بخشی از مقاله
چکیده :
تحولات جمعیتی و به دنبال آن اقتصاد معیشتی در دوران اخیر، بسیاری از ابزارهای زندگی را دستخوش تغییر و تحول ساخته ،بنحوی که بسیاری از این کار افزارها را باید در موزه ها سراغ گرفت. عبابافی هنر بومی مردمان شهر نایین است .تن پوشی که سابقه آن بدرستی مشخص و گویا نیست.اما شواهد گواه بر آن است که هزاره-هایی از تکوین آن گذشته است . لباسی مردانه که نه تنها پوششی مقاوم در برابر سرماهای طاقت فرساست بلکه وقار آهنگین آن موجب ایجاد شخصیت فاخر برای صاحب آن بشمار می رود.
پژوهش حاضر بواسطه مطالعات اسنادی و میدانی ، با تمسک به شیوه تحلیل و توصیف سعی بر آن دارد ،به این سوال پاسخ دهد که : ویژگیهای عبا بعنوان یک تن پوش چیست؟این هنر چگونه تولید و چرا در سالهای اخیر تولید آن رو به افول گذاشته است؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد عبا جزو البسه فاخر ایرانی است که اقوام و ملل دیگر هم به آن توجه خاصی داشته اند.
از مشخصات ویژه آن الیاف مخصوص و بافت انحصاری است که می تواند در دماهای بسیار پایین صاحب خود را از گزند سرما در امان نگه دارد ، ضمن اینکه داشتن این کالای فرهنگی-هنری در گذشته بیشتر در بین جامعه دانشمندان و علما و در قرون متمادی مرسوم وحتی داشتن آن موجب شخصیت خاص اجتماعی محسوب می شده است. توجه بیشتر به این اثر و هنر ملی ضمن دارا بودن جنبه های کارآفرینانه ، در اقتصاد معیشتی مردمان هنرمند نایین بسیار موثر و از اضمحلال آن هم جلوگیری خواهد شد.
-1مقدمه
ابزارهای زندگی اجتماعات انسانی در بستر جغرافیایی ایران، همانند تعدد این اجتماعات دارای تنوع و تکثر بسیار است. این تنوع و تکثر به نحوی است که برخی از آنها شناسنامه این اقوام هم تلقی میشود. و در مجموع میتوان آنها را بخشی از فرهنگ رایج ملی و در واقع هویت یک ملت به شمار آورد. هر چند همه این ابزارها برای رفع یکی از نیازهای اساسی جوامع تکوین یافته است و در مراحل بعد همراه با تحولات زندگی جمعی و یا مهاجرتها، اصلاح، تکمیل، و دچار تغییراتی شدهاند، هنوز به عنوان ابزاری کارآمد در جریان زندگی حضور دارند، اما بخش بزرگی از آنها در برابر تغییرات اجتماعی، معیشت و یا علل دیگر استمرار نیافته و از بین رفته و یا در حال فراموشی هستند.
تولید این فراورشها گاهی آنقدر تخصصی است که مولدان آن در زمره هنرمندان جای میگیرند و کالای تولید شده نیز در طبقه تولیدات هنری ارزیابی میشود. عبا از جمله دست بافتههایی است که هر چند بافنده آن قدرت ایجاد تغییرات عدیده در آن را ندارد، اما یقینا ابزار کار، شیوه تولید، و ....... این دستبافته را در جایگاهی قرار میدهد، که اطلاق واژه »هنر عبا بافی« برای آن دور از ذهن نیست.
این هنر از دست بافتههای سنتی کشورمان است، که از دیر باز در مناطقی چون بوشهر، کوهپایه، اصفهان و نایین تولید میشده است. در حال حاضر نیز بافت معروفترین و مرغوبترین عباهای پشمین در "محمدیه" محله تاریخی شهر کهن نایین واقع در یکصد و پنجاه کیلومتری شرق اصفهان به عنوان فراوردهای بومی رواج دارد - آذرمهر،1371،. - 1
ویژگی مهم عبا به عنوان البسه نه تنها در حفظ انسان در برودتهای سخت اقلیم کویری، بلکه لباسی فاخر است، که داشتن آن برای هر کس میسور نبوده و دارای وقاری است، که در برهههایی از تاریخ شاهان و مفاخر علمی آن را در مجالس رسمی، ثروتمندان در میهمانیها، علما در مساجد و مکاتب و ...... استفاده می کردند و هنوز هم در بین این طبقه از جامعه دارای حرمتی خاص است.
عبای تولید شده در محمدیه نایین دارای خصیصه دیگری نیز می باشد، که مربوط به مکان تولید آن است. معماری خاصی که در اصطلاح به آن دستکند، بوکن، معماری کاست و..... اطلاق میشود. این مکانها خود در زمره هنر معماری با کاربردی ویژه و انحصاری قرار دارد، که هر بینندهای با ورود به این مکان، احساس خرسندی درونی می یابد. و حضور بافندگان عبا را در این فضا تحسین میکند. پژوهش حاضر که حاصل مطالعات اسنادی و میدانی است، سعی دارد تا این دستبافته سنتی شهر محمدیه نایین را معرفی و ویژگیهای آن را به عنوان هنری ملی، توام با فضای تولیدی آن شرح و توصیف نماید. شاید مجالی فراهم آید تا از اضمحلال آن جلوگیری شود.
-2پیشینه پژوهش
با رجوع به اسناد مکتوبی که در حوزه نساجی ایران منتشر شده است ذیل پارچه های داری، به صورت بسیار محدودی به نحوه تولید این دست بافته سنتی پرداخته شده است. از جمله: سجادی - 1379 - در "کتاب نایین بلده طیبه" که اختصاص به شرح مفاخر علمی نایین دارد، عبا بافی را حرفه ای اصلی در کنار قالی بافی برای مردمان این شهر دانسته و اشارتی نیز از دوره صفوی و اعتلای این هنر در نایین کرده است.
خودداری - - 1388 در کتاب "طلیعه دیوار نگاره های مکتب اصفهان - کاخواره نایین - " اشاره بسیار کوتاهی از رونق عبا بافی در دوره صفویه در شهر نایین داشته و آن را هم زمان با رونق فرش بافی در کاشان می داند. صوراسرافیل - - 1376 در "کتاب فرش نایین" نایین را مرکزی برشمرده که در روزگاران گذشته مردمانش به بافت پارچه های ظریف اشتغال داشته اند و عبا بافی را برخاسته از چنین شیوه هایی دانسته و بخصوص ایجاد معماری دستکند را برای کارگاه های بافت عبا از ویژگی های بارز قلمداد کرده است.
فنایی - - 1387 مطلبی کوتاه از عبا بافی شهر محمدیه نایین آورده و این شهر را به بافت عباهای زمستانی شهره می داند. آذرمهر - 1371 - در سندی منتشر نشده که با حمایت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان انجام یافته به شیوه های عبا بافی در شهر نایین پرداخته و شاید تنها اثری است، که این دست بافته را به گونه ای مختصر شرح داده است. غیبی - - 1384 در بررسی تاریخ پوشاک اقوام ایرانی اشاراتی به عبا بافی در دوره صفویه و دوره قاجار کرده است. همچنین سلطان زاده - 1374 - به کارگاه های عبا بافی نایین اشاراتی داشته و می نویسد که کرک آن از کرمان وارد می شد و محصول آن به دیگر کشورها صادر می شده است.
-3روش پژوهش
در پژوهش پیش رو برای نیل به نتیجه مطلوب ضمن بررسی اسنادی که در این زمینه در دسترس محقق قرار داشتند، بیشتر به بررسی های میدانی پرداخته شده است. در این راستا با بازماندگان این حرفه در شهر محمدیه نایین گفت و گپ های متعددی انجام شد، که منجر به آشکار شدن ابعادی از این هنر بخصوص در زمینه ساخت ابزار کار و دار بافندگی گردید. در نتیجه با توصیف و تحلیل یافته های تحقیق سعی در معرفی این هنر در حال فراموشی شده است.
-4موقعیت جغرافیایی نایین
نائین از شهرهای استان اصفهان در طول 53 درجه و 4 دقیقه و 15 ثانیه خاوری از نصف النهار گرینویچ ، عرض32 درجه و 51 دقیقه و 50 ثانیه شمالی و در ارتفاع از سطح دریا 1400 گز - حدود 1500 متر - . اختلاف ساعت با تهران 5 دقیقه و 20 ثانیه. - رزم آرا، 1328، ج 193، - 194-10 از گذشته تا کنون هویت شهری نایین تحت الشعاع دو شهر مهم اصفهان و یزد بوده است و از آنجا که این سه شهر در یک محور قرار داشته اند، همواره با هم ارتباطات تنگاتنگ فرهنگی، هنری و اجتماعی داشته اند.
سید عبدالحجه بلاغی در "تاریخ نایین" ضمن بررسی موقعیت جغرافیای و طبیعی این شهر، به بررسی جایگاه نایین در تقسیم بندی های کشوری پرداخته و می گوید: »نایین از شهرستان های ساحلی کویر لوت است و اراضی اطرافش شن زار و به نسبت هموار است و کوهسارهای اطراف نایین هیچ کدام از سه فرسنگ نزدیک تر به نایین نیستند.
چون نایین از توابع اصفهان به شمار می رفته از این رو در تاریخ یزد مورد عنایت قرار نگرفته است -در زمان ناصرالدین شاه قاجار، نایین تابع یزد بوده است- در عصر پهلوی که کشور ایران را به ده استان تقسیم نمودند، اصفهان، اردستان، چهارمحال - شهرکرد - ، شهرضا، فریدن، نایین، نجف آباد و یزد را استان دهم کشور قرار دادند و با این همه شهریت نایین رسمیت دولتی نداشت و برخی از امور آن با شهر اصفهان یعنی مرکز این استان و برخی با یزد مورد بررسی قرار می گرفت ولی بعد از شهریور 1320 شمسی، نایین در اعداد شهرهای کشور شناخته شده و لذا اکنون از مزایای شهریت و استقلال استفاده می کند.
«بلاغی، 1328، ج2،؟ - ولی مولف "سرزمینهای خلافت شرقی" نائین را از شهرهای توابع یزد دانسته و می نویسد: »نائین، در شمال باختری یزد، در حاشیه کویر جای دارد معمولاً از توابع یزد شمرده می شود، اگر چه برخی از نویسندگان آن را از توابع اصفهان شمرده اند. نائین قلعه ای داشت و بقول حمداالله مستوفی دور قلعه اش چهار هزار قدم بود.« - لواسترنج، 106،. - 1337 و نیز مولف همین کتاب گوید: که نائین در قرون وسطی جزء ایالت فارس محسوب می شده است. - همان،. - 224 لیکن حمداالله مستوفی و خواندمیر آن را از توابع یزد شمرده اند.