بخشی از مقاله
چکیده
با ظهور اسالم و پیشرفت و گسترش آن، به تدریج تمدنی پدید آمد ،که امروزه به ناام تمادن اساالمی یاا تمادن مسلمانان مشهور است. در عصر جهانی شدن، نقش منحصر به فرد خودمانبه انجام رساندن چهار هادف بازر است. در این پژوهش که از نوع کتابخانه ای وتوصیفی –تحلیلی است ،در پی ایجاد یک برنامه عملی وپویا برای اصالح تمدن جدید، تجدید حیات تمدن اسالمی و آمادگی برای تشکیل تمدن بازر جهاانی اماام عصار - عاج - در است،که برای این اقدام مهم برنامه هایی را در چهارحوزه در ایان مقالاه پیشانهاد نماوده ایام:
-1 حاوزه فاردی :الف - تقویت توانایی های فردی ب - تقویت ایمان واراده
-2 حوزه اجتماعی :الف - تحکیم بنیان خانواده ب - تقویات بنیانهای جامعه خود ج - همراه کردن دیگران با خود
-3حاوزه علمای :الاف - تالش بارای پیشاگام شادن در علام وفنآوری ب - استحکام بخشیدن به نظام اسالمی ج - تقویت عزت نفاس عماومی .
-4حاوزه جهاانی:الف - حضاور موثر وفعال در جامعه جهانی ب - تاکید بر محتوای عقالنی وخردمندانه دیان ج - بکاار گیاری بهتارین ابزارهاای رساندن پیام د - طرح انتظار بعنوان عام ترین وبنیاادی تارین تعاالیم دینای در عرصاه جهاانی ه - مباارزه باا ستمگران وتقویت روحیه فرهنگ جهاد،شهادت وصبر خ - برقراری عدل وعدالت چ - کیفیت ارتباش با بیگانگان ز - مبارزه همه جانبه عقالنی با افراش گرایی دینی در پرتو دکترین انتظار.
مقدمه وبیان مساله
فرهنگ تنها مربوط به مباحث کلان نیست بلکه اگر بخواهیم فرهنگمان را مطابق با آنچه که بزرگان و انبیای الهی به آن توجه داریم، تنظیم کنیم و تطبیق دهیم، باید به مسائل ریز نیز توجه شود زیرا برخی مواقع یکسری معضلات فرهنگی کوچک باعث میشود که مسائل و معضلات بزرگتر در جامعه بهوجود آید لذا اگر به فرهنگ مهدویت و انتظار ورود کردیم، ساختار و فرهنگ جامعه درست میشود.رسول خدا دعوت خود را در جامعه ای آغاز کرد که نشانه هایی بسیار اندک از تعقل و تفکر و دانایی در آن یافت می شد.
زندگی شان سرشار از خرافات و مظاهر جهل بود. شعر می سرودند، اما برای شراب، شکار، غارت، عشق حیوانی و بت. برای آمدن باران آتش می افروختند. شتر سالم را با آهن حرارت داغ می زدند تا شتر دیگری که مریض است بهبود یابد. اگر گاو ماده آب نمی خورد، گاو نر را می زدند تا دیو پنهان شده در شاخ های او خارج شود. گفته اند در میان این مردم فقط هفده نفر بودند که خواندن و نوشتن می دانستند. نبی اسلام آمد تا این آداب جاهلی را نابود کند و مردم را به سوی زندگی مبتنی بر تفکر و علم سوق دهد. - 1 - 1اولین آایاتی که بر رسول خدا نازل شد و آغازگر رسالت وی بود، درباره دانش و آموختن بود.اقرء بسم ربک الذی خلق... 2. - 2 - کتاب آسمانیش به دانایان برترری داد و اعلام کرد:
قل هل یستوی/ الذین یعلمون و الذین لا یعلمون انما یتذکر اولوا الالباب 3. - 3 - دعوت به تفکر، تعقل، تدبر و خردورزی در جای جای این کتاب آسمانی مشاهده می شود. نزول تدریجی آیات قرآن کریم و دعوت مکرر این کتاب به خردورزی و دانش از یک طرف و تشویق های دائمی رسول خدا از طرف دیگر، سد جاهلیت و خرافه گرایی را شکست و یکی از جاهل ترین جوامع آن روز را مشتاق علم ساخت. در حالی که در بزرگترین کشور متمدن آن روز، ایران فقط بخشی از مردم حق آموختن داشتند، رسول خدا نه تنها همه را دعوت به علم آموزی کرد، بلکه فرمود: »طلب علم بر هر مرد و زن واجب است
«.تحول مهمی که پس از ظهور اسلام در نظام سیاسی و اجتماعی رخ داد، توجه به حقوق اقشار مختلف جامعه و تدوین قوانین، از جمله قوانین اقتصادی، قضایی و سیاسی توسط فقیهان بود. منشاء اصلی چنین تحولی، قرآن کریم بود که مبانی حقوقی، مسئولیت ها و قوانین را مشخص کرده بود. سیره ی حکومت داری رسول خدا و پیشوایان ما منشاء دیگر این تحول بود. عهدنامه ی امیرمومنان به مالک اشتر، رساله الحقوق امام سجاد از اولین متن های مربوط به حقوق اجتماعی به شمار می آید.
-5توماس واکر وهمکاران ،میراث اسلام،ص:154 تدوین قوانین فردی و اجتماعی توسط فقیهان سبب می شد نظام زندگی فردی و اجتماعی در چارچوب معینی قرار گیرد،
مفهوم قانون و عمل به قانون، توسعه یابد و نظام حکومتی از شکل ابتدایی آن خارج شود و خالتی پیشرفته تر پیدا کند. این در شرایطی بود که جوامع آن روز از قوانین مدون که توسط مراکز علمی و تحقیقی تنظیم شده باشد، کم تر بهره می بردند.
اکنون اروپا ، قرن بیستم میلادی را پشت سرگذاشته و وارد قرن بیست و یکم شده است. حدود چهار قرن از تمدن جدید می گذرد و بسیاری از پیامدهای مثبت و منفی آن پدیدار شده است؛ می توان آن ها را برشمرد و درباره ی آن ها داوری کرد. شاید حدود چهار قرن پیش، برای معماران تمدن جدید پیش بینی این پیامدها سخت و مشکل بود. ما مسلمانان، مانند سایر امت ها و ملت ها، با این تمدن ارتباط مستقیم داریم؛ هم تحت تاثیر آن قرار می گیریم و هم می توانیم بر آن تاثیر بگذاریم. هر قدر که توانمندی، هوشیاری و کرامت نفس ما بیشتر باشد، قدرت تاثیرگذاری ما افزایش می یابد.
در پرداختن به بنیادی ترین موضوعات، دیدگاه تمدن جدید به جهان، انسان و دین را بیان می کنیم. جهان، در این دیدگاه، بیشتر منحصر به همین جهان مادی است. مراتب غیب عالم یا انکار می شود و یا اگر انکار نشود، ارتباطی با جهان طبیعت ندارد. گویی خداوند این جهان را آفریده و مانند یک ساعت آن را برای همیشه تنظیم کرده و به خود واگذار نموده است. گویی خداوند از جهان طبیعت غایب است و هیچ نظارت و دخالتی در آن ندارد.
انسان در این دیدگاه، یک موجود زنده ی طبیعی، مانند دیگر موجودات زنده ی شناخته شده، ولی پیچیده تر است، با یکسری نیازهای طبیعی و مادی. از بعد معنوی و فطرت الهی او، که او را مسجود فرشتگان و مقرب پروردگار می سازد، خبری نیست. او حق دارد این نیازهای طبیعی و مادی را در هر حدی که بخواهد تامین کند. آزادی و حق هر کس در برآوردن نیازهای طبیعی و تمایلات مادی را فقط آزادی و خق دیگران محدود می کند و خواست انسان محور همه چیز است و هیچ کس، حتی خداوند، محدود کننده ی او نیست
امام خمینی معتقدند دو اشکال بر تمدن مادی غرب وارد است: یکی آن که انسان را در ردیف سایر حیوانات قرار داده و تمامی استعداد ها و کمالات وی را با ترازوی ماده وزن میکند؛ دوم آن که آنان صرفا به ادراکات مادی و امور عینی اهمیت میدهند؛ یعنی صرف »عالم طبیعت« در حالی که عوالم دیگری نیز وجود دارد که از عینیت بیشتری نسبت به عالم طبیعت برخوردارند
دین در تاریخ تمدن جدید، به خصوص در این چند قرن اخیر، با نگاه های متفاوتی مواجه شده است؛ این نگاه ها که متاثر از حاکمیت کلیسا در قرون وسطی و در تقابل با اندیشه های دینی آن پدید آمده، عموما نگاهی منفی گراست.
یک نگاه غالب و گسترده این است که دین یک امر شخصی است و فقط بخش کوچکی از زندگی هر فرد را که مربوط به عبادت و راز و نیاز با خداست، در بر می گیرد و دارای کمترین ارتباط با زندگی اجتماعی و سیاسی انسان ها است. برخی دین را فقط دارویی برای درمان بیماری های عصر جدید و وسیله ای برای آرامش می پندارند. برخی نیز هیچ جنبه ی مثبتی در دین ندیده و آن را در کنار اموری مانند جادو و خرافه قرار داده و علت عقب ماندگی جوامع تلقی می کنند
غفلت از خداوند و خلاصه محرومیت جامعه ی غربی از یک تفکر عمیق و درست عقلی نسبت به هستی، انسان و خداست.

