بخشی از مقاله

چکیده

با توجه به این که دانشجویان از جمله کسانی هستند که به دلیل ناتوانی بخش خصوصی و دولتی در ایجاد شغل براي آن ها ، نیاز مبرم به کار و کسب درآمد دارند و با در نظر گرفتن این که شکل گیري قصد کارآفرینانه درآن ها می تواند به نوبه ي خود به انگیزه ي کارآفرینی آن ها مرتبط باشد، لذا در این مقاله پس از توضیح اجمالی در رابطه با هریک از متغیر ها به تبیین ارتباط بین انگیزه ي کارآفرینی ادراك شده و قصد کارآفرینی دانشجویان بر اساس مدل تئوري رفتار برنامه ریزي شده پرداخته می شود.در این راستا دانشگاهها می توانند با برگزاري کنفرانس هاي و دعوت از کارآفرینان برچسته کشور در شکل گیري انگیزه ي کارآفرینی آنان نقش داشته باشندو سیاست گذاران نیز می توانند با حمایت هاي مالی از کارآفرینان ،انگیزه ي بیشتري را براي کارآفرینی در میان دانشجویان شکل دهند.

-1 مقدمه

رشد کارآفرینی در تمام جهان به طور فزاینده اي تبدیل به یک منبع حیاتی براي مزیت رقابتی و موتور محرکه رشدو توسعه اقتصادي شده است.آموزش عالی تعداد زیادي از فارغ التحصیلان را در تعداد زیادي از کشورها براي ارتقا کسب و کار کوچک تربیت می کند، چون اشتغال در شرکت هاي بزرگ مشکل است

شرکت هاي امروزي کوچک تر شده و سازمان هاي بزرگ تر نیز عموما افراد کم تري را به کار می گیرند.این امر بدان معناست که دانشجویان و دانش آموختگان قرن بیست و یکم ،امنیت شغلی پایدار و بلند مدت نخواهند داشت، به همین خاطر در سال هاي اخیر مشاهده می شود که دانش آموختگان دانشگاه ها ،علاقه مند به ایجاد کسب و کار هاي مستقل براي خودشان هستند

اما با وجود این که تمام کشورها به نقش با اهمیت فعالیت هاي کارآفرینی در رشد و توسعه اقتصادي واقف هستند،لزوما نمی توان نرخ بالایی از این گونه فعالیت ها را در همه کشورها انتظار داشت .نرخ پایین ایجاد فعالیت هاي کار آفرینی در برخی از کشورها ممکن است دلایل متعددي داشته باشد.اما انگیزه ي کار آفرینی درك شده در هر کشور که در واقع بیان گر درك فرد از شرایط محیط بیرونی براي ایجاد فعالیت هاي کار آفرینی است ،ممکن است یکی از مهم ترین دلایل در شکوفایی قصد کارآفرینی افراد باشد.

پی هی - 2009 - اظهار داشت که از دوطریق می توان کارآفرینی را اندازه گیري کرد، اول کار آفرینی واقعی که دلالت بر افرادي دارد که به طور واقعی کسب و کاري را آغاز کرده اندو دوم کارآفرینی پنهان یا همان قصد کار آفرینی است که دلالت بر افرادي دارد که قصد آغاز کسب و کار دارند.

هنلی - - 2007 بیان می کند کار آفرینی فرآیندي ارادي و از روي قصد است که تعداد زیادي از آن نیات حداقل یک سال قبل از ایجاد سرمایه گذاري جدید تشکیل شده اند. بنابراین قصد کار آفرینی یک پیش نیاز ضروري براي رفتار هاي کار آفرینانه است و به عنوان بهترین پیش بینی کننده هاي رفتار کار آفرینانه می باشد

قصد کار آفرینانه را می توان به عنوان پیش درآمد و عامل موثر بر رفتار کار آفرینانه و یا تصمیم براي کار آفرین بودن و خلق یک کار جدید قلمداد کرد

با توجه به این که دانشجویان، قشر عظیمی از نیروي کار بالقوه آینده ي کشور را تشکیل می دهند و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی که نیاز مبرم به کار و کسب درآمد دارند روز به روزافزایش میابد و بادر نظر گرفتن این که بخش هاي دولتی و خصوصی در ایجاد شغل براي آن ها ناتوان می باشند، ینابراین مطالعه ي انگیزه ي دانشجویان براي کار آفرینی و قصد کار آفرینی با توجه به تاثیري که بر رفتار کار آفرینی دارند، می تواند حائز اهمیت باشد

مروري بر ادبیات نظري:

قصد کار آفرینی

قصد کارآفرینی یک عنصر کلیدي براي درك فرآیند ایجاد شرکت جدید است.در واقع قصد کارآفرینی آگاهی هوشیارانه و اعتقاد راسخ افراد به راه اندازي یک کسب و کار جدید و یا برنامه ریزي براي انجام آن در آینده است

در تحقیقات مربوط به قصد کارآفرینی، تاثیر عوامل محیط خارجی و یا عوامل شخصیتی و شناختی در شکل گیري قصد کارآفرینی مورد بررسی قرار گرفته است و لذا براي آن مدل هاي مختلفی توسعه داده شده است که در ادامه به آن پرداخته می شود.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید