بخشی از مقاله

چکیده

تحقق عدالت اجتماعی از مؤلفههای اصلی پیشرفت اسلامی است و عدالتورزی وصف غالب مسئولان و مردم در جامعه اسلامی میباشد. عدالت در اندیشه اسلامی در تعامل با حق معنا میشود و از این جهت است که تحقق آن افزون بر پاسخ به نیازهای مادی و دنیایی، پاسخگوی نیازهای غیرمادی انسان نیز میباشد. در عمل نیز عدالت حداکثری به معنای آن است که عدالت گفتمان حاکم و پذیرفته شده بین مردم، نخبگان و مسئولان گردد.

پیشرفت عدالت محور بر پیوستگی مردم با حکومت تأکید دارد بنابراین حرکت در مسیر سیاستهای توسعه ناعادلانه مغایر با الگوی اسلامی پیشرفت است. سیاستها، برنامهها و اقدامات عدالتمحور قوای سهگانه و نهادهای تصمیم ساز حکومتی لازمه تحقق عدالت حداکثری است که در این مقاله به برخی از آنها اشاره شده است. از آنجا که حاکمیت و مردم ارکان تحقق عدالت اجتماعی هستند به نقش مردم و بهویژه نخبگان جامعه نیز در تحقق عدالت حدکثری و گفتمان عدالت پرداخته شده است.

مقدمه

یکی از شاخصهای اصلی پیشرفت اسلامی تحقق عدالت اجتماعی است. به عبارت دیگر پیشرفت انسان و اجتماع، ناگزیر از مسیر عدالت اجتماعی تحقق مییابد و نمیتوان تصور صحیحی از پیشرفت بدون تحقق عدالت داشت. عدالت حداکثری به معنای گسترش عدالت در تمامی ابعاد حیات انسانی است. در این رویکرد ظهور عدالت در فرد، اجتماع و حکومت نه تنها نیازهای مادی را پاسخ میدهد، بلکه به سعادت دنیایی و آخرتی فرد و اجتماع میاندیشد و جریان عدالت را محدود به یک عرصه نمیداند.

عدالت حداکثری مستلزم اقدام عدالت محور در حیات فردی، اجتماعی و همچنین حاکمیتی میباشد به نحوی که عدالت گفتمان حاکم بر جامعه گردد. البته نمیتوان تحقق عدالت اجتماعی را صرفﴽ در اقدام و عمل حاکمیت جستوجو کرد در حالیکه افراد جامعه در زندگی فردی و اجتماعی خود به عدالت رفتار ننمایند و یا حاکمیت تحقق عدالت را از ارزشها و سیاستهای اصلی خود نداند.

اهمیت این موضوع از آن جهت است که عدالت حداکثری یکی از مقومات پیشرفت اسلامی میباشد و تبیین صحیح آن به صورت کاربردی در تناسب با مدل نظام جمهوری اسلامی موجب حرکت صحیح در مسیر پیشرفت خواهد بود. همچنین برای اجتناب از آسیبهای مدل توسعه غربی، خصوصا کمتوجهی به عدالت اجتماعی در مسیر توسعه ناگزیر بایستی به ارایه مدل توسعه عدالت محور اندیشید و به تبیین آن پرداخت.

در این مقاله مبتنی بر رویکرد مبناگرا اولاً به تبیین بخشی از مبانی نظری عدالت در اندیشه اسلامی پرداخته شده است و از سوی دیگر به صورت کاربردی به تبیین نقش اجزای نظام حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران در تحقق عدالت حداکثری در جامعه پرداخته است. به عبارت دیگر پاسخ به سؤال از ممیزات عدالت و پیشرفت در رویکرد اسلامی و همچنین چگونکی نقشآفرینی اجزای اصلی نظام حاکمیتی در تحقق عدالت و پیشرفت اسلامی سؤال اصلی تحقیق خواهد بود. این تحقیق از روش کتابخانهای با رویکرد کاربردی پیروی نموده است.

پیشرفت به مثابه تعالی

پیشرفت، مفهومی است که بیش از هر چیز حرکت ترقیخواه و رو به جلو از آن به ذهن متبادر میشود. در عصر مدرن این مفهوم بیش از هر چیز معنای رشد کمی و افزایش حجمی را به خود گرفته که با عبارت »توسعه« از آن یاد میشود.٣رویکرد مدرن به پیشرفت با آسیبهایی همراه است که از آن جمله نادیده گرفتن عدالت و حتی ارزشهای اخلاقی در جهت محقق ساختن شاخصهای توسعه میباشد؛٤ در حالیکه توسعه مادی و کمی به تنهایی مطلوب یک جامعه انسانی نیست بلکه ضرورت دارد که رشد و توسعه به صورت عادلانه در جامعه نمودار شود.

در الگوی پیشرفت اسلامی که از مبانی و منابع دین متعالی اسلام استخراج میشود اگر چه رشدکمی و مادی مطلوب و مورد توجه میباشد اما تحقق عدالت و سایر فضایل انسانی از مؤلفههای اصلی پیشرفت محسوب میشوند. پیشرفت به مثابه تعالی به این معناست که توسعه مادی و کمی در خدمت رشد فضایل انسانی و از جمله عدالت در جامعه میباشد. به عبارت دقیقتر در پیشرفت تعالی محور اسلامی »عدالت« به منزله رکن تأمین کننده پیشرفت محسوب میشود. از نتایج این رویکرد آن است که توسعه مردم محور خواهد شد و افراد کمبرخوردار مورد بیتوجهی قرار نمیگیرند. این الگو بر پیوستگی مردم با حکومت تأکید دارد و از این طریق بر میزان مشروعیت نظام میافزاید.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید