بخشی از مقاله
چکیده:
قصاص به عنوان یکی از مجازاتهای اسلامی از فلسفهای چند بعدی برخوردار است. دلیل این امر نیز آن است که از یکسو به جای این که به عنوان یک حکم تکلیفی قطعی و لازمالاجرا تلقی شود، از مصادیق حق بوده که اختیار آن حسب مورد به ولی دم یا مجنیعلیه واگذار شده است؛ لذا ویژگیهای حق از جمله قابلیت اسقاط و انتقال و نقل را دارد و البته از مجموعه ادله قرآنی و روایی استنباط میگردد که عفو و گذشت اولی است.از سوی دیگر جامعه این حق را دارد که در صورت گذشت شاکی به سبب اختلال در نظم عمومی مرتکب را مجازات نماید.
مقدمه:
سیستم کیفری اسلام برای پاسداری از ارزشها ، تهذیب اخلاقی مجرم و ایجاد جامعهای سالم از طریق پیشگیری از جرم طراحی شده است. اسلام علاوه بر تدابیر غیرکیفری، مجازاتهای مختلفی را وضع نموده است. قصاص یکی از این مجازاتهاست که از دیرباز در جامعه بشری وجود داشته و ویژگی برجسته آن همانندی جرم و مجازات میباشد.
قانون مجازات اسلامی نیز در ماده 16 این مجازات را تعریف نموده است. دلیل کارآمدی قصاص آن است که از فلسفهای چند بعدی برخوردار میباشد؛ یعنی در عین اینکه از نظر اجرای عدالت و تناسب جرم و مجازات با دیدگاههای مبتنی بر سزادهی منطبق می باشد اما خالی از منطق فایدهگرایی نبوده و بحث ارعاب، ناتوانسازی و کنترل انتقامجویی را نیز مطمح نظر قرارداده است. این مقاله در صدد پاسخگویی به دو موضوع مهم میباشد.
در ابتدا باید بررسی نمود که مجازات قصاص حق است یا حکم؟ اهمیت پاسخ به این پرسش در این است که اگر قصاص را حق بدانیم بالتبع ویژگیهای نقل، انتقال و اسقاط پذیری حق را دارا است یعنی به جای آنکه حاکمیت الزام به اجرای آن را داشته باشد اختیار آن حسب مورد به ولیدم یا مجنیعلیه واگذار گردیده است.
پس از روشنشدن این موضوع باید این نکته مورد مداقه قرار گیرد که اجرای قصاص در اولویت است یا عفو و گذشت از آن.
قصاص حق یا حکم:
در این بحث به بررسی این موضوع میپردازیم که قصاص حق است یا حکم بدین معنا که آیا این امر در دست مجنیعلیه یا اولیاء دم او بوده که در اینصورت حق ایجاد شده قابل نقل و انتقال و اسقاط میباشد یا آن که حکم بوده و اختیار این امر به حاکم واگذار گردیده است.
براساس ادله اعم از ادلهای که بهطور مستقیم به قصاص اشاره نموده یا آنکه به عموم قاعده مقابله به مثل پرداخته است قصاص حق است و لذا ویژگیهای حق را دارا است و الا تأکید آیات و روایات مبنی بر عفو جانی از سوی اولیاء دم و مجنیعلیه معنا ندارد.
درخصوص ویژگیهای حق و وجود آن در قصاص نکات زیر مهم میباشد؛
اوّل: با توجه به ادله قاعده قصاص عموم فقها بر قابلیت اسقاط حق قصاص تأکید کردهاند
به همین دلیل قانون مجازات اسلامی در ماده 347 بیان میدارد: صاحب حق قصاص در هر مرحله از مراحل تعقیب، رسیدگی یا اجرای حکم می-تواند بهطور مجانی یا با مصالحه، دربرابر حق یا مال گذشت کند.
دوّم: براساس دیدگاه فقها قصاص همچنین قابلیت انتقالپذیری را دارد.
به عبارت دیگر اگر صاحب حق قصاص فوت نماید این حق به ورثه انتقال مییابد.
ماده 353 قانون مجازات اسلامی در اینخصوص بیان میدارد. هرگاه صاحب حق قصاص فوت کند حق قصاص به ورثه او میرسد حتی اگر همسر مجنی علیه باشد.
سوّم: در اینکه حق قصاص قابل نقل است یا خیر، اختلافاتی دیده میشود. برخی معتقدند قصاص قابل نقل نیست چون این حق برای تشفی خاطر اولیاء دم جعل شده است.
فقهایی نیز بدون ذکر دلیل چنین دیدگاهی دارند.
در مقابل برخی معتقدند فلسفه قصاص تنها تشفی خاطر زیاندیده یا اولیاء دم نیست زیرا اولاً در برخی موارد که ولیدم وجود ندارد باز هم حق قصاص ایجاد میشود ثانیاً قصاص کیفر معادل جنایت وارده بر جانی است لذا خصوصیتی در تشفی خاطر اولیاء دم نیست جز آنکه اجرای آن حس انتقامجویی قاتل را از میانبردمی. ثالثاً فقها اصولاً دادن وکالت در اجرای قصاص را پذیرفتهاند.
برخی فقها در ذیل بحث مربوط به حق و حکم، قصاص را به عنوان حقی که قابل اسقاط، نقل و اسقاط است معرفی کرده-اند
با توجه به مطالب گفتهشده محرز است که قصاص حق است نه حکم.
عفو در ادله قصاص:
لازم است برای شناخت جایگاه عفو در قصاص، این موضوع در ادله قصاص مورد بررسی قرار گرفته و جایگاه آن سنجیده شود.
ادله قرآنی:
در قرآن دو دسته آیات بهطور کلی به موضوع قصاص پرداختهاند. دستاوّله آیاتی که بهطور کلی به قاعده مقابله به مثل اشاره نموده است و قصاص نیز مهمترین مصداق این آیات استدسته. دوم آیاتی است که مستقلاً به مساله قصاص اشاره کرده است.
برای مثال آیه 179 سوره بقره به فلسفه قصاص پرداخته است. صاحب مجمعالبیان از قول مجاهد وقتاده میگوید: منظور از این آیه این است که زندگی شما در ایجاد قصاص است زیرا هرکس که قصد کشتن دیگری را کند همین قدر که متذکر قصاص شود از قصد خود منصرف میگردد و همین امر موجب تأمین زندگی افراد اجتماع میشود.
همچنین امام سجاد و امام حسن عسگری - ع - نیز با اشاره به این آیه فرمودهاند: که قصاص سبب استمرار حیات میشود هم برای کسی که اراده قتل کرده و هم برای کسی که قصد کشتن او را نموده بود و هم برای غیر آنها از مردم.
با وجود این، در آیات مختلف دسته اوّل و دوّم تأکید فراوانی بر عفو شده است که در ذیل به این آیات اشاره میکنیم؛
-1 آیه 32 سوره مائده:
خداوند در این آیه تأکید میفرماید که هرکس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد بر روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسانها را کشته و هرکسی انسانی را از مرگ رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.
براساس این آیه انسانها از جهت حقیقت وجودی مانند هم هستند و به همین دلیل کشتن یک انسان به معنای کشتن نوع بشر است و زنده کردن او نیز چنین معنایی دارد.
امّا در اینکه مصادیق آن چیست دیدگاههای مختلفی مطرح گردیده است. برخی معتقدند وجه غالب این آیه نجات انسانها از گمراهی است که این امر مانند دمیدن روح انسانیت است؛ همچنین خارجکردن انسان از هدایت نیز مانند قتل میباشد.
برخی روایات نیز این امر را مورد اشاره قرار دادهاند.
با این وجود بسیاری از مفسرین معنای آیه را عام دانسته و یکی از مواردی را که مصداق زنده کردن انسان معرفی کردهاند؛ عفو از قصاص است.
با این بیان ملاحظه میگردد که عفو از قصاص چه جایگاه والایی داشته و به مانند زنده کردن تمامی انسانها است.

