بخشی از مقاله

چکیده

در قلمرو ادبیات فارسی، حماسه در سبک خراسانی است و مختصات لفظی همان سبک را دارد که این مختصات و ویژگیها به همراه تفکیک دقیق و علمی موارد آن، در کتب سبکشناسی و انواع ادبی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته شده اما به لحن حماسی بهعنوان زیر مجموعه این سبک پرداخته نشده است.

منظور از لحن حماسی این است که شاعر، در همه کاربردهاي زبانی - واژگان و ترکیبات - ، صورخیال - بویژه تشبیه و استعاره - و صنایع بدیعی، از عناصر زبان شکوهمند و با صلابت حماسی استفاده کند. این مقاله به بررسی لحنحماسی در شعر موسوي گرمارودي پرداخته و تمام عناصري را که در ایجاد لحن حماسی مؤثّر بوده مورد بحث قرار داده است. موسوي گرمارودي از جمله شاعرانی است که در اشعار حماسی خود با توجه به نوع ادبی حماسه، فضا و لحن فخیم آن، عناصر حماسی را بهکاربرده است.

پیشینه تحقیق

در مجموعه مقالات کنگره ولایت و اهل بیت در گستره ادب فارسی - - 1373، ضمن مقاله »دریچهاي به سبکشناسی شعر انقلاب اسلامی« به قلم منوچهر اکبري، به حماسی بودن شعر موسوي گرمارودي در کنار دیگر شاعران معاصر، اشارهاي کوتاه شده است. همچنین، احمد خاتمی، در مقالهاي با عنوان »نگاهی به شعر انقلاب - 1381 - «، موسوي گرمارودي را شاعري حماسراه معرفی کرده، اما تاکنون به لحن حماسی در شعر وي، بهصورت مستقل پرداخته نشده است. بنابراین، نگارنده تلاش کرده است که بر اساس مجموعه اشعار موسوي گرمارودي، به بررسی لحن حماسی در شعر این شاعر بپردازد.

مقدمه

حماسه از ریشه - حمس، واژه اي تازي است که در لغت به معناي »تندي در کار«، «دلاوري« و »شجاعت« آمده و در فرهنگهاي فارسی نیز به معناي »دلاوري و شجاعت« بیان شده است. در اصطلاح، به قدیمیترین نوع ادبی گفته میشود که به گزارشی از احوال روزگاران نخست و تاریخ صدر جهان و شرح پهلوانی پهلوانان میپردازد. حماسه ها معمولاً بر پایه تاریخی نانوشته، اسطورهها و آرمانهاي مردم یک ملّت نوشته میشوند، به عبارت دیگر،»حماسه شعري روایی است که اعمال و کردار پهلوانان را در سبکی عالی و فاخر بیان میکند وکیفیت تاریخی، ملّی، مذهبی و افسانهاي آنها را شرح میدهد

لحن در لغت به معنی »آواز«، »آواز خوش و موزون« و یا »آهنگ و صوت« است و در اصطلاع موسیقی،»اجتماع اصواتی مطبوع را که با زیر و بمی خاص و ترتیبی معین در پی یکدیگر قرار گرفته باشند لحن گویند

در نقد و ادب معاصر فارسی، »لحن« برگردان واژه»کغپص« انگلیسی و عبارت از نگرش و احساس گوینده یا نویسنده نسبت به محتواي پیام است که از طریق فضاسازي زبان ایجاد میشود و از ارکان اساسی هر اثر ادبی است. لارنس پرین، لحن را بهعنوان طرز تلقی گوینده یا نویسنده از موضوع و خوانندگان یا شنوندگان تعریف میکند و بر این عقیده است که لحن رنگ یا معنی احساس اثر ادبی است که بخشی عمده از معناي کامل آن را تشکیل میدهد

باید گفت که نویسنده لحن را به کمک آرایش و گزینش واژگان و جملات آهنگ و ساختمان جملات تشبیهات استعارات، کنایات، نمادها و عبارات ادبی و تاریخی و فضاي سبکی مانند زبان موسیقی پدید میآورد. میتوان لحن را آستري از احساس و عاطفه دانست که گوینده کلام خود را با آن میپوشاند. بنابراین شاعر براي توصیف و برجستهس نمایی موضوع و حس و حالی که همه عناصر در شعر آفریده است از لحنی متناسب با موضوع بهره میگیرد، چنانچه موضوع شعر وي حماسه باشد از لحن حماسی استفاده میکند تا بتواند فضایی حماسی را در ذهن خواننده بوجود آورد.

مقصود ار لحن حماسی این است که شاعر در مجموع کاربردهاي زبانی؛ یعنی واژگان، ترکیبات و صورخیال بهویژه تشبیه و استعاره و صنایع ادبی از عناصر شکوهمند پهلوانی و حماسی استفاده کند، به بیانی دیگر اگر شاعر بتواند کاربردهاي زبانی را هر چه حماسیتر بیان نماید و فضایی حماسی را به خواننده منتقل کند گفته میشود که از لحن حماسی در شعر استفاده کرده است.

حماسه و لحن حماسی نه تنها در شعر کهن بلکه در شعر نو نیز وارد شده است. در اواخر دهه 40 و اوایل دهه50 همراه با اوجگیري مبارزات سیاسی ملّت ایران علیه نظام سلطنت، موج توانمندي از شعر معترض و مبارز در عرصه ادبیات ظهور کرد که آن را میتوان منشأ پیدایش شعر و ادبیات پرخروش دوران انقلاب اسلامی دانست در این دوره، توجه به مضامین سیاسی و اجتماعی یکی از رسالتهاي مهم شعر به حساب آمد و زمینه ظهور زبان و لحن حماسی در شعر انقلاب را پدید آورد و موسوي گرمارودي، از جمله شاعران انقلابی است که در اشعار وي توانمی تجلّی حماسه و لحن حماسی در ابعاد مختلف را دید. براي بررسی لحن حماسی در اشعار موسوي گرمارودي عناصر مؤثّر در این نوع لحن را با تفکیک در طیفهاي واژگان، ترکیبات، صورخیال، صنایع بدیعی، موسیقی و سبک، همراه با نمونههاي شعري این شاعر بیان میس کنیم.

واژگان

باید گفت که واژگان، یکی از کاربردهاي زبانی است که در ایجاد لحن مؤثّر است و این نوع لحن را در شعر آشکارتر سازدمی و نهایتاً فضاي حماسی شعر را به خواننده القا میکند. به بیانی دیگر،»واژهها علاوه بر اینکه ابزار عینی کردن مفاهیم و تصویر شعر هستند، در نمایش حس و حالت و ایجاد لحن نیز مؤثّر هستند - عمرانپور: - 135 : 1383، و در واقع، در سرعت بخشیدن یا کند کردن لحن نقش اساسی را ایفا میکنند. سرعت لحن را میتوان با همنشین کردن واژههاي کوتاه که مختوم به هجاي کوتاه است زیاد کرد و با همنشین کردن واژههایی که پایان و آغاز همسانی دارد به نهایت کندي رساند

موسوي گرمارودي با در نظر گرفتن این امر، لحن کلام خود را حماسی ساخته و حس حماسی را به خواننده نیز منتقل کرده است. آنجا که شکوه و عظمت امام حسین - ع - و حماسه حسینی را در خط خون به تصویر میکشد و میس گوید:

نام تو خواب را برهم میزند آب را طوفان میکند خرد در مصاف عزم تو جنون تنها واژه تو خون است، خون اي خداگون! 

همچنین در »سایه سار نخل ولایتبا« لحنی حماسی، بزرگی، شجاعت و مظلومیت حضرت علی - ع - را روایت میکند:

شگفتا! از شمشیرت خون منافق میچکد وهنوز با گریه یتیمکان کوفه هم نوایی!...

چگونه شمشیري زهرآگین، این کتاب خداوند را از هم میگشاید!

لحن شعر، متناسب با اینکه در آن هجاهاي کوتاه یا بلند، بیشتر آشکار باشد حالتی متفاوت پیدا میکند؛

معمولا در جاهایی که شاعر، لحن هیجانی و پرشتاب دارد از هجاهاي کوتاه بیشتر بهره میبرد و آن هنگام که لحن او با وقار و کشیده است؛ لحنی که متناسب با فضاي پرشکوه حماسی است؛ از هجاهاي بلند و کشیده استفاده میکند

موسوي گرمارودي، این ویژگی واژگان را در شعر حماسی خود بهکار گرفته تا بتواند لحن حماسی را آنچنان که شایسته است به خواننده القا کند:

گر از تیغ او میغ موید همی //   سر سرکشان را بجوید همی
ما از تبار پاك هابیل زمانیم //   امروز میجنگیم تا فردا بمانیم
دیروز ما دروازهها را خود گشودیم //   در قادسیه، فاتحان ما خویش بودیم

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید