بخشی از مقاله
چکیده
آموزش شهروندي از دوران کودکی باید به گونه اي باشد که کودك را درگیر مشارکت همه جانبه با اجتماع ومحیط پیرامون خود کند.همچنین به کودك روش تصمیم گیري وقضاوت عادلانه را درروابط اجتماعی آموزش دهد واحترام متقابل به همنوعان را براي او به وجود آورد.
درتحقیق حاضر خواهیم دید که کاوشگري فلسفی با فراهم کردن فرصت گفتن وشنیده شدن ،تقویت شیوه هاي همکاري وکارگروهی،توانایی بخشیدن به افراد براي استدلال ونقدکردن،تقویت مهارتهاي ارتباطی ومشارکتی و. زمینه قدرتمندي را فراهم می کندتا کودکان دریابند خود می توانند درون تشکیلاتی در جوي مملو ازتوجه وایمنی کارگزار باشند.در چنین فضایی فلسفه براي کودکان به آنها کمک می کند تا ارتقاء یابند وبه عنوان شهر وند حقوق خودرا تمرین کنند.
مقدمه
در دنیاي امروزي آموزش اخلاقیات وحقوق شهروندي از اهمیت بالایی برخوردار است .اما متاسفانه به نظر می رسد در کشور ماخیلی جدي گرفته نشده است.بسیاري از تخلفات رانندگی ،عدم رعایت نوبت در صف ،ناسزا گویی وهتک حرمت دیگران در کوچه وخیابان واخیراً در فضاي مجازي ،دزدي ،اعتیاد حتی بعضاًدر قشر تحصیل کرده گواه این مطلب است .اگر آموزش اخلاق و حقوق شهروندي را از کودکی و به شیوه درست آغاز کنیم بسیاري از ارزشها براي افراد درونی می شوند ونیاز به کنترل اجتماعی ندارند.منظور ازانجام این تحقیق این مهم است که فرزندانمان را چگونه تربیت کنیم تا هنگامی که کنترل کننده اي حضور ندارد،آنها به شیوه صحیح رفتار کنند. - ارزشهاي درونی شده -
آموزش فلسفه به کودکان با فراهم آوردن محیط همدلی واطمینان کودکان در جوي قرار می دهندکه در کنار همسالانشان به تحلیل وتفکر در امور اخلاقی وانتزاعی بپردازند، مباحثه وتمرین کنند وآنچه درون ذهن دارند با دیگران در میان بگذارند.نظرات دیگران را بشنوند، مقایسه کنندوبالاخره خودشان با انتخاب رفتار صحیح دست به خوداصلاحی بزنند.
تاریخچه - فلسفه براي کودکان چیست؟ -
» لیپمن:1« باخود اندیشیدم مسئله اي که در دانشگاه شاهدش هستیم در آن مقطع حل شدنی نیست .چراکه تفکر چیزي است که بایستی خیلی پیشتر از اینها ،پیش از آنکه عادت تفکر ریشه بدواند ، آموخته شود،به نحوي که تا پایان تحصیلات دبیرستان ، دانش آموز با تفکرکارآمد وآزاد اندیشی خوگرفته باشد.
»لیپمن« برانگیخته شد تادست به ابداع چنین برنامه اي بزند.زیرامعتقدبودمدارس توانایی آموزش تفکر به دانش آموزان راندارند.مشاهده ضعف مهارت تفکردر دانشجویانش در دانشگاه کلمبیا -جایی که اوفلسفه تدریس می کرد- براین عقیده وي صحه می گذاشت.
سوال اواین بود »چراباید بچه هاي چهار،پنج یا شش ساله سرشار از کنجکاوي ،خلاقیت ورغبت بوده ،همواره جویاي توضیح بیشتر وبیشتر باشند،ولی بارسیدن به هیجده سالگی منفعل وغیرنقاد شده،ازیادگیري خسته وکسل شوند؟« تاکید اصلی برنامه ي وي بر همین دیدگاه است که عادات تفکر آزاد اندیش وتوانمند را می توان باتجربه و تمرین تثبیت یا نهادینه کرد. »لیپمن«معتقد است که آموزش وپرورش می تواند کودکان را متحول کند ،البته براي چنین امري باید آموزش و پرورش خود متحول شده به جاي معلومات، تفکرراسرلوحه قرار دهد.
از این رو »لیپمن« می خواهد موضوع جدیدي به برنامه تحصیلی افزوده شود :فلسفه. ازروزگار سقراط ، گفتگو راه موثري براي یافتن پاسخ اساسی ترین پرسشهاي زندگی به شمار آمده است و»لیپمن« همین سنت را به عنوان راهی براي بنیانگذاري فلسفه در برنامه ي مدارس برگزید.»لیپمن« به پیروي از »ویگوتسکی2«،معتقد است که زبان ابزار لازم براي تفکررافراهم می کندوکودکان با مشارکت وهمکاري،قادر به تفکردر سطح بالاتري می شوند.هدف کلی فلسفه براي کودکان که وي وگروهش ابداع کرده اند ،ایجاد مباحثه ي فلسفی به وسیله ي آفرینش جامعه هاي کاوشگر درسطح کلاس است.

