بخشی از مقاله
چکیده
این مقاله به بررسی - - زاویه دید - - به معنی - - شخصی - - در داستانهاي ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و خسروو شیرین نظامی می پردازد ، بررسی نشان می دهد که شیوة نقل یا طرح موضوع در این داستانها از طریق زاویه دید بیرونی - داناي کل - به شیوة سوم شخص یا زاویه دید درونی به شیوة اول شخص و یا دوم شخص یا آمیخته اي از هردو شیوه می باشد .
سرایندگان این داستانها علی رغم استفاده از زاویه دید بیرونی - داناي کل - از زاویه دید درونی - اول شخص - نیز استفاده کرده اند و در برخی موارد نیز با رها کردن زاویه دید - اغلب از سوم شخص به اول شخص - از هر دو شیوه با هم سود برده اند ؛ علاوه بر این از شیوه هاي دیگر زاویه دید نظیر ؛ تک گویی درونی ، نمایشی و حدیث نفس که خود یکی از روشهاي استفاه از جریان سیال ذهن است نیز غافل نبوده اند .
-1 مقدمه
» یکی از عناصر مهمی که در انسجام هر داستان نقش ویژه اي بر عهده دارد عنصر زاویه دید است زیرا در ضمن روایت و در شکل گیري داستان نشان دهنده رابطه نویسنده با داستان است . بنابراین توجه به این نکته که در هر داستان، چه کسی با خواننده سخن می گوید، یا اینکه راوي از کدام موضع یا زاویه دید به جهان داستان می نگرد وآن را روایت می کند ؛ و داستان را از چه طریقی به خواننده انتقال می دهد و اینکه خواننده را در چه فاصله اي از داستان نگه می دارد از مهمترین مباحثی است که در بررسی عنصر زاویه دید در هر داستان باید تدوین شود
معمولاً داستان نویس براي روایت داستانش از روشهایی استفاده می کند که عمده ترین آنها استفاده از زاویه دید بیرونی، - داناي کل - یعنی روایت به صورت سوم شخص و زاویه دید درونی یا روایت به شیوه اول شخص است. در روایت به شیوة داناي کل - سوم شخص - خود نویسنده، راوي است که معمولاً بر همه چیز داستانش احاطه دارد و می تواند از همه زوایا ، حوادث و شخصیت هاي داستانش را ببیند و افکار و اندیشه هاي آنان را افشاء کند. زیرا قدرت توصیف کامل همه اجزاي داستانش را حتی به صورت غیر مستقیم دارد .
حال آنکه در ورایت به شیوة اول شخص ، داستان به وسیله شخصیت اصلی داستان ، یا توسط شخصیت کم اهمیت تري بیان می شود؛ که خود نیز در ماجراي داستان نقش دارد .چون در این شیوه تجربیات و احساسات شخصیت اصلی از صمیم قلب بیان می شود غالباً باعث جذابیت بیشتر داستان می شود و وحدت و هماهنگی داستان را بیشتر می کند .
-2 عنصر داستانی زاویه دید در منظومه خسرو و شیرین
وقتی به بررسی عنصر داستانی زاویه دید در داستان خسرو و شیرین می پردازیم؛ در می یابیم که تقریباً نیمی از داستان صورت نقل قول دارد و شاعر مانند تماشاگري بی طرف با استفاده از دیدگاه بیرونی و ذکر افعال به صورت سوم شخصِ فعل ماضی به بیان داستانش می پردازد و راوي در نقش داناي کل عمل می کند؛ زیرا از بیرون داستان، دربارة حوادث بیرونی وعوامل درونی و شخصیت هاي داستان نظر می دهد و در حقیقت گوینده داستان، یک راوي است که شاعر آن را سخنگوي کهن زاد می نامد :
چنین گفت آن سخنگوي کهن زاد //که بودش داستانهاي کهن یاد
که چون شد ماه کسري در سیاهی // به هرمز داد تخت پادشاهی
به نظر می رسد شاعر خودش در بیرون داستان ایستاده است و بر تمام حوادث آن اشراف دارد و تمام اتفاقات داستان را از قبل می داند و شخصیت ها را در سوم شخص مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد و بر همه چیز آگاه است . این نکته نشان می دهد که زاویه دید سوم شخص به شاعر فرصت می دهد تا ضمن تجزیه و تحلیل شخصیت هاي داستان و مداخله در صحنه سازي ها و توصیف اشخاص و توصیه هاي اخلاقی، که ناشی از اعتقادات خود اوست، با گوینده داستان فاصله اش را حفظ کند.
بعلاوه نیمی از داستان خسرو و شیرین به شکل اول شخص روایت می شود ، به ویژه در آن قسمت هایی که نظامی قهرمانان داستانش را وادارمی کند با هم سخن بگویند . چنانکه بارزترین نمونه آن مناظره میان خسرو و فرهاد یا گفتگوهاي خسرو و شیرین است. بدیهی است که چون در این قسمتها شاعر احساسات درونی طرفین را، و در برخی موارد ، خودش را به صورتی غیر مستقیم بیان می کند و یا در مورد اشخاص اظهار نظر می کند ، دیدگاهی که مورد استفاده قرار می دهد درونی باشد؛ زیرا در روایت به شیوة اول شخص معمولاً از دیدگاه درونی استفاده می شود تا همسانی میان راوي و شخصیت مملوس تر شود .
نکته دیگري که ضمن بحث از زاویه دید در داستان خسرو وشیرین جلب توجه می کند، رها کردن زاویه دید توسط راوي در داستان است؛ مثلاًدر بخشی که شاپور به طلب شیرین به ارمن می رود، راوي ناگهان از زاویه دید بیرونی خارج می شود و با استفاده از زاویه دید اول شخص به داستان خود صمیمیت بیشتري می دهد، نمونه را ابیات زیر کافی است :
چو من نقش قلم را درکشم رنگ کشد مانی قلم در نقش ارژنگ بجنبد نقش کاو را من کنم سر بپرد مرغ کاو را من دهم پر مدار از هیچ نوعی گرد بر دل که باشد گرد بر دل درد بر دل
تو خوشدل باش و جز شادي میندیش که من یکدل گرفتم راه در پیش نگیرم درشدن یک لحظه آرام زگوران تک ز مرغان پر کنم وام نخسبم تا نخسبانم سرت را نیایم تا نیارم دلبرت را چو آتش گر زآهن سازد ایوان چو گوهر گر شود در سنگ پنهان برونش آرم به نیروي و به نیرنگ
چو آتش زآهن و چون گوهر از سنگ گهی با گل گهی با خار سازم ببینم کار و پس با کار سازم اگر دولت بود کآرم بدستش چو دولت خود کنم خسرو پرستش و گردانم که عاجز گشتم از کار شهنشه را کنم باري خبردار
در بخش مناظرة خسرو با شیرین نیز که از زاویه دید درونی - اول شخص - استفاده می شود، راوي شخصیتهاي داستان را به خواننده خیلی نزدیک می کند. چنانکه این عمل باعث می شود شخصیت ها ذهنیات خود را مطرح نمایند؛ یعنی اشخاص ضمن حفظ غرور و متانت خویش در یک فضایی پر از عشق و صمیمیت به اشتباهات خویش اعتراف می کنند؛ بدان گونه که خوانندة داستان به ارتباط عشق با زندگی واقعی اقرار و آن را باور می کند .
علیرغم استفادة نظامی از زاویه دید اول شخص در چنین مواردي باید اذعان کرد که روش داناي کل بر تمام صحنه هاي داستانش احاطه دارد .
-3 عنصر داستانی زاویه دید در منظومه ویس و رامین
فخرالدین اسعد گرگانی نیز در ویس و رامین به راویانی اشاره می کند که قبلاً داستان را گفته اند و او فقط قصد دارد آن گفته ها را به نظم در آورد.

