بخشی از مقاله
چکیده
فلسفه تئوری محدودیت بر ارزیابی عملکرد و شناسایی محدودیت ها در سازمان تمرکز دارد. به منظور افزایش خروجی سازمان یا همان بحث سودآوری سازمان و بهبود کیفیت و افزایش بهره وری نیازمند استفاده از تکنیک های نوین مدیریتی مانند تئوری محدودیت هستیم. در حقیقت تئوری محدودیت یک نوع برنامه ریزی برای سازمان است که برای ایجاد بهبود اثربخش با توجه ویژه به چرخه عمر، نرخ گردش مواد و نرخ تبدیل مواد اولیه به کالای تکمیل شده و بهبود مستمر به سازمان یاری می رساند. تمرکز اصلی این روش بر شناسایی محدودیت ها و گلوگاه ها که سازمان را در رسیدن به اهدافش محدود می کند، می باشد. طبق تئوری محدودیت نه تنها مدیریت متداول برای بررسی و ارزیابی عملکرد لازم نیست بلکه تمرکز بر آنها کارها را بدتر می کند. در این مقاله به بررسی کاربرد تئوری محدودیت پرداخته شده است.
.1مقدمه
توجه به تکنیک تئوری محدودیت و تمرکز بر اجرای آن ما را با سوالاتی روبرو می سازد. این سوالات شامل: آیا سازمان شما پروژه ای تکی یا چند پروژه را با هم انجام می دهد؟ آیا این پروژه ها بزرگ هستند یا کوچک؟ آیا مشتریان شما داخلی هستند یا خارجی؟ آیا سازمان شما تولیدی است یا خدماتی؟ به دو دلیل مدیریت و هدایت بیشتر پروژه ها سخت است: .1 معمولا پروژه ها شامل عدم قطعیت هستند. .2 معمولا پروژه ها شامل سه تعهد مختلف و متفاوت با توجه به تاریخ، بودجه و محتوا هستند.
در سازمان هایی که تلاش برای مدیریت پروژه های هم زمان با منابع مشترک و متداول انجام می شود، مدیریت و راهبرد معمولا چالش برانگیز است. بزرگترین چالش پیش روی مدیران تعیین اینکه کدام پروژه سخت تر است و در موقعیت "پروژه ی با منابع بیش از حد" با کمبود منابع مستمر و سختی برنامه ریزی مواجه هستند. در صورتی که شما هم در چنین شرایطی قرار دارید، قطعاً با مشکلات زیر در سازمان خود روبه رو هستید:
1. مشکلات تکمیل به موقع پروژه با توجه به بودجه و محتوای کامل تعیین شده کار و پروژه.
2. مشکلات زیاد مربوط به فعالیت های بازسازی.
3. مشکلات مربوط به زمان وعده داده شده که ممکن است بیشتر از زمان مطلوب باشد.
4. مشکلات عدم اتمام کارهای پروژه ی موجود قبل از تغییر در اولویت های پروژه ی جدید.
5. مشکلات و اختلافات مکرر مدیران پروژه درباره ی اولویت ها و تعهدات منابع.
6. مشکل در یک پروژه به صورت آبشاری به دیگر پروژه ها منتقل می شود.
7. مشکلات مربوط به برخی پروژه ها که رها شده اند و یا بدون سود برای سازمان تکمیل شده اند.
8. پاسخ سازمان به فرصت های خوب بسیار کند است.
در این مقاله مقدمه ای مختصر از اساس کار و کاربرد تئوری محدودیت ارائه شده و راه حل های مشکلات معرفی شده اند.پاسخ سه سوال بسیار مهم در این مقاله بررسی شده است:
.1 چه چیزی باید تغییر کند؟
.2 به چه چیزی تغییر کند؟
.3 چگونه تغییرات را ایجاد کنیم؟
.2تئوری محدودیت و مطالعات انجام شده
امروزه در بازار رقابت اقتصاد جهانی، تولید کنندگان در تلاش برای کاهش و فشرده کردن هزینه ی عملیاتی به میزان %5 تا %7 هستند. در حقیقت، اگر کارخانه به طور متداول عملکرد را بهبود ندهد، در خطر تعطیل شدن قرار می گیرد. با این حال اگر شرکت قادر به یافتن راهی برای افزایش خروجی با منابع کم و مشابه باشد، ممکن است باعث تفاوت بین عملیات متداول و یا انتقال آنها به مناطق کم هزینه تر در سراسر دنیا شود. بیست سال پس از اینکه گلدارت " تئوری محدودیت" را در کتاب اش معرفی کرد، دنیای تولید با تغییر و تحول الگویی دیگری در تفکر مواجه شد. طی ترکیب تئوری محدودیت و روش های تولید ضعیف با بهبود مداوم، بهبود عملکرد طولانی تری بدست آمد.
تئوری محدودیت یک تکنیک استراتژیک برای ایجاد بهبود مستمر در سازمان است. در تئوری محدودیت، بر اهمیت شناسایی و حذف تنگنا ها - محدودیت ها - در فرایند تولید تاکید می شود، که فقط برای افزایش تولید نیست، بلکه وسیله ای برای اندازگیری و کنترل جریان مواد است. پس تمرکز اصلی این تکنیک ابتدا بر شناسایی محدودیت ها و سپس مدیریت کردن آنها در جهت افزایش بهره وری و کارایی شرکت است. محدودیت شامل هر عاملی است که کارایی سیستم را در ارتباط با اهداف از پیش تعیین شده محدود کند. تنها مشکل این است که چگونه این محدودیت ها را شناسایی کنیم.
