مقاله در مورد باج و خراج

word قابل ویرایش
56 صفحه
11700 تومان
117,000 ریال – خرید و دانلود

باج و خراج

۱-باج و خراج چیست؟ با مراجعه به کتابهای مختلف و افراد آگاه تعدادی از چیزهایی که به عنوان باج و خراج گرفته می شد نام ببرید.

باج به معنی پول یا شیئی را به زور از کسی گرفتن و خراج یعنی پولی یا کالایی را باب ضرر و زیان به کسی دادن. در قدیم کشورهایی که با اسلام در جنگ بودند پس از شکست خوردن اگر مسلمان می شدند هیچ، و اگر می خواستند به دین خود (مسیحی، یهودی یا زرتشیت) بمانند ۲ شرط اساسی داشت:
۱- اول اینکه در این صلح نامه حق تجاوز به حریم مسلمانان را نداشتند.

۲- دوم آن که سالانه مقداری طلا و محصولات آن کشور را به عنوان باج و خراج به دولت اسلامی بدهند و مقدار باج و خراج نسبت به جمعیت و سرزمین آنها تفاوت داشت هر چه سرزمین و جمعیت آنها بیشتر بود باید باج و خراج بیشتری می دادند.
در زیر به برخی از غزوات پیامبر که در آنها از دشمن باج و خراج گرفته می شد اشاره شده است:

غزوه دومه الجندل
دومه محلی است در ده کیلومتری راه کوفه و راه دمشق به مدینه میان حجاز و شام و حاکم آنجا اکیدبن عبدالملک نصرانی بود که تحت حمایت و اطاعت قیصر بسر می برد او لشکری جمع کرد و به طرف مدینه حرکت کرد پیغمبر به محض وصول این خبر با هزار نفر حرکت فرموده در راه اعتام و احشامی نصیب مسلمین شد و چون به دومه الجندل رسیدند دشمن فرار کرد و پس از سه روز

اقامت پیامبر با قشون اسلام به مدینه باز گشتند. این غزوه نیز در ماه شعبال سال پنجم رخ داد.
در غزوه بنی قریظه علی (ع) به نزدیکی قلعه دشمن برفت، چون او را دیدند گفتند این همان قاتل عمروبن عبدود است. پرچم را کنار دیوار حصار آنها نصب کردند و بیست و پنج روز آنها را در محاصره گرفتند پس از طول محاصره به قضاوت سعد بن معاذ حاضر شدند هرچه او می گوید همان کنند

سعد گفت مردان آنها را بکشید و زنان آنها را اسیر کنید و اموال آنها را تقسیم نمائید پیغمبر فرموده بحکم خدا قضاوت کردی حی بن اخطب رئیس آنها بیرون آمد فهمید علی او را خواهد کشت و گفت قاتل من مرد بزرگی است و یک یک مردان آنها را اسیر گفتند و اسلام آموختند و اموال آنها را تقسیم کردند.
فتنه بی قریظه هم بدست علی (ع) و فرمان پیامبر(ص) از بین رفت و مسلمین مدینه از شر یهودیان اطراف شهر و دیار خود آسوده خاطر شدند.

۲- اثرات سوء استفاده از بمبهای شیمیایی

سرآغاز
استفاده از جنگ افزارهای شیمیایی پیشرفته کابرد آن با گاز اشک آور و مهوع به وسیله رژیم متجاوز عراق درجبهه جنوبی در تابستان ۱۳۶۱ آغاز گردید پیوسته روند فزاینده ای داشته است استفاده از عوامل شیمیایی بعد از عملیات حاج عمران و پیروانش از مرداد ۱۳۶۲ کابرد گسترده گاز اعصاب برای اولین بار در تاریخ جنگهای شیمیایی درجزایر مجنون در اواخر زمستان ۱۳۶۳، همچنین کابرد گاز خردل و عوامل اعصاب و خون در جاده فاو- بصره در اواخر بهمن ۱۳۶۴ به کارگیری گازهای شیمیایی در سردشت و اوایل تابستان ۱۳۶۶ و سرانجام کاربرد ترکیبی از گاز خردل- سانور و

اعصاب درحلبچه، جنایات جنگی رژیم عراق به اوج خود رسید کاربرد گسترده جنگ افزارهای شیمیایی بوسیله عراق دراین منطقه از جهان، آنهم علیه کشوری که در مصاف جدی برای احقاق حق است ، تا کنون در هیچ یک از جنگهای جهانی سابقه نداشته است. اقدامات غیر انسانی عراق که تماما برخلاف عرف، قوانین و قراردادها و کنوانسیونهای بین المللی است، مدت شش سال است که پیوسته بطور مستمر در بعدی کاملا وسیع ادامه داشته است شگفت آنکه عراق

از کاربرد چنین جنگ افزارهایی که در زمره جنگ افزارهای کشتار دسته جمعی در سطح جهانی محسوب می شود مطلقا هیچگونه هراس و پروایی به خود راه نداده است.
قرن اخیر ، قرن تحولات عظیم در تمامی شئون زندگی انسان بویژه پیشرفت شگرف در قلمرو دانش و تکنولوژی نظامی است تحولات در زمینه تکامل هواپیماها، رادارها و موشکها به صورت وسائل عمده ای در خدمت اکثر نیروهای نظامی در آمده است هم اکنون طراحان نظامی در اندیشه استفاده از جنگ افزارهای جدید: لیزرها، پرتو افکنها ماهواره کشها و در نهایت در آستانه تحقق ابتکار پدافند استراتژیک آمریکا (جنگ ستارگان) و بهره برداری از آنها هستند.

پیدایش دو پدیده خارق العاده :
۱) جنگ افزارهای شیمیایی و میکروبی
۲) هسته ای
به جنگها چهره ای و حشتناکتر و کریه تر بخشیده است، افزایش تواناییهای برخی از کشورها، در زمینه داشتن سطح قابل ملاحظه ای ازجنگ افزارها شیمیایی در برپا کردن جنگ، اعلام خطر برای جهان محسوب می شود. بطور کلی جنگ افزارهای شیمیایی و هسته ای به علت داشتن توانایی « انهدام قطعی متقابل» به جنگ افزارهای تخریبی و یا « انهدام دسته جمعی» موسوم شده اند جنگ افزارهای شیمیایی به دلیل محدودیت نسبی شعاع عمل و نیز سهولت تولید و هزینه نازل

ساخت آنها در جنگهای «منطقه ای» نیز به کار می روند ولی از جنگ جهانی دوم تا کنون از جنگ افزارهای هسته ای استفاده نشده است. گفته می شود که ذخائر جنگ افزارهای هسته ای دو ابر قدرت می تواند تا پانصد بار کره زمین را به طور کامل منهدم سازد، و این در حالی است که تولید و انبار سازی جنگ افزارهای شیمیایی و هسته ای به طور روز افزونی هنوز هم ادامه دارد.
موضوع این تحقیق بررسی بعد سیاسی و نظامی جنگ افزارهای شمیایی و بیولوژیکی شناخلام خطر، حفاظتهای نظامی و جنبه هایی که آمادگی مردم را افزایش می دهد. رفع آلودگی. تواناییها « ظرفیت» های کشورهای مختلف جهان، کاربرد گسترده جنگ افزارهای شیمیایی توسط عراق در جنگ تحمیلی اقدامات باز دارنده کنفرانس خلع سلاح سازمان ملل متحد در ژنو و جمهوری اسلامی ایران و همچنین اقدامات پزشکی و درمانی و سرانجام نتیجه گیری این تحلیل است که این پژوهش را به پایان می رساند.

تاریخچه
حیوانات، اولین موجوداتی هستند که از عوامل شیمیایی در مبازرات، استفاده کرده اند! اسکونها وقتی مورد حمله واقع می شوند آنچنان از خود بوی نامطبوعی متصاعد می کنند که مهاجم را به ستوه آورده و او را وادار به فرار می سازند اختاپوس و ماهی مرکب برای آن که خود را از دید مهاجم دور نگهدارند ماده سیاهرنگی را در آب پخش می کنند، مورچه ها نیز برای کشتن یا آسیب زدن مورچه ها ی دیگر در هوا اسید فرمیک پخش می کنند، مارها و عقربها نیز با نیش زهآگین خود سبب کشتن و صدمه سایر جانوران می شوند بنابر این شاید استفاده از عوامل شیمایی در جنگها با الهام از حیوانات بوده باشد. اولین عامل شیمیایی که توسط انسان در جنگها مورد استفاده قرار

گرفت، نفت و قیر بود. بدین ترتیب که صدها سال قبل از میلاد مسیح، جنگاوران اولیه، دشمن را با افروختن آتش در پای دیوارهای قلاع مجبور به تسلیم می کردند. بنابر روایت پلوتارک تاریخ نگار یونان باستان، کنیوس سرتوریوس، سردار رومی برای دفع هجوم بربرها ابری از مواد تحریک کننده در هوا

پخش کرد و فردای آن روز باد این مواد را به سوی دشمن برد و موجب کوری، خفگی، سرفه و سرانجام تسلیم آنها شد. اندیشه جنگ شیمیایی و میکروبی قرنهاست که جز لاینفک تفکر نظامی شده است از « آتش یونان» که در سوریه اختراع و توسعه یافته با کار آنی زیاد در عهد باستان،

استفاده شده است، باور بر این است که با وجود محدودیتهای علمی آن زمان، در تکهای شیمیایی از آن، استفاده می شده است آلوده کردن آبها در جنگها قبل از جنگ جهانی اول نیز متداول بود ه است.
حکو،‌اولین گاز سمی بود که در ۲۲ آوریل ۱۹۱۵ توسط نیروهای آلمانی قیصری دربپرس در ناحیه مرزی بین آلمان و فرانسه به کار برده شد و سبب هلاکت ۵۰۰۰ نفر از نیروهای فرانسوی گردی

د. سپس در جنگ جهانی اول از گاز خردل به طور گسترده ای استفاده شد این گاز که از اتیلن فراهم می شود پنج ماه پس از اولین کاربرد توسط آلمانها، انگلستان محلول کلر را برای تلافی بر علیه آلمانها به کار برد و به نوبه آلمانها از فسژن بر علیه انگلیس استفاده کردند.
پس از آن انگلستان مخلوط کلر و فسژن را بر علیه آلمانها به کار بود. نخستین گاز اشک آور در جبهه روسیه در همان سال به کار برده شد. در اواخر جنگ جهانی اول فسژن و کلر و پیکرین به طور مخلوط به کار برده شدند. کاربد ۱۲۰۰۰۰ تن از عوامل شیمیایی در طول چهارسال جنگ جهانی سبب کشته و مسموم شدن بیش از ۱٫۳ میلیون نفر گردید. هیتلر هنگامی که درجه دار جوانی بود از گاز سمی صدمه دید و چندی در بیمارستان بستری بود ۸۰% تلفات جنگ جهانی اول ناشی از کاربد گاز فسژن بود. این گاز که یکی از کشنده ترین گازهاست. بآسانی از تاثیر کلر بر منو اکسید کربن تهیه می شود آمریکا در جنگ با ویتنام از مواد شیمیایی که در نقش یک عامل ضد گیاه، برای عریان کردن درختان بود استفاده کرد. آمریکا در حدود پنجاد هزار تن مواد ضد گیاه در عملیات

نظامی بر روی حدود ۱۰۰٫۰۰۰ کیلومتر مربع از خاک ویتنام. مصرف کرد از این مواد برای نابود ساختن، منابع غذایی دشمن و ممانعت از اختفا به وسیله برگها یا روییدنیها استفاده می شد.

عوامل شیمیایی
آن دسته از ترکیبات شیمیایی که در صورت انتشار مناسب، منجر به بروز آثار کشنده آسیب رساننده، ناتوان کننده در انسان حیوان، گیاه یا اجسام می شود. عامل شیمیایی می نامند. این عوامل به صورت گاز، بخار، جامد و مایع پخش شده و از طریق دستگاه تنفسی، گوارشی و پوست بدن وارد می شوند معمولا آنها را با توجه به اثرات فیزیولوژیکی و چگونگی مشخصاتشان به چهار دسته تقسیم کرده اند.

ناتوان کننده ها

اگر نیرویی بتواند توان رزمی طرف مقابل خود را طوری خنثی سازد که قدرت جنگیدن را از او سلب کند به اهداف خود رسیده است.
عوامل شیمیایی که معمولا برای این منظور به کار برده می شوند تنها موجب خروج نیروهای طرف از منطقه و آنها را به مداوای پزشکی نیز مجبور می سازند. بلکه در صورت آسیب زیاد سبب مرگ آنها نیز می شوند از جمله عوامل ناتوان کننده نه چندان قوی که از آنها برای کنترل شورش استفاده می کنند که در اختیار نیروهای پلیس قرار می گیرند گاز اشک آور «سی اس» و «سی ان» و برموبنزیل را می توان نام برد این عوامل سبب ناراحتی تنفس و سوزش چشمها و حالت تهوع در انسان می شوند.

۱- ال-اس-دی که در برابر نور و حرارت حساس بوده و براحتی توسط مواد اکسید کننده از جمله کلر در آب، اشباع شده از بین می رود و این مواد از راه خوراکی، تزریقی و احتمالا استنشاق است سه نوع علائم گزارش شده :
۱- علائم جسمانی: گیجی- لرزش- تهوع- خواب الودگی- اختلال در لامسه
۲- علائم ادراکی: اختلال تشخیص شکلها و رنگها
۳- علائم روانی: تغییرات خلقی(خوشحالی-غمگینی-اختلال در تشخیص زمان)
۴- عوامل توهمزا مانند LSD و BZ مراکز مغزی و دماغی انسان را

مورد هجوم قرار داده

۲- ماده BZ یک ماده سفید کریستال جامد ات علائم مسمومیت افزایش ضربان قلب و خشکی پوست و دهان، گشادی مردمک و تاری دید- عدم درست راه رفتن

– عوامل کشنده
این عامل که تنها به منظور کشتن افراد بکار برده می شود.

۱- عوامل اعصاب
سلسله اعصاب که کلیه ماهیچه ها و عضلات یا (ارگانیسم) بدن انسان را در تحت کنترل دارد با ارسال اسیاستمهای عصبی اعضای بدن را به حرکت وا می دارد در صورت از کار افتادن کامل این نیروی محرکه به هر طریقی که باشند مرگ انسان یا حیوان حتمی است بیماریهایی چون پارکین سون و صرع سبب از بین رفتن ماهیچه ها می شود که در نتیجه بیمار غالبا عاری از فعالیتهای عادی خود می گردد و احتمال دارد که به طور کل قوای ذهنی و یا عقلانی خود را از ست بدهد عوامل عصبی با حمله به مرکز سیستم سلسله اعصاب سبب می شوند که خیلی سریع کلیه سیستمهای عمل کننده در بدن را خراب کرده از کار بیندازند که در نتیجه بیمار در مدت چند دقیقه فوت می کند.

قدیمی ترین گروه از این دسته ، عوامل تابول (GA) و سارین (GB) هستند که هر دو عامل برای اولین بار توسط آلمانها پیش از جنگ جهانی دوم تولید و توسعه یافتند. و سپس عامل سوم آن (GD) توسعه یافت. عامل GA و GB معمولترین عوامل عصبی معرفی شده اند. اغلب این عوامل به گروه G‌ معروف شده اند ایالات متحده آمریکا گروه عوامل عصبی V از جمله VX را توسعه داده است این عوامل که از نوع عوامل پایدار می باشد از آن گونه عوامل شیمیایی است که سریعتر از سایر عوامل عمل می کند امریکا دو نوع گاز استاندارد خود را به میزان ۴۰۰۰ تن GB و VX در آلمان غربی ذخیره کرده است عوارض این مواد اختلال در دستگاه تنفسی، تهوع، از دست دادن تعادل دفع ادرار و مدفوع، و اعضا بدن فلج شده دستگه تنفس مختل و پس از مدت زمانی تنفس از کار افتاده و باعث مرگ می گردد و مرگ می تواند پس از چند دقیقه یا چند ساعت پیش آید.

۳- در صدر اسلام، در یکی از جنگهای مسلمانان اقدام به کندن خندق به دور شهر کردند، آن جنگ چه نام داشت و تاثیر خندق در نتیجه جنگ چه بود؟

احزاب یا خندق
و لما رای المومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و مازاد هم الاایمانا و تسلیما
سوره احزاب ‌آیه ۲۰ تا ۲۱

چون مومنین احزاب کفار را دیدند گفتند این است آنچه خدا بما وعده داد وعده خدا و رسولش راست است گفتار آنها بر ما ایمانی افزود و مومنین تسلیم او شدند مردانی بودند که به پیمان خود وفا کردند برخی بمدت پیمان برجا ایستادند و بعضی در انتظار حوادث بودند خداوند تبدیل نداده وعده خود را و پاداش داد راست گویان و وفاداران را بکیفر رسانید منافقین را او می خواهد توبه آنها را می پذیرد و می خواهد آنها را می آموزد زیرا تنها اوست رحیم و بخشنده.

چون یهود اطراف مدینه مخصوصا بنی نضیر رانده شدند در اثر طبیعت ناپاک خود برصدد انتقام برآمدند و از اطراف مدینه به جای شام به مکه رفته با مشرکین پیوستند و قریش را برجنگ پیامبر تحریک و تطمیع کردند قریش از حمایت یهود خرسند شدند و از قبیله غطفان و سایر قبایل و احزاب عرب کمک ها گرفتند و بر قتل مسلمین کمر بستند داستان جنگ احزاب نازل شده و چون از همه قبایل مشرکین در آن شرکت داشتند بنام احزاب و چون در اطراف مدینه مسلمین خندقی کندند بنام غروه خندق شهرت یافت قبایل عرب و احزاب قریش بریاست ابوسفیان به طرف مدینه حرکت کردند رسول خدا با اصحاب به مذاکره و مشاوره پرداخت سلمان فارسی گرفت اطراف مدینه خندقی

بکنیم که دشمن نتواند داخل شهر شود. پیشنهاد سلمان مورد قبول واقع شد و مسلمین را بکندن خندق فرمان را منافقین در کار کندن سستی می کردند و بدون اجازه به خانه ها آسایش می کردند مومنین با نهایت جدیت و کوشش به خندق کردن سرگرم بودند و آیاتی در این باره نازل شد.

کندن خندق
در این جنگ سپاه دشمن از جهت نفرات و تسلیحات قوی بوده و مسلمین که مرتب زیر بار جنگ می رفتند خسته و فرسوده و بی چیز بودند و جنگ بود و تسلیحات مجهز نداشت فقط یک اسلحه قوی و نیرومند داشته که همان موجب فتح و ظفر آنها می شد آنهم قوه مسلمین بوده آنها که به سختی قوت لایموت پیدا می کردند.

دارای چنان روحیه قوی بودند که چشم بر حکم و گوش برفرمان پیشوای اسلام داشتند به محض فرمان جنگ سر از پا نمی شناختند تشویق و تشجیع پیغمبر اسلام (ص) چنان روحیه فرح و انبساط و نشاط و بردباری و شکیبایی صبر و استقامت به آنها می بخشود که خستگی را نمی فهمیدند کندن خندق بهترین نمونه این حقیقت بوده و مردم مسلمان شروع بکندن خندق کردند دسته ای خاک می کندند دسته ای بالا می ریختند هر قدر گرسنگی برهنگی فقر در نظر آنها جلوه می کرد آنها را بر اداء وظیفه بیشتر تعریض می کردند پیغمبر شخصا مشغول کندن حندق بود و گاهی بنظم و زمانی آنها را تشجیع می کرد و روح تازه به آنها می دمید هر سخنی پیشوای

اسلامی می گفت آنها نیز جواب می دادند و سرگرم انجام وظیفه بودند پیغمبر می فرمود:
الهم لاخیر الاخیر الاخره فارحم الانصار و المهاجره
پروردگارا نیکوتر از زاد و توشه آخرت نیست- تا بار الها به مهاجر و انصار رحم کن.
اصحاب جواب می دادند:
نحن الدین بایعوا محمدا علی الجهاد ما یقینا ابدا
ما کسانیکه با پیامبر بیعت کردیم هستیم برای جهاد با کفار ما یقین داریم فتح نهایی با ماست.
پیغمبر خندق را تقسیم بین طبقات مسلیمن کرده تا مقدار کار هر کس معلوم شود خندق حاضر شد و هشت دروازه برای آنها گذاشتند و بر هر دروازه نگهبان و پاسبانی که مراقب واردین بشود و زبیر بن عوام رئیس خندق و دروازه گردید و دستور فرمود در صورت لزموم باذن من به جنگ پردازند. در این موقع سپاه دشمن به ریاست ابوسفیان به ده هزار نفر رسید و قشون اسلام بیش از سه هزار نفر نبودند و خندق بین این دو سپاه بود.

یهود بن قریظه که هنوز در اطراف مدینه بودند و پیمان عدم تعرض داشتند با نزدیک شدن کفار قرش بدانها پیوستند با این حال دشن بیش از بیست و سه روز در پشت خندق بماند و کاری نمی توانست از پیش ببرد کاسه صبرشان لبریز شد و مردان نامی آنها مانند: عمروبن عبود، عکرته بن ابوجهل، ضروربن خطاب، هبیره ابن ابی وهب، نوخان بین عبدالله آماده جنگ شدند و سوار اسب گشته نزدیک خندق رسیدند گفتند لاولله ان هذه المکیده ماکانث العرب تکیدها این مکر غیر عرب است عرب این کار را نمی دانست یک گوشه خندق را در نظر گرفتند که با اسبان آزموده خود جستن کنند علی بن ابی طالب دروازه خندق را بر آنها بگرفت تا وارد شهر نشوند.

عمروبن عبدود وارد خندق شد و فریاد برآورد که کیست بجنگ من آید؟
هیچ کس از ترس جوابی نداد نبض همه از حرکت ایستاد

پیکار علی (ع) با عمروبن عبدود
«ضربه علی بوم الخندق الضل من عباده الثقلین.»

عمرو از شجاعان عرب بود او مردی بود عمر که گفت با من او هم سفر شام بودم و هزار نفر دزد بر قافله ما تاختند عمرو به تنهایی آنها را متفرق ساخت. عمرو شروع به فحش دادن مسلمین داد. در این موقع علی (ع) برخاست و از پیغمبر اجازه خواست فرمود بنشین چندین مرتبه عمرو مبارز طلبید و حماسه خواند هر دفعه علی بلند می شد می گفت یا رسول الله اگر او عمرو است من علی بن ابی طالبم فرمود بنشین تا دفعه آخری که اجازه خواست و غیر از علی کسی مرد میدان عمرو نبود- پیغمبر فرمود اجازه می دهم و از خداوند مسئلت دارم که ترا بر عمرو نصرت دهد-

سربلند کرد عرض کرد پروردگارا علی برادر من و پسر عم من است مرا تنها نگذار و با چشمی پر از عاطفه و اشک آلود فرمود برو که خدا یارو مدد کار تو باد.
علی (ع) چون شیر ژیان از بالای خندق سرازیر شد و این رجز را خواند:

لا تعجلن فقد اتاک مجیب صوتک غیر عاجز
ذونیته و بصیره و الصدق منجی کل قائز
انی دارجوان اقیم علیک نائحه الجنائز
من ضربه بغلاء یبقی ذکرها بعد الهزائز
در این رجز مانند یک شاعر فارغ بال که در کنار یک صفحه گلزاری نشسته باشد و همان وزن و قافیه و همان کلمات را استعمال کرده پاسخ دندان شکن از روی ادب علمی و شهامت شعری به دشمن داد.
علی به او گفت شنیدم تو پیمان بستی که اگر مردی از قریش یکی از سه چیز از تو بخواهد بپذیری عمرو گفت آری علی گفت اول من ترا دعوت بتوحید و اسلام می کنم که به یگانگی خدا و رسالت محمد(ص) گواهی دهی عمرو گفت از این سخن درگذر.

علی گفت دوم آنکه از این راهی که آمدی برگرد و از جنگ با او در گذر، عمرو گفت اگر این کار کنم زنان قریش مرا سرزنش کنند زیرا من در جنگ بدر زخمی برداشتم و نذر کردم تا محمد را نکشم روغن بر موی سرم نمالم. علی گفت سوم آنکه ترا به مبارزه خود می خوانم.
عمرو گفت که من دوست ندارم به دست من کشته شوی – علی (ع) گفت اما من دوست دارم ترا در راه خدا بکشم.

علی گفت پیاده شو تا با هم بجنگیم عمرو پیاده شد و مشتی برصورت اسب بکوفت و شمشیری به پای اسب زد اسب روی زمین افتاد شمشیر دیگری به طرف علی فرو آورد علی به چالاکی با سپر آنرا رد کرد در حالی که سپر دو نیمه شد و فرق علی را بشکافت علی با عمامه سر خود را بست و باز به میدان آمد فرمود ای عمر تو خجالت نکشیدی با این شخصیت برای خود همراه و ک

فورا شمشیری بر پای او فرو آورد که آن هیکل قوی الجثه به زمین افتاد از دو طرف قشون همه ناظر آن بودند چون دیدند علی عمرو را زد بانک تهلیل و تکبیر سر دادند مشرکین رو بفرار گذاشتند و مسلمین هلهله و شادی کردند. مسلمین مشرکین را تعقیب کردند همه گریختند مشرکین می خواستند بدن نوفل را از مسلمین بخرند پیغمبر فرمود ما را به جثه خبیث این و پول آنها نیازی نیست آنرا ببرید.
علی پس از لحظه ای آمد سرعمرو را جدا کند او گفت ای علی مرا فریب دادی گفت معنی جنگ همین است عمرو آب دهان برصورت علی انداخت علی خشمگین شد و برخاست و چند گامی بزد آنگاه باز گشت تا سر عمرو را جدا کند او گفت چرا منصرف شدی و اکنون باز آمدی؟ علی گفت چون تو آب دهان بصورت من انداختی و در آن حال من خشمناک شدم نخواستم با حال خشم سرتو را جدا کنم بلکه خواستم با انبساط برای رضای خدا سرجدا کنم.

