بخشی از مقاله
چکیده
اسلام در سرزمینی ظهور کرد که مردم آن از عقبماندهترین جوامع بشری بودند؛ ولی همانان پس از ظهور اسلام به گونهای درخشیدند که دو تمدن بزرگ آن زمان را پشت سر گذاشتند. این مقاله به دنبال شناسایی عوامل این جریان، چهار عرصه اصلی این اتفاق را به تحلیل کشید که حاصل آن چنین است: پیامبر اکرم| از طریق آموزههای قرآنی با مهندسی زیرساختهای این چهار عرصه، بذر پیشرفت را در جانهای مسلمانان کاشت.
بینش عقلانی آنها را از اسارت خرافات و کجفهمیها رهانید، در عرصه فرهنگ با اصلاح حاکمیت و نظام آموزش و پرورش، هویت دینی آنان را استحکام بخشید و در عرصه سیاست، اصول نفی سلطهی بیگانگان، نفی خودکامگی و فساد حاکمان، و اصل مشارکت مردمی را نهادینه ساخت. زیرساختهای اقتصادی را با توزیع برابر امکانات، اصلاح فرهنگ کار و تلاش همگانی و بهینهسازی مصرف با آمیزهای از عوامل معنوی به اوج اعتلاء رساند، و با این کارهای اعجابانگیز کاروان پیشرفت مسلمانان را به راه انداخت که تا پنج قرن به پیشروی خود ادامه داد.
از آنجا که رهبری معظم انقلاب با عنایت خاصی واﮊه »پیشرفت« را جایگزین واﮊه »توسعه« کردهاند، تبیین این دو واﮊه و تفاوت آنها، پیش از ورود به بحث حایز اهمیت است. »توسعه« در لغت به معنای وسعت دادن و فراخ کردن است و در اصطلاح، از مفاهیمی است که اندیشمندان درباره آن اتفاقنظر ندارند، هر گروهی بر اساس باورها و دیدگاههای خود به آن مینگرد.٢ البته دانشمندان علم توسعه، همگی بر این نقطه اتفاق نظر دارند که »توسعه« فرایند حرکت جوامع از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب است.
قابل ذکر است از آنجا که واﮊه توسعه، در بستر اقتصاد شکل گرفت ازاینرو در دهههای ٥٠ و ٦٠ میلادی نزد دانشمندان صرفﴽ مفهوم اقتصادی داشت و کاملاً امری اقتصادی تلقی میگشت، ولی پس از آن در خلال دهه ٧٠ به بعد به تدریج بسیاری از دانشمندان، نقش جهانبینی و ارزشها را در مفهوم توسعه پذیرفتهاند ﻭ ابعاد تازهای از مفهوم توسعه، چون توسعه اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پدید آمد؛ ولی از آنجا که زادگاه این مفاهیم در غرب بوده است مفهوم توسعه، از جهات مادی فراتر نرفته و تنها انسانِ طبیعی از عالم طبیعت را مدّ نظر قرار داده است. ازاینرو پیشرفتهای عظیم ماشینی در تمدنهای جدید تنها در بعد طبیعی ﻭ مادی خلاصه شده است و از جهات معنوی هیچ پیشرفتی در جهان متمدن غرب مشاهده نشده و نمیشود.
به نظر میرسد حکمت جایگزین شدن واﮊه »پیشرفت« به جای »توسعه« به همین نقطهی اساسی برگردد؛ زیرا آنچه از منظر اسلام و قرآن دارای اهمیت است و هدف غایی آفرینش انسان و بعثت انبیاء بر آن استوار است، تکامل معنوی انسان است. مادیات در این دیدگاه صرفﴽ ابزاری برای نیل به این هدفِ غایی هستند. این است که نگاه اسلام به مادیات به گونهای است که به معنویات منتهی گردد و در خدمت معنویات قرار گیرد تا باعث رشد و تعالی انسان گردد.
بر اساس همین دیدگاه است که اقتصاد از منظر دین زیربنا نیست زیرا اقتصاد، غایت آفرینش نیست. همچنین اقتصاد، هدف هم نیست بلکه فقط در خدمت هدف - انسان - است. با این حساب میتوان واﮊه پیشرفت را از منظر قرآن چنین تعریف کرد: »پیشرفت« فرایندی است رو به جلو و همه جانبه که با بهینهسازی در استفاده متوازن از منابع مادی و انسانی، زمینه شکوفایی استعدادهای گوناگون همه انسانها را جهت رسیدن به کمال مطلوب خویش - قرب الهی - فراهم میسازد.٣

