بخشی از مقاله

چکیده

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در برگیرنده نحوه مدیریت و بهرهبرداری از مزیتهای رقابتی و پیشرانهای پیشبرنده فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، دفاعی و امنیتی بوده که حرکت شتابان انقلاب اسلامی را در بعد ملی، منطقهای و بینالمللی دو چندان نموده و با ایجاد تحولات گسترده در سطح ملی، الگوی درونزای توسعه مبتنی بر ارزشهای استراتژیک و تغییر جهتهای بنیادی به سمت الهامبخشی و مدل شدن برای سایر جوامع در حرکت توفنده پیشرونده در بعد منطقهای و تبدیل شدن به الگوی برتر و موفق از حکومت و نظامسازی را به وجود خواهد آورد که کانونی تأثیرگذار بر جوامع اسلامی و ملل در گرایش به مفاهیم و فرهنگ اسلام ناب محمدی - ص - را به ارمغان خواهد آورد.

در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی در سطح تحلیل تمدن به نقش انقلاب اسلامی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برای تمدنسازی در گستره تمدنی ایران اسلامی پرداخته میشود. فرضیه این تحقیق چنین است: فرایند تمدنسازی در ایران معاصر با وقوع انقلاب اسلامی آغاز شده و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مدلی خواهد بود برای تکمیل و همچنین شتاب بخشیدن به این فرایند. برای اثبات این امر، ظرفیتهای ایجاد شده برای تمدنسازی توسط انقلاب اسلامی و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تبیین گردیده است.

مقدمه

مطرح شدن »الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت« از سوی مقام معظم رهبری نوید بخش آیندهای روشن برای ایران اسلامی و مقدمهای بر ایجاد حرکت منطقهای در جهت بازسازی تمدن نوین اسلامی و بازگشت به خویشتن امت اسلامی و بازیافت ویژگیها و مختصات عصر طلایی تمدن اسلامی و تبدیل شدن به الگوی برتر در ابعاد مختلف در سطح منطقهای و بینالمللی خواهد بود. این ایده نشان از این امر دارد که دنیا و آخرت در قرائت اسلام ناب نه تنها معارض هم نیستند، بلکه پیشرفت مادی و معنوی با یکدیگر میتوانند دستیابی به سعادت دنیوی و اخروی را فراهم نمایند.

همچنین این مسئله سبب شده پویایی جدیدی را در مطالعات تمدنشناختی که در قرن بیستم در فضای علمی غرب نیز افول کرده بود؛ به وجود آورد. - مقصودی و تیشهیار، - 9 :1388 اما پس ازجنگ سرد این رویکرد مجدداً به عرصههای علمی غرب بازگشت. نگاه تمدنی مقام معظم رهبری به مسائلی نظیر پیشرفت و تحول در ایران و نیز به تحولات بیداری اسلامی سبب شده این رویکرد در تحلیلهای محققین مورد استفاده قرار گیرد و آن را به گفتمان رایج و غالب تبدیل نماید.

در نگاه تمدنی به مقوله انقلاب اسلامی ایران میتوان چنین گفت که ایرانِ معاصر تا پیش از انقلاب، از یکپارچگی لازم برای ایجاد یک جامعه پیشرفته و متمدن برخوردار نبود و این امر بزرگترین معضل بر سر راه کشور و موجب واپسگرایی بود که نتیجه آن مصائب بیشماری بود که در چند قرن اخیر با آن مواجه شدیم. از قرارداد ترکمانچای گرفته تا ناکامی مشروطه و کاپیتولاسیون، همه و همه ناشی از همین عدم همبستگی و شکاف در میان مردم و حاکمان بوده است.

این عدم یکپارچگی سبب شده بود ایرانیان از شکوفایی و بازیابی هویت ملی خود محروم شوند؛ لذا هنگام مواجهه کشور با مصائب همانند بیگانگانی بودند که صرفا نظارهگر ماجرا میشدند. حاکمان نیز برای خود هویتی قائل نبودند. حاکمان ایرانِ معاصر تا پیش از انقلاب اسلامی، خود را برای ایران نمیدانستند تا هویتی از این گستره عظیم اخذ کنند بلکه ایران را ملک طلق خود میدانستند و بر این باور بودند که نام آنهاست که به ایران هویت میبخشد.

امام خمینی - ره - توانست تمامی منابع هویتی که برای ایجاد یک هویت ملی لازم است را، برای مردمی که قرنها طعم هویت را نچشیده بودند، به ارمغان آورد. هویتی که امام - ره - به ایرانیان بخشید، شاید اغراق نباشد اگر ادعا کنیم آنچه انقلاب اسلامی در ایران را از سایر انقلابها متمایز ساخته است، بعد فرهنگی و جنبههای نرمافزارانه آن میباشد

در زمانی که در انقلابهای دیگر هم عصر این انقلاب، جهانیان حداکثر نظارهگر ابعاد مادی انقلابها نظیر رهایی از استبداد و کسب آزادی و تأمین معاش و مسکن بودند، وقوع چنین انقلابی با داعیه مذهبی و دینی که قدرت بسیج همگانی را داشته باشد، روی دیگر سکه انقلابها را نشان داد که یک انقلاب میتواند بر پایه مبانی معنوی و غیرمادی دین نیز استوار باشد و به پیروزی برسد، امری که در آن زمان غریب مینمود و باعث تعجب همگان بود که در قرن بیستم، قرن حاکمیت علم و تکنولوژی، قرن حاشیهنشینی دین در خلوت دلها و دوری دین از صحنه اجتماع و سیاست، به ناگهان در گوشهای از دنیا مردی از جنس عالمان دین و مرجع شیعیان، هدف از انقلاب خود را انقلاب برای اسلام اعلام کند آنهم در کشوری که شاه آن به دنبال تقلید کامل از غرب وفرهنگ غربی بود و مظاهر تمدن غربی را تمام و کمال تبلیغ و اجرا میکرد.

این همان حکایت بعد نرمافزاری انقلاب است که تا آن زمان از منظرها پنهان مانده بود و با انقلاب ایران در مطالعات مربوط به انقلابها خود را آشکار کرد.

هویتی تمدنی در این میان، برآمده از اسلام و ایران که و منطبق با فطرت و خواستههای آحاد مردم بود، با شوق تمام از سوی مردم پذیرفته شد. در استمرار راه امام - ره - ، مقام معظم رهبری، با طرح ایده الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در صدد برآمدند فرایند هویتسازی تمدنی را نظامند و سیستمی نموده و با ایجاد الگویی کارآمد، بومی و استفاده از تمام ظرفیتهای تمدنی انقلاب اسلامی را در مسیر حرکت به سمت رشد، کمال و تعالی قرار دهند. لذا مدعای این مقاله چنین است:

بر اساس نگاه تمدنی امام خمینی - ره - ، انقلابِ برآمده از این رویکرد، انقلاب اسلامی، انقلابی تمدنساز بوده و ظرفیتهای بالقوه تمدنی دارد و مسیر حرکت ایران را، به تعبیر مقام معظم رهبری دچار »پیچ تاریخی« نموده است. اما آنچه که با انقلاب اسلامی محقق شده است پتانسیل تمدنسازی در جامعه ایران بوده که تاکنون از مدل و الگوی خاصی برای حرکت برخوردار نشده است.

لذا الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت نیز که بر آمده از نگاه تمدنی مقام معظم رهبری است این فرایند را از حالت ابتدایی خارج کرده و با نظاممند و جهتدار ساختن آن پویایی آن را تضمین خواهد نمود. از این جهت داشتن الگویی که متضمن منافع دنیوی و سعادت اوخروی برای جوامع اسلامی و پایهریزی بازسازی تمدن نوین اسلامی باشد ضرورتی اجتناب-ناپذیر است و بدون داشتن الگو و مدل مبتنی بر ارزشهای اسلامی امکان توسعه و بازسازی و نوسازی تمدن نوین اسلامی وجود نخواهد داشت.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید