بخشی از مقاله
چکیده
یکی از راههای بهسازی مدارس یادگیرنده درس پژوهی است. در این رویکرد تدریس عنوان فعالیت فرهنگی مورد توجه قرار میگیرد. هدف از مقاله حاضر بررسی عناصر فرهنگی مؤثر در ترویج درس پژوهی در ایران است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات تطبیقی است که به مقایسه عناصر فرهنگی درس پژوهی در ژاپن و آمریکا و ایران میپردازد.
با بررسی تحقیقات فرهنگی و تجربههای مدون اجرای درس پژوهی در سایر کشورها - ژاپن و آمریکا - و تجربههای عملی اجرای درس پژوهی در ایران میتوان موانع عمده فرهنگی درس پژوهی را به این شرح برشمرد: کاستی در فرهنگ مشارکتی و کار تیمی در مدارس، قالب جشنوارهای، کمبود وقت برای پژوهش و تفکر، توجه به جنبههای تصنعی و ظاهری بهجای تأکید بر تفکر و منطق زیربنایی آن، نبود تفکر پژوهشی در بین مدیران مدارس، عدم تناسب فرایند درس پژوهی با برنامههای درسی آموزش و پرورش در ایران، ضعف در فرهنگ انتقادپذیری، کاستی در نظام ارزشیابی معلمان و دانش آموزان ضعف درروند گزینش و انتخاب معلمان، عدم تعامل دانشگاهیان و متخصصان با آموزگاران در طراحی درس پژوهی، وجود آزمون کنکور برای گزینش در دانشگاه ها.
درمجموع هنوز نیاز به تحولات و فعالیتهای فرهنگی گستردهای در حوزه درس پژوهی در وجود دارد بهویژه در خصوص آموزش فعالیت های گروهی در ترویج مشارکت در میان معلمان و باز بینی برنامه های اموزشی و پرورشی و ارزشیابی معلمان و دانش اموزان با اقدامات موثری صورت پذیرد و با شرایط موجود قضاوت در مورد اثربخشی برنامه های درس پژوهی، بسیار زود است. آنچه مسلم است ایجاد فرصت برای گفت و گوهای غیر رسمی میان معلمان و تبادل تجربیات، آموزش اصول کار تیمی و ایجاد فرصت های مطالعاتی در مدرسه از راهکارهای اساسی فرهنگ سازی برای ترویج درس پژوهی در کشور محسوب می گردد.
مقدمه و تحقیقات پیشین
یکی از رایجترین راههای پرورش حرفهای معلمان درس پژوهی است که در این فرآیند معلمان گروههایی تشکیل میدهند و بهطور منظم روی طراحی، اجرا، ارزشیابی و بهبود یک یا چند پژوهش در کلاس درس کار می کنند. در سالهای اخیر درس پژوهی توجه بسیاری از محققین و مسئولین آموزش پرورش را به خود جلب کرده است و از این طریق مسئولیت رشد حرفهای معلمان به خود آنها واگذار میگردد.
با تأکید سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و برنامه درسی ملی - 1390 - به نقش پژوهشی معلم در دهه اخیر، درس پژوهی بهعنوان رویکردی مؤثر در پرورش حرفهای معلمان و بهبود یادگیری در دانش آموزان، رو به گسترش است. معلمان همواره با شرایطی نوپدید مواجه هستند که با دانش موجود و اتکای صرف به دانش دیگران قابل تبیین نیست.
در چنین شرایطی معلم باید به راهبردهای مؤثری برای دستیابی به دانش بومی جهت عمل مؤثر در شرایط پیچیده تدریس مسلط باشد - ساکی، . - 1391 رویکرد درس پژوهی نیز در چنین بستری متولد و رشد یافته است حرفهی معلمی بر بستری از موقعیتهای نامعین و دشوار و غیرقابل پیش بینی قرارگرفته است، بهنحوی که تدریس در کلاس بهعنوان یک رویکرد فرهنگی - هنری محسوب میگردد - دیموک و جنیفر1، . - 2008 درواقع درس پژوهی، تدریس را بهعنوان فعالیت فرهنگی مورد توجه قرار میدهد. فعالیتی که از طریق تفکر عمیق، پرسش گری و تحقیق و تمرکز جمعی بر تدریس، بهجای تدریس انفرادی صورت میپذیرد.
ازجمله ابعاد فرهنگی درس پژوهی فرهنگ مشارکت و کار تیمی است - سرکار آرانی، . - 1389 این روش مؤثر، ریشه در فرهنگ ژاپن دارد و بهسرعت بعد از انتشار نتایج آن در نشریه تایمز در جهان رو به گسترش نهاد - سرکار آرانی2، . - 2011 شرکت در گروههای پرورش حرفهای معلمان در مدارس ژاپن بخشی از وظایف معلم است - استیگلر و هیبرت،. - 1999 3 بیش از یک دهه از معرفی درس پژوهی در ایران می گذرد و کارگزاران آموزشی آن را در حکم الگویی برای بهسازی آموزش ارزیابی میکنند - سرکار آرانی . - 1378 با اینحال در کشور ما درزمینه فرهنگ سازی و بومیسازی این الگو، اقدامات جدی صورت نگرفته است.
سرکار آرانی - 1380 - ضمن بیان چالشهای این طرح در ایران به لزوم بومیسازی این روش بسیار تأکید می کند. از سوی دیگر آموزش و پرورش در هر جامعهای از مجموعه باورها و سبکهای زندگی، اعتقادات، آدابورسوم، پیشفرضهای ذهنی و مناسبات فکری و رفتاری آن جامعه نشأت گرفته است و بر آن تأثیر می گذارد. به عبارتدیگر، بازاندیشی و پرورش همواره در موقعیتهای فرهنگی جریان دارند.
به اعتقاد برونر4 آموزش و یادگیری اثربخش مستلزم قرار گرفتن آموزگاران و دانش آموزان در دنیایی با زمینههای فرهنگی مناسب و مرتبط با زندگی است - سرکار آرانی، . - 1389 بدیهی است که فرآیند درس پژوهی نیز از این موضوع مستثنی نمیباشد و به زمینههای فرهنگی مساعد نیاز دارد. بنابراین بررسی عناصر فرهنگی درس پژوهی از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ زیرا این عناصر درس پژوهی را با توجه به ابعاد فرهنگی مدارس کشور مورد بررسی قرار می دهد و جنبه هایی از آن را که با فرهنگ مدارس ایران متناسب نمی باشد، اصلاح و تعدیل می نماید.
در الگوی ژاپنی فرآیند یاددهی یادگیری، معلمان و دانش آموزان در تعاملی سازنده و احساسی مشترک نسبت به مسئولیت های خود در محیط آموزشی، تجربه می کنند. بازی، زندگی گروهی، یادگیری مشارکتی، همزیستی مسالمت آمیز، تقلید، شادابی و فعال بودن، توجه به شکل یادگیری، تجربه و تکرار نکته های اساسی، تلاش وخستگی ناپذیری، کوشش مداوم، خوداندیشی و خودارزیابی از مهمترین ویژگی های فرآیند یاددهی یادگیری در مدارس دوره ابتدایی ژاپن است - سرکارآرانی،. - 1381 اولین عنصر فرآیند یاددهی - یادگیری در ژاپن بازی است.
در عناصر بازی، بیش از هر چیز برنشاط، شادابی و سلامتی و فعال بودن تأکید می گردد. یکی از ویژگی های مهمی که از مدرسه تا محل کار و از کودکی تا بزرگسالی در همه ی فعالیت های اجتماعی ظاهر می شود، یادگیری گروهی و توجه به مهارت های زندگی در گروه است. در فرهنگ ژاپن مدیر و معلمان مدرسه در کلاس درس به کودکان به عنوان دانش آموزانی که وارد مدرسه شده اند تا فعالیت های آموزشی مشخصی را انجام دهند نگاه نمی کنند، بلکه آن ها را عضوی از گروه های مختلف آموزشی مدرسه به حساب می آورند.
در حقیقت فرآیند یاددهی - یادگیری زمانی آغاز می شود که دانش آموزان به صورت گروهی سازمان دهی شده باشند - سرکارآرانی، . - 1381 عنصر دوم همزیستی و تقلید می باشد. یاددهی یادگیری فرآیندی دوسویه است که در آن یکی می کوشد تا در تعاملی سازنده از دیگری بیاموزد یا به او یاد بدهد. در چنین شرایطی کارکردهای یادگیری برای همه ی گروه اثربخش است. این اصل به ما کمک می کند تا کودکان از توانایی های بالنده خود آگاه شده و آن ها را به کار ببندند.
در فرهنگ سنتی ژاپن از تقلید بسیار ستایش می شود. در فرهنگ ژاپنی پیروی از کسی که از ما بهتر می داند یا تجربه بیشتری دارد، امری ستودنی است و برای پیشبرد امور خود باید از دیگران بیاموزد، تجربه آن ها را جدی بگیرد و حتی الامکان تا به دست آوردن شناخت، مهارت، توان و امکان تجربه مستقل اموری که دیگران انجام داده اند، از افراد صاحب تجربه بیاموزند.
شادابی و فعال بودن یکی از عناصر مهم دیگر در فرآیند یاددهی - یادگیری ژاپن محسوب می شود. نیروی اصلی و نکته اساسی در آموزش به فعالیت هایی مربوط می شود که اجتماع کودک و زندگی گروهی او را سامان می دهد. پیوند دادن کودکان با دنیایی جدید، با کارکردها و شرایط جدید، از طریق آمیختن و همزیستی آن ها با سایر کودکان، امکان فعالیت نشاط، علاقه و توان یادگیری را در میان کودکان گسترش می دهد. تفکرات شینتو5، اغلب به نیروهای طبیعی، روابط انسانی، سرزندگی محیط و تلاش وکوشش آدمیان و احساس تعلق کودکان به کلاس درس توجه دارد.
یکی از عناصر اساسی فرآیند یاددهی- یادگیری ژاپن فعالیت های گروهی است. در آموزش و پرورش ژاپن دانش آموزان به فعالیت های گروهی تشویق می شوند. دانش آموزان با گروه های چهار تا پنج نفره کلیه فعالیت های آموزشی وپرورشی، تفریحی، گردش های علمی، توزیع و صرف ناهار روزانه، نظافت کلاس ها و مدرسه، کلوپ های ورزشی و فعالیت های ویژه خود را انجام می دهند.
آن ها در فعالیت ها به تدریج با زندگی گروهی آشنا می شوند. انجام فعالیت های گروهی آموزش و پرورش در ژاپن به منزله یک خصوصیت ممتاز فرهنگ ژاپن محسوب می گردد. به علاوه مدرسه خود جامعه ای کوچک است. فعالیت های گروهی مدرسه به دانش آموزان کمک می کند که احساسات دیگران را درک کرده، در ضمن، احساسات خود را به روشنی بیان کنند.
سرکارآرانی - 1381 - در مطالعات خود در کلاس های درس ژاپنی اشاره می کند: "هنگامی که برای مشاهده در کلاس درس حاضر می شدیم دانش آموزان کمتر از حضور ما به عنوان مشاهده گر در کلاس درس دچار مشکل می شدند و معمولاً بدون توجه به این حضور به طور عادی به فعالیت های آموزشی خود می پرداختند، به راحتی سخن می گفتند و قادر بودند به نحو مؤثری ارتباط برقرار کنند". فعالیت های گروهی در رشد اجتماعی دانش آموزان تأثیر چشمگیری دارد و آنان را در ایفای نقش های اجتماعی تواناتر می سازد.
آموزش در گروه های کوچک - چهار تا پنج نفره - امکان مشارکت دانش آموزان را در فعالیت های آموزشی افزایش می دهد و آن ها در این گروه ها همانند خانه خود احساس تعلق و آرامش خاطر پیدا می کنند. در ژاپن تمرین براییادگیری و تکرار، یکی از شکل های یادگیری است و یادگیری بر اساس الگوهای معین و بعضاً مبتنی بر تمرین و تکرار یکی از متداول ترین روش هایی است که می تواند شرایط تبادل اطلاعات و تجربه ها را نه تنها در میان معلمان بلکه در میان یادگیرندگان گسترش دهند.

