بخشی از مقاله

چکیده

جستار حاضر ضمنِ اشاره به مفهوم فرهنگ و عنایت به فرهنگ دینی، با تبیین رابطهي میان دین و فرهنگ نشان میدهد که دین به عنوان جديترین عنصر فرهنگ و تمدن، رابطهي بسیار زیادي در شکلگیري مفهوم ارزشمندي به نام »فرهنگ دینی« دارد و میزان تکاملیافتگی فرهنگ دینی، نسبت مستقیم با میزان تحقق دینداري در جامعه دارد.

از سوي دیگر، بررسی مفهوم سبک زندگی و لزوم عنایت به سبک زندگی دینی و ارتباط آن با فرهنگ، نشان میدهد که سبک زندگی، بخشی از فرهنگ است و دامنهي فرهنگ بسیار فراتر از سبک زندگی است؛ در نتیجه به موازات پیشرفت جامعه در زمینهي نهادینه شدن فرهنگ دینی و استقرار و استمرار آن در جامعه، سبک زندگی دینی نیز رشدي نظرگیر خواهد داشت.

-1 مقدمه

در عصر حاضر، رفتارهاي فرهنگی ملتها به دلیل اهمیت و نقش تعیین کنندهي فرهنگ در استقلال و خوداتکایی جوامع، معنایی بسیار وسیع و پردامنه به خود گرفته است. بعد فرهنگی، به دلیل نقش عمدهي خود در معرفی هویت و تمدن جوامع، ذهن بسیاري از اندیشمندان را به خود مشغول داشته و جد و جهدهاي بسیاري در شناخت ابعاد مختلف حوزهي فرهنگ صورت گرفته است.

از دیگر سو، جمهوري اسلامی ایران به دلیل برخورداري از منابع غنی اسلامی و سرمایههاي مذهبی از دیرباز مطمع نظر استعمارگران و سلطهجویان بوده است؛ بنابراین در شرایط کنونی که کشور ما مورد هجمهي شدید فرهنگی واقع شده است، اصلاح رفتارهاي فرهنگی و سبک زندگی یکی از اصولیترین شیوهها محسوب میگردد که هرگاه گام برداشتن در این مسیر، منطبق با موازین اسلامی و بر مبناي تعالیم و فرهنگ دینی اسلام صورت پذیرد، میتوان نتایج و دستاوردهاي ارزشمندي را از چنین جامعهاي انتظار داشت.

اصلاح فرهنگِ بیمار یا به عبارتی بیماريهاي فرهنگی جامعه، که با نفوذ و رسوخ تفکرات و نگرشهاي غربی منجر به القاي بیاستعدادي و ناتوانیِ ملت در دستیابی به آرمان استقلال فرهنگی میشود، میتواند به عنوان کاملترین، اصولیترین و زیربناییترین راهکار در راستاي اصلاح سبک زندگی تلقی شود. امروز، جمهوري اسلامی ایران بیش از پیش نیازمند حرکت در مسیر پویایی و نشاط فرهنگی، که ارمغان فرهنگ ناب محمدي - ص - است، میباشد تا بتواند براي دست یافتن به اهداف متعالیِ اسلام، قلههاي استقلال و خودکفایی فرهنگی را با موفقیت پشتسر بگذارد؛ زیرا استقلال فرهنگی، عنصريترین راه رسیدن به استقلال سیاسی و اقتصادي است.

اهداف و آرمانهاي دینی در نظام اسلامی ایران، تنها از طریق واقع شدن در مدار انقلاب و بازگشت به عزّت اسلامی و فرهنگ قرآنی میسّر است و جبههي فرهنگی در چنین شرایط حساسی که سالهاست گرفتار چنگالهاي تیز هجمههاي غرب شده، نیازمند تقویت و تجدید قوا از سوي کلیهي فعالان عرصهي فرهنگ میباشد. بدین ترتیب آنچه در اولویت اهداف پژوهشِ حاضر مورد تأکید است، استقرار و استمرار ارزشهاي اسلامی به جاي تفکرات آسیبپذیر و رفتارهاي نادرست در سبک زندگی است که گرچه دستیابی به چنین توفیقات ارزندهاي، هزینه و زمان زیادي میطلبد، لکن از آنجا که به حمایت از منافع و مصالح جامعهي اسلامی خواهد انجامید و دستاورد بزرگی چون عزّت و اقتدار اسلامی را در پی خواهد داشت، بسیار ارزشمند و درخور توجه است.

