بخشی از مقاله

چکیده

ایهام یکی از روشهاي برجسته سخنآرایی است که نقش بسیاري در اقناع حس زیباییشناسی مخاطب دارد. بدون تردید در شعر کلاسیک فارسی، حافظ زبانزدترین شاعري است که توانسته با ظرافت از ظرفیتهاي این آرایش بلاغی در آراستن شعرش بهرهگیرد. در شعر معاصر نیز قیصر امینپور از گونههاي مختلف آن با مهارت ، در اشعار خود استفاده کرده است.

در این مقاله، ضمن اشارهاي کوتاه به دستهبندي ایهام و تعریف آنها، به بررسی کارکرد انواع ایهام همراه با ذکر نمونههایی در شعر امینپور پرداختهایم. در ادامه نیز دوگونه بدیع از آرایه »تبادر– « که نوعی از ایهام است- را در اشعار وي نشان دادهایم و در انتها درصد کاربرد انواع ایهام را با نمودارهایی از بسامد انواع آن در پنج دفتر شعري او مشخص نمودیم.

کارکرد ایهام در شعر قیصر امین پور

ایهام، یکی از زیباترین آرایههاي شعري است که شاعر زیرك و هنرمند براي ایجاد ایجاز و در عین حال ایهامسازي، از آن استفاده میکند. شاعري که به درك بالاي خواننده خود اعتقاد دارد، بر شعر خود بیشتر گره میزند تا خواننده با حوصله، با بازکردن این گرهها، به لذت و اعتماد به نفس بیشتري دست یابد. هنگامی که خواننده کلمات ساده و روزمره را در متنی مییابد که چندین معنی و مفهوم از آن برداشت میشود، در ابتدا از غافل بودنش از درك این مفاهیم تعجب میکند و به هنر شاعر در بهکارگیري زیبا و بدیع آنها آفرین میگوید.

والري3 عقیده دارد: »شعر یک نت موسیقی است که به وسیله خواننده اجرا میشود و مؤلف دیگر بر آن تسلطی ندارد...یک متن وقتی نوشته شد، ابزاري میشود که هرکس میتواند آن را به ذوق خود و در حد وسایلی که دارد، بهکار برد. اعتمادي نیست که مؤلف بتواند بهتر از دیگران از آن استفاده کند

شناخت شاعر از ظرافتها و ظرفیتهاي زبان، مهمترین عامل درتوفیق به کارگیري این آرایه است، تا منظور و مقصود او در پردههاي رنگین معانی مستتر باشد. ایهام یکی از ابزارهاي تأویل میباشد که کمتر در مورد آن سخن رفته است. چند معنایی کردن کلام درواقع، منجر به ایجاد تاویلهاي متعدد شده و تعداد طالبان شعر را افزایش میدهد. علت موفقیت حافظ، به طور حتم استفاده از همین ظرفیتهاي زبانی و به کارگیري گسترده ایهام در شعرش میباشد. البته، شعر معاصر، توجه خاصی به این مسأله نداشته و یا کم توجه بوده است و یا با ایجاد ابهامهاي گنگ و دیرفهم، خواستهاند به چند لایه بودن سرودهشان بیافزایند.

قیصر امینپور از معدود شاعران معاصر کشور ماست که به این مهم پیبرده است و با ذوق و قریه شخصی و معلومات علمی خود، در این زمینه توانسته است عرض اندام کرده و مخاطبان زیادي را جذب نماید. در پنج مجموعه شعري او: »در کوچه آفتاب«، »تنفس صبح«، »آیینههاي ناگهان «، »گلها همه آفتابگردانند« و »دستور زبان عشق« این آرایه به مرور زمان و ایجاد تغییر و پختگی در ذهن و زبان این شاعر توانمند، رو به کمال نهاده است و ایهامهاي دفتر آخرش، ایهامهایی بدیع و نو و شگفتآور است. تا حدي که نه تنها در زمینه تمامی تقسیمبنديهایی که تا کنون در زمینه این آرایه انجام شده است، حداقل یک نمونه زیبا و تازه میتوان در اشعارش یافت، بلکه مهمتر از آن ، ایهامهایی در شعر این شاعر توانا یافت میشود که بالاجبار، باید شاخه جدیدي به پیکره تقسیم بنديهاي گذشته افزود.

