بخشی از مقاله

چکیده

نظام قشربندی و نابرابریهای اجتماعی بر مبنای بهره مندی متفاوت از امکانات مادی و معنوی گسترش یافته و موجد فقر است، جامعه شناسان فقر را معیاری برای سنجش عدالت اجتماعی و اقتصاد دانان میزان درآمد افراد یا خانواده ها - میزان درآمد سرانه - را شاخصی برای اندازه گیری فقر در نظر می گیرند؛ که خود بر گسترش حاشیه نشینی - افراد ساکن در شهر ولی فاقد بهره از خدما ت شهری - تأثیر دارد و آن هم ریشه در مهاجرت از روستا به شهر دارد دارای این علل است: ضعف برنامه ریزی، عدم پیش بینی فضای مسکونی کافی و مناسب برای اقشار مختلف، دسترسی ناچیز به اعتبار و تسهیلات، فقدان نهادسازی برای منابع اقشار کم درآمد.

هم چنین فقر دارای اشکال مختلف است و رویکردهای نئوکلاسیک - مایکل تودارو، ریکارد و مارشال - ، نهاد گرا - گونر میردال و... - ، رادیکال ، لیبرالی، سیستمی، کارکرد گرایی، تعارض گرا و بوم شناسی در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است و این نتیجه را می توان گرفت که تاریخ و سیاست، نظریه ها و ایدئولوژی های سطح کلان و ساختار اقتصاد ،لایه بندی اجتماعی، کشاورزی و صنعت، رشد جمعیت، بهداشت و آموزش همانند آنها را در ارتباط با فقر و حاشیه نشینی نباید در رشته های جدا گانه بلکه باید در روابط متقابلشان با هم مورد مطالعه قرار داد.

-1 مقدمه

در مفهوم توسعه انسانی درآمد اگر چه یکی از مهمترین جنبه های آن به شما رمی رود اما تمامی آن را در برنمی گیرد.هر چند مفهوم توسعه انسا نی در نما یان ساختن نقاط قوت و ضعف کشورهای در حا ل توسعه و مقایسه آ نها با همد یگر مفید است، نظام قشر بندی و نا برابریهای اجتماعی درهمه جوامع در طول تاریخ به نشان می دهد که انسانها از نظر خلقت واستعداها یکسان آ فریده نشده اند و لذا امکانا ت مادی ومعنوی هم بین آنها به یکسان موجود نیست. وجود نابرابریهای اجتماعی در برخی جوامع به مفهوم تقسیم بندی گروههای موجود فقیروغنی تلقی گردد .

جامعه شناسان فقر را معیاری برای سنجش عدالت اجتماعی در یک جامعه مفروض می دانند واقتصاد دانان میزان درآمد افراد یا خا نواده ها ویا به عبارت دیگر میزان درآمد سرانه را شاخصی برای اندازه گیری فقیروغنی افراد یک جامعه در نظر می گیرند. در بسیاری از فرهنگ ها فقررا به معنای عدم تکافوی ضروریات زندگی تعریف کرده اند

این ضروریات زندگی در جوامع گوناگون ودر زمانهای مختلف معیار و اندازه مشخص ومعین داشته و یکسان ویکنواخت نمی باشد حتی درمیان گروهها واقشار گوناگون یک جامعه مشخص نیز ابعاد متغیر داراست ، لذا ارائه نمودن یک تعریف جامع ومانع مانند بسیاری از تعاریف جامعه شناسی ممکن نیست ونا گزیر محققین با توجه به زمینه های تحقیق به ضوابط و شاخص هایی مانند مصرف روزانه کالری، درآمد سرانه،مساحت سرانه سرپناه افراد خانواده، میزان سرمایه، سرانه مصرف مواد غذایی وپوشاکی، برخورداری از آموزش وپرورش، بهداشت ودر مان ، تفریح واوقات فراغت وغیره رو آورده اند تا بتوانند گروههای فقیر وغنی را از یکدیگر متمایز کنند.

با نگاهی به شهرهای کشورهای در حال توسعه در چند دهه اخیر می بینیم که این شهرها در معرض گسترده ی مهاجرتهای تحت تاثیر، گذ ا ر از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد شهری وکاهش امکا ن اشتغال درنقا ط روستا یی ، مخصوصاً سرریز جمعیت روستا با هد ف دستیابی به فرصتهای مطلوب تر اقتصادی، اجتماعی بوده است

این مقاله در صدد است با مفهوم شناسی و بررسی تئوری های مطرح در ارتباط با حاشیه نشینی و فقر شهری به ارتباط این دو متغیر و تأثیر و تأثرهای آنها بپردازد و در این راستا مفاهیم مربوطه و نظریات آنها بحث و بررسی می شود.

-2 اهداف تحقیق:

-    شناسایی چیستی فقر شهری

-    شناسایی چیستی حاشیه نشینی

-    شناسایی چشم اندازهای نظری مطرح در ارتباط با دو متغیر حاشیه نشینی و فقر شهری

-    شناسایی تئوریک ارتباط بین فقر شهر و حاشیه نشینی

-    شناسایی علل حاشیه نشینی

-    شناسایی چند و چون حاشیه نشینی

-3 روش تحقیق

این مقاله به شیوه اسنادی - کتابخانه ای و با بهره از مقالات و کتاب ها و سایت های اینترنت به جمع اوری اطلاعات مورد نیاز در چهارچوب اهداف تحقیق می پردازد و از شیوه تجزیه و تحلیل نظری و مبتنی بر دیدگاههای رایج در قالب مفاهیم و متغیرهای مورد بررسی استفاده نموده و به نتیجه گیری می پردازد.

-4 حاشیه نشینی

منطقه حاشیه نشین منطقه ای است که فقر در چهره آن شدید نمایان است ومیزان زاد وولد ومرگ ومیر کودکان ونو زا دان واعمال نا مشروع ، جرم و بزهکاری جوا نان ، ناهنجار یهای و مرگ ومیر عمومی درآ ن با لا ست به طوری که چنین مکانی معرف وضعیتی جهنم گونه در رو ی زمین ا ست

حاشیه نشینی بیانگر شکست در سیاستهای رسمی وعدم پاسخگویی به نیاز سرپناه کم درآمد ها است هنگامی که رسمی بودن در شهر یک امتیاز است که اغلب با کشیدن خطی مهند سی گرداگرد وضع موجود ومطلوب از نظر صاحبین قدرت و ثروت در شهر به دست آید و به بیانی رانت زمین ایجاد می نما ید آیا مما نعت از اسکان خود جوش به حاشیه رانده شدگان وپنا هجویان ورود به امتیازات شهرامری اخلاقی است ؟

شعاردرست "شهروند دانستن کم در آ مد ها"براین موضوع دلا لت دارد که این ساکنینن نه ازانتخاب بلکه ازنا چاری به اینگو نه اسکان روی آورده اند ،آنها نه برای قاچاق و بزهکاری ،بلکه برای بقا وارتقا ی زندگی شان آ مد ه ا ند ، آ نها نه برا ی عصیا ن و با چا لش کشیدن شهرها ، بلکه برای اصلاح و همبستگی با شهرها گام نها ده اند . آ یا می توان حق حضور در شهر را نادیده گرفت و پذیرایی آنها نبوده ؟وجالب آنست که توجه داشته باشیم ساکنین این سکونتگاهها به دلیل تامین مسکن وخدمات ارزان برای خود وبا کمترین بار برای "شهر رسمی " نیروی ذخیزه کار و بازاربا ارزشی اند که موجد رشداقتصادی شهر نیز هستند.

این پدیده که در پروسه زمانی و علل و عواملی ایجاد می شود واجد برخی علل در شکل گیری است :

-1  ضعف برنامه های مشخص وموثر برای پاسخگویی به نیاز سر پناه کم در آ مد در توزیع جغرافیایی مناسب .

-2 عدم پیش بینی فضای مسکونی کافی ومناسب اقشار کم درآمد در طرحهای کالبدی شهری واعمال استانداردهای خارج از استطاعت ایشان.

-3 دسترس ناچیز به نظام های رسمی اعتباری و وام مسکن برای کم درآمدها به ویژه شاغلین در بخش غیر رسمی با وجود باندهای قدرت نامشروع و سوداگرا ن زمین باز به موازات اهمال و ناتوانی در نظارت و کنترل ساخت و سازها به ویژه در فضای بینابینی شهرها.

-4 فقدان نهاد سازی برای تجهیز و تجمیع منابع اقشار کم درآمد وعدم حمایت وهدایت دولت در مورد خانه سازی خود دیار.

برای اولین بار در طول تاریخ در سال 2007 اکثریت جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند و تا سال 2030 ، 2 میلیارد نفر به جمعیت شهری اضافه خواهد شد و 20میلیون نفر از جمعیت روستایی جهان کاسته خواهد شد 

به موازات افزایش جمعیت شهری در دنیا ، شهرها با مسائل و مشکلات عدیده ای روبرو گردیده اند ، یکی از مسائلی که با رشد شهرنشینی شتابان ظاهر شده است پدیده اسکان و شرایط بد مسکنی است و طبق برآورد برنامه های اسکان بشر سازمان ملل متحد یک سوم از سه میلیارد نفر از ساکنین شهرها در زاغه ها و یا مکانهایی زندگی میکنند که شرایطی چون " ناامنی حق تصرف ، شرایط ساختاری نابهنجارمسکن ، دسترسی ضعیف به آب آشامیدنی سالم و تغذیه و تراکم بیش از حد " را دارا هستند و این ویژگیها در کشورهای توسعه نیافته به شیوه ی بارزی دیده می شود

محلات فقیر نشین اغلب به صورت غیررسمی در شهر گسترش یافته اند واغلب ساخت وسازهای آنها بدون مجوز و نامتناسب بامعیارهای شهرسازی است ،از حقوق شهروندی تحت عنوان حقوق سیاسی و اقتصادی کم و بیش برخوردارند یعنی آنها مثل ما حق رای دارند و از حقوق اقتصادی هم می توانند بهره مند باشند اما از یکی از حقوق اصلی که اجتماعی است محرومند ، یعنی آنها شهروند یک شهررسمی به حساب نمی آیند ، مکان زندگی آنها برای دولت ،سازمان آب ،برق ، ثبت وماننداینها قانونی ورسمی محسوب نمیشود

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید