بخشی از مقاله
چکیده :
موضوع بحث مقاله حاضر تبیین این مسئله است که آیا قرآن کلاماالله مجید، که کتاب همه مسلمانان است با دانش هرمنوتیک بهمعنای عام کلمه یعنی دانشی که درباره تفسیر و امکان تفسیر است، نسبتی دارد و چنانچه پاسخ ایجابی است و قرآن با تفسیر قرآن نسبت و ربطی ذاتی و طبیعی دارد، آیا میتوان این هرمنوتیک یعنی هنر فهم و تفسیر کلام االله را به مثابه هرمنوتیک خاص قرآن دانست . پس از آن باید تحقیق کرد که این هرمنوتیک خاص در مقایسه با دیگر دانشهایی که در جهان اسلام با قرآن مربوط و درباره موضوعات قرآنی است، نظیر کلام و حکمت، چه منزلت و پایگاهی دارد.
برای روشنشدن مبحث، باید اظهار داشت که هرمنوتیک قرآنی، در وهله اوّل، شیوهای است از تفسیر کلی و غیرمشروط که در تفسیرهای موجود منطوی است . تفاسیری که تاکنون درباره قرآن بخشی یا تمام آن ارائه شده، خود نشانه و دلیلی است بر اینکه امکان فهم و تفسیر از کتاب قرآن این کتاب مقدس و برترین کتاب مقدس وجود دارد . دانش هرمنوتیک، چیزی جز بیان حدود و شرایط تفسیر کتاب مقدس قرآن که تفاسیر موجود نمایانگر آن اند، نیست.
این دانش متضمن تبیین حدود و قلمرو و تفسیر و تحولات تفاسیر و امکان بسط تفاسیر جزیی و کلی درباره قرآن و اجزای آن از آیات و سور است . هرمنوتیک قرآنی، دانشی محدود به تفاسیر فقهی یا کلامی و یا حتی فلسفی از کتاب مقدس نیست. بلکه بهنحوی با همه قلمروها و فعالیتهای علمی و ذهنی انسان، در هنر، فرهنگ، سیاست و علوم اعم از طبیعی و یا انسانی و حتی علو م ریاضی مربوط است، بدیهی است چنین دانشی در زمینه ای از معرفتها، ادراکها و فرهنگهای آدمیان از گروهها، قومها و ملیتهای متنوع تکوین مییابد.
هرمنوتیک قرآن، چشم اندازهای متمایز فهم انسان های مؤمن و یا نامؤمن به کتاب را منعکس می کند. چنانچه قرآن به معرض فهم در نمیآمد، نه تفسیری از آن بود و نه اختلافی در فهم و تفسیر ظاهر می شد. انسان است که قرآن را تفسیر میکند؛ همانگونه که کتابهای مقدس دیگر و نیز کتاب های غیرمقدس را معنی و تفسیر میکند.
خداوند حکیم و جبرئیل امین - که رساننده وحی است - و پیامبر خاتم - ص - - که وحی بر او وارد می شود - ، به کتاب و وحی منزل نزدیک تر از آناند که نوع انسانی ازطریق تفسیر و فهم قرآن به آن . خداوند جل و علا که قرآن، تبیان سخن خداوندگاری اوست و خطاب به انسان ها آن را فرو فرستاده است تا از احکام او باخبر شدند و بر آن شیوه زندگی خود راست کنند، او را نیازی به دانستن قرآن نیست تا چه رسد به تفسیر و بسط و برگرفتن معنی از آن.
قرآن اگر سخن او است که قدیم است و اگر ساخته او است که باز هم قدیم است؛ از او جدا نیست تا خداوند آن را دانسته باشد، و همچون دیگر موارد علم خداوند، علم خداوند به قرآن ذاتی است نه اکتسابی. و از این دانسته آید که علم خداوند به قرآن، نه از فهم و فسر قرآن است؛ و خداوند انسان نیست که قرآن را به فهم و رأی دریابد و آن را بداند.
پیامبر ختمیمرتبت - ص - را چه نیاز به تفسیر است که بر او اوحی ما اوحی به ابلاغ آید. آری؛ آنگاه که او ه مچون دیگر آدمیان بر ساحت قرآن میل کند و در حیات خود، در حالات خود یا در ساعات با دیگران خواهد دریابد که قرآن در فلان و بهمان چه گفته است و به خاطره خود از قرآن رجوع کند به ظاهر مانند دیگران در قرآن مداقه و تدبیر کند و از آن سخن ها بازدریابد که ام الکتاب قرآن است و منزل و محمل دانشهای گفته و ناگفته آن است. اما از آن رو که او حامل همین وحی مهین و زبان برین قرآنی است، آنچه درباره قرآن گوید، از آنچه قرآن است، جدا نبود و نیست مگر وحی که براو آید؛ و برخلاف درک و فهم دیگر انسانها، در کلام او بین قرآن و تفسیر فاصل و فارق نیفتد.
پس، قرآن حضرت باری تعالی که کلام او است از آن رو که مظهر اسما و صفات ذات باری تعالی است، پیش از همه کلمه االله است؛ و چنین قرآنی، به فرموده امام علی - ع - ، خط مسطور بینالرفتین است و چون به ساحت انسان رسد
و انسان از آن بهره یابد، لاینطق بلسان و لابدله من ترجمان به فهم و تفسیر گرفتار شود و ممهور به مهر شهادت و تشهد و استشهاد آید . آن قرآن که صقع اسما و صفات خداوندی است، معری و مبری از تفسیر و به دور از آن است وذات قرآن به اسمای الهی، و به اسمای علیم و حکیم بازمی گردد و چون دیگر اوصاف خداوند، این نیز محدود نیست. حضرت حکیم تعالی برای اظهار حکم و اجرای و انفاذ آن، نیازی به تفسیر ندارد. او صاحب قرآن است، نه انیس و جلیس آن.
پیامبر ختمی، حضرت مصطفی که درود و صلوات خدا بر او باد صاحب قرآن است و انیس و جلیس قرآن . او نیز در مقام قربت به کلام االله، قرب قریب به حضرت حق و بعد بعید ازخلق وماسوی دارد . گرچه پیامبر اکرم - ص - نزدیکترین انسان به قرآن فهم و درکی متعالی از آن دارد، فهم قرآن در حضرت مظهریت جامع محمدی عنوان تفسیر و هرمنوتیک قرآن می یابد و در صدر تفاسیر و افهام مینشیند.
بعد از این مقدمه، واضح می نماید که فهم انسان درباره قرآن از »یا ارض ابلعی« تا »تبت یدا« درکنار علم خداوند حکیم به قرآن و یا رأی صاحب رایت وحی از قرآن نیست - 1 - . بنده چه دعوی کند حکم خداوند راست.
فهم محدود
انسانی بدان حد، چنان که باید، نیست تا آن را چونان که هست، دریاب. هرمنوتیک قرآن که تحت الشعاع مظهریت اسم علیم و اسم حکیم است، حدود این اسماءاالله و دیگر اسماءاالله و حدود وجودی و حدود علم الاسمایی
قرآنی را نیابد . پس، هرمنوتیک و تفسیر قرآن، از جانب فهم و درک انسان محدود و معین شود.
به اشاره تنبیه دهیم که ضروری ترین و اولیترین پرسش هرمنوتیک قرآن، پرسش از نسبت هستی و متن قرآن است . هستی که عام ترین موضوع فلسفی است، مرجع هرمنوتیک و هرمنوتیک فلسفی است و خود با قرآن که مرجع هرمنوتیک قرآنی است، در نسبت است و آنچنان که در علم الهی تبیین شود