ایهام در اصطلاح علم بلاغت:

]»ایهام[در اصطلاح آن است که لفظی یا تعبیري بیانی بیاورند که بیش از یک معنی داشته باشد و معنا یا معانی دیگر در سایه روشن فضاي شعري به صورت محو یا نیمرنگ جلبنظر نماید، ولی بهطور کامل از دیده ذهن ناپدید
گردد.

»ایهام آن است که سخنور واژهاي آنچنان نغز در سروده خود به کار ببرد که بتوان از آن دو معنا را دریافت: یکی نخست و بهیکباره دریافته میشود و آن را معناي نزدیک مینامیم. دو دیگر معنایی است که با درنگ و کاوش در بیت بدان راه میبرند و آن را معناي دور میخوانیم. آنچه در آرایه ایهام فزونتر خواست سخنور است، معناي دور
است.

لازم به ذکر است، چون اولین مفهومی که از کلمه و یا عبارت درك میشود، آن چیزي نیست که منظور گوینده و شاعر باشد، آن را با اسامی »ایهام« - به وهم و خیال افکندن - و »توهیم« و »تخییل« نیز به کار بردهاند. »صنعت ایهام را تخییل و توهیم و توریه میگویند. سه کلمه اول در لغت به معنی به گمان و وهم افکندن؛ و توریه به معنی سخنی را پوشیده داشتن و در پرده سخن گفتن است. و در اصطلاح بدیع آن است که لفظی بیاورند که داراي دو معنی نزدیک و دور از ذهن باشد و آن را طوري به کار ببرند که شنونده از معنی نزدیک به دور منتقل شود.

هر چند که در برخی از عبارات و اشعار، هدف نویسنده و شاعر، به کارگیري هر دو یا چند معنا و مفهومی است که خواننده از آرایه ایهام درك میکند. همانطور که »سید محمد راستگو« در کتابش، به این مهم اشاره دارد: »در ایهام، گاه هر چند معنی بر آمده از سخن که در دوري و نزدیکی به ذهن نیز چندان تفاوتی ندارد، با هم، مقصود گویندهاند و گاه از دو معنی دور و نزدیک به عکس تعریف و گونه یاد شده رایج، معنی نزدیک، معنی مقصود، و معنی دور معنی ایهامی است؛ گاه نیز پذیرش خوانشها و قرائتهاي چندگانه است که سخن را پذیراي چند معنی میسازد، گاه نیز محور ایهام به گونهاي است که هر چند، بیانگر چند معنی متوازي و دوشادوش نیست، اما یادآور معنا، مطلب و نکتهاي دیگر هست، - خواه نکتهاي معنایی- مفهومی، و خواه نکتهاي بدیعی – بلاغی - . از این رو بررسی ایهام با دیدي ژرف کاوانه و شیوهاي نظام یافتهتر بایسته مینماید.

انواع ایهام در دفترهاي پنجگانه قیصر امین پور

بر اساس ایهامهاي بدیع قیصر امینپور زیر شاخههایی تقسیم بنديهاي شناخته شده افزوده میگردد.

تقسیمبندي خاص راستگو:

محمد راستگو تقسیم بندي تازهاي – بنابر نیاز نقد شعر امروز – ایجاد نموده است:

.1 ایهام چند معنایی - = توازي - :1 الف. توازي واژگانی= سازه اي/ ب. توازي ساختاري/ پ. توازي سازهاي-

ساختاري.2ایهام کنایی.3 / ایهام استخدامی.4 /ایهام گونهگون خوانی.5 /ایهام اشاري.6 / ایهام تناسب.7 /ایهام ترادف..8 / ایهام تضاد.9 / ایهام پارادکس.10/ایهام جناس: - ایهام جناس گونهگون خوانی.11 / ایهام اشتقاق/ .12ایهام شبکهاي.13 / ایهام نامواژهاي تقسیمبندي جدید ایهام در اشعار امینپور، ایهام صوت و ایهام تصویر است که زیر شاخهاي از ایهام تبادر میباشد.

-1 این تقسیم بندي بر اساس تقسیم بندي هاي راستگو در کتاب ایهام در شعر فارسی، صورت گرفته است.

الف - ایهامهاي سیزدهگانه

هرچند میتوان انواع ایهام را در پنج دفتر شعري یافت، اما بسامد انواع این اشعار یکسان نیست و همینطور تعداد آن در دفترهاي مختلف، متفاوت میباشد. در این قسمت با آوردن مثالهاي شعري در هر شاخه از دستهبندي ایهام، در نهایت به میزان بسامد و مقایسه این آرایه در بین مجموعه اشعار امینپور پرداخته میشود.

1.    ایهام توازي

ایهام چند معنایی که میتوان آن را ایهام توازي یا به صورت مطلق »چندمعنایی« نیز نامید، این است که سخن،
پذیراي دو یا چند معنی باشد به گونهاي که با هر یک از آن معانی، سخنی درست و »یصح السکوت علیه« به شمار
آید.

الف - توازي واژگانی

ایهام توازي واژگانی آنجا است که چند معنی پذیري سخن، برخاسته از کاربرد یک یا چند واژه یا ترکیب چند معنایی باشد.

»راستی روزهاي سه شنبه پابتخت جهان بود!

محور ایهام: جهان  .1 - دنیا، عالم  .2 جهنده، رفتنی و پایانپذیر -

شاعر به این وسیله نه تنها روزهاي دیدار استاد و شاگرد را بهترین زمان و مکان عالم میشمارد، از تمام شدن و به پایان رسیدن این لحظات اظهار دلتنگی و حسرت میکند. در ضمن، شاعر به این وسیله معنی جعلی و ساختگی ایجاد نموده و نوعی فراهنجاري و ساختار شکنی به وجود آورده است که بر زیبایی کلام او میافزاید.

»یک مشت پر دیدم یک مشت پر، گرم و پراکنده پایین بالش در رختخواب من نفس میزد.

محور ایهام: پراکنده .1 - متلاشی و پخش شده   .2 آکنده و مملو از پر -

کلمه »پراکنده« در این شعر، نه تنها مفهوم پخش شدن پرها را در سطح رختخواب میرساند که مفهومی تازه یافته است و گویی این کلمه مفهومی دیگر داشته که ما از آن غافل بودهایم و آن »مملو و آکنده از پر« بوده است.

این احساس غریب و کشف خیالی، هر چند حقیقی نیست، ولی باعث لذت بردن از کشف واژهاي جعلی و ساختگی میشود که به نوعی بازي با کلمات شبیه است که نه تنها با کشف آن، خواننده این متن لذت میبرد؛ که به ذوق انتخاب شاعر هم آفرین میگوید.

ب - ایهام توازي ساختاري

گاهی ساخت و بافت سخن گونهاي است که میتوان آن را به چند گونه درست تقطیع نمود و براي برخی از واحدهاي ساختاري بیش از یک نقش در نظر گرفت و بین برخی سازهها چندگونه پیوند نشان داد و ایهام توازي ساختاري، آن است که چگونگی ساخت سخن، خاستگاه چند معنیپذیري آن باشد.
»صبح خون میریخت از پرهاي بالش چون که شب
آخرین تصویر پرواز تو را دیدم به خواب«

محور ایهام: بال

1.    نهاد: صبح. از پرهاي روي بال صبح خون میریخت.

2.    نهاد: بالشت. بالشت از پرهایش خون میریخت. صبح: قید

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید