باید فقیر بماند و غنى باید غنى بماند چون کیفرى از جانب خداوند است و جایز نیست که فقیر بر ثروتمند بشورد چون در آن صورت بر اراده الهى شوریده است .

در سایه اندیشه هاى مسیحیت تحریف شده مارکس حق دارد که بگوید دین افیون توده هاست .زیرا چنین دینى اراده فقیر را سست مى کند و نمى گذارد آنان وضع خود را بهتر کنند اما نباید کلامش را متوجه ادیان دیگر کند جامعه سرمایه دارى جامعه اى است که ثروتمندان در اقلیت اند و فقیران در اکثریت نظام سرمایه دارى با گرفتن مالیات از ثروتمندان و پرداخت آن به نیازمندان خواسته است که فقر را از بین ببرد اما این درآمدها دوباره به جیب ثروتمندان سرازیر مى گردد؛ یعنى براى پرداخت سود وامهایى که آنان در اختیار دولت گذاشته اند دوباره به خودشان باز مى گردد و فقیران از آن سهمى ندارند

در جامعه کمونیستى همه فقیر و نیازمند دولت اند و بعنوان کارمند دولت حقوق مى گیرند.
از میان همه مذاهب و مکتبهاى فکرى و سیاسى این اسلام است که سرافراز و سربلند ایستاده است و فقرا را با اغنیا در ثروت و بى نیازى برابر مى داند و شعار اسلام همین گفتار امام است که مى فرماید:

اءفضل على من شئت تکن اءمیره و استغن عمن شئت تکن نظیره ؛ به هر کس که ببخشى امیرش گردى از هر کس که بى نیاز شوى همتاى او گردى .(
مسلمانان اسلام را براى دیگر ملتها به ارمغان بردند زیرا آنان پیش از آنکه در مال و ثروت بى نیاز باشند داراى نفسهاى غنى و توانگر بودند و اسلام هیچ کشورى را به طمع ثروت چنانکه امروز حکومتهاى استعمارى انجام مى دهند نگشوده است فرق بین اسلام و استعمار آن است که اسلام پیش از آنکه کشورها را فتح کند قلبها را فتح مى کند.

در حالى که ملتها براى حفظ کرامت و ذخایر خود همیشه با استعمارگران در ستیزند.
مسلمانان بر اساس این اصل که فرمود به هر کس که ببخشى امیرش گردى دیگر ملتها را یارى مى کردند و آنان وقتى در میان مسلمانان جامعه اى ایده آل یافتند که هدفى جز تبلیغ رسالت نداشت به دین اسلام گرویدند دینى که نه طمع مادى او را به رویایى با مشکلات واداشت و نه طمع سلطه جویى بلکه تنها و بزرگترین هدفش این بود که مردم با گرویدن به اسلام سعادتمند شوند همانطور که اسلام خود سعادتمند بود.
دوم :پى ریزى جامعه اى سالم

اسلام مى خواهد که جامعه اى سالم و عارى از هر گونه بیمارى پى ریزى کند و برنامه جامعى را براى حفظ بدن از انواع بیماریها معین کرده است و لذا ثروت جامعه را براى حفظ بهداشت عمومى به کار مى گیرد نباید از نظر دور داشت که مهمترین برنامه هاى توسعه در کشورهاى جهان تامین شرایط بهداشت عمومى است با از بین بردن در توسعه سهیم باشد ولى جامعه بیمار نمى تواند حتى یک گام در جهت توسعه درست بردارد به همین جهت ، اسلام رعایت سلامت مردم را هدف اصلى اهداف دولت قرار داده است

امام على علیه السلام مى فرماید:
لا نعمه فى الدنیا اعظم من العمر و صحه الجسد، (۴۰۵) هیچ نعمتى در دنیا بزرگتر از طول عمر و سلامتى بدن نیست
و نیز فرمود: الا و من سعه المال و اءفضل من سعه المال صحه البدن ؛ (۴۰۶) هان بدانید که توانگرى از نعمتهاست و بهتر از آن تندرستى است .
این دو گفتار زیباترین رابطه را بین توسعه و سلامتى و بین میانگین عمر ترسیم مى کند که ثمره حاصل از توسعه است امروزه میزان پیشرفت کشورها را با میانگین عمر انسان در آن کشور مى سنجد زیرا میانگین عمر انسان در کشورهاى پیشرفته خیلى بیشتر از میانگین عمر در کشورهاى عقب افتاده است به عنوان مثال میانگین عمر انسان در افغانستان از ۴۴ سال تجاوز نمى کند در حالى که همین میانگین در ایسلند به ۷۹ سال مى رسد و این عمرى است که هنگام تولد همه انتظار دارند.(۴۰۷)

