بخشی از مقاله
چکیده
همانگونه که انتخاب نام شخصیت در داستان اهمیت ویژهاي دارد، انتخاب عنوان مناسب نیز از ارکانمهم داستان به شمار میرود. اما برخلاف نام شخصیتها -که نویسنده در انتخاب آنها آزادي عمل بیشتري دارد- نویسندگان در انتخاب عنوان داستان باید معیارهایی را رعایت کنند؛ ازجمله اینکه عنوان باید در ارتباط با موضوع داستان باشد، نو باشد و در عین حال بتواند خواننده را ترغیب به خواندن آن کتاب کند
معمولاً عنوان داستان خبر از خود داستان میدهد اما همیشه اینگونه نیست و برخی از نویسندگان ترجیح میدهند که عناوین نمادین، استعاري و... را برگزینند تا محتواي داستان پوشیده بماند. در برخی از عناوین نیز خواننده بعد از خواندن داستان متوجه هدف نویسنده از گزینش آن عنوان میشود. همچنین عنوان داستان اندیشه و دیدگاه نویسنده را آشکار میکند. در این پژوهش عناوین داستانهاي گلیترقّی و زویا پیرزاد -که هر دو از نویسندگان برجسته معاصر محسوب میشوند- مورد بررسی قرار گرفته و ارتباط عنوانها با متن داستانها بررسی شده است.
مقدمه
نویسندگان در گزینش نام اثرِ خود، به صورت خودآگاه و بر اساس عوامل گوناگون عمل میکنند و آن را به عنوان کلیدي در اختیار مخاطب قرار میدهند تا مخاطب بتواند به محتواي داستان و دیدگاه نویسنده پی ببرد. همانگونه که هویت اشخاص با نامشان مشخص میشود، با بررسی نام داستان نیز میتوان به محتواي اثر، علاقه، آرزوها، اعتقادات و اندیشه صاحباثر، شرایط سیاسی، اجتماعی و ... پی برد
البته همواره چنین نیست که بتوان از عنوان داستان به محتواي آن دست یافت زیرا گاه نویسندگان عناوینی را که براي داستان انتخاب میکنند نمادین، استعاري و ... است و تنها با کمک متن داستان میتوان به مفهوم آن پی برد. عنوان یک اثر نقش چشمگیري در استقبال از آن اثر دارد. گاه نویسندگان براي استقبال خوانندگان چنان عناوینزیبا و فریبندهايرا بر میگزینند که تنها با خواندن آن اثر میتوان به این نتیجه رسید که عنوان آن کتاب سرابی بیش نبوده است. نویسندة صادق باید با انتخاب یک عنوان مناسب خواننده را به درون متن هدایت کند؛ بدون آنکه قصد فریب مخاطب را داشته باشد.
هدف از این پژوهش بررسی عناوین داستانهاي دو نویسندة زن معاصر است. قلمرو این تحقیقرمان »چراغها را من خاموش میکنم« و داستان کوتاه »طعم گس خرمالو« اثرزویاپیرزاد، همچنین رمان »خواب زمستانی«وداستانکوتاه »اناربانوو پسرهایش«اثر گلیترقّی است. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی نگاشته شده و به بررسی عناوین داستانهاي یاد شده از نظر محتوایی و... پرداخته است.
دربارة عنوانشناسی پژوهشهایی در قالب مقاله صورت گرفته است که میتوان به »عنوان کتاب و آیین آن« - اسفندیاري، - 1369، »نگاهی به معیارهاي زیباییشناسی در انتخاب نام کتابها« - مهیار، - 1378، »تحلیل نشانهمعناشناختی رمانهاي سیاسی فارسی از «1381-1351 - گرجی، - 1390، »خوانش هرمنوتیکی نام داستان در سه قطره خون صادق هدایت و ربیع الرّمادفی زکریا تامر« - محمدي و همکاران، - 1393،همچنین »معناشناسی نام مجموعهها« - شفیعی کدکنی، - 1387 که در زمینه شعر است، اشاره کرد که بیشتر این مقالات به زیباییشناسی عنوانها و نیز عنوان اشعار پرداختهاند. اما در زمینه عنوانشناسی در رمانهاي زویا پیرزاد و گلیترقّی تا کنون پژوهشی صورت نگرفته است، به این دلیل پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی عناوین رمانها و داستانهاي کوتاه زویا پیرزاد و گلیترقّی بپردازدزیرا هر یک از کتابهاي نامبرده جوایز فراوانی را کسب کردهاند و شایسته است که ابعاد گوناگون آنها نیز بررسی شود.
.2 عنوان داستان
عنوان داستان در سادهترین کاربرد خود برچسبی است که نویسنده از آن براي متمایز کردن داستان خود از سایر داستانها به کار میبرد. زمانی که عنوان نقش برچسب را دارد، معمولاَ اسامی یکی از شخصیتها یا خلاصهاي از حوادث داستان قرار میگیرد. همچنین میتوان گفت عنوان سرنخی است که غیرمستقیم به خواننده میگوید که باید متن را در چه راستایی بخواند به طور مثال داستان پلیسیاست یا رئالیستی
یافتن عنوان خوب امري ساده نیست. عنوان داستان در نظراول باید توجهخواننده را جلب کند. براي دستیابی به چنین امري، عنوان باید »خبر از چیزهاي نو« و بکر بدهد تا خواننده فکر کند با مطالب تازهاي رو به رو خواهد شد. ویژگیهایی که عنوان داستان باید داشته باشد عبارتاند از اینکه: عنوان باید نو باشد، موزون و گیرا باشد، متناسب با مضمون داستان باشد و طرح داستان را آشکار نکند، زیرا در غیر این صورت اوجی را که با صرف وقت و زحمت فراهم شده است از پیش لو خواهد داد.
اگر نویسنده میخواهد از اسم شخصیت داستان براي عنوان داستانش استفاده کند، بهتر است که »اسم« را به عنوان جزئی از »عنوان داستان« به کار برد، مانند: »عشق و آقاي لويشام«1 نوشته »اچ. جی. ولز.« عنوان داستان هر قدر ساده و کوتاهتر باشد بهتر است. زیرا عنوانهاي طولانی تأثیري در انتخاب خواننده ندارد. گاه ارزش یک کلمهواحد -که لطف و معناي خاصی داشته باشد-از چند کلمه سست و بیروح بیشتر است. »توفان« و »جوانی« اثر جوزف کنرادو »افسانه« نوشته کلمنس دین، نمونههاي خوب عنوانهاي یک کلمهاي هستند

