بخشی از مقاله

چکیده

قاچاق کالا، فعالیتی نامشروع و غیر قانونی است و هدف آن سرباز زدن از عوارض کمرگی و جلوگیری از تحریم یا به انحصار درآوردن واردات و صادرات هر کالا میباشد. متخصصان اقتصادی دلایل متعددی را برای ایجاد یا افزایش پدیده قاچاق عنوان کردهاند، که عبارتند از: تعرفهها و محدودیتهای گمرکی، کنترل سختگیرانه معاملات ارز خارجی، فساد اداری فراگیر، بیکاری، مشکلات اقتصادی، محرومیت و فقر مناطق مرزی.

با توجه به اینکه حدود ًْ % کالای قاچاق از مرزهای آبی جنوب کشور وارد میشود و بندرهای امارات متحده عربی و عمان در جنوب خلیج فارس مبدأ اصلی ورود کالای قاچاق به ایران است، چگونگی وضعیت توسعه این مناطق، عامل مهمی برای بررسی گرایش یا عدم گرایش افراد به سمت کارهای غیرقانونی و قاچاق است.

در استان هرمزگان عوامل تسهیل کننده زیادی برای گرایش به سمت قاچاق کالا وجود دارد، مانند پایین بودن ریسک قاچاق، توزیع ناعادلانه درآمد، توسعه نیافتگی و فقر این منطقه، پایین بودن درصد باسوادی و مشکلات فرهنگی. در این تحقیق تعدادی از عوامل مؤثر بر افزایش قاچاق کالا در استان هرمزگان بررسی میشود. روش تحقیق به صورت کتابخانهای و اسنادی بوده و برای درک بهتر موضوع از دادههای آماری استفاده شده است.

مقدمه

قاچاق کالا واقعیتی در جوامع سراسر جهان است. در واقع هر فعالیتی که برای کسب معاش از راه انتقال غیر قانونی کالاها از مرز کشورها، استفاده میکند، را میتوان قاچاق نامید؛ قاچاقیان با سرباز زدن از مقررات و قوانین دولتی، درآمد خود را افزایش میدهند

عوامل مؤثر بر ایجاد یا افزایش قاچاق کالا در ایران عبارتند از: پایین بودن ریسک قاچاق، تفاوت قیمت کالاها در ایران نسبت به کشورهای اطراف، کیفیت بالاتر کالاهای خارجی، چرخه بیکاری و فقر در نواحی مرزی و جادههای مرزی و روستایی. هدف اصلی این تحقیق بررسی تأثیر عوامل مختلف اقتصادی، فرهنگی و محیطی بر افزایش تمایل به قاچاق کالا است.

استان هرمزگان دارای شرایط تسهیلکننده بسیاری برای قاچاق کالا میباشد، مانند پایین بودن ریسک قاچاق کالا به دلیل وجود جادههای روستایی وسیع که کنترل تردد مرزی در آنها بسیار مشکل است، فقر اقتصادی و فرهنگی در مقایسه با سایر استانهای کشور، گستردگی مرزهای آبی خلیج فارس با کشورهای عربی امارات و عمان، وجود مناطق آزاد تجاری قشم و کیش که از مبادی مهم ورودی و خروجی قاچاق کالا این مناطق میباشند

لذا در صورتی که در منطقهای زمینه برای فعالیتهای غیرقانونی مساعد باشد، اگر این مناطق از سطح رفاه، سواد و فرهنگ قابل قبولی برخوردار نباشند و با دیگر مشکلات اقتصادی نظیر بیکاری و یا کمبود درآمد مواجه باشند، احتمال گرایش افراد این مناطق به کارهای غیرقانونی بسیار زیاد است. توجه بیشتر به توسعه و اشتغال این منطقه باعث کاهش جذابیت کارهای غیرقانونی برای کسب درآمد در بین افراد است.

از دیگر مواردی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که، َُ% از اسکلههای مجاز و غیر مجاز ایران در استان هرمزگان قرار دارند، که حدود ًُ% از این اسکلهها سابقه فعالیت قاچاق داشتهاند

با توجه به اینکه مهمترین مبادی ورودی و خروجی کالای کشور در استان هرمزگان قرار دارند و به دلیل افزایش فعالیت مناطق آزاد و بازارچههای مرزی در این استان و رواج تجارت چمدانی، ضرورت بررسی وضعیت توسعه این منطقه روشنتر میشود. بیشک هرگونه برنامهریزی برای کنترل و مبارزه با قاچاق، ابتدا باید از مرزها شروع شود؛ از پایههای اصلی این برنامهریزی مشارکت اجتماعی و سیاسی افراد مرزنشین میباشد، اگر استانهای مرزی به دلیل فقر و پایین بودن سطح آگاهی و اطلاعات، علاقهای به مشارکت سیاسی و اجتماعی در این برنامهریزی نداشته باشند و به علت عدم اعتماد به دولت و احساس بیگانگی در این امور دخالت نکنند، این برنامهریزی محتوم به شکست خواهد بود.

اقدامات مهمی که باید در مناطق مرزی انجام شود، عبارتند ازکمک: به بهبود اوضاع اقتصادی، خصوصاً در روستاها، توجه به اشتغال سودآور، اعطای یارانه و کمک به افراد مرزنشین، بالابردن سطح سواد و بهداشت عمومی، اجرای برنامههای فرهنگی از طریق رسانهها برای اطلاع رسانی و افزایش آگاهی، ایجاد روحیه اعتماد به قانون و دولت و بهبود راههای ترانزیتی و معابر عمومی.

به موازات رشد مطالعات تجربی در زمینه تجارت غیر قانونی، پدیده قاچاق طی سالهایی و پس از آن مورد توجه نظریهپردازان تجارت بینالمللی قرار گرفت. اولین دیدگاه نظری در زمینه قاچاق توسط بهاگواتی و هانسن مطرح شد. نتایج تحقیقات این دو نشان میدهد که در حالت عدم همزمانی قاچاق و تجارت قانونی، قاچاق کالا به کاهش رفاه منجر می شود؛ البته تحت شرایط خاصی امکان افزایش رفاه نیز وجود دارد. این، در حالیست که به هنگام وقوع توأمان تجارت قانونی و قاچاق، قاچاق کالا رفاه اجتماعی را کاهش میدهد

بهاگواتی و سرینیواسان  در مقاله دیگری در قالب یک مدل ریاضی با تأکید بر این نکته که به هنگام محدود شدن تجارت قانونی و وجود قاچاق تحت شرایط رقابتی، قاچاق میتواند رفاه را کاهش یا افزایش دهد، چون با وجود قاچاق قیمت کالاهای قاچاقی کمتر از کالاهای وارداتی تعرفهدار میشود

آندریاز بوهن و فرزانگان در تحقیقی با عنوان »قاچاق در سراسر جهان: شواهدی از مدل معادله ساختاری« به این نتیجه رسیدند دلایل اصلی قاچاق عبارتند از: انواع فساد اداری، محدودیتهای تجاری و تعرفههای سنگین گمرکی. آنها همچنین در ًِ کشور مورد مطالعه دریافتند که سوئد، فنلاند و هلند دارای کمترین میزان قاچاق و کشورهای پاراگوئه، گواتمالا و پاکستان دارای بیشترین میزان قاچاق هستند

محمدرضا فرزانگان، استاد دانشگاه درسدن آلمان در تحقیقی با عنوان »تجارت غیر قانونی در اقتصاد ایران: شواهدی از مدل ساختاری« به این نتیجه رسید ارزش برآورد سالانه قاچاق به طور متوسط سالیانه حدود  تا َ میلیارد دلار میباشد. کاهش بیکاری و بیسوادی و افزایش درآمد افراد میتواند از میزان قاچاق در ایران بکاهد

نوذر امینصارمی و رضا جورکش در تحقیقی با عنوان »تبیین قاچاق کالا از منظر جامعهشناسی« به این نتیجه رسیدند که سیاستهای پولی و مالی، رکود اقتصادی و سطح اشتغال و بیکاری از عواملی است که بر میزان یا ارزش قاچاق کالا در کشور تاثیر دارد 

احمد باقرزاده در تحقیقی با عنوان »نقش موانع و استراتژیهای تجاری در پیدایش و کاهش قاچاق کالا« به این نتیجه رسیده است که نارسایی و پراکندگی قوانین مربوط به قاچاق کالا، ناهماهنگی سازمانهای زیربط در مبارزه با قاچاق و عدم اتخاذ رویههای مناسب در این امر، عمدهترین مشکلات مبارزه با قاچاق کالا است. او کارایی پایین نظام آموزشی متناسب نبودن آن با نیازهای نظام اقتصادی را از دلایل بیکار ماندن افراد و افزایش قاچاق می داند

امیرمحمد پرهامفردر تحقیقی با عنوان »مبارزه با قاچاق کالا و سیاستهای توسعه اقتصادی در ایران« به این نتیجه رسیده است که تأمین امنیت اقتصادی، موجب ایجاد امنیت روانی نسبی در جامعه میشود، در نتیجه هدفهای توسعه جامعه نیز برآورده میشود؛ برخورداری از شغل مناسب و مطمئن، به همراه درآمد مکفی از راههای کاهش پدیده قاچاق کالا و در نتیجه توسعه جامعه است

وطنپور  در مقالهای با عنوان »قاچاق کالا و تأثیر آن بر اقتصاد ملی« به این نتیجه رسید که یکی از تأثیرات قاچاق بر اقتصاد کشور افزایش فقر و اخلال در توسعه مناطق مرزی میباشد که خود منجر به کاهش سطح اشتغال و رفاه میشود، زیرا این مناطق فاقد زیرساختهای لازم برای توسعه میباشند و فاصله چشمگیری با مناطق توسعهیافته دارند. برای کاهش قاچاق ابتدا باید این مشکلات را در مناطق مرزی حل نمود

کریمیپور و محمدی در تحقیقی در باب سد نفوذ قاچاق کالا در استان هرمزگان از واقعیت تا رویا، به پژوهش میدانی در استان هرمزگان پرداخته و به این نتیجه رسیدند که مهاجرین بیکار و کمسواد و بدون تخصص و سرمایه از یک طرف و نبود خط مشی شفاف اقتصادی در مقیاس ملی از سوی دیگر، سیل عظیم نیروی کار را به سوی بنادر کشور هدایت میکند. ایشان دلایل ناکارایی مبارزه با قاچاق کالا در جنوب کشور را عواملی مانند ساختار اقتصاد ملی، گستردگی فضای عملیات، سیستم روان و کارامد قاچاق در جنوب کشور، رواج فرهنگ قاچاق و بازار بزرگ مصرف و غیره میدانند

تاریخچه قاچاق

از زمانهای دور داد و ستد و مبادله اقتصادی بین کشورها صورت میگرفته است، زیرا هیچ کشوری نمیتوانست کل مایحتاج خود را درون مرزهای خود تهیه کند. در ایران طبق نوشتههای تاریخی، مبادله اقتصادی برونمرزی از زمان هخامنشیان در ایران رواج داشته و در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز ادامه یافت. اما بحث قاچاق و تجارت غیرقانونی از زمانی در عرصه اقتصادی ایجاد شد که، محدودیت ورود و خروج کالاها از مرز مطرح شد و این محدودیت تحت نظارت دولتها قرار گرفت.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید