بخشی از مقاله
چکیده:
پس از ظهور باختین و ارائه نظریههاي جدید در حوزه ارتباط بین متون مختلف، و باروري این نظریه توسط رولان بارت و ژولیا کریستوا، وجود رابطه و گفتوگوي بین متنها امري انکارناپذیر یا به عبارتی دیگر، اجتنابناپذیرمیباشد. این رابطه در متنهاي عرفانی و فلسفی، به دلیل ویژگیهاي خاصی که دارند، بیش از متون دیگر مشهود است.
پائلوکوئیلو برخلاف بسیاريمؤلّفاناز، تأثیرپذیري یا تقلید خود را از آثار پیشین اعلام می-نماید، او مدعی است که ایدهي کیمیاگر را از هزار و یک شب به وام گرفته است، به همین دلیل تاثیر عرفان شرقی در نوشتههاي کوئیلو کاملاً مشهود است، اما با توجه به شواهد و قراین متن باید گفت که کیمیاگر کوئیلو هم از نظر محتوا و پیام متن و هم از نظر اسلوب و شیوه بیان، شباهت فراوانی به منطقالطیر عطار دارد. البته این مقاله در صدد این نیست که ادعا کند پائولو کوئیلو اثر معروفش را از کتاب منطق الطیر الهام گرفته است بلکه صرفاً مقایسه و بیان شباهتهاي این دو اثر می باشد.
رابطه بینامتنی هم در شکل و هم در محتواتفکّرو حاکم بر این دو اثر وجود دارد. این رابطه در شکل به شیوه گزینش عناوینی چون »کیمیاگر« و»سیمرغ« به دلیل این که هر دو در جهان واقع وجود ندارند برقرار شده است، و از نظر محتوا، هر دو اثر در یکسیر تحولمعنایی در حرکتاند. بنابراین با بیان باختینی میتوان گفت که این دو اثر در خوانش هم موثر هستند.
مقدمه
یکی از شیوه هاي مهم مطالعه متنها در عصر حاضر بررسی رابطه بینامتنیت میانآنها است.بینامتنیت اصطلاحی است که ابتدا باختیبانمطرح کردنِ نظریه منطق مکالمه ستون آن را پیریزي کرد، سپسکریستوا علاوه بر وضع واژه بینامتنیت، از آن براي مطالعه ادبیات و زبان و نظریهپردازي در این زمینه استفاده نمود.
به بیان ساده، »بینامتنیت مبتنی بر این اندیشه است که متن نظامی بسته، مستقل و خودبسنده نیست، بلکه پیوندي دوسویه و تنگاتنگ با سایر متون دارد
هیچ متنی آنچنان که شاید، در بدایت امر به نظر برسد،کّه،ی منزوي و جدا از متون دیگر نیست. بسیاري از اندیشهمندان »نقد نو« و پساساختارگرایان نامدار نظیر رولان بارت هر نوشتاري را »چهلتکّهاي بینامتنی« میدانند
نفوذ و سیطرة آراء میخائیل باختین در قرن بیستم چنان وسیع و ژرف است که به باور تزوتان تودوروف او را میتوان بزرگترین نظری هپردازی ادباتدر قرن بیستمنامید
کریستوااول بار در جستاري که در آن به بررسی آراء باختین پرداخته بود، اصطلاح »بینامتنیت« را مطرح کرد و طرح مناسبات بینامتنی توسط باختین را که موجب رهاییمتن از یک نظام معناییمتصلّب و بسته میشد، شایستهستایش دانست - Kristeva, 1969: . - 83 بارت بارها بر ایننکته تأکید کرده است که متن فضاییمتشکّل از ساحتهاي مختلف است که در آن انواع نوشتار با یکدیگر درهم آمیختهاند و از اینرو، هیچ نوشتاري نوظهور و نوآیین نیست، بلکه حاصل نوشتارهایی است که از خاستگاههايفرهنگی متفاوت و متکّثر برآمدهاند
رابطه بینامتنیت در نثرهاي عرفان،یدر ساختار کلّی وجزئی و حتتفکّری حاکم بر اثر وجود دارد.
مطالعه محتوا دربررسی روابط تعالی دهنده متن، بیشاز پیشحائز اهمیتاست؛ چراکه بعد از تأمل در رابطه بینامتنیدر صورتشکلِو متن، آنچه که وجود رابطه بینامتنی را به درجه حتم و یقینمیرساند، بررسی محتواي متن است. متنزمانی زیبا میشود که مؤلّف توانسته باشد واژه و معنا را در راستاي هم به کار گیرد و علاوه بر آراستن متن به زیورهاي بدیعی، مفهوم و درون مایه را نیز به استواري، با تمامیت اثر پیونددهد. مطالعه میانمتنی از نظر محتوا،تبارشناسیمتن را ممکن و چندمعناییو چندصدایی بودنمتن را از پسِ عبارات، ترکیبات و جملات آشکارروشن میکند.
295. - 296
داستانهاي بسیاري در غرب و شرق وجود دارند که مضمون و محتواي مشترکی با رمان »کیمیاگر« و داستان تمثیلی »منطق الطیر« عطار دارند. از جمله: »هزار و یک شب«، »شازده کوچولو«، »دستفروش« نوشته سوافهام، »شبی در زیر پل سنگی«، »سیذارتا« اثر هرمان هسه، »پسر گمشده«، »عجایب نامه« و داستانی در دفتر ششم »مثنوي معنوي« علّت اصلییا حداقل یکی از مهم ترین علل انتخاب این دو اثر فهمبینامتنی آنها است؛ به عبارت دیگر، این دو متن در خوانش همدیگر مؤثرند و مطالعه همزمان و خوانش بینامتنی آنها هویت واقعی و جایگاهاصلیاینآثار را به خوبی آشکارمیسازد؛ زیراهردو اثر به یک موضوع واحد، یعنی حرکت و سفراختصاص دارند.
کوئیلو خود ادعا می کند که این رمان را با الهام از داستانی در هزار و یک شب که شامل افسانه هاي کوتاه هندي، ایرانی و عربی است - دهخدا، ذیل عنوان - ترجمه »خورخه لوئیس بورخس« به نام »قصه دو رویابین« نوشته و چهار ایده هدایت کننده را از این داستان چند سطري و کوتاه گرفته است:
-1افسانه نشانه ها و علائم
-2افسانه شخصی
-3روح جهان
-4ضرورت استماع نداي دل و درون او خود اذعان می دارد که »رمان خود را با این حکایت اما به عنوان راهبر آغاز نمودم »منطق الطیر« یا »مقامات طیور« که دیگران عنوان »طیورنامه« هم بدان داده اند