کلید دستیابی به ارزش واقعی و بهبود عملکرد در ادغام دو روش افزایش تلاش " رفتن و دیدن" و تمرکز بر منابع و یکپارچه بودن جریان است. این ایده ی ساده در تئوری، در واقعیت و عمل تاکنون ناممکن بوده است. با در نظر داشتن تئوری بر اساس- محدودیت برای افزایش جریان تولید در سازمان، با داده ی کمتر ولی نقدی تر و اطلاعات تصمیم گیری مستقیم از سازمان رو به رو می شوید.
این کار با محدود کردن داده ی جمع آوری شده و شناسایی محدودیت کلیدی انجام می شود که باید برای داشتن خروجی خاص اصلاح شود. این کار به کارگران سازمان اجازه می دهد تا برای تصحیحی که منجر به بهبود در عملکرد کارخانه می شود، تلاش کنند. به عبارت دیگر، تولید کنندگان باید قادر به بهبود عملکرد کارخانه با حذف تنگناها و محدودیت ها باشند. با تمرکز مستقیم بر محدودیت درست، عملیات تولید می تواند به طور چشمگیری در کارخانه بهبود یابد.
اخیرا نظریه ی ادغام و تئوری محدودیت با دو هدف مورد استفاده قرار گرفته است: برای شفافیت بهتر و تمرکز بر شناسایی محدودیت درست و همچنین صرف زمان کمتر برای جمع آوری اطلاعات و زمان بیشتر برای حل مشکلات. در این مورد ابتدا رویدادهای بهبود هفتگی توسط برنامه ریزی ایجاد می شود. سپس با اندازگیری محدودیت های شناسایی شده، رویدادهای بهبود ارزش واقعی سیستم بدست می آید.
اگر چه بعد از اجرای برنامه، محدودیت هایی که بعد از 18 ماه شناسایی نشده بودند، قابل مشاهده شدند و سیستم ثابت کرد منابعی که راهنمایی غلط داشتند، هیچ تاثیری بر خروجی نگذاشتند. در نتیجه بهبود مستقیما در منطقه ای رخ داد که محدودیت های درست وجود داشت و در تسریع پروژه و بهبود عملکرد تاثیر داشت.
.3 کاربرد تئوری محدودیت
به منظور تشریح کاربرد و اجرای تئوری محدودیت، به سه پرسش اصلی پرداخته می شود:
.3.1 چه چیزی تغییر کند؟
به منظور ایجاد بهبود مستمر و چشمگیر در مدیریت پروژه، سازمان باید ریشه هایی که باعث این مشکلات می شد را نشان دهد. شمول دامنه ی این ریشه ها در عملکرد چند پروژه ی سازمان با منابع مشترک زمانی که پروژه ی جدید آغاز می شود، غیر قابل اجتناب است. تقریبا در هر سازمان فشارهای داخلی و خارجی برای نشان دادن فرصت های جدید و مهم وجود دارد. در همین زمان، مدیران دریافته اند که آغاز سریع کار جدید، منابع مورد نیاز پروژه را در مقایسه با توانایی آنها در تعهدات موجود منحرف می کند. متاسفانه به دلیل کامل نبودن اطلاعات حالت درست پروژه ی در حال انجام، فشارها به افزایش خروجی سازمان منجر می شود.
شناسایی اینکه چه چیزی باید تغییر کند، شناسایی محدودیتها و از اصول اساسی تئوری محدودیت است. محدودیت به هر عامل یا عنصری گفته می شود که در چارچوب هدف تعیین شده مانع از دستیابی سیستم به سطح بالاتری از عملکرد فعلی می شود. ابتدایی ترین مرحله برای شناسایی محدودیتها، فرایند برنامه ریزی است. محدویت ها شامل: محدودیت های محیطی، محدودیت های فیزیکی و محدودیت های بازار هستند.
منظور از محدودیت های محیطی، محدود شدن ظرفیت تولیدی سازمان توسط قوانین است و منظور از محدودیتهای فیزیکی، کمتر بودن ظرفیت منابع تولیدی از تقاضای بازار است و همچنین محدودیتهای بازار به کمتر بودن تقاضای بازار از ظرفیت منابع تولیدی اشاره دارد. محدودیت های شناسایی شده باعث همزمان شدن برنامه تولید و تقاضای مشتریان می شود. بر اساس تئوری محدودیت، به منظور افزایش کارایی باید از محدودیتها بیشترین بهره برداری صورت گیرد. برخلاف این عقیده که استفاده صد در صد از منابع فاقد محدودیت باعث افزایش تولید عملکرد سازمان می شود، در تئوری محدودیت این موضوع باعث افزایش عملکرد نمی شود، بلکه باعث افزایش موجودی ها می شود.
.3.2 به چه چیزی تغییر کند؟
پس از شناخت محدودیت های موجود در سیستم و تصمیم به تغییر در این محدودیتها، باید مشخص شود این تغییرات شامل چه چیزی می شود. راه حل شامل - 1 فرایند برنامه ریزی قوی و همه جانبه - 2 فرایند برنامه ریزی موثر تر - 3 روش معرفی کار که منجر به افزایش گنجایش می شود - 4 اجرای فرایند که منجر به کنترل عالی پروژه و حمایت تصمیم گیری می شود و - 5 رفتار کاری که برای عملکرد خوب پروژه مناسب باشد.
در حقیقت، در این مرحله از منابع دارای محدودیت بیشترین استفاده را باید کرد و این منابع باید با ظرفیت کامل و بدون توقف به کار گرفته شوند. البته در صورت تصمیم به تغییر باید ظرفیت گلوگاه ها و منابعی که ایجاد محدودیت کرده اند مورد بررسی قرار گرفته و پس از تعیین گلوگاه ها، سرعت تولید دیگر منابع فاقد محدودیت متناسب با سرعت تولید منابع دارای محدودیت شود تا از تجمع و توقف محصول در گلوگاه ها جلوگیری شود.