بدون شک رفاه اقتصادى یکى از عوامل موثر در طولانى شدن عمر است و عمر طولانى به نوبه خود قدرت کار را در جامعه بالا مى برد که طبیعتا در سرعت بخشیدن به کارهاى توسعه و پیشرفت اقتصادى موثر خواهد بود مى توان دو گفتار گذشته را در نمودار زیر ترسیم کرد:

با پیشرفت اقتصادى از رهگذر توسعه سرمایه هاى مطلوب براى پوشش دادن طرحهاى خدماتى و تاءمین امکانات رفاهى که در بهداشت و سلامت جامعه نقش دارد فراهم مى گردد. و با همین سرمایه ها مدارس بیمارستانها و دانشگاهها ساخته مى شود و با تاءسیس دانشکده هاى پزشکى و تربیت پزشکان سطح بهداشت و سلامتى جامعه بالا مى رود جامعه سالم جامعه اى است که توانایى کار دارد و مى تواند در مسیر توسعه گام بردارد بدین ترتیب گردش میان توسعه و بهداشت و عمر و کار کامل مى گردد و نهایتا توسعه محقق مى شود قدرت تولید دو چندان مى گردد و حرکت جامعه در مسیر توسعه شتاب مى گیرد.
سوم :پى ریزى جامعه اى پرهیزگار

دو نوع جامعه وجود دارد:جامعه اى که با انگیزه ها و عوامل خارجى حرکت مى کند و هرگاه این انگیزه ها کم رنگ شود جامعه از حرکت باز مى ماند و جامعه اى که با عوامل و انگیزه هاى درونى حرکت مى کند و چنین جوامعى در کمال آگاهى و احساس مسئولیت قرار درند و به همین جهت قانون و عوامل خارجى دیگر در آن رنگى مى بازد و اسلام براى آنکه چنین جامعه ایده آل را پى ریزى کند که بر اساس انگیزه هاى درست حرکت کند نیازى ندارد که کسى به او بگوید این گار را انجام بده و آن را انجام نده رسالتى که اسلام در قبال بشریت دارد آن است که بشریت را به این سطح ایده آل از محاسن و صفات نیکو برساند و در برنامه اى

تربیتى سیاسى و اقتصادى اسلام نیز آمده است تا این عوامل خیر را در درون انسان تقویت کند و به عنوان محرک درونى بدون واسطه انسان را به حرکت در آورد اقتصاد عامل مهمى است تا این واقعیت را اصالت ببخشد زیرا انسان تنها زمانى مبادرت به کار خیر مى کند که در نیازهاى اساسى خود به مرحله اشباع رسیده باشد و این منطق قرآن کریم است که مى فرماید:

فلیعبدوا رب هذه البیت الذى اءطعمهم من جوع و امنهم من خوف ؛ پس باید پروردگار این خانه را بپرستند آنکه به هنگام گرسنگى طعامشان داد و از بیم در امانشان داشت .(۴۰۸)
به همین سبب اسلام تلاش کرده است تا جامعه اى ثروتمند ایجاد کند و اگر در چنین جامعه اى ثروت بر اساس شیوه اسلام ناب پى ریزى شود خیر و صلاح در آن جامعه ریشه دار مى گردد البته این بدان معنى نیست که اگر انسان پس از آنکه ثروتمند شود با تقوى خواهد شد زیرا اگر ثروت به دور از دین و فضایل دینى باشد به تباهى و فجور منتهى مى گردد چون میان ثروت و تقوى ارتباط تنگاتنگى است و این ارتباط در حقیقت میان جهت دهى مسائل اقتصادى از یک سو و مسائل دینى و تربیتى از سوى دیگر است .

جامعه باید همزمان با حرکت به سوى توسعه و تکامل حیات انسانى است یعنى ارزشهاى مادى و معنوى همزمان و هماهنگ در ابعاد مادى و معنوى توسعه و تکامل یابد و ما وقتى درباره جامعه متقى پس از جامعه ثروتمند سخن گفتیم نخواستیم بین آن دو تقدم و تاءخر یا جدایى قایل شویم بلکه طبیعت و تربیت بحث اقتضا مى کرد و گرنه در عمل میان آن دو جدایى وجود ندارد زیرا چنانکه گفته شد ایجاد جامعه بدور از تقوى به طغیان و سرکشى جامعه منتهى مى گردد:
و ان الانسان لیطغى اءن راه استغنى ؛ چون انسان خود را بى نیاز ببیند طغیان مى کند.(۴۰۹)

اگر جامعه اى فقیر که از فسق و فجور رنج مى برد بخواهد به جامعه اى متقى و در عین حال ثروتمند تبدیل شود؛ باید بطور هماهنگ در ارزشهاى اخلاقى شیوه هاى زندگى و نیز میزان درآمد تحول ایجاد کند و به اختصار باید گفت که جامعه باید در جنبه هاى مادى و معنوى متحول شود چنین تحولى را باید در تحول اقتصادى اخلاقى دانست از دنیاى منحط و پست به دنیاى والا این تحول تنها در ارزشهاى اخلاقى نیست زیرا جامعه اى که متقى باشد و نتواند نیازهاى مادى خود را تاءمین کند نمى تواند در برابر جوامع دیگر سربلند و سرافراز باشد این شیوه و راه انتقال از شر به خیر است که یکى از اهداف بزرگ حکومت اسلامى به شمار مى رود.امام على علیه السلام مى فرماید:

خیر الدنیا و الاخره فى خصلتین :الغنى و التقى و شر الدنیا فى خصلتین الفقر و الفجور (۴۱۰)؛
خیر دنیا و آخرت در دو خصلت است :ثروتمندى و پرهیزگارى و شر دنیا در دو خصلت است :تنگدستى و تبهکارى .این نمودار به ما نشان مى دهد که :

– چگونه انسان از محیط شر و بدى به محیط خیر قدم مى گذارد.
– چگونه فقر تبهکارى در یگدیگر تاءثیر متقابل دارند.
– چگونه فقیر مى تواند با دور شدن از تبهکارى لباس تقوا به تن کند و ثروتمند گردد.
– و نهایتا چگونه ثروتمند با در افتادن به ورطه تبهکارى فقیر مى گردد.
در اینجا این سئوال به ذهن خطور مى کند که رابطه تقوى با توسعه چیست ؟

اگر توسعه کارى موثر و تلاشى همه جانبه باشد در این صورت انسان به انگیزه اى قوى نیاز دارد تا تواناییهاى درونى خود را کشف و آشکار سازد و چه انگیزه اى قویتر از عقیده اى روشن که انسان را جانشین و خلیفه خداوند در این هستى مى داند و بزرگترین مسئولیتها را بر عهده او قرار مى دهد و تقوى تنها راه پاى بندى و حفظ این مسئولیت است و در عین حال عامل سعادتمندى انسان در زندگى است چه انسان تنها به نان زنده نیست و اگر توسعه به خاطر سعادت بشر است باید گفت که سعادتمندى انسان تنها در گرو اقتصاد نیست بلکه نیازمند چیزى فراتر از اقتصاد است .

دکتر ابراهیم دسوقى استاد علم اقتصاد در دانشگاههاى مغرب مى گوید:
مساءله توسعه اقتصادى چنانکه به ذهن بعضى از مردم متبادر مى شود تنها مساءله اى اقتصادى نیست بلکه مساءله اى عقیدتى ،فرهنگى ،سیاسى و اجتماعى و اخلاقى است و باید براى تحقق و استمرار آن محیط و بستر مناسب فراهم کرد چه بدون فراهم ساختن محیط و بستر مناسب نمى توان براى فرد و جامعه در مسیر طولانى و توانفرساى توسعه حرکت و پیشرفتى را تصور کرد.(۴۱۱)
لودویک ج ماى اقتصاددان غربى نیز عقیده اى مشابه دارد مى گوید:

هر حکومتى که اعتقاد داشته باشد که آسایش و رفاه بشر در گرو امور مادى است و به این گمان که سعادت انسان را تاءمین مى کند؛ به تولید کالاهاى اقتصادى بپردازد خطاى فاحش است زیرا اشتباهست که حکومت ها بپندارند که توسعه و شکوفایى اقتصادى مشکلات بشریت را حل مى کند در ادامه تاءکید مى کند که این اعتقاد مادى صرف براى ملتهاى دنیا مصیبت و گرفتارى ببار مى آورد.(۴۱۲)

اگر تاریخ را با دقت مطالعه کنیم و وقایع تاریخى را با دقت از نظر بگذرانیم در مى یابیم که جهان امروز مدیون آن دسته از افرادى است که در دوره هاى مختلف تاریخ ظهور کردند و با استفاده از استعدادها و توانمندیهاى خود چرخهاى زمان را به جلو راندند و اگر اینان نمى آمدند و توان خویش را ظاهر نمى ساختند و آنرا در جهت پیشرفت حیات انسان بکار نمى گرفتند ما امروز در شرایط خاص آغاز قرن بیست و یکم بسر نمى بردیم بلکه جهان امروز هنوز در ظلمات جهل و نادانى

مى زیست به فرض اینکه این مخترعان نمى آمدند و براى ما ماشین بخار، الکتریسیته و دیگر اختراعات بشرى را پدید نمى آوردند تاریخ پیش از اینها از حرکت باز مى ماند زیرا پیشرفت بشریت جبرى و بدون دخالت اراده انسان صورت نمى گیرد بلکه بسته به اراده و قدت انسان است و اگر این اراده باز ایستد پیشرفت نیز متوقف مى ماند به همین سبب اسلام براى انسان اهمیت بسیارى قائل است و او را اساس همه خوبیها قرار مى دهد همانطور که اگر از وظیفه خود باز بماند اساس همه بدیهاست .

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 8700 تومان در 30 صفحه
87,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد