بخشی از مقاله
چکیده
میرسیدعلی همدانی از عارفان بزرگ شیعه است که در خاندانی ثروتمند و اهل سیاست در همدان به دنیا آمد. اما خود در جوانی توجه چندانی به سیاست نداشت. میرسیدعلی همدانی در علوم مختلف اسلامی تبحر داشت و از نکات جالب توجه زندگی او سفرهاي بسیاري است که به هدف تبلیغ دین و راهنمایی مردم داشته است. سفرهاي متعدد او به کشمیر این سرزمین را به پایگاه استواري براي اسلام تبدیل کرد.
برخی از ملاحظات صوري همدانی در مکاتباتش با حاکمان سنی باعث شد، تعدادي از نویسندگان وي را از صوفیان سنی برشمرند؛ در حالی که مدارك روشنی دال بر تشییع او موجود است.
عصر میرسیدعلی با حمله مغول به ایران مصادف است و از وي آثار و دستنوشتههاي متعددي بر جاي مانده است که بسیاري از آنها خطی است و به چاپ نرسیده است.
مقدمه
تاریخ بلند جوامع بشري انسانهاي برجسته بسیاري را پرورش داده و آییننامههاي مختلفی را که در پرورش این انسانها سهمهاي متفاوتی داشتهاند، احیا کرده است. فراوانی وجود افراد بزرگ در هر مکتب و مرامی، نشانگر توانمندي و قدرت انسانسازي آن است و در واقع یکی از نشانههاي بالندگی هر آیین، وجود هر چه بیشتر افراد شاخص معتقد به آن و اثرگذار به لحاظ اجتماعی است. این نوشتار درصدد ارائه شناخت یکی از مردان بزرگ مذهب تشییع به نام میرسیدعلی همدانی است که در قرن هشتم میزیسته است.
احوال میرسعیدعلی همدانی
میرسیدعلی همدانی از اکابر عرفان شیعی ایرانی است؛ با این حال شخصیت وي آن گونه که شایسته مقام اوست، در جوامع فکري مسلمانان شناخته نشده است. آثار و رسالههاي علمی نسبتاً فراوان همدانی غالباً به صورت نسخههاي خطی دور از دسترس پژوهشگران است و این آثار و جز مواردي اندك منتشر نشدهاند و این در حالی است که هانري کوربن معتقد است: »همدانی آغازگر راه نوینی است و یک فیلسوف میتواند چشمداشت بسیاري به آثار همدانی داشته باشد، اگر نوشتههاي او به دست چاپ سپرده شوند
میرسیدعلی همدانی در نواحی شرق شهرت بسیار دارد؛ او را بنیانگذار سرزمین کشمیر و مروج اسلام در شبه قاره هند بر شمردهاند و مردم پاکستان با عنوان »شاه همدان« وي را بسیار ستودهاند و پس از گذشت قرنها از رحلت وي، هنوز مردم کشمیر نام او را با عظمت و تجلیل به زبان میآورند
القابی همچون »علی ثانی«، »امیر کبیر«، »شاه همدان« که به وي داده شده است حاکی از بزرگی شأن اوست.
همدانی در زمان حیات عزت و احترام بسزایی داشت و در ایران، ترکمنستان و هندوستان نزد امرا و پادشاهان و عموم طبقات مردم از مقام و منزلت خاصی برخوردار بود. »مردم همدان نیز وي را حرمتی عظیم مینهادند و براي او حتی پس از وفاتش کرامات و مقام عالی قائل بودند و به قدس و جلالش اعتقادي عجیب داشتند؛ چنانکه نمونه آن را از سوگندي که به گنبدسبز معبد وي یاد میکردهاند، میتوان یافت.
تولد میرسیدعلی در دوازدهم رجب سال 714ق 1314 - م - اتفاق افتاده است و به حساب ابجد، کلمه »رحمهاالله« تاریخ ولادت اوست؛ چنانکه بسماالله الرحمن الرحیم تاریخ وفات او 786 - ق - میباشد و برحسب نقل، این کلمه مبارکه را در موقع وفات برلب داشته است
تولد وي در زمان سلطنت سلطان محمّد خدابنده 7196 -703 - ق - هشتمین پادشاه از سلاطین مغولی ایلخانی در شهر همدان روي داده است - اذکایی، . - 13 : 1370 همدانی در خانوادهاي ثروتمند از سادات حسینی همدان متولد شد، پدرش »شهابالدین بنمحمد« از امراي همدان و اهل ایمان بود.
به هرحال میرسیدعلی همدانی از افراد برگزیده خاندان علوي بود که نسبت وي از سوي پدر با شانزده فاصله به حضرت امام زینالعابدین - ع - و از سوي مادر با هنده واسطه به پیامبراکرم - ص - میرسد، بنابر برخی تحقیقات سیدروحاالله خمینی از نوادگان وي میباشد.
خانواده سیدعلی قرنها در همدان محترم و صاحب نفوذ بودهاند و از دوران سلاجقه نشانههایی از سادات علوي همدان در کتابها وجود دارد که همه، مردمی صاحباثر و نفوذ به شمار آمدهاند و حکومت همدانی را بیشتر همین خاندان در دست داشتهاند.
همدانی تا سن دوازدهسالگی تحت تعلیم و تربیت دایی خود علاءالدین قرار داشت و در این مدت علوم اسلامی را به کمال آموخت. در این سن علاءالدین او را براي سلوك باطنی نزد ابوالبرکات تقیالدین اخی علی دوستی فرستاد و او نزد وي به حد کمال رشد یافت. جامی در نفحاتالانس در مورد او مینویسد: »جامع بوده میان علوم ظاهري و علوم باطنی
همدانی تا سن 40 سالگی در تجرد بود؛ ولی پس از وصول به مدراج بالاي عرفان ازدواج کرد و فرزندانی یافت که از آنها پسرش میرسیدمحمّد بر طریق پدر گام نهاد.
عرفان
میرسیدعلی همدانی رعایت موازین شرعی را در سلوك عرفانی لازم میدانست. او بسیار امر به معروف و نهی از منکر میکرد و شاگردان خود را از بدعت منع میکرد و این حرکت را نوعی ضلالت تلقّی مینمود.
میرسیدعلی همدانی در علوم گوناگون و فنون مختلف اسلامی که در زمان حیاتش متداول بود، تبحر داشت و از همهي معاصران ممتاز بود؛ اما برتر از همه، مقام معنوي او در عرفان است که متجاوز از شصتسال در طریق سلسله الذهب در کمال جهدسلوك نمود به نهایت مدارج معرفت و حقیقت نائل شد و به ریاست سلسلهي ذهبیه و رضویه رسید؛ به گونهاي که این سلسله بعد از وي به »همدانیه« مشهور شد.
درباره چگونگی ورود همدانی به فرقهي صوفیان، جعفر بدخشی به نقل از وي میگوید: دایی وي علاءالدین، سید را در دوازده سالگی براي تربیت به شیخ علی دوستی سمنانی سپرد تا از او استفاده کند. پس از مدتی همدانی براي تعلیم و تربیت بیشتر، نزد شیخ محمود مزدقانی میرود.
جناب نورالدین جعفر که از جانیشینان سیدعلی همدانی است، در اثر معروف او خود خلاصه المناقب به نقل از میرسیدعلی همدانی نوشته است، دایی داشتم که ملقب به سیدعلاءالدین و از اولیا بود و به واسطه تربیت او، در خودسالی قرآن را حفظ نمودم او مرا نزد یک عالم متقی به شاگردي سپرد، تا من از او علم بیاموزم زمانی که به 12
سالگی رسیدم و در آن استاد متقی دقت کردم دیدم که به عبادتگاهی میرود و صبح و شام سر میجنباند. پرسیدم:
این چه حالی است؟ پاسخ داد ذکر میگویم من از وي ملتمسانه خواستم که آن اذکار را به من تعلیم دهد، او هم اجابت کرد بعد از سه روز به من حالتی ویژه دست داد، در این حالت معنوي جمال جهان آراي حضرت محمد - ص - را مشاهده کردم که برفرازي ایستادهاند، چون خواستم به آن جایگاه بروم، فرموند: اي فرزند، تو نمیتوانی در این حال به چنین معرفتی نائل گردي، استادانی لازم داري تا تو را به چنین توفیق و سعادتی برسانند.
مروري بر اندیشه سیاسی همدانی
اگر غایت اندیشههاي سیاسی را تدبیر بهینهي امور دنیوي بشر فرض کنیم، در این صورت اندیشههاي صوفیانه و عارفانه به خصوص در شکل کلاسیک آن که مبتنی برکوچک و پست شمردن امور دنیا و مقدمهي سعادت اخروي بودن ریاضت در دنیاست، سازگاري چندانی با سیاست نخواهد داشت؛ از این رو در بررسی اندیشه و شخصیت میرسیدعلی همدانی پیش از هرچیز این سؤال به ذهن میرسد که چه عاملی این عارف بلندمرتبه را به اندیشیدن و نوشتن در مورد سیاست واداشته است.
همدانی علاوه بر عرفان و تصوف داراي جنبههاي فقهی و فلسفی نیز بوده است؛ نقطهي پیوند همدانی با سیاست را میتواند در اندیشههاي فقهی و دینی او جستجو کرد؛ ضمن اینکه از ضرورتهاي زمانهي او نیز نباید غفلت ورزید؛ از جمله آنکه توجه مردم به همدانی به طور طبیعی توجه حاکمان را به سمت او جلب میکرد و میرسیدعلی نیز سعی میکرد از این فرصت به منظور اصلاح وضعیت دینی، اخلاقی و اجتماعی مردم و حاکمان زمانهاش استفاده کند.
از آنجا که اندیشهي فقهی حداقل در شکل سنتی آن به ترسیم نظام سیاسی و تبیین ارکان آن نپرداخته و بیشتر جنبه اصلاحی داشته است، همدانی نیز بیشتر به شیوههاي اصلاح گرایانه روي آورده است