با عنایت به این آرمانها، هدف پژوهش حاضر شناخت مفهوم، جایگاه، اهمیت و پیوند میان فرهنگ و سبک زندگی دینی می باشد. روش تحقیق، کاربردي و بر مبناي مطالعات کتابخانهاي بوده و با توجه به اهمیتِ موضوع و گستردگی حوزهي فرهنگ، جامعهي هدف، کلیه اقشار جامعه را شامل میشود.

نوشتار حاضر بر آن است که ضمنِ بررسی مفاهیم فرهنگ و استقلال فرهنگی، با عنایت به فرهنگ دینی و تعالیم ناب اسلامی، به تبیین رابطهي میان سبک زندگی اسلامی با فرهنگ دینی و نیز پیوند موجود میان دین و فرهنگ و الزامات فرهنگسازي در جامعه با اشاره به الگوهاي دینیِ مسلمانان بپردازد و ضمن بررسی مفهوم سبک زندگی و لزوم پردازش به سبک زندگی دینی، رابطهي میان فرهنگ دینی و سبک زندگی اسلامی را تبیین نماید و ضمن پرداختن به سبک زندگی اسلامی، با تأکید بر جایگاه فرهنگ دینی در پویایی و پایاییِ سبک زندگی اسلامی در جامعه، پیشنهادها و راهکارهایی چند ارائه نماید.

-2 آشنایی با مقولهي فرهنگ

واژهي فرهنگ - - culture از گستردهترین مفاهیمی است که در دنیاي امروز با معانی متعدد استعمال میگردد. فرهنگ در اغلب لغتنامههاي فارسی به معنی ادب و تربیت، دانش و معرفت، آداب و رسوم و یا عقل و خرد آمده است - معین، ذیل واژهي فرهنگ - . »فرهنگ عبارت است از مجموعهي تافته و تنیدهي سازوار شدهاي از بینشها، منشها و کنشهاي پایدار در بستر زمینی و بازهي زمانیِ مشخصی که چون هویتِ جمعی و طبیعت ثانويِ طیفی ازآدمیان، صورت بسته باشد -

فرهنگ به عنوان یک مجموعهي کاملا منسجم و پویا، جریان سیال و روانی است که همواره مؤلفهها و عناصر فرهنگی با ماهیتی فرهنگی در آن جریان دارد و فراگیري آن در یک محیط خاص یا نهادینه شدن آن در یک جامعه، به صورت تدریجی و به مرور زمان میسر است. از این منظر میتوان حوزهي فرهنگ را در نگاه کلان، حوزهي جهتدهنده و هادي ملتها دانست. فرهنگ یک ملت به فرمودهي رهبر فرزانهي انقلاب، شاکلهي معنوي آن ملت است که شاخصهاي مصداقی آن اخلاق، آداب، رفتارهاي فردي و اجتماعی، خلقیات و خصال ملی میباشد که از روي این شاخصها میتوان هویت و شاکله معنوي یک ملت را دریافت

بخش عمدهي فرهنگ هر کشور به پیشینهي تاریخ و تمدن آن کشور بازمیگردد. »مطالعهي فرهنگ درحقیقت "انسانشناسیِ انضمامی" است؛ یعنی آنگاه که انسان به انضمامِ "محیط"، "زمان"، "مکان" و دیگر ظروفِ زیستیِ او مورد مطالعه قرار میگیرد، در حقیقت فرهنگ مطالعه میشود

از اینروست که مقولهي فرهنگ، فراخناي ساحتی بسیار وسیع را شامل میشود که آداب و رسوم، اخلاقیات، عقاید، هنرها و بسیاري از کلیات تمدن و هویت یک جامعه را دربر میگیرد. رهبر فرزانهي انقلاب، فرهنگ را به عنوان یک جهتدهنده به تصمیمهاي کلان کشور میدانند و معتقدند که حرکت یک جامعه، بر اساس فرهنگی است که بر ذهن آن جامعه حاکم است. فرهنگ مانند توري است که ماهیها بدون آنکه بدانند، درون آن حرکت میکنند و به سمتی هدایت میشوند

از این منظر میتوان حوزهي فرهنگ را بازوي مستحکم یک جامعه دانست که با تمام گستردگی و عظمت خود قادر است سایر حوزههاي سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادي و نظامی را تحتالشعاع قرار داده و با منفعل نمودن باورها و گرایشات افراد در درازمدت، در درون عقاید و باورها رسوخ نماید و از این طریق بر تمامی اجزاي زندگی انسان تأثیرگذار باشد.

در پرتو این نگاه، مقوله فرهنگ عنصر فعالی است که با تعیین مرزهاي یک جامعه و نفوذ در باورهاي مردم، هویت آنان را شکل میدهد و موجبات تمایز یک ملت از سایر ملل را فراهم میآورد. »بیشک بالاترین و والاترین عنصرى که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل میدهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بُعدهاى اقتصادى، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوى باشد ولی پوچ و پوك و میانتهی است

همین فرهنگ است که به ارزشها و باورهاي افراد یک جامعه جهت میبخشد. از این دیدگاه رفتارهایی چون آیینها و سنتهاي ملی- مذهبی، مراسم عزاداري یا ازدواج، احترام به مصادیقی که به لحاظ اخلاقی فضیلت محسوب میشود و متقابلا پرهیز از رذایل اخلاقی و بسیاري از این قبیل همگی در حکومت اسلامی، زیر چتر مقولهاي به نام فرهنگ گرد میآیند تا با ماهیتی فرهنگی در جامعه به عنوان ارزش یا ضدارزش بارگذاري و ترویج شوند.

در وصیتنامهي سیاسی- الهی حضرت امام - ره - ، که گنجینهي کاملی از نکتههاي ناب و نایاب است، سخنگفتن از ارزش و جایگاه حساس فرهنگ، ناشی از تدبیر و آیندهنگريِ دقیق ایشان در باب چالشهاي پیش روي کشور است که امروز باید به عنوان نسخهاي شفابخش در جامعه اجرایی شود. ایشان، فرهنگ یک کشور را سرمنشأ آیندهي موفق یا تباهشدهي ملتها میدانند و معتقدند براي اصلاح کشور، ابتدا باید فرهنگ اصلاح شود: »راه اصلاح یک مملکت، فرهنگ آن مملکت است. اصلاح باید از فرهنگ شروع شود«

- همان،. - 14 :1367 از این منظر، اصلاح فرهنگ و امور مربوط بدان میتواند با ارتقاي سطح سلامت زندگی، بسیاري از مشکلات کشور را مرتفع سازد. فرهنگ مقولهاي است که به عنوان یک مجموعهي پیچیده و درهم تنیده، به اشکال گوناگون در جوامع گوناگون رایج است و از آنجا که بخشهاي مختلفی نظیر باورها، آیینها، هنرها، سنتها و رسوم و اندیشهها را دربرمیگیرد، میتواند به عنوان یک پدیدهي مؤثر و فعال، از سوي افراد آن جامعه فراگیري شود. از این رهگذر، فرهنگ مقولهاي است قابل آموزش و قابل انتقال به غیر که میتواند با سرایت به نسلهاي بعدي، هویت و تمدن یک ملت را از خطر فراموشی و نسیان مصون و محفوظ بدارد.

از آنچه در باب تعریف و جایگاه فرهنگ بیان شد به روشنی آشکار است که استقلال در این حوزه، مهمترین نقش را در تقویت، استحکام و رسیدن به استقلال در سایر حوزهها داراست. »استقلال فرهنگی نهادینه شدن ارزشها و هنجارهاي جامعه را در پی دارد که نتیجهي آن مقاومت و ایستادگی در مقابل فرهنگ بیگانه است. بر این اساس، فرهنگ و ارزشهاي هر جامعه یک عنصر نیرومند در حفظ استقلال آن است

در متن اصلی مقاله به هم ریختگی وجود ندارد. برای مطالعه بیشتر مقاله آن را خریداری کنید