مولوی این داستان را با فلسفه عمل عی چنین نقل کرده است:
از علی آموز اخلاق عمل شیر حق را دان منزه از دغل

علی سر عمرو را آورد حضور پیغمبر و رسول خدا فرمود: ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین.
اثر ضربت علی در روز خندق بهتر از عبادت ثقلین است.
علی با این ضربت پشت احزاب را در هم شکست و دشمنان را برخود لرزاند گریختند ولی باز آرام ننشستند باز در مقام کشتن محمد (ص) و انتقام از مسلمین بودند برگشتند اما با اندیشه تهیه لشکری برای جنگ با مسلمین برآمدند.
۴- در واقعه مهمی که برای حضرت ابراهیم خلیل اتفاق افتاد از منجنیق استفاده شد. آن واقعه چه بود؟

ابراهیم در صدد شکستن بتها برآمد
ابراهیم(ع) در آغاز با کمال ملایمت و ادب و با منطقی مستدل و تذکراتی سودمند به دعوت مردم بت پرست شهر خویش پرداخت اما وقتی دید سخنان منطقی او در دل آن مردم استعمار زده و فریب خورئه اثر نمی کند و به جای منطق و استدلال به یک سلسله سخنان پوچ و بی اساس متوسل می شوند و رشد آن را ندارند که وضع ناهنجار خود را از راه تذکرات سودمند وی درک کنند‏

درصدد برآمد از راه عمل‏، فطرت خفته آنها را بیدار کند تا بفهمند که در مورد پرستش بتان بی جان اشتباه می کنند. به همین منظور تصمیم رفت آن مجسمه های چوبی، سنگی و فلزی را که منشا آن همه بدبختی و عقب ماندگی مردم شده بود، در هم بشکند و عملا به آنها نشان بدهد که به آنها مالک چیزی نیستند و سودی به کسی نمی رسانند و حتی قادر به دفع ضرر و زیان از خود هم نیستند و در لابلای سخنان خود این مطلب را به آنها گوشزد کرد و به شکستن بتها تهدید شان نمود و چنین گفت: « به خدا سوگند پس از آنکه به سخنان من گوش فرا ندهید و پشت کنید و بروید، در کار بتهاتان تدبیری می کنم و چاره آنها را خواهم کرد» و برای انجام این منظور تبری تهیه کرد و در انتظار فرصتی بود تا منظور خود را عملی کند.
این فرصت هنگامی به دست ابراهیم افتاد که مردم برای برگزاری عید مخصوص خود- که مطابق روایتی که مجلسی (ره) نقل کرده در روز نوروز بود عازم خروج از شهر شدند و دسته دسته از شهر بیرون رفتند.

در اینجا قرآن کریم در سوره صافات داستان را چنین بیان می کند که ابراهیم نگاهی به ستارگان کرد و گفت که من بیمارم، مردم نیز روی از وی گردانیده و او را در شهر گذارده رفتند. ابراهیم نزد خدایانشان آمد و گفت: چرا چیزی نمی خورید شما را چه شده که سخنی نمی گویید؟ آن گاه پیش آمد و ضربتی سخت بر آنها نواخت.

منتهی این سئوال پیش آمده که آیا ابراهیم براستی بیمار بود، یا این سخن را از روی تعریض گفت؟ و ثانیا چرا به ستارگان نظر کرد و این حرف را زد؟ در پاسخ این سئوال جوابهایی گفته اند و شاید بهترین جواب این باشد که برخی گفته اند که ابراهیم (ع) در آن وقت از نظر جسمی هیچ گونه بیماری نداشت، اما از نظر روحی بسختی افسره و بیمار بود، زیرا مشاهده می کرد جمعی سودجو از خدا بی خبر استعمار کردن آن مردم بیچاره قدری سنگ و چوب را تراشیده و به صورت خدایانی درآورده و مردم را به پرستش آنها واداشته و از راه راست منحرف کرده اند و با تبلیغات پوچ و بی مغز، آنها را در بی خبری و جهالت نگاه داشته و بر آنها فرمانروایی می کنند و مردم نادان نیز گول آنها

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید
word قابل ویرایش - قیمت 11700 تومان در 56 صفحه
117,000 ریال – خرید و دانلود
سایر مقالات موجود در این موضوع
دیدگاه خود را مطرح فرمایید . وظیفه ماست که به سوالات شما پاسخ دهیم

پاسخ دیدگاه شما ایمیل خواهد شد