بخشی از مقاله
چکیده
دین اسلام، فراتر از یک آیین رسمی است. اسلام یک شیوه ی کامل برای زندگی در همهی اعصار میباشد، به طوری که روشهای حصول عالیترین درجات کمال را در همهی شئون و جوانب زندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و غیره ارائه نموده است. شهر نیز به عنوان کانون زیست و فعالیت انسانها، مورد توجه اسلام بوده است؛ به گونهای که میتوان شهر اسلامی را مکان تبلور جمیع آموزههای اسلامی دانست که در این صورت آرمان شهری که در طول دوران مختلف، انسانها جستجو میکردهاند، تحقق خواهد یافت.
در واقع، صبغهی الهی و معنوی، متمایزترین ویژگی شهر اسلامی محسوب میگردد که زیبایی و کمالﹺ همه جانبه از مراتب آن است. در دنیای امروز که با انواع چالشهای شهری در خصوص مسائل اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و غیره روبرو هستیم، بدون شک رجوع به اصول نظری و عملی شهر اسلامی به عنوان یک پارادایم کامل و یک پارچه، راهگشای مشکلات کنونی خواهد بود. در پژوهش حاضر، چالشها و بحرانهای شهرهای معاصر و قابلیت بهرهگیری از اصول و مبانی اسلام در مواجهه با این مسائل، بررسی گردیده است.
۱- مقدمه
در تمام اعصار، دارندگان افکار شگفتانگیز و آفریننده از »هیپوداموس دومیلته« تا »لوکوربوزیه« ، شهر الگو، آرمانی، با ثبات، محدود و منظم را که انسان از زندگی در آن احساس خوشبختی میکند، به تصویر کشیده و شرح دادهاند. بیشتر آنها توانستهاند در مقیاسی اندک، خواستههای خود را به واقعیت درآورند و برخی دیگر، هیچ موفقیتی نداشتهاند.
این انسانها ترجمان برخی گرایشهای عصر خود بودند و نیاز همیشگی بشر را منعکس میکردند. جامعهشناسانی همچون »آنری لوفابور« آشکارا خواهان عدالت در شهر برای محرومان هستند. به گفتهی وی باید »شهر را عوض کرد.« و »زندگی را تغییر داد.« برخی نظریههای سیاسی و نظامهای مولود آنها، در ایجاد عدالت اجتماعی توفیقی نداشتهاند. هنوز هم باید در جستجوی راه حل بود. - باستیه و دزر، ۲۸۳۱، ۵۵ - شهرها و سایر مجتمعهای زیستی نمونههای خاص محیط زیست مصنوع میباشند.
نظمدهی محیط زیست در واقع نظمدهی چهار عامل میباشد: - ۱ - فضا - ۲ - مفهوم - ۳ - ارتباط - ۴ - زمان. شهرسازان و طراحان همواره به کار نظمدهی فضا مشغول بودهاند. فضای مصنوع در فرهنگهای سنتی، فضایی مقدس است و نه فضای هندسی منتسب به فرهنگهای تکنیک زده. به محیط زیست میتوان به عنوان مجموعهای از روابط میان عناصر و مردم نگریست که این روابط دارای نظمی خاص هستند؛ این گونه روابط عمدتاﹰ فضایی بوده و اصولاﹰ رابطهی میان عناصر و مردم بر اساس درجات گوناگون تمایز فضایی تعیین میشود.
در حقیقت، شهری با خانههای درونگرا اساساﹰ با شهری که خانههای آن برونگرا هستند، متفاوت است. چنین نظامی را میتوان بیان فیزیکی محدودهها نیز دانست. در واقع، طراحی و شهرسازی از منظرسازی مناطق گرفته تا ترتیب مبلمان داخلی اتاقها، نوعی از نظام فضایی بر اساس قواعد گوناگون منبعث از فرهنگ جمعی و یا انفرادی برای رسیدن به اهداف گوناگون میباشد.
هر فرهنگ سنتی مبین نوعی نظم مقدس میباشد که از واحد مسکونی تا مجتمع زیستی و از آن به تمامی منظر و منطقه کشیده شده است. بنابراین برای درک مجتمعهای زیستی سنتی میبایستی به عنوان بیان کالبدی فضاهای مقدس نگریست.
در فرهنگهای سنتی، نظم اصولاﹰ نظمی مقدس بوده است که هدف اصلی آن، بخشیدن نظمی به این جهان درهم و برهم از طریق تقلید از یک نظم ایدهآل چون نظم و هماهنگی برین بوده است. - راپوپورت، ۴۸۳۱، ۲۴۴-۱۲۴ - شماری از عوامل وجود دارند که در زمینه نظم و طرح ظاهر شهر اسلامی، نقش قاطعانهای ایفا کردند. شهر اسلامی علاوه بر موقعیت طبیعی - توپوگرافی - محلی و ویژگیهای کالبدی، بازتاب دهنده ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی عام جامعه جدیدالتأسیس بود.
برای برونرفت از تشتتها و تفرقهایی که امروزه مبتلابه شهرهای ما شدهاند، تحقیق ﮊرف در آثار گذشته به منظور یافتن چارچوب کالبدی مناسب برای ساخت و ساز شهرها، ضروری و باارزش است؛ اما به شرطی که با دیدی نقادانه و به دور از افسونگرایی باشد. بیشک، تمدنی که برای همه عرصههای تعالی انسان مسلمان، رهیافتهای کارآمدی دارد برای محوریترین عرصههای زیست مادی و معنوی انسان، نمیتواند گفتنیهای درخور توجهی نداشته باشد. گفتمان مبانی شهرسازی در فرهنگ و تمدن اسلامی، افزون بر وجوه فنی و هنری ارزشمندی که برآن مترتب است، بسیاری از عرصههای مکتوم تمدن را تنویر و تبیین خواهد کرد. شهر اسلامی را به سادگی میتوان جرح و تعدیل داده تا با استانداردهای زندگی و قابلیت کارکردی مدرن تطابق پیدا کند و سازگاری بالای آن با محیط فرهنگی، اجتماعی و مذهبی و طبیعیمان را حفظ کند.
2- مفهوم شهر
به یک مجتمع زیستی نه بر اساس ویژگیهای خاص بافت آن و یا حتی مجموعهای از این عناصر بلکه بر اساس عملکردی خاص که همان بخشیدن نظم به یک منطقه و ایجاد فضای مفید میباشد، میتوان واﮊهی شهر اطلاق نمود. ظاهراﹰ امروزه این نظریه مورد قبول عموم صاحبنظران واقع شده است؛ بنابراین، هر تعریفی از شهر که از اعتباری فرهنگی برخوردار باشد، میبایستی از مجتمع زیستی یاد کند که به طریقی سرزمین و یا منطقهی وسیعتری را به نظم درآورد

