بخشی از مقاله

چکیده

در این پژوهش به اندازهگیری تجارت درون صنعت ایران با ده شریک عمده تجاری خود - امارات، آلمان، چین، کره جنوبی، ایتالیا، هند، ژاپن، ترکیه، اسپانیا، سنگاپور - پرداخته شده است و با استفاده از مدل اقتصادسنجی به بررسی عوامل مؤثر بر میزان تجارت درون صنعت نظیر سطح توسعهیافتگی، متغیر لیندر، مخارج تحقیق و توسعه R&D، اندازه بازار، تفاوت در اندازه بازار، مشابهت تعرفهای، سرمایهگذاری سیستم خارجی، یکپارچگی تجاری، مسافت بین کشورها، و وجود مرز مشترک میان دو کشور میپردازد.

شاخص توسعهیافتگی و مخارج تحقیق و توسعه و اندازه بازار و وجود مرز مشترک و سرمایهگذاری مستقیم خارجی و مشابهت تعرفهای اثر مثبت و تفاوت در اندازه بازار و شاخص لیندر و عدم توازن تجاری و مسافت بین کشورها اثر منفی بر تجارت درون صنعت دارند.

.1مقدمه

در دهه 1960 برای اولین بار نظریه های سنتی تجارت بین الملل مورد شک واقع شد. طبق آمار تجارت جهانی، اقتصاددانان متوجه شدند که قسمت عمده تجارت کشورهای صنعتی، بین خودشان صورت می گیرد، میان کشورهایی که از نظر امکانات تولید و منابع اولیه تولید بسیار به یکدیگر شبیه هستند. این نتیجه بر خلاف تئورهای مزیت نسبی ریکاردو و مدل هکچر- اوهلین - که بر پایه تجارت میان کشورها با امکانات و ویژگی هایی متفاوت، بنا شده اند - بود. به مرور تلاشهایی در جهت یافتن علت بروز این پدیده صورت گرفت و شاخص هایی برای محاسبه و اندازه گیری آن، ابداع شد.

از آن زمان تاکنون، بسیار از تحقیقات علمی: بررسی عوامل مؤثر بر این پدیده، در مورد بسیاری از کشورها پرداخته اند. شاید تجارت درون صنعت جزء محدود موضوعاتی باشد که بیش از تبین کامل مبانی تئوریک آن، تحقیقات تجربی بسیاری بروی آن صورت گرفت و به همین دلیل نتایج بسیاری از این تحقیقات زیر سؤال رفته، اصلاح شده اند.

با توجه به اینکه کشورها برای پیشرفت و توسعه روابط برون مرزی، در جست و جوی الگوی مناسبی برای تولیدات، صادرات و واردات کالاها هستند. شناخت فرصت های تجاری و مزیت های نسبی از اهمیت نسبی برخوردار است. لذا تجارت درون صنعت به کشورها کمک می کند تا مزیت نسبی واقعی تولیدات صنایع تجاری خود با دیگر کشورها را در نظر گرفته و تکنولوژی جدیدی در تولید پیدا کنند.

تجارت بین الملل به دو بخش تقسیم می شود. تجارت بین صنعتی 1 و درون صنعتی.2 اولی شامل مبادله کالاهای تجاری گوناگون - متفاوت - میان صنایع مختلف کشورها است. دیگری صادرات، واردات هم زمان در یک صنعت و در زمینه کالاهای مشابه می باشد. بخشی که شامل تجارت بین صنعتی است به وسیله نظریه های سنتی تجارت توضیح داده می شود.

براساس نظریه های سنتی تجارت ، دلایل تجارت کشورها تفاوت های ساختاری آنها در فن آوری ،موجودی عوامل و ترجیحات است،با این حال ،سهم قابل ملاحضه ای از تجارت بین الملل میان کشورهای پیشرفته صنعتی صورت می گیرد که دارای ساختار مشابه ای هستند.تشابه کشورها باعث تجارت درون صنعت می شود که نشان دهنده صادرات و واردات هم زمان محصولات مربوط به یک صنعت است.

از این رو،مبادله کالاها و خدمات درون صنایع است نه مابین صنایع ، در این نوع تجارت یک کشور می تواند واردکننده همان کالایی باشد که آن را صادر می کند، و در عمل کالایی که وارد می شود و کالایی که صادر می شود خصوصیات یکسانی ندارند.بالا بودن حجم رابطه تجاری میان کشورها از نظر واردات و یا از نظر صادرات به معنای تجارت درون صنعت گسترده نیست، بلکه این حجم بالای تجارت می تواند به شکل مبادلات میان صنایع نمایان شود.براساس نظریه های جدید ،پدیده تجارت درون صنعت در نتیجه تمایز محصول در بازارهای رقابت انحصاری و وجود صرفه جویی های ناشی از مقیاس تولید بروز می کند و اندازه گیری میزان تجارت درون صنعت مربوط به تمایز محصولات است.

در این زمینه مطالعات متعددی انجام شده است که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره میگردد.

آذربایجانی و اطاعتی در سال 41390 در مقاله ای با عنوان "مشخصه های تجارت عمودی درون صنعت در ایران" به بررسی تجارت درون صنعت عمودی ایران با هفت شریک تجاری مهم - چین، کره، امارت متحده عربی، ژاپن، ترکیه، مالزی و سنگاپور - می پردازند. در این مقاله تجارت درون صنعت ایران با هفت شریک تجاری اش طی سالهای 2006 - - 1997 اندازه گیری و مؤلفه های عمودی و افقی اش تحلیل شده اند.

سطوح محاسبه شده کل IIT نشان می دهد که علاوه بر اهمیت IIT در تجارت بین کشورهای در حال توسعه مهم تجارت درون صنعت در تجارت ایران با شرکای عمده تجاری اش در سطح پایین قرار دارد. این نشان می دهند که تجارت بین صنعت هنوز برای تجارت ایران با کشورهای انتخابی حائز اهمیت است. نکته قابل توجه دیگر در خصوص یافته های این تحقیق این است که IIT عمودی اهمیت بالایی در تجارت ایران با سهم 80/92 درصدی از کل IIT دارد. این سهم بالای IIT عمودی حاکی از آن است که تجارت درون صنعت ایران اساساً مبادله دو طرفه کالاها و خدماتی را یکی از لحاظ کیفی با هم تفاوت دارند را در بر می گیرند بنابراین افزایش در سهم IIT افقی که معادل کاهش در IIT عمودی است مورد توجه ایران است زیرا این رویکرد بر افزایش کیفیت صادرات ایران دلالت می کنند.

جعفری صمیمی و راسخی - 5 - 1387 در مقاله ای با عنوان "مبانی نظری اثر آزاد سازی اقتصادی بر تجارت درون صنعت :یک مطالعه موردی برای ایران " به بررسی این موضوع می پردازند.

این مطالعه با بررسی اثر مولفه های مهم آزاد سازی اقتصادی بر تجارت درون صنعت تلاش کرده است اثر آزاد سازی اقتصادی را بر این پدیده مورد ارزیابی نظری دهد.در این راستا ابتدا اثر تئوریک چهار مولفه اندازه دولت ،محدودیت های تجاری،نرخ ارز و سرمایه گذاری مستقیم خارجی بر تجارت درون صنعت مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه یک مطالعه تجربی برای ایران انجام گرفته است. براساس مبانی نظری افزایش مخارج دولت و تنگ شدن فضا برای بخش خصوصی احتمالا موجب کاهش میزان تجارت درون صنعت می شود.

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید