بخشی از مقاله
چکیده:
یکی از عواملی که سبب عدم پیشرفت یا پیشرفت اندک یک جامعه میباشد، عدم همکاری و تعاون در بین افراد آن جامعه میباشد. پیشرفت یک جامعه در گرو همکاری و همدلی افراد آن جامعه است. نظریه اقتصاد نئوکلاسیک جریان غالب، تاکید ویژهای بر مکانیزم بازار دارد؛ اما با وجود آنکه بازار مکانیزم مناسبی برای تولید ثروت است، در مواردی که در یک جامعه برای پیشرفت نیاز به همکاری بین اعضای جامعه میباشد، این مکانیزم شکست میخورد. طور کلی یک سیستم اقتصادی را میتوان به دو بخش سودجو و غیر سودجو تقسیم کرد.
اسلام به موازات بازار بدون آنکه مکانیزم بازار را همچون کمونیست نفی کند یک بخش غیر سودجوی اقتصادی را با ابزارهای مشخصی، تبیین کرده است تا با ایجاد همکاری بین افراد، جامعه به کارامدترین نتایج دست یابد. از جمله این ابزارها میتوان به وقف و صدقه و. .. اشاره کرد. در این مقاله ابتدا با استفاده از نظریه بازیها نقص مکانیزم بازار نشان داده میشود و سپس نقش ابزارهای تعدیل ثروت اسلام بیان میشود. در نهایت یک شاخص جهت نمایش سهم بخش غیر سودجوی یک سیستم اقتصادی ارائه میشود.
مقدمه:
عامل اصلی پیشرفت - توسعه - چیست؟ چرا بعضی از کشورها ثروتمندتر میباشند؟ در طول چند دهه اخیر، علم اقتصاد پاسخهای متفاوتی به این سؤالات داده است. تقسیم کار، انباشت سرمایه، تجارت خارجی، پیشرفت تکنولوژی و.. . . . عواملی هستند که هر یک در دورهای به عنوان عامل اصلی رشد و توسعه اقتصادی مطرح شدهاند و تقریباً تمرکز اقتصاددانان فقط بر عوامل اقتصادی بود.
بر اساس تاریخ نگاری و وقایع توسعه، به ظاهر تا اوایل دهه 60، توسعه فرآیندی اقتصادی و تکنولوژیکی بشمار میآمد که صرفاً به متغیرهای کمی همچون افزایش سرانه تولید ناخالص ملی و افزایش اشتغال میپرداخت.[1] اما به تدریح با مطالعه شرایط مختلف کشورهای توسعه نیافته، عوامل غیر اقتصادی همچون روانشناسی و جامعه شناسی نیز مد نظر قرار گرفت.
یکی از عوامل غیر اقتصادی موثر بر عملکرد اقتصادی یک جامعه نهادها میباشد. در اوایل قرن بیستم سه اقتصاددانان معروف یعنی وبلن، کامونزو میچل، مکتب اقتصاد نهادگرا را به عنوان رهیافت تحلیل منسجم از نقش این عامل در توسعه اقتصادی مطرح کردند. داگلاس نورث نهادها را مجموعه قوانین بازی موجود در یک جامعه میداند.
میتوان خصوصیات مشترکی را برای نهادها بر شمرد. این خصوصیات عبارتند از: -1 همه نهادها متضمن کنش و واکنش میان کنش گران میباشند.
-2 همه نهادها از تعدادی ویژگی، ایدههای مشترک و عادات جاری برخوردارند.
-3 نهادها از یکسو مولد و از سویی مولود تلقیها و انتظارات افرادند.
-4 نهادها به طور نسبی بادوام و خود تقویت کنندهاند و نسبتاً از ویژگیهای پایداری برخوردارند.
-5 نهادها به ارزشها و فرآیندهای ارزشیابی هنجاری، مشروعیت میبخشند و آنها را موجه میسازند.
تمامی نهادها و سازمانها از پنج ویژگی فوق به طور یکسان برخوردارند.
یکی از نهادهای تأثیر گذار بر جامعه، نهادهای دینی میباشد. آیا دین، پیامدهای اقتصادی را تحت تأثیر قرار میدهد؟ یکی از موضوعاتی که از اواخر دهه 1970 به ویژه پس از دهه 1990 مورد توجه جدی محافل پژوهشی و حتی آموزشی اقتصاد قرار گرفته، پیوند دین و اقتصاد است.
دین اسلام به مقوله توسعه و پیشرفت نه فقط از جنبه رشد اقتصادی، بلکه از یک منظر جامع به تمام جنبههای زندگی انسانی مینگرد و ترقی معنوی انسان را نیز مد نظر دارد؛ لذا از این باب است
269 که توصیه میشود به جای واژه توسعه از واژه پیشرفت استفاده شود. ”دقت کنیم که »توسعه«، » پیشرفت « نیست. پیشرفت ترجمه واژه « Progress » و توسعه ترجمه واژه « Development » است. این قول جا افتادهای است که » پیشرفت «، توسعه نیست.
پیشرفت جهات فرهنگی، معنوی، اخلاقی و ابعادی متناظر و متناسب با فرهنگ یک جامعه دارد که الزاماً ممکن است در تعریفی خاص از توسعه قرار نگیرد. وقتی فیالمثل توسعه را با الگوهای رایج آن در نظر میگیریم، در آنجا نمیتوان از تعالی اخلاقی و معنوی دم زد بلکه باید بیشتر به دنبال توسعه اقتصادی بود. حتی زمانی که بحث توسعه همهجانبه مطرح میشود، باز در آن ابعاد اخلاقی و معنوی را نمیتوان دید.1“ در نتیجه در الگوی پیشرفت نباید مسائل را فقط با معیار تولید ثروت مورد ارزیابی قرار داد.
مبادلاتی که در یک اقتصاد انجام میشود را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
الف - مبادلاتی که جهت ایجاد ثروت و سود صورت میگیرد؛
ب - مبادلاتی که هدف اصلی آن ایجاد سود و ثروت مادی نمیباشد؛ مانند: وقف، زکات، هدیه، صدقه و.. .
مهمترین انتقادی که به اقتصاد نئوکلاسیک وارد میشود، این است که همکاری و تعاون در جامعه را نمیتواند توضیح دهد. نورث بیان میکند که آنچه که این فروض متداول - فروض نئوکلاسیکی - کم دارند درک تشریک مساعی و تعاون میان انسانها میباشد.
فروض اساسی اقتصاد نئوکلاسیک را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
-1 انسان ذاتاً خودخواه است و عقلایی رفتار میکند.
-2 هدف عالی پیشرفت مادی است]که فرد خود به خود برای رسیدن به آن تلاش میکند.
-3 هر شخصی تمایل ذاتی دارد که رفاه مادی خود را حداکثر کند.
-4 او همچنین میداند و میتواند تصمیم بگیرد چه کالاهایی برای او خوب است و میتواند آنها را رتبه بندی کند.
-5 مطلوبیت یک فرد به مطلوبیت دیگران بستگی ندارد.
طبق این فروض، موقعیتهایی میتواند در عمل به وجود آید که نفع شخصی یک فرد در تضاد با نفع اجتماع باشد، که از چنین موقعیتهایی به عنوان معمای زندانی یاد میشود. معماهای اجتماعی دارای دو ویژگی زیر میباشند:
- 1 - افراد جامعه در واکنش به تقابلهای اجتماعی، استراتژیای را انتخاب میکنند که تحت هر شرایطی پیامد - اقتصادی - شخصی آنها را حداکثر میکند - در نظریه بازیها به این استراتژی، استراتژی غالب گفته میشود -
- 2 - اگر تمام افراد استراتژی غالب شخصی خود را پیگیری کنند، پیامدی کمتر از حالت استراتژی همکاری اجتماعی عایدشان میشود و چه بسا در برخی از موارد پیامد صفر عایدشان شود.
طبق اصول اقتصاد نئوکلاسیک، در معماهای اجتماعی هر فرد وسوسه میشود به خاطر نفع 963 شخصی از سود اجتماعی بلندمدت صرفنظر کند